اسحاق بن محمد نخعی

آشنایی اجمالی

ابو یعقوب اسحاق بن محمد بن احمد بن ابان کوفی[۱] بصری[۲] معروف به «الأحمر»[۳]، از قبیله نخع و از نوادگان مالک اشتر نخعی، که از زمره راویان طبقه هفتم به شمار می‌آید، از اصحاب امام جواد، امام هادی و امام عسکری(ع)[۴] است. وی اگرچه دوران این سه امام را درک کرده، اما طبق منابع حدیثی روایتی مستقیم از آنان نداشته و تنها با یک واسطه از آن بزرگواران نقل کرده است[۵]. اسحاق از محدثانی همچون حسن بن ظریف، عبدالسلام بن صالح و محمد بن حسن بن شمون حدیث آموخته و روایت کرده است[۶]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان علی بن محمد و محمد بن مسعود عیاشی می‌باشند[۷].

درباره شخصیت اسحاق بن محمد، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: برخی چون ابن غضائری، کشی، شیخ طوسی، خطیب بغدادی و ذهبی وی را محدثی ضعیف و غیرموثق دانسته و مدعی شده‌اند که او کذاب، وضاع و از غالیان بوده و به الوهیت امام علی(ع) یا تفویض اعتقاد داشته است[۸]. در مقابل، جمعی از محققان با استناد به قرائنی بر حسن حال و وثاقت وی تأکید کرده‌اند. محمد بن مسعود عیاشی نوشته است که اسحاق احادیث افراد ثقه را در اختیار او قرار داده و از حافظ‌ترین کسانی بود که با وی ملاقات کرده است[۹]. طبق روایتی که کشی نقل می‌کند، گویا اسحاق احادیثی از مفضل بن عمر در موضوع تفویض در اختیار داشته که همین امر منشأ اصلی اتهام غلو به وی شده است[۱۰]. افزون بر این، روایات او در فضائل ائمه(ع) مطابق با مسلمات اعتقادی شیعه ارزیابی شده است.

وی در حدود سال‌های ۲۴۰[۱۱] ۲۸۰[۱۲] و ۲۸۶[۱۳] درگذشت و کتاب‌های «اخبار السید»[۱۴]، «مجالس هشام»[۱۵]، [۱۶] و «کتاب الصراط»[۱۷] از آثار اوست[۱۸].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. خاستگاه قبیله نخع، شهر کوفه بوده است بدان جهت در بعض اسناد از راوی با عنوان اسحاق بن محمد بن ابان الکوفی یاد شده است.
    سمعانی: النخعی بفتح النون و الخاء المعجمة بعدها العین المهملة، هذه النسبة إلی النخع، و هی قبیلة من العرب نزلت الکوفة، و منها انتشر ذکرهم...؛ الانساب، ج۱۳، ص۶۲، ش۴۰۹۱.
    ابن اثیر جزری: النخعی: بفتح النون و الخاء و بعدها عین مهملة- هذه النسبة إلی النخع، و هی قبیلة کبیرة من مذحج، و اسم النخع جسر بن عمرو بن علة بن جلد ابن مالک بن أدد، و قیل له النخع لأنه انتخع من قومه أی بعد عنهم، نزل بیشة و نزلوا فی الإسلام الکوفة. ینسب إلیهم من العلماء الجم الغفیر...؛ اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۳۰۴. در کتب رجال از جمله رجال طوسی بسیاری از راویانی که به النخعی منسوب گشته‌اند، کوفی‌اند.
  2. علت انتساب راوی به کوفی و بصری، شاید بدان جهت است که مدتی در هر دو شهر سکونت داشته است.
  3. خطیب بغدادی علت اتصاف راوی به احمر را این دانسته است که وی دچار بیماری برص بوده و از روغن مخصوصی استفاده میکرده که سبب تغییر رنگ پوست و قرمز شدنش میشده است: کان أبرص، فکان یطلی البرص بما یغیر لونه فسمی الأحمر لذلک. (تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۷۷).
  4. رجال الطوسی، ص۳۸۴، ش ۲۴ و ص۳۹۷، ش۱۱؛ خلاصه الأقوال، رجال العلامة الحلی، ص۲۰۰، ش۳.
  5. الکافی، ج۷، ص۸۵، ح۲؛ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۲۷۴، ح۲؛ نوادر المعجزات، ص۱۵۰، ح۲۳؛ عیون المعجزات، ص۱۳۷.
  6. ر. ک: الکافی، ج۱، ص۳۲۷ (ح۹ و ۱۰)، ۳۲۸ (ح۱۲)، ۵۰۸ (ح۹)، ۵۰۹ (۱۳)، ج۳، ص۳۹۲، ح۲۱، ج۴، ص۱۸۱، ح۶، ج۵، ص۹۴، ح۱۰؛ معانی الأخبار، ص۱۱۱، ح۳؛ إثبات الوصیة، ص۲۵۱؛ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۱۷۹، ش۳۱۱؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۷۵، ش۳۴۱۳.
  7. ر.ک: الکافی، ج۱، ص۵۰۸، ح۹؛ کمال الدین، ج۱، ص۲۹۳؛ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۷۰ (ح۱۲۵)، ۱۸۶ (ش۳۲۹) و ۵۳۱ (ش۱۰۱۵)؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۷۵، ش۳۴۱۳.
  8. یادآوری: در رجال شیخ طوسی عنوان اسحاق بن محمد النخعی ذکر نشده، بلکه اسحاق بن محمد البصری آمده است که متحد با نخعی است - چنان که خواهد آمد - ولی آنچه ابن حجر به رجال طوسی نسبت داده، در این کتاب وجود ندارد.
    ابن الغضائری، الرجال، ص۴۱، ش۱۴؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۷۵ - ۳۷۷، ش۳۴۱۳؛ میزان الاعتدال، ج۱، ص۱۹۶، ش۷۸۴؛ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۳۲۲، ح۵۸۴؛ رجال الطوسی، ص۳۸۴، ش۵۶۵۳.
  9. «قَالَ أَبُو عَمْرٍو: سَأَلْتُ أَبَا النَّضْرِ مُحَمَّدَ بْنَ مَسْعُودٍ، عَنْ جَمِيعِ هَؤُلَاءِ...وَ أَمَّا أَبُو يَعْقُوبَ إِسْحَاقُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِيُّ: فَإِنَّهُ كَانَ غَالِياً وَ صِرْتُ إِلَيْهِ إِلَى بَغْدَادَ لِأَكْتُبَ عَنْهُ وَ سَأَلْتُهُ كِتَاباً أَنْسَخُهُ فَأَخْرَجَ إِلَيَّ مِنْ أَحَادِيثِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ فِي التَّفْوِيضِ، فَلَمْ أَرْغَبْ فِيهِ فَأَخْرَجَ إِلَيَّ أَحَادِيثَ مُنْتَسِخَةً مِنَ الثِّقَاتِ، وَ رَأَيْتُهُ مُولَعاً بِالْحَمَامَاتِ الْمَرَاعِيشِ وَ يُمْسِكُهَا، وَ يَرْوِي فِي فَضْلِ إِمْسَاكِهَا أَحَادِيثَ، قَالَ، وَ هُوَ أَحْفَظُ مَنْ لَقِيتُهُ»؛ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۵۳۰ - ۵۳۱، ش۱۰۱۴.
  10. رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۵۳۰، ش۱۰۱۴؛ منهج المقال، ج۲، ص۲۸۵.
  11. هدیة العارفین، ج۱، ص۱۹۸.
  12. الوافی بالوفیات، ج۸، ص۲۷۴.
  13. لسان المیزان، ج۱، ص۳۷۳؛ الأعلام، ج۱، ص۲۹۵.
  14. ر.ک: رجال النجاشی، ص۳۷، ش۱۷۷.
  15. ر.ک: رجال النجاشی، ص۳۷، ش۱۷۷.
  16. ر.ک: لسان المیزان، ج۱، ص۳۷۰، ش۱۱۶۲.
  17. هدیة العارفین، ج۱، ص۱۹۸.
    بعضی از نویسندگان معتقدند کتاب‌های توحید و الصراط یکی هستند؛ نه دو اثر مستقل.
    زرکلی می‌نویسد: عمل کتاباً فی التوحید سماه الصراط أتی فیه بزندقة و قرمطة؛ زرکلی، الاعلام، ج۱، ص۲۹۵.
  18. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۳، ص۵۳۲-۵۵۶.