آشنایی اجمالی

ابن حجر[۱] نام وی را در بخش چهارم الاصابه (توهمات) آورده است؛ اما ابن منده (م۳۹۵) از وی در شمار صحابه یاد کرده است. مستند ابن منده بخشی از روایتی است که ابوسلمه به نقل از بشر بن بشیر اسلمی از پدرش بشیر چنین نقل کرده است: هنگامی که شماری از صحابه رسول خدا(ص) به مدینه هجرت کردند، با کم آبی مواجه شدند، مردی از بنی‌غفار چاهی به نام رومه داشت که در قبال دریافت پول، آب می‌داد. رسول خدا(ص) فرمود: این چاه را به چاهی در بهشت به من بفروش. مرد غفاری گفت: ای رسول خدا، همه دارایی من و خانواده‌ام همین چاه است. برخی نیز گفته‌اند: این چاه متعلق به مردی از یهود بود که در آن را می‌بست و می‌رفت و مسلمانان بدون آب می‌ماندند از این رو به رسول خدا(ص) شکایت کردند[۲] و آن حضرت فرمود: چه صدقه و چه وقف خوب است، مسلمانی این چاه را بخرد و وقف مسلمانان کند[۳]، عثمان بن عفان نصف[۴] یا همه آن را به چهارصد دینار خرید و وقف بر مسلمانان کرد[۵].

سبب توهم ابن منده بر صحابی بودن رومه این جمله عثمان شده که پس از خریدن چاه نزد رسول خدا(ص) آمد و پرسید: «أتَجْعَل لی مِثلَ الذی جعلت لِرومَة عِینَاً فی الجَنّه؟»؛ آیا برای من نیز مثل همان چاهی که برای صاحب چاه در بهشت قرار دادی، قرار می‌دهی؟ ابن منده از عبارت «جعلتَ لِرُومَة»، گمان کرده است که رومه نام شخص است. در حالی که رومه نام چاه است و شاهد بر این مطلب آن است که بغوی، ابن‌شاهین و طبرانی عبارت را چنین آورده‌اند: «أتَجعَلُ لِی مِثلَ الذی جعلتَ له؟، یعنی ضمیر را به صاحب چاه برگردانده‌اند» که معنا چنین می‌شود: آیا همان چیزی را که برای آن شخص (صاحب چاه) قرار دادی برای من نیز قرار می‌دهی؟[۶]. افزون بر این، بلاذری[۷] گفته است که بئر رومه، نام چاهی قدیمی بود که گروهی از مزینه که هم‌پیمان انصار بودند، آن را اصلاح و بازسازی کردند و رومه نام زنی از آنان بود که از چاه آب می‌کشید و چاه به نام آن زن شهرت یافت، بعدها رسول خدا(ص) بر آن آب دهان افکند و آب آن گوارا شد[۸]. علامه امینی[۹] ضمن ضعیف دانستن سند روایت بالا (خریدن چاه از سوی عثمان و هدیه آن به رسول خدا(ص)) می‌گوید: راویان این روایات دروغین از اهل بصره که زیر پرچم اصحاب جمل جنگیده‌اند، پنداشته‌اند که می‌توانند با این روایات ساختگی چیزی بسازند، تا این واقعیت را که مردان صالح و شخصیت‌های برجسته و پرهیزکار بصره علیه عثمان همداستان گشته‌اند، از نظرها بپوشانند و دامن وی را از آلایش خلافکاری‌ها و انحرافاتش بری سازند. علامه سید جعفر مرتضی عاملی[۱۰] نیز به جهت تناقض در متن‌های مختلف این روایت در صحت آن تشکیک کرده است.[۱۱]

منابع

پانویس

  1. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۴۹.
  2. عینی، عمده القاری، ج۱۲، ص۱۴۵.
  3. احمد بن حنبل، المسند، ج۱، ص۷۰؛ ترمذی، السنن، ج۵، ص۲۹۰؛ نسائی، السنن، ج۶، ص۴۷؛ ابن قدامه، الشرح الکبیر، ج۴، ص۲۲.
  4. شوکانی، نیل الاوطار، ج۵، ص۲۴۱.
  5. بخاری، صحیح بخاری، ج۴، ص۲۰۲؛ بیهقی، السنن الکبیر، ج۶، ص۱۶۷؛ ابن شبه نمیری، تاریخ مدینه المنوره، ج۱، ص۱۵۲ و ج۳، ص۱۱۱۳.
  6. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۴۴۹.
  7. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۰۰.
  8. با کمی اختلاف در شهرت این چاه، بنگرید: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۲۹.
  9. علامه امینی، الغدیر، ج۹، ص۳۳۸.
  10. سید جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج۴، ص۱۶۳.
  11. محمدی، رمضان، مقاله «رومه غفارى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۵۶-۳۵۷.