سوره عصر در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
صد و سومین [[سوره]] [[قرآن]] و سیزدهمین آن به [[ترتیب نزول]]، نازل شده در [[مکه]] با موضوع زیانکار بودن [[انسان]] و راه [[نجات]] او از این [[خسران]]. این سوره را «عصر» مینامند زیرا [[خداوند]] در اولین [[آیه]] آن، «عصر» [[سوگند]] یاد کرده است.
صد و سومین [[سوره]] [[قرآن]] و سیزدهمین آن به [[ترتیب نزول]]، نازل شده در [[مکه]] با موضوع زیانکار بودن [[انسان]] و راه [[نجات]] او از این [[خسران]]. این سوره را «عصر» مینامند زیرا [[خداوند]] در اولین [[آیه]] آن، «عصر» [[سوگند]] یاد کرده است.


{{متن قرآن|وَالْعَصْرِ}}<ref>«سوگند به روزگار» سوره عصر، آیه ۱.</ref>. به همین دلیل نام دیگر آن {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ}} است. دارای ۳ آیه، ۱۴ کلمه و ۷۳ حرف است. از نظر حجم از سوره‌های «مفصلات» و در گروه «قصار» و سوره‌های بسیار کوچک قرآن است. آخرین سوره از سوره‌های بیست و سه‌گانه‌ای است که با سوگند آغاز می‌شود.
{{متن قرآن|وَالْعَصْرِ}}<ref>«سوگند به روزگار» سوره عصر، آیه ۱.</ref>. به همین دلیل نام دیگر آن {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ}} است. دارای ۳ آیه، ۱۴ کلمه و ۷۳ حرف است. از نظر حجم از سوره‌های «مفصلات» و در گروه «قصار» و سوره‌های بسیار کوچک قرآن است. آخرین سوره از سوره‌های بیست و سه‌گانه‌ای است که با سوگند آغاز می‌شود.


در این سوره، خداوند به عصر سوگند یاد کرده است که بی‌گمان انسان در [[زیانکاری]] است، مگر کسانی که [[ایمان]] آورده‌اند و کارهای [[شایسته]] کرده‌اند و همدیگر را به [[حق]] و [[صبر]] و [[شکیبایی]] سفارش کرده‌اند<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۲۶۸؛ تفسیر الجلالین، ص۸۲۰.</ref>. این سوره تمامی [[معارف قرآنی]] و مقاصد مختلف آن را در کوتاه‌ترین بیان خلاصه کرده است. و این سوره از نظر مضمون، هم می‌تواند مکی باشد و هم [[مدنی]]، چیزی که هست به مکی بودن شباهت بیشتری دارد<ref>المیزان.</ref>. {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللهِ{{صل}}: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْعَصْرِ خَتَمَ اللَّهُ لَهُ بِالصَّبْرِ وَ كَانَ مَعَ أَصْحَابِ الْحَقِّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}} کسی که سوره والعصر را بخواند خداوند با صبر برای او به پایان میرساند و [[روز قیامت]] همراه با [[اصحاب]] [[حق]] می‌باشد<ref>کشف الاسرار، تفسیر سورآبادی، ص۲۸۶۵.</ref>.
در این سوره، خداوند به عصر سوگند یاد کرده است که بی‌گمان انسان در [[زیانکاری]] است، مگر کسانی که [[ایمان]] آورده‌اند و کارهای [[شایسته]] کرده‌اند و همدیگر را به [[حق]] و [[صبر]] و [[شکیبایی]] سفارش کرده‌اند<ref>دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص۱۲۶۸؛ تفسیر الجلالین، ص۸۲۰.</ref>. این سوره تمامی [[معارف قرآنی]] و مقاصد مختلف آن را در کوتاه‌ترین بیان خلاصه کرده است. و این سوره از نظر مضمون، هم می‌تواند مکی باشد و هم [[مدنی]]، چیزی که هست به مکی بودن شباهت بیشتری دارد<ref>المیزان.</ref>. {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللهِ {{صل}}: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْعَصْرِ خَتَمَ اللَّهُ لَهُ بِالصَّبْرِ وَ كَانَ مَعَ أَصْحَابِ الْحَقِّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}} کسی که سوره والعصر را بخواند خداوند با صبر برای او به پایان میرساند و [[روز قیامت]] همراه با [[اصحاب]] [[حق]] می‌باشد<ref>کشف الاسرار، تفسیر سورآبادی، ص۲۸۶۵.</ref>.


واژه «عصر» در اصل به معنی فشردن است و سپس به وقت عصر اطلاق شده، به خاطر این که برنامه‌ها و کارهای روزانه در آن پیچیده و فشرده می‌شود. سپس این واژه به معنی مطلق [[زمان]] و دوران [[تاریخ]] [[بشر]] و یا بخشی از زمان، مانند [[عصر ظهور اسلام]] و [[بعثت]] [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} و امثال آن استعمال شده است، به همین جهت، در [[تفسیر]] این سوگند، [[مفسران]] احتمالات زیادی گفته‌اند:
واژه «عصر» در اصل به معنی فشردن است و سپس به وقت عصر اطلاق شده، به خاطر این که برنامه‌ها و کارهای روزانه در آن پیچیده و فشرده می‌شود. سپس این واژه به معنی مطلق [[زمان]] و دوران [[تاریخ]] [[بشر]] و یا بخشی از زمان، مانند [[عصر ظهور اسلام]] و [[بعثت]] [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} و امثال آن استعمال شده است، به همین جهت، در [[تفسیر]] این سوگند، [[مفسران]] احتمالات زیادی گفته‌اند:
#بعضی آن را اشاره به همان وقت عصر می‌دانند، به قرینه این که در بعضی دیگر از [[آیات قرآن]] به آغاز [[روز]] [[سوگند]] یاد شده است {{متن قرآن|وَالضُّحَى}}<ref>«سوگند به روشنایی روز» سوره ضحی، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ}}<ref>«و به بامداد چون بردمد» سوره مدثر، آیه ۳۴.</ref>. این سوگند به خاطر اهمیتی است که این موقع از روز دارد زیرا در این هنگام [[نظام]] [[زندگی]] و [[حیات]] [[انسان‌ها]] دگرگون می‌شود، کارهای روزانه پایان می‌گیرد، پرندگان و حیوانات به لانه‌های خود باز می‌گردند، [[خورشید]] سر در افق فرو می‌کشد و هوا تدریجاً رو به [[تاریکی]] می‌رود. این دگرگونی، [[انسان]] را به [[قدرت]] لایزال [[الهی]] که بر این [[نظام حاکم]] است متوجه می‌سازد و در [[حقیقت]] نشانه‌ای از [[نشانه‌های توحید]] و آیتی از [[آیات]] [[پروردگار]] است که [[شایسته]] سوگند می‌باشد.
# بعضی آن را اشاره به همان وقت عصر می‌دانند، به قرینه این که در بعضی دیگر از [[آیات قرآن]] به آغاز [[روز]] [[سوگند]] یاد شده است {{متن قرآن|وَالضُّحَى}}<ref>«سوگند به روشنایی روز» سوره ضحی، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ}}<ref>«و به بامداد چون بردمد» سوره مدثر، آیه ۳۴.</ref>. این سوگند به خاطر اهمیتی است که این موقع از روز دارد زیرا در این هنگام [[نظام]] [[زندگی]] و [[حیات]] [[انسان‌ها]] دگرگون می‌شود، کارهای روزانه پایان می‌گیرد، پرندگان و حیوانات به لانه‌های خود باز می‌گردند، [[خورشید]] سر در افق فرو می‌کشد و هوا تدریجاً رو به [[تاریکی]] می‌رود. این دگرگونی، [[انسان]] را به [[قدرت]] لایزال [[الهی]] که بر این [[نظام حاکم]] است متوجه می‌سازد و در [[حقیقت]] نشانه‌ای از [[نشانه‌های توحید]] و آیتی از [[آیات]] [[پروردگار]] است که [[شایسته]] سوگند می‌باشد.
#بعضی دیگر آن را اشاره به سراسر [[زمان]] و [[تاریخ]] [[بشریت]] دانسته‌اند که سرشار از درس‌ها، عبرت‌ها و حوادث تکان دهنده و بیدارگر است. بنابراین آن چنان عظمتی دارد که شایسته سوگند الهی است.
# بعضی دیگر آن را اشاره به سراسر [[زمان]] و [[تاریخ]] [[بشریت]] دانسته‌اند که سرشار از درس‌ها، عبرت‌ها و حوادث تکان دهنده و بیدارگر است. بنابراین آن چنان عظمتی دارد که شایسته سوگند الهی است.
#بعضی روی قسمت خاصی از این زمان مانند عصر [[قیام]] [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} یا عصر [[قیام مهدی]]{{ع}} که دارای ویژگی و [[عظمت]] خاصی در تاریخ [[بشر]] بوده و هست انگشت گذارده و سوگند را ناظر به آن می‌دانند.
# بعضی روی قسمت خاصی از این زمان مانند عصر [[قیام]] [[پیغمبر اکرم]] {{صل}} یا عصر [[قیام مهدی]] {{ع}} که دارای ویژگی و [[عظمت]] خاصی در تاریخ [[بشر]] بوده و هست انگشت گذارده و سوگند را ناظر به آن می‌دانند.
#بعضی نیز به همان ریشه لغوی این واژه برگشته و سوگند را ناظر به انواع فشارها و مشکلاتی می‌دانند که در طول زندگی انسان‌ها رخ می‌دهد آنها را از [[خواب غفلت]] بیدار می‌کند، به یاد [[خداوند بزرگ]] میاندازد و [[روح]] [[استقامت]] را در بین آنان پرورش می‌دهد.
# بعضی نیز به همان ریشه لغوی این واژه برگشته و سوگند را ناظر به انواع فشارها و مشکلاتی می‌دانند که در طول زندگی انسان‌ها رخ می‌دهد آنها را از [[خواب غفلت]] بیدار می‌کند، به یاد [[خداوند بزرگ]] میاندازد و [[روح]] [[استقامت]] را در بین آنان پرورش می‌دهد.
#بعضی دیگر آن را اشاره به [[انسان‌های کامل]] می‌دانند که عصاره [[عالم هستی]] و [[جهان]] آفرینش‌اند.
# بعضی دیگر آن را اشاره به [[انسان‌های کامل]] می‌دانند که عصاره [[عالم هستی]] و [[جهان]] آفرینش‌اند.
#بالاخره بعضی آن را ناظر به «[[نماز عصر]]» شمرده‌اند، به خاطر اهمیت ویژه‌ای که در میان [[نمازها]] دارد؛ زیرا آنها «[[صلاة]] وسطی» را که [[قرآن]] روی آن تأکید خاصی به عمل آورده نماز عصر می‌دانند.
# بالاخره بعضی آن را ناظر به «[[نماز عصر]]» شمرده‌اند، به خاطر اهمیت ویژه‌ای که در میان [[نمازها]] دارد؛ زیرا آنها «[[صلاة]] وسطی» را که [[قرآن]] روی آن تأکید خاصی به عمل آورده نماز عصر می‌دانند.


با این که تفسیرهای فوق با هم تضادی ندارد و ممکن است همه در معنی [[آیه]] جمع باشد و سوگند به تمام این امور مهم یاد شود، ولی در میان آنها از همه مناسب‌تر، همان عصر به معنی [[زمان]] و [[تاریخ]] [[بشر]] است؛ چراکه سوگندهای [[قرآن]] همواره متناسب با مطلبی است که [[سوگند]] به خاطر آن یاد شده و مسلم است که [[خسران]] [[انسان‌ها]] در [[زندگی]]، نتیجه گذشتن [[زمان عمر]] آنها است و یا عصر [[قیام]] [[پیغمبر]] خاتم{{صل}} به خاطر این که برنامه چهار ماده‌ای ذیل [[سوره]] [[ایمان]]، [[عمل صالح]]، سفارش به [[حق]] و سفارش به [[صبر]]] در چنین عصری نازل گردیده است<ref>تفسیر نمونه.</ref>.
با این که تفسیرهای فوق با هم تضادی ندارد و ممکن است همه در معنی [[آیه]] جمع باشد و سوگند به تمام این امور مهم یاد شود، ولی در میان آنها از همه مناسب‌تر، همان عصر به معنی [[زمان]] و [[تاریخ]] [[بشر]] است؛ چراکه سوگندهای [[قرآن]] همواره متناسب با مطلبی است که [[سوگند]] به خاطر آن یاد شده و مسلم است که [[خسران]] [[انسان‌ها]] در [[زندگی]]، نتیجه گذشتن [[زمان عمر]] آنها است و یا عصر [[قیام]] [[پیغمبر]] خاتم {{صل}} به خاطر این که برنامه چهار ماده‌ای ذیل [[سوره]] [[ایمان]]، [[عمل صالح]]، سفارش به [[حق]] و سفارش به [[صبر]]] در چنین عصری نازل گردیده است<ref>تفسیر نمونه.</ref>.


[[میبدی]] نوشته است: {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ}}<ref>«سوگند به روزگار که آدمی در زیانمندی است» سوره عصر، آیه ۱-۲.</ref>. [[حق]] جل جلاله و عظم شأنه قسم یاد می‌کند به ایام دهر که محل [[عبرت]] ناظر است و اثر [[قدرت]] آن [[قادر]] که [[آدمی]] همیشه در کاست است و در زیان، خراب عمر و مفلس [[روزگار]] و حیران. هر روزی که بر وی به [[غفلت]] می‌گذرد جزوی از اجزاء عمر وی می‌کاهد و به [[روز]] آخر نزدیک می‌گردد، در نقصان می‌رود و می‌پندارد که می‌فزاید. به [[نقد]] [[عصیان]] می‌آرد و [[طاعت]] با فردا می‌افکند. گفتی: بکنم کار تو به نوا فردا، و آن کو که ترا ضمان کند تا فردا؟!
[[میبدی]] نوشته است: {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ}}<ref>«سوگند به روزگار که آدمی در زیانمندی است» سوره عصر، آیه ۱-۲.</ref>. [[حق]] جل جلاله و عظم شأنه قسم یاد می‌کند به ایام دهر که محل [[عبرت]] ناظر است و اثر [[قدرت]] آن [[قادر]] که [[آدمی]] همیشه در کاست است و در زیان، خراب عمر و مفلس [[روزگار]] و حیران. هر روزی که بر وی به [[غفلت]] می‌گذرد جزوی از اجزاء عمر وی می‌کاهد و به [[روز]] آخر نزدیک می‌گردد، در نقصان می‌رود و می‌پندارد که می‌فزاید. به [[نقد]] [[عصیان]] می‌آرد و [[طاعت]] با فردا می‌افکند. گفتی: بکنم کار تو به نوا فردا، و آن کو که ترا ضمان کند تا فردا؟!


[[رسول خدا]]{{صل}} که مهتر و بهتر [[خلق]] عالم بود و [[برگزیده]] و بر کشیده حق بود، می‌گوید: هیچ بامداد برنخاستم که شبانگاه را چشم داشتم. و هیچ شب نخفتم که بامداد را [[منتظر]] بودم. و هیچ لقمه در دهن ننهادم که [[گمان]] بردم که پیش از [[مرگ]] از خوردن آن لقمه فارغ شوم. و آن مهتر{{صل}} در [[دعا]] بسیار گفتی: «خداوندا تو ما را زندگانی ده در حلاوت طاعت و مردگی ده در [[پاکی]] از [[وحشت]] و زلت. و ما را به [[حضرت]] خویش بر، نه تشویر زده [[کردار]] و نه خجل گشته روزگار<ref>کشف الاسرار.</ref>.
[[رسول خدا]] {{صل}} که مهتر و بهتر [[خلق]] عالم بود و [[برگزیده]] و بر کشیده حق بود، می‌گوید: هیچ بامداد برنخاستم که شبانگاه را چشم داشتم. و هیچ شب نخفتم که بامداد را [[منتظر]] بودم. و هیچ لقمه در دهن ننهادم که [[گمان]] بردم که پیش از [[مرگ]] از خوردن آن لقمه فارغ شوم. و آن مهتر {{صل}} در [[دعا]] بسیار گفتی: «خداوندا تو ما را زندگانی ده در حلاوت طاعت و مردگی ده در [[پاکی]] از [[وحشت]] و زلت. و ما را به [[حضرت]] خویش بر، نه تشویر زده [[کردار]] و نه خجل گشته روزگار<ref>کشف الاسرار.</ref>.


هم قسم بر عصر یعنی بر زمان، و امتداد آن بقای بی‌کران. آنکه می‌باشد زیانکار آدمی، از فزونی می‌رود سوی کمی. جز کسانی کاهل ایمانند و [[دین]]، کرده‌اند [[اعمال]] [[نیکو]] از [[یقین]]. سعی‌شان در کسب [[طاعت]] است بیش، کرده‌اند افزون [[حیات]] [[خیر]] خویش. هست‌شان با هم وصیت‌ها که آن، بر [[حق]] است و راست در [[ایمان]] و [[جان]]. همچو [[توحید]] خدای [[بی‌شریک]]، هم [[اطاعت]] بر [[رسل]] و [[اعمال نیک]]. هم [[وصیت]] کرده‌اند ایشان به [[صبر]]، زآنکه می‌کشند ز اعدا [[ظلم]] و [[جبر]]<ref>تفسیر صفی، ص۱۳۰۲.</ref>.
هم قسم بر عصر یعنی بر زمان، و امتداد آن بقای بی‌کران. آنکه می‌باشد زیانکار آدمی، از فزونی می‌رود سوی کمی. جز کسانی کاهل ایمانند و [[دین]]، کرده‌اند [[اعمال]] [[نیکو]] از [[یقین]]. سعی‌شان در کسب [[طاعت]] است بیش، کرده‌اند افزون [[حیات]] [[خیر]] خویش. هست‌شان با هم وصیت‌ها که آن، بر [[حق]] است و راست در [[ایمان]] و [[جان]]. همچو [[توحید]] خدای [[بی‌شریک]]، هم [[اطاعت]] بر [[رسل]] و [[اعمال نیک]]. هم [[وصیت]] کرده‌اند ایشان به [[صبر]]، زآنکه می‌کشند ز اعدا [[ظلم]] و [[جبر]]<ref>تفسیر صفی، ص۱۳۰۲.</ref>.
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش