صفات الهی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۷: خط ۷:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
*در اصطلاح [[علم کلام]]، مراد از [[صفات الهی]]، مفاهیمی است که [[قائم]] به خود نیستند و از موصوف خویش- یعنی [[خداوند تعالی]]- جدایی نمی‌پذیرند<ref>فرهنگ معارف اسلامی‌، ۳/ ۱۳۷.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 320.</ref>.
* در اصطلاح [[علم کلام]]، مراد از [[صفات الهی]]، مفاهیمی است که [[قائم]] به خود نیستند و از موصوف خویش- یعنی [[خداوند تعالی]]- جدایی نمی‌پذیرند<ref>فرهنگ معارف اسلامی‌، ۳/ ۱۳۷.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 320.</ref>.
==اثبات [[نقلی]] [[صفات الهی]]==
== اثبات [[نقلی]] [[صفات الهی]] ==
* [[قرآن کریم]] برای [[خداوند]]، صفات و اسمائی را برشمرده است<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۰.</ref> و برخی صفات را از [[خداوند]] نفی کرده است<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ }}؛ سوره شوری، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن|فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلَّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}؛ سوره نحل، آیه ۷۴؛ {{متن قرآن| وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ }}؛ سوره اخلاص، آیه ۴.</ref>. بنابر [[روایات]] بزرگان [[معصوم]]{{ع}} [[خداوند]] را باید تنها به همین صفات که خود برشمرده است، [[وصف]] کرد و نباید صفتی برای [[ذات اقدس الهی]] برساخت<ref>الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۰۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 320.</ref>.
* [[قرآن کریم]] برای [[خداوند]]، صفات و اسمائی را برشمرده است<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ}}؛ سوره اعراف، آیه ۱۸۰.</ref> و برخی صفات را از [[خداوند]] نفی کرده است<ref>به عنوان نمونه: {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ }}؛ سوره شوری، آیه ۱۱؛ {{متن قرآن|فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلَّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}}؛ سوره نحل، آیه ۷۴؛ {{متن قرآن| وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ }}؛ سوره اخلاص، آیه ۴.</ref>. بنابر [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} [[خداوند]] را باید تنها به همین صفات که خود برشمرده است، [[وصف]] کرد و نباید صفتی برای [[ذات اقدس الهی]] برساخت<ref>الاصول من الکافی‌، ۱/ ۱۰۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 320.</ref>.
==اثبات [[عقلی]] [[صفات الهی]] و نامحدودیت آنها==
== اثبات [[عقلی]] [[صفات الهی]] و نامحدودیت آنها ==
* [[برهان عقلی]] در این باره دارای دو مقدمه است:
* [[برهان عقلی]] در این باره دارای دو مقدمه است:
#معلولات و مخلوقات را صفات کمالی- همانند [[علم]]، [[قدرت]] و حیات- است.  
# معلولات و مخلوقات را صفات کمالی- همانند [[علم]]، [[قدرت]] و حیات- است.  
#میان [[علت]] و معلول، اصل سنخیت [[حاکم]] است. صفات معلولات باید در [[علت]] به صورتی کامل‌تر موجود باشند؛ زیرا فاقد شی‌ء، معطی آن نیست. نتیجه دو مقدمه آن است که [[خداوند]] واجد این صفات به صورت اکمل است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 320.</ref>.
# میان [[علت]] و معلول، اصل سنخیت [[حاکم]] است. صفات معلولات باید در [[علت]] به صورتی کامل‌تر موجود باشند؛ زیرا فاقد شی‌ء، معطی آن نیست. نتیجه دو مقدمه آن است که [[خداوند]] واجد این صفات به صورت اکمل است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 320.</ref>.
* [[برهان عقلی]] بر نامحدودیت [[صفات الهی]] نیز با دو مقدمه برپا می‌شود:
* [[برهان عقلی]] بر نامحدودیت [[صفات الهی]] نیز با دو مقدمه برپا می‌شود:
# [[خداوند]] را وجودی است نامحدود.
# [[خداوند]] را وجودی است نامحدود.
# [[صفات]] [[خداوند]] عین ذات اویند.
# [[صفات]] [[خداوند]] عین ذات اویند.
*نتیجه آنکه [[صفات]] [[خداوند]] نامحدودند<ref>قلمرو دین‌، ۵۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 320.</ref>.
* نتیجه آنکه [[صفات]] [[خداوند]] نامحدودند<ref>قلمرو دین‌، ۵۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 320.</ref>.
==[[جایگاه]] مبحث [[صفات الهی]] در [[علم]] [[خداشناسی]]==
== [[جایگاه]] مبحث [[صفات الهی]] در [[علم]] [[خداشناسی]] ==
* [[خداشناسی]] محور تعالیم‌ [[اسلامی]] است و در آن سه مبحث کلی از اهمیتی ویژه برخوردار است: [[اثبات وجود خدا]]؛ اثبات [[وحدانیت خدا]]؛ اثبات [[صفات الهی]]. مبحث سوم، از گستره فراخ‌تری برخوردار است<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی‌، ۱۰/ ۷۵.</ref>. درباره [[صفات الهی]] سه دیدگاه مطرح است: [[تشبیه]]؛ تعطیل؛ تنزیه. دیدگاه نخست، [[صفات الهی]] را به معنای ظاهر حمل می‌کند و [[تفسیر]] و [[تأویل]] را برنمی‌تابد. دیدگاه دوم [[عقل]] را از [[شناخت]] اوصاف [[الهی]] یکسره [[ناتوان]] می‌شمارد. بنابر این دیدگاه، [[عقل]] را نمی‌رسد که به [[معرفت]] اوصاف [[خداوند]] راه یابد و در این [[مقام]] جولان دهد. دیدگاه [[متکلمان امامیه]]، تنزیه است. بنابر این دیدگاه، [[خداوند]] [[انسان]] را از [[نعمت]] [[عقل]] بهره‌مند ساخته و چنین نیست که دست این [[نعمت]] خدادادی در [[شناخت]] [[صفات الهی]] به کلی کوتاه باشد. برای [[صفات خدا]] باید معنایی فراتر از ظاهر در نظر گرفت و مفهومی عقل‌پذیر به [[اندیشه]] درآورد و این نظریه را [[کتاب و سنت]] [[معصومین]]{{ع}} تأیید کرده‌اند<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>. در روایتی از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: "[[عقل‌ها]] را از حدود صفات خود [[آگاه]] نساخته و از [[معرفت]] خود [[محروم]] نگردانیده است"<ref>نهج‌البلاغه‌، خ ۲۹۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 321.</ref>.
* [[خداشناسی]] محور تعالیم‌ [[اسلامی]] است و در آن سه مبحث کلی از اهمیتی ویژه برخوردار است: [[اثبات وجود خدا]]؛ اثبات [[وحدانیت خدا]]؛ اثبات [[صفات الهی]]. مبحث سوم، از گستره فراخ‌تری برخوردار است<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی‌، ۱۰/ ۷۵.</ref>. درباره [[صفات الهی]] سه دیدگاه مطرح است: [[تشبیه]]؛ تعطیل؛ تنزیه. دیدگاه نخست، [[صفات الهی]] را به معنای ظاهر حمل می‌کند و [[تفسیر]] و [[تأویل]] را برنمی‌تابد. دیدگاه دوم [[عقل]] را از [[شناخت]] اوصاف [[الهی]] یکسره [[ناتوان]] می‌شمارد. بنابر این دیدگاه، [[عقل]] را نمی‌رسد که به [[معرفت]] اوصاف [[خداوند]] راه یابد و در این [[مقام]] جولان دهد. دیدگاه [[متکلمان امامیه]]، تنزیه است. بنابر این دیدگاه، [[خداوند]] [[انسان]] را از [[نعمت]] [[عقل]] بهره‌مند ساخته و چنین نیست که دست این [[نعمت]] خدادادی در [[شناخت]] [[صفات الهی]] به کلی کوتاه باشد. برای [[صفات خدا]] باید معنایی فراتر از ظاهر در نظر گرفت و مفهومی عقل‌پذیر به [[اندیشه]] درآورد و این نظریه را [[کتاب و سنت]] [[معصومین]] {{ع}} تأیید کرده‌اند<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>. در روایتی از [[امام علی]] {{ع}} آمده است: "[[عقل‌ها]] را از حدود صفات خود [[آگاه]] نساخته و از [[معرفت]] خود [[محروم]] نگردانیده است"<ref>نهج‌البلاغه‌، خ ۲۹۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 321.</ref>.
==توقیفی بودن صفات و اسماء [[الهی]]==
== توقیفی بودن صفات و اسماء [[الهی]] ==
*در جواز اطلاق صفات و اسمائی که [[شارع]] بر آنها [[اذن]] داده است، خلافی نیست و نیز در جایز نبودن اطلاق صفات و اسمائی که منع [[شارع]] بر آنها موجود است. [[اختلاف]] در صفات و اسمائی است که از سوی [[شارع]] نه منعی آشکار دارند و نه جواز. گروهی در این باره به توقیفی نبودن صفات و اسماء [[حکم]] کرده‌اند به شرط آنکه معنای مورد نظر، موهوم نباشد و برای ذات باری محالی پیش نیاورد. گروهی دیگر، صفات و اسماء را توقیفی دانسته و معتقدند که [[خداوند]] را تنها به صفات و اسمائی می‌توان خواند که خود خوانده است یا [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}. اینان بر ادعای خویش به [[احادیث]] [[معصومین]]{{ع}} استناد جسته و آن را مذهبی [[امامیه]] در این موضوع می‌شمارند<ref>اوائل المقالات‌، ۱۹ و ۲۰.</ref>. گروه سوم، میان صفات و اسماء فرق نهاده‌اند و اسماء را توقیفی و صفات را غیرتوقیفی شمرده‌اند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 321.</ref>.
* در جواز اطلاق صفات و اسمائی که [[شارع]] بر آنها [[اذن]] داده است، خلافی نیست و نیز در جایز نبودن اطلاق صفات و اسمائی که منع [[شارع]] بر آنها موجود است. [[اختلاف]] در صفات و اسمائی است که از سوی [[شارع]] نه منعی آشکار دارند و نه جواز. گروهی در این باره به توقیفی نبودن صفات و اسماء [[حکم]] کرده‌اند به شرط آنکه معنای مورد نظر، موهوم نباشد و برای ذات باری محالی پیش نیاورد. گروهی دیگر، صفات و اسماء را توقیفی دانسته و معتقدند که [[خداوند]] را تنها به صفات و اسمائی می‌توان خواند که خود خوانده است یا [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان معصوم]] {{عم}}. اینان بر ادعای خویش به [[احادیث]] [[معصومین]] {{ع}} استناد جسته و آن را مذهبی [[امامیه]] در این موضوع می‌شمارند<ref>اوائل المقالات‌، ۱۹ و ۲۰.</ref>. گروه سوم، میان صفات و اسماء فرق نهاده‌اند و اسماء را توقیفی و صفات را غیرتوقیفی شمرده‌اند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 321.</ref>.
==[[توحید صفاتی]]==
== [[توحید صفاتی]] ==
*مراد [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] از این اصطلاح آن است که‌ چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت می‌دهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات]] [[خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند. [[خداوند]] را ذاتی است بسیط؛ ولی [[عقل]] ما از آن، مفاهیمی متعدد انتزاع می‌کند. منشأ این انتزاع جز ذات بسیط [[الهی]] نیست و صفت، چیزی دیگر نیست که به [[ذات خداوند]] اتصال یابد یا اضافه شود یا با آن متحد گردد. [[عقل]] انسانی، مفاهیم را تنها به ذات بسیط [[خداوند]] نسبت می‌دهد. بدین‌سان، مراد از [[توحید صفاتی]]، این است که [[صفات الهی]] چیزی جز ذات [[الهی]] نیستند<ref>خداشناسی‌، ۱۲۳- ۱۲۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 322.</ref>.
* مراد [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] از این اصطلاح آن است که‌ چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت می‌دهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات]] [[خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند. [[خداوند]] را ذاتی است بسیط؛ ولی [[عقل]] ما از آن، مفاهیمی متعدد انتزاع می‌کند. منشأ این انتزاع جز ذات بسیط [[الهی]] نیست و صفت، چیزی دیگر نیست که به [[ذات خداوند]] اتصال یابد یا اضافه شود یا با آن متحد گردد. [[عقل]] انسانی، مفاهیم را تنها به ذات بسیط [[خداوند]] نسبت می‌دهد. بدین‌سان، مراد از [[توحید صفاتی]]، این است که [[صفات الهی]] چیزی جز ذات [[الهی]] نیستند<ref>خداشناسی‌، ۱۲۳- ۱۲۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 322.</ref>.
==تقسیمات [[صفات الهی]]==
== تقسیمات [[صفات الهی]] ==
*برای [[صفات الهی]] چند دسته‌بندی پیش کشیده‌اند:
* برای [[صفات الهی]] چند دسته‌بندی پیش کشیده‌اند:
#'''صفات ثبوتیه و سلبیه:''' صفات ثبوتیه آن صفاتی را گویند که [[خداوند]] بدانها متصف است. این صفات، از [[جمال]] [[خداوند]] سخن می‌گویند و بدین روی آنها را "صفات جمالیه" نیز گویند. صفات ثبوتیه، خود، بر سه دسته‌اند: حقیقیه محضه مانند حیات؛ اضافیه محضه مانند [[خالقیت]] و رزاقیت؛ حقیقیه ذات الاضافه مانند عالِمیت و قادریت<ref>گوهر مراد، ۲۴۶.</ref>. صفات سلبیه آن دسته صفات‌اند که اتصاف [[خداوند]] بدانها ممتنع است و سلب و نفی آنها از ذات باری تعالی [[واجب]] است. این گونه صفات را "صفات جلالیه" نیز گویند؛ همانند جسمیت و [[مادیت]].
# '''صفات ثبوتیه و سلبیه:''' صفات ثبوتیه آن صفاتی را گویند که [[خداوند]] بدانها متصف است. این صفات، از [[جمال]] [[خداوند]] سخن می‌گویند و بدین روی آنها را "صفات جمالیه" نیز گویند. صفات ثبوتیه، خود، بر سه دسته‌اند: حقیقیه محضه مانند حیات؛ اضافیه محضه مانند [[خالقیت]] و رزاقیت؛ حقیقیه ذات الاضافه مانند عالِمیت و قادریت<ref>گوهر مراد، ۲۴۶.</ref>. صفات سلبیه آن دسته صفات‌اند که اتصاف [[خداوند]] بدانها ممتنع است و سلب و نفی آنها از ذات باری تعالی [[واجب]] است. این گونه صفات را "صفات جلالیه" نیز گویند؛ همانند جسمیت و [[مادیت]].
#'''صفات ذاتیه و فعلیه:''' صفاتی را ذاتیه گویند که از کمال ذات [[الهی]] انتزاع می‌یابند؛ همانند حیات، [[علم]] و [[قدرت]]. صفات فعلیه آن‌اند که بر اثر رابطه [[خدای متعال]] با آفریدگان پدید می‌آیند؛ مانند [[خالقیت]] و رزاقیت. این گونه صفات، از [[افعال خداوند]] انتزاع می‌یابند<ref>آموزش عقاید، ۷۴.</ref>.
# '''صفات ذاتیه و فعلیه:''' صفاتی را ذاتیه گویند که از کمال ذات [[الهی]] انتزاع می‌یابند؛ همانند حیات، [[علم]] و [[قدرت]]. صفات فعلیه آن‌اند که بر اثر رابطه [[خدای متعال]] با آفریدگان پدید می‌آیند؛ مانند [[خالقیت]] و رزاقیت. این گونه صفات، از [[افعال خداوند]] انتزاع می‌یابند<ref>آموزش عقاید، ۷۴.</ref>.
#'''صفات نفسیه و اضافیه:''' صفات نفسیه آن‌اند که ذات باری تعالی، بی انتساب و اضافه به امر خارجی بدانها متصف است؛ مانند حیات. صفات اضافیه آن‌اند که با لحاظ اضافه [[ذات خداوند]] به غیر ذات انتزاع می‌یابند؛ مانند [[علم]] به معلوم یا [[قدرت]] بر مقدور<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۱۴ و ۱۱۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 322.</ref>.
# '''صفات نفسیه و اضافیه:''' صفات نفسیه آن‌اند که ذات باری تعالی، بی انتساب و اضافه به امر خارجی بدانها متصف است؛ مانند حیات. صفات اضافیه آن‌اند که با لحاظ اضافه [[ذات خداوند]] به غیر ذات انتزاع می‌یابند؛ مانند [[علم]] به معلوم یا [[قدرت]] بر مقدور<ref>محاضرات فی الالهیات‌، ۱۱۴ و ۱۱۵.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 322.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش