عبدالله بن احمد بلخی حنفی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عبدالله بن احمد بلخی حنفی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عبدالله بن احمد بلخی حنفی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[ابوالقاسم عبدالله بن احمد محمود بلخی کعبی]] از [[قبیله]] [[بنی کعب]] بود و در [[سال ۲۷۳ هجری]] در بلخ چشم به [[جهان]] گشود. <ref>الاعلام ۴ / ۶۶. </ref> پس از گذر از [[کودکی]]، به تحصیل [[دانش]] روی آورد. [[علم کلام]] را از [[ابوالحسین خیاط]] فرا گرفت. <ref> لسان المیزان ۳ / ۲۵۵.</ref> استادان دیگر او مشخص نیست. بلخی یکی از [[کاتبان]] [[احمد بن سهل بن هاشم مروزی]] از [[فرمانروایان]] بزرگ [[سامانیان]] و [[حاکم]] بلخ بود که [[مأمور]] [[سرکوب]] [[حسین بن علی مرورودی]] شد که در [[نیشابور]] [[طغیان]] کرده بود. احمد بن سهل چنین کرد؛ ولی [[نصر سامانی]] به وعده‌های خود به [[مرورودی]] عمل نکرد؛ ازاین رو خود احمد بن سهل در [[سال ۳۰۶ هجری]] بر [[امیر]] نصر شورید. نصر، لشکری برای سرکوبی احمد فرستاد و احمد بن سهل در [[مرو]] مکان گرفت؛ اما [[شکست]] خورد و [[اسیر]] شد. <ref> زین الاخبار ۳۳۴. </ref> به گفته [[آغا بزرگ طهرانی]]، کعبی [[وزیر]] [[مروزی]] بوده است. وی به نقل از معجم الادبا می‌‌گوید چون احمد بن سهل مروزی [[حاکم]] بلخ شد، از [[ابوزید احمد بن سهل بلخی]] خواست [[وزارت]] او را بپذیرد؛ ولی او نپذیرفت. بنابراین [[عبدالله بن احمد بن محمود بلخی]] را به [[وزارت]] برگزید، <ref>الذریعه ۴ / ۲۵۳ پاورقی.</ref> طبیعتاً بلخی نیز در [[مرو]] و به همراه احمد بن سهل به [[اسارت]] درآمد؛ اما [[علی بن عیسی بن جراح]]، [[وزیر]] [[امیر]] نصر با [[نفوذ]] خود او را رهانید.
[[ابوالقاسم عبدالله بن احمد محمود بلخی کعبی]] از [[قبیله]] [[بنی کعب]] بود و در [[سال ۲۷۳ هجری]] در بلخ چشم به [[جهان]] گشود. <ref>الاعلام ۴ / ۶۶. </ref> پس از گذر از [[کودکی]]، به تحصیل [[دانش]] روی آورد. [[علم کلام]] را از [[ابوالحسین خیاط]] فرا گرفت. <ref> لسان المیزان ۳ / ۲۵۵.</ref> استادان دیگر او مشخص نیست. بلخی یکی از [[کاتبان]] [[احمد بن سهل بن هاشم مروزی]] از [[فرمانروایان]] بزرگ [[سامانیان]] و [[حاکم]] بلخ بود که [[مأمور]] [[سرکوب]] [[حسین بن علی مرورودی]] شد که در [[نیشابور]] [[طغیان]] کرده بود. احمد بن سهل چنین کرد؛ ولی [[نصر سامانی]] به وعده‌های خود به [[مرورودی]] عمل نکرد؛ ازاین رو خود احمد بن سهل در [[سال ۳۰۶ هجری]] بر [[امیر]] نصر شورید. نصر، لشکری برای سرکوبی احمد فرستاد و احمد بن سهل در [[مرو]] مکان گرفت؛ اما [[شکست]] خورد و [[اسیر]] شد. <ref> زین الاخبار ۳۳۴. </ref> به گفته [[آغا بزرگ طهرانی]]، کعبی [[وزیر]] [[مروزی]] بوده است. وی به نقل از معجم الادبا می‌‌گوید چون احمد بن سهل مروزی [[حاکم]] بلخ شد، از [[ابوزید احمد بن سهل بلخی]] خواست [[وزارت]] او را بپذیرد؛ ولی او نپذیرفت. بنابراین [[عبدالله بن احمد بن محمود بلخی]] را به [[وزارت]] برگزید، <ref>الذریعه ۴ / ۲۵۳ پاورقی.</ref> طبیعتاً بلخی نیز در [[مرو]] و به همراه احمد بن سهل به [[اسارت]] درآمد؛ اما [[علی بن عیسی بن جراح]]، [[وزیر]] [[امیر]] نصر با [[نفوذ]] خود او را رهانید.


ابوالقاسم کعبی که از رؤسا و بزرگان [[تفکر]] اعتزالی بود، زمانی در مجلس [[ابواحمد یحیی بن علی]] که محل [[اجتماع]] [[متکلمین]] بود، حضور یافت و مورد [[تعظیم]] و [[تکریم]] حاضران قرار گرفت و با فردی [[یهودی]] در باب [[نسخ]] [[شرع]] به [[مناظره]] نشست. <ref>الفهرست (الندیم) ۲۱۹. </ref> در این [[زمان]]، [[عقیده]] [[اشعری]] بر [[جامعه]] [[حاکم]] شده بود و چون [[بلخی]] [[معتقد]] بود [[خداوند متعال]] دارای [[اراده]] نیست و همه [[افعال]] و کارهایی که واقع می‌‌شود، بدون خواست و [[اراده الهی]] است، <ref>وفیات الاعیان ۳ / ۴۵. </ref> از سوی [[عالمان]] [[اشعری]] به [[کفر]] متهم شد. به همین دلیل برخی رجال‌شناسان، او را [[غیرموثق]] دانسته‌اند. در مقابل، بزرگانی همانند [[ابوحیان توحیدی]] به توصیف و [[تمجید]] او پرداخته و او را [[عالمی]] [[امانتدار]] و محدثی [[موثق]] قلمداد کرده‌اند. <ref>لسان المیزان ۳ / ۲۵۵.</ref> وی از متکلمان معتزلۀ بغداد (برحسب خبر [[خطیب بغدادی]])<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۳۸۴.</ref> و از متکلمان و مفسران شیعه (برحسب استنباط‍ [[آقا بزرگ تهرانی]]<ref>ر.ک: آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ج۴، ص۳۱۰، رقم ۱۳۱۷، پاورقی.</ref> و خبر دائرة المعارف تشیّع)<ref>صدر حاج سید جوادی، دائرة المعارف تشیع، ج۴، ص۴۹۵. برای آگاهی از برخی خصوصیات وی نیز ر.ک: داوودی، طبقات المفسرین، ج۱، ص۲۲۲ و ۲۲۳، رقم ۲۱۶؛ نویهض، معجم المفسرین، ج۱، ص۳۰۳؛ حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۱، ص۴۴۱.</ref>
ابوالقاسم کعبی که از رؤسا و بزرگان [[تفکر]] اعتزالی بود، زمانی در مجلس [[ابواحمد یحیی بن علی]] که محل [[اجتماع]] [[متکلمین]] بود، حضور یافت و مورد [[تعظیم]] و [[تکریم]] حاضران قرار گرفت و با فردی [[یهودی]] در باب [[نسخ]] [[شرع]] به [[مناظره]] نشست. <ref>الفهرست (الندیم) ۲۱۹. </ref> در این [[زمان]]، [[عقیده]] [[اشعری]] بر [[جامعه]] [[حاکم]] شده بود و چون [[بلخی]] [[معتقد]] بود [[خداوند متعال]] دارای [[اراده]] نیست و همه [[افعال]] و کارهایی که واقع می‌‌شود، بدون خواست و [[اراده الهی]] است، <ref>وفیات الاعیان ۳ / ۴۵. </ref> از سوی [[عالمان]] [[اشعری]] به [[کفر]] متهم شد. به همین دلیل برخی رجال‌شناسان، او را [[غیرموثق]] دانسته‌اند. در مقابل، بزرگانی همانند [[ابوحیان توحیدی]] به توصیف و [[تمجید]] او پرداخته و او را [[عالمی]] [[امانتدار]] و محدثی [[موثق]] قلمداد کرده‌اند. <ref>لسان المیزان ۳ / ۲۵۵.</ref> وی از متکلمان معتزلۀ بغداد (برحسب خبر [[خطیب بغدادی]])<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۳۸۴.</ref> و از متکلمان و مفسران شیعه (برحسب استنباط‍ [[آقا بزرگ تهرانی]]<ref>ر. ک: آقا بزرگ تهرانی، الذریعة، ج۴، ص۳۱۰، رقم ۱۳۱۷، پاورقی.</ref> و خبر دائرة المعارف تشیّع)<ref>صدر حاج سید جوادی، دائرة المعارف تشیع، ج۴، ص۴۹۵. برای آگاهی از برخی خصوصیات وی نیز ر. ک: داوودی، طبقات المفسرین، ج۱، ص۲۲۲ و ۲۲۳، رقم ۲۱۶؛ نویهض، معجم المفسرین، ج۱، ص۳۰۳؛ حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۱، ص۴۴۱.</ref>


میان بلخی و [[خانواده]] [[محمد بن عمران مرزبانی]] رابطه و [[دوستی]] وجود داشت و زمانی که به [[بغداد]] رفت، به [[خانه]] [[پدر]] [[مرزبانی]] وارد شد و پس از بازگشت، کتاب‌هایش را برای آنان فرستاد و این [[دوستی]] میان او و [[مرزبانی]] باقی ماند. <ref> تاریخ بغداد ۹ / ۳۹۲. </ref> کعبی مدتی طولانی در [[بغداد]] [[زندگی]] کرد. بنا به داده‌های [[نجاشی]]، از کتابی که [[حسن بن موسی نوبختی]] دارد به دست می‌‌آید که این دو با یکدیگر جلسات بحث و [[مناظره]] داشته‌اند. <ref>رجال (النجاشی) ۱ / ۱۸۱. </ref> ظاهراً پس از اینکه در [[خراسان]] دچار مشکلاتی شد، به [[بغداد]] رفت؛ اما در اواخر [[عمر]] به زادگاه خود بازگشت و در اول [[شعبان]] [[سال]] ۳۰۹<ref>الفهرست (الندیم) ۲۱۹. </ref> یا ۳۱۹ [[هجری]] بدرود [[حیات]] گفت. <ref>تاریخ بغداد ۹ / ۳۲۹.</ref>
میان بلخی و [[خانواده]] [[محمد بن عمران مرزبانی]] رابطه و [[دوستی]] وجود داشت و زمانی که به [[بغداد]] رفت، به [[خانه]] [[پدر]] [[مرزبانی]] وارد شد و پس از بازگشت، کتاب‌هایش را برای آنان فرستاد و این [[دوستی]] میان او و [[مرزبانی]] باقی ماند. <ref> تاریخ بغداد ۹ / ۳۹۲. </ref> کعبی مدتی طولانی در [[بغداد]] [[زندگی]] کرد. بنا به داده‌های [[نجاشی]]، از کتابی که [[حسن بن موسی نوبختی]] دارد به دست می‌‌آید که این دو با یکدیگر جلسات بحث و [[مناظره]] داشته‌اند. <ref>رجال (النجاشی) ۱ / ۱۸۱. </ref> ظاهراً پس از اینکه در [[خراسان]] دچار مشکلاتی شد، به [[بغداد]] رفت؛ اما در اواخر [[عمر]] به زادگاه خود بازگشت و در اول [[شعبان]] [[سال]] ۳۰۹<ref>الفهرست (الندیم) ۲۱۹. </ref> یا ۳۱۹ [[هجری]] بدرود [[حیات]] گفت. <ref>تاریخ بغداد ۹ / ۳۲۹.</ref>
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش