جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
اِمامیّه، عنوان یکی از [[مذاهب اسلامی]] است که نقشی اساسی در شکلگیری [[فرهنگ]] و [[تمدن اسلامی]] ایفا کردهاند. | اِمامیّه، عنوان یکی از [[مذاهب اسلامی]] است که نقشی اساسی در شکلگیری [[فرهنگ]] و [[تمدن اسلامی]] ایفا کردهاند. | ||
[[شیعه امامیه]] که به اختصار در زبان عام [[شیعه]]، و در زبان [[فقها]] [[امامیه]] هم خوانده میشود، امروزه مذهبی با ویژگیهای مشخص است که بدان [[مذهب جعفری]]، یا [[اثنی عشری]] نیز اطلاق میشود. در تداول کنونی میان اصطلاحات یاد شده، عموماً تفاوتی ملحوظ نمیشود و با آنها همچون الفاظی مترادف برخورد میشود. در این میان، شیعه در کاربردی مطلق نزد امامیه، به شیعه امامیه راجع میشود و در کاربردی وسیعتر شامل [[زیدیه]] و [[اسماعیلیه]] نیز خواهد شد. با دور شدن از سده حاضر و روی آوردن به نگرشی [[تاریخی]]، هر یک از این اصطلاحات معنایی ویژه مییابند و رابطههای عموم و خصوص میان آنها، بسته به دورههای تاریخی متفاوت میشوند. | [[شیعه امامیه]] که به اختصار در زبان عام [[شیعه]]، و در زبان [[فقها]] [[امامیه]] هم خوانده میشود، امروزه مذهبی با ویژگیهای مشخص است که بدان [[مذهب جعفری]]، یا [[اثنی عشری]] نیز اطلاق میشود. در تداول کنونی میان اصطلاحات یاد شده، عموماً تفاوتی ملحوظ نمیشود و با آنها همچون الفاظی مترادف برخورد میشود. در این میان، شیعه در کاربردی مطلق نزد امامیه، به شیعه امامیه راجع میشود و در کاربردی وسیعتر شامل [[زیدیه]] و [[اسماعیلیه]] نیز خواهد شد. با دور شدن از سده حاضر و روی آوردن به نگرشی [[تاریخی]]، هر یک از این اصطلاحات معنایی ویژه مییابند و رابطههای عموم و خصوص میان آنها، بسته به دورههای تاریخی متفاوت میشوند. | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
اصطلاح امامیه نیز به نحوی اجتنابناپذیر درگذر [[تاریخ]] دگرگونی میپذیرد و از همین رو، باید در برهههای مختلف تاریخی، اصطلاحی تعریف شده باشد. دست کم از اوایل سده دوم قمری، این گروه مذهبی از سوی [[مخالفان]] با عنوان نکوهشآمیز «رافضه»، خوانده شده است و جالب آن است که گاه [[عالمان]] امامیه درصدد بودهاند تا [[تفسیری]] ستایشآمیز از این عنوان ارائه کنند. | اصطلاح امامیه نیز به نحوی اجتنابناپذیر درگذر [[تاریخ]] دگرگونی میپذیرد و از همین رو، باید در برهههای مختلف تاریخی، اصطلاحی تعریف شده باشد. دست کم از اوایل سده دوم قمری، این گروه مذهبی از سوی [[مخالفان]] با عنوان نکوهشآمیز «رافضه»، خوانده شده است و جالب آن است که گاه [[عالمان]] امامیه درصدد بودهاند تا [[تفسیری]] ستایشآمیز از این عنوان ارائه کنند. | ||
در بازگشت به تعبیر شیعه، باید گفت که در [[زبان عربی]] سده نخست [[هجری]]، شیعه در کاربرد مطلق به معنای گروهی از [[مردم]] ([[مریم]]/۱۹/ ۶۹) و در صورت اضافه به معنای [[یاران]] و [[پیروان]] ([[قصص]]/۲۸/۱۵) بوده است. آنچه منشأ پدید آمدن اصطلاح شیعه شده، کاربرد ترکیبی «شیعه علی{{ع}}» در جریانهای تاریخی - مذهبی سده نخست هجری بوده است؛ اما در ظاهر شکل مختصر شده این اصطلاح در همان سده نیز تداول داشته است. بدون وارد شدن در تفصیل مباحث [[کلامی]]، اجمالاً این نکته از دانستههای تاریخی است که گروهی از [[مسلمانان]] از [[صدر اسلام]]، در باب [[امامت]] [[مسلمین]] پس از [[پیامبر]]{{صل}}، حقی ویژه را برای [[امام علی]]{{ع}} قائل بودهاند و همین گروه با عنوان [[شیعه]] علی{{ع}} شناخته میشدند؛ چنانکه در گزارشهای مربوط به [[جنگ صفین]] عنوان «شیعه» برای گروهی از [[خواص اصحاب امام علی]]{{ع}} به کار رفته و در گزارش جریان [[صلح امام حسن]]{{ع}} در ۴۱ قمری، یکی از شروط [[صلح]]، [[آزار نرساندن]] [[معاویه]] به احدی از «شیعة علی{{ع}}» بوده است. | در بازگشت به تعبیر شیعه، باید گفت که در [[زبان عربی]] سده نخست [[هجری]]، شیعه در کاربرد مطلق به معنای گروهی از [[مردم]] ([[مریم]]/۱۹/ ۶۹) و در صورت اضافه به معنای [[یاران]] و [[پیروان]] ([[قصص]]/۲۸/۱۵) بوده است. آنچه منشأ پدید آمدن اصطلاح شیعه شده، کاربرد ترکیبی «شیعه علی {{ع}}» در جریانهای تاریخی - مذهبی سده نخست هجری بوده است؛ اما در ظاهر شکل مختصر شده این اصطلاح در همان سده نیز تداول داشته است. بدون وارد شدن در تفصیل مباحث [[کلامی]]، اجمالاً این نکته از دانستههای تاریخی است که گروهی از [[مسلمانان]] از [[صدر اسلام]]، در باب [[امامت]] [[مسلمین]] پس از [[پیامبر]] {{صل}}، حقی ویژه را برای [[امام علی]] {{ع}} قائل بودهاند و همین گروه با عنوان [[شیعه]] علی {{ع}} شناخته میشدند؛ چنانکه در گزارشهای مربوط به [[جنگ صفین]] عنوان «شیعه» برای گروهی از [[خواص اصحاب امام علی]] {{ع}} به کار رفته و در گزارش جریان [[صلح امام حسن]] {{ع}} در ۴۱ قمری، یکی از شروط [[صلح]]، [[آزار نرساندن]] [[معاویه]] به احدی از «شیعة علی {{ع}}» بوده است. | ||
در طول سده اول قمری، به روزگاری پیش از دوره [[امامت]] [[امامان]] باقر و صادق{{ع}} که هنوز [[تعالیم]] [[امامیه]] به صورت مبسوط به [[شیعیان]] عرضه نشده بود، به طور طبیعی نباید به جست و جوی گروهی خاص از [[عالمان شیعه]]، دست کم با عنوان مشخص امامیه پرداخت. آنچه در این سده به عنوان وجه تمایزی مهم میان گروههای [[شیعی]] میتوان پیگیری کرد، دیدگاه آنان درباره [[منصوص بودن]] و مفترضالطاعه بودن [[امام]] بوده است. در [[حقیقت]] از سده دوم قمری به بعد که در محافل شیعی نوعی [[تقابل]] میان امامیان و گروههای غیر امامی (روشنترین نمونه آن [[اکثریت]] [[زیدیه]]) وضع و کاربرد اصطلاح امامیه را ضروری ساخته است، [[گزینش]] این عنوان برای این [[جماعت]] از شیعه و انتساب آنان به «امام»، از آن رو بوده که بر خلاف اکثریت زیدیه، این گروه ثبوت امامت را به «[[نص جلی]]» و با تعیین فرد فرد امامان به [[امر الهی]] دانستهاند. در کنار این ویژگی، باید به برخی خصوصیات دیگر از جمله [[مفترض الطاعه]] بودن و [[معصوم بودن امام]]، و نیز خالی نبودن [[زمین]] در هیچ زمانی از امام به عنوان [[باورهای اساسی]] این گروه یاد کرد. | در طول سده اول قمری، به روزگاری پیش از دوره [[امامت]] [[امامان]] باقر و صادق {{ع}} که هنوز [[تعالیم]] [[امامیه]] به صورت مبسوط به [[شیعیان]] عرضه نشده بود، به طور طبیعی نباید به جست و جوی گروهی خاص از [[عالمان شیعه]]، دست کم با عنوان مشخص امامیه پرداخت. آنچه در این سده به عنوان وجه تمایزی مهم میان گروههای [[شیعی]] میتوان پیگیری کرد، دیدگاه آنان درباره [[منصوص بودن]] و مفترضالطاعه بودن [[امام]] بوده است. در [[حقیقت]] از سده دوم قمری به بعد که در محافل شیعی نوعی [[تقابل]] میان امامیان و گروههای غیر امامی (روشنترین نمونه آن [[اکثریت]] [[زیدیه]]) وضع و کاربرد اصطلاح امامیه را ضروری ساخته است، [[گزینش]] این عنوان برای این [[جماعت]] از شیعه و انتساب آنان به «امام»، از آن رو بوده که بر خلاف اکثریت زیدیه، این گروه ثبوت امامت را به «[[نص جلی]]» و با تعیین فرد فرد امامان به [[امر الهی]] دانستهاند. در کنار این ویژگی، باید به برخی خصوصیات دیگر از جمله [[مفترض الطاعه]] بودن و [[معصوم بودن امام]]، و نیز خالی نبودن [[زمین]] در هیچ زمانی از امام به عنوان [[باورهای اساسی]] این گروه یاد کرد. | ||
در دو دهه گذار از سده اول به سده دوم قمری، [[امام محمد باقر]]{{ع}} به تدقیق و تفصیل تعالیم شیعه اهتمام ورزید و [[روایات]] پرشمار منقول از آن [[حضرت]] درباره [[فقه]] و دیگر [[تعالیم دینی]] نشان از آن دارد که آموزشهای [[دینی]] شیعه از [[روزگار]] آن حضرت روی به تدوین و شکلگیری نهاده است. اگرچه خط اصلی [[تشیع]] پس از [[وفات]] آن حضرت، فرزند ایشان امام [[جعفر صادق]]{{ع}} را به [[پیشوایی]] میشناخت، اما همزمان [[زید بن علی]]، [[برادر]] [[امام باقر]]{{ع}} نیز برای گروهی از [[شیعیان]] به عنوان [[امام]] پذیرفته شد و زمینهای برای [[تشکل]] مکتبی جدید در میان [[شیعه]] با عنوان [[زیدیه]] شد. از میانه سده دوم قمری، [[تاریخ]] افتراق شیعه را باید در دو جریان موازی: [[امامیه]] و زیدیه، و نیز جریانی منشعب از امامیه با عنوان [[اسماعیلیه]] پیگیری کرد. در این میان اسماعیلیه هر [[زمان]] که به [[شریعت]] پایبند بودهاند و [[فقهی]] داشتهاند، [[مکتب فقهی]] آنان پیوسته به [[مکتب]] امامیه بوده است و در صفوف زیدیه، یکی از فرق آنان با عنوان [[جارودیه]]، در [[طول عمر]] کوتاه خود، همواره از دیگر زیدیان به امامیان نزدیکتر بوده است. | در دو دهه گذار از سده اول به سده دوم قمری، [[امام محمد باقر]] {{ع}} به تدقیق و تفصیل تعالیم شیعه اهتمام ورزید و [[روایات]] پرشمار منقول از آن [[حضرت]] درباره [[فقه]] و دیگر [[تعالیم دینی]] نشان از آن دارد که آموزشهای [[دینی]] شیعه از [[روزگار]] آن حضرت روی به تدوین و شکلگیری نهاده است. اگرچه خط اصلی [[تشیع]] پس از [[وفات]] آن حضرت، فرزند ایشان امام [[جعفر صادق]] {{ع}} را به [[پیشوایی]] میشناخت، اما همزمان [[زید بن علی]]، [[برادر]] [[امام باقر]] {{ع}} نیز برای گروهی از [[شیعیان]] به عنوان [[امام]] پذیرفته شد و زمینهای برای [[تشکل]] مکتبی جدید در میان [[شیعه]] با عنوان [[زیدیه]] شد. از میانه سده دوم قمری، [[تاریخ]] افتراق شیعه را باید در دو جریان موازی: [[امامیه]] و زیدیه، و نیز جریانی منشعب از امامیه با عنوان [[اسماعیلیه]] پیگیری کرد. در این میان اسماعیلیه هر [[زمان]] که به [[شریعت]] پایبند بودهاند و [[فقهی]] داشتهاند، [[مکتب فقهی]] آنان پیوسته به [[مکتب]] امامیه بوده است و در صفوف زیدیه، یکی از فرق آنان با عنوان [[جارودیه]]، در [[طول عمر]] کوتاه خود، همواره از دیگر زیدیان به امامیان نزدیکتر بوده است. | ||
دوره [[امامت امام صادق]]{{ع}} از طرفی با دوره انتقال [[سیاسی]]، و در نتیجه فضایی مساعد برای [[فعالیتهای فرهنگی]]، و از دگر سو با عصر تدوین [[علوم اسلامی]] مقارن بود؛ در چنین فرصتی، [[امام صادق]]{{ع}} راه تدقیق و تفصیل [[تعالیم]] [[مذهب]] را که امام باقر{{ع}} گشوده بود، ادامه داد و چنانکه از [[روایات]] بیشمار منقول از آن [[حضرت]] آشکار میشود، او ضمن تعیین مواضع امامیه در جوانب گوناگون [[تعالیم دینی]]، مهمترین نقش را در تدوین [[فقه]] امامیه ایفا کرده است. | دوره [[امامت امام صادق]] {{ع}} از طرفی با دوره انتقال [[سیاسی]]، و در نتیجه فضایی مساعد برای [[فعالیتهای فرهنگی]]، و از دگر سو با عصر تدوین [[علوم اسلامی]] مقارن بود؛ در چنین فرصتی، [[امام صادق]] {{ع}} راه تدقیق و تفصیل [[تعالیم]] [[مذهب]] را که امام باقر {{ع}} گشوده بود، ادامه داد و چنانکه از [[روایات]] بیشمار منقول از آن [[حضرت]] آشکار میشود، او ضمن تعیین مواضع امامیه در جوانب گوناگون [[تعالیم دینی]]، مهمترین نقش را در تدوین [[فقه]] امامیه ایفا کرده است. | ||
به هنگام [[وفات امام صادق]]{{ع}} در ۱۴۸ قمری، [[پیروان]] آن حضرت متفرق شدند. گروهی که در تاریخ، اسماعیلیه نام گرفتهاند، [[محمد بن اسماعیل]] نواده آن حضرت را به [[امامت]] شناختند که [[پدر]] او فرزند مهتر امام بوده، و در زمان [[حیات]] امام درگذشته بوده است؛ اما از دیگر پیروان، برخی [[عبدالله افطح]] فرزند آن حضرت را از باب مهتری در سال، به عنوان امام شناختند و برخی دیگر با [[تمسک]] به [[نص]] امام صادق{{ع}}، به امامت امام [[موسی کاظم]]{{ع}} [[باور]] داشتند. در فهرستی که منابع فرقهشناسی متقدم به دست دادهاند، در ذکر نخستین مدافعان امامت آن حضرت، از بزرگانی چون [[هشام بن حکم]]، [[هشام بن سالم]]، [[ابوبصیر]] و [[مفضل بن عمر]] نام برده شده است. | به هنگام [[وفات امام صادق]] {{ع}} در ۱۴۸ قمری، [[پیروان]] آن حضرت متفرق شدند. گروهی که در تاریخ، اسماعیلیه نام گرفتهاند، [[محمد بن اسماعیل]] نواده آن حضرت را به [[امامت]] شناختند که [[پدر]] او فرزند مهتر امام بوده، و در زمان [[حیات]] امام درگذشته بوده است؛ اما از دیگر پیروان، برخی [[عبدالله افطح]] فرزند آن حضرت را از باب مهتری در سال، به عنوان امام شناختند و برخی دیگر با [[تمسک]] به [[نص]] امام صادق {{ع}}، به امامت امام [[موسی کاظم]] {{ع}} [[باور]] داشتند. در فهرستی که منابع فرقهشناسی متقدم به دست دادهاند، در ذکر نخستین مدافعان امامت آن حضرت، از بزرگانی چون [[هشام بن حکم]]، [[هشام بن سالم]]، [[ابوبصیر]] و [[مفضل بن عمر]] نام برده شده است. | ||
عبدالله افطح حدود ۷۰ [[روز]] پس از [[وفات]] [[پدر]] درگذشت و از آنجا که پسری از خود بر جای نگذاشت، [[پیروان]] او به اتفاق روی به [[امام کاظم]]{{ع}} آوردند؛ در این میان برخی آن [[حضرت]] را به عنوان [[امام هشتم]] شناخته، بر [[مذهب]] [[فطحی]] خود پای فشردند و برخی نیز از آن مذهب رویگردان شدند و امام کاظم{{ع}} را به عنوان [[هفتمین امام]] پذیرفتند. | عبدالله افطح حدود ۷۰ [[روز]] پس از [[وفات]] [[پدر]] درگذشت و از آنجا که پسری از خود بر جای نگذاشت، [[پیروان]] او به اتفاق روی به [[امام کاظم]] {{ع}} آوردند؛ در این میان برخی آن [[حضرت]] را به عنوان [[امام هشتم]] شناخته، بر [[مذهب]] [[فطحی]] خود پای فشردند و برخی نیز از آن مذهب رویگردان شدند و امام کاظم {{ع}} را به عنوان [[هفتمین امام]] پذیرفتند. | ||
در ۱۷۹ قمری هارون [[خلیفه عباسی]]، امام کاظم{{ع}} را برای محدود کردن [[رهبری]] ایشان، وادار به انتقال از [[مدینه]] به [[بصره]]، و سپس از بصره به [[بغداد]] کرد و تا ۱۸۳ قمری، آن حضرت را در [[حصر]] و [[حبس]] نگه داشت. با درگذشت تردید برانگیز امام کاظم{{ع}} در حبس، موج جدیدی از [[اختلاف]] در صفوف [[شیعیان]] پدید آمد و شیعیان موسوی به دو گروه قطعیه و واقفه تقسیم شدند. واقفه با مطرح کردن روایاتی، امام کاظم{{ع}} را به عنوان مهدی شناختند و [[امامت]] را به او ختم کردند، و خط اصلی که با [[قاطعیت امام]] رضا{{ع}} را [[جانشین]] آن [[امام]] میشمردند، با عنوان قطعیه شناخته شدند. [[امام رضا]]{{ع}} در فاصله سالهای ۲۰۰-۱۸۳ قمری (۸۱۶-۷۹۹ م) در مدینه سکنی داشت و در ۲۰۰ قمری به فراخوانی [[مأمون]] خلیفه عباسی برای [[ولایت]] [[عهد]] به [[خراسان]] رفت و در ۲۰۳ قمری در [[سفر]] در گذشت. پس از آن، [[امام جواد]]{{ع}}، [[امام هادی]]{{ع}} و [[امام حسن عسکری]]{{ع}} هر یک به ترتیب به امامت رسیدند. درباره امام هادی{{ع}} گفتنی است که در ۲۳۳ قمری (۸۴۸م)، آن حضرت در ظاهر به دلیل اقداماتی بر [[ضد]] [[حکومت عباسی]]، از سوی [[خلیفه]] به بغداد خوانده شد و تا هنگام وفات در همانجا [[مراقبت]] میشد. | در ۱۷۹ قمری هارون [[خلیفه عباسی]]، امام کاظم {{ع}} را برای محدود کردن [[رهبری]] ایشان، وادار به انتقال از [[مدینه]] به [[بصره]]، و سپس از بصره به [[بغداد]] کرد و تا ۱۸۳ قمری، آن حضرت را در [[حصر]] و [[حبس]] نگه داشت. با درگذشت تردید برانگیز امام کاظم {{ع}} در حبس، موج جدیدی از [[اختلاف]] در صفوف [[شیعیان]] پدید آمد و شیعیان موسوی به دو گروه قطعیه و واقفه تقسیم شدند. واقفه با مطرح کردن روایاتی، امام کاظم {{ع}} را به عنوان مهدی شناختند و [[امامت]] را به او ختم کردند، و خط اصلی که با [[قاطعیت امام]] رضا {{ع}} را [[جانشین]] آن [[امام]] میشمردند، با عنوان قطعیه شناخته شدند. [[امام رضا]] {{ع}} در فاصله سالهای ۲۰۰-۱۸۳ قمری (۸۱۶-۷۹۹ م) در مدینه سکنی داشت و در ۲۰۰ قمری به فراخوانی [[مأمون]] خلیفه عباسی برای [[ولایت]] [[عهد]] به [[خراسان]] رفت و در ۲۰۳ قمری در [[سفر]] در گذشت. پس از آن، [[امام جواد]] {{ع}}، [[امام هادی]] {{ع}} و [[امام حسن عسکری]] {{ع}} هر یک به ترتیب به امامت رسیدند. درباره امام هادی {{ع}} گفتنی است که در ۲۳۳ قمری (۸۴۸م)، آن حضرت در ظاهر به دلیل اقداماتی بر [[ضد]] [[حکومت عباسی]]، از سوی [[خلیفه]] به بغداد خوانده شد و تا هنگام وفات در همانجا [[مراقبت]] میشد. | ||
با اینکه فرقههای گوناگون [[امامیه]]، چون [[فطحیه]]، واقفه و قطعیه در [[مباحث اعتقادی]] مربوط به امامت، نسبت به یکدیگر مواضعی تند و خصمانه اتخاذ کرده بودند، محافل [[فقهی]] آنان از یکدیگر گسسته نبود و شماری از مهمترین و معتبرترین [[فقیهان]] امامیه در سدههای نخستین، متعلق به این فرقههای منشعب بودند. | با اینکه فرقههای گوناگون [[امامیه]]، چون [[فطحیه]]، واقفه و قطعیه در [[مباحث اعتقادی]] مربوط به امامت، نسبت به یکدیگر مواضعی تند و خصمانه اتخاذ کرده بودند، محافل [[فقهی]] آنان از یکدیگر گسسته نبود و شماری از مهمترین و معتبرترین [[فقیهان]] امامیه در سدههای نخستین، متعلق به این فرقههای منشعب بودند. | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
[[تعالیم]] و نهادهای اساسی: در سخن از مذهبی که یک و نیم هزاره [[تاریخ]] را پشت سر نهاده، و [[مکاتب فکری]] بسیاری را در محافل خود پرورده است، به [[سختی]] میتوان مجموعهای از [[باورها]] در اصول، یا مجموعهای از فتاوا را ارائه کرد که میان تمامی مکاتب آن مذهب مشترک باشد، اما در عین حال میتوان به شماری از تعالیم اساسی در اصول و [[فروع]] اشاره کرد که ممکن است به عنوان نقاط مشترکی میان [[غالب]] طیفهای این مذهب مصداق یابد. | [[تعالیم]] و نهادهای اساسی: در سخن از مذهبی که یک و نیم هزاره [[تاریخ]] را پشت سر نهاده، و [[مکاتب فکری]] بسیاری را در محافل خود پرورده است، به [[سختی]] میتوان مجموعهای از [[باورها]] در اصول، یا مجموعهای از فتاوا را ارائه کرد که میان تمامی مکاتب آن مذهب مشترک باشد، اما در عین حال میتوان به شماری از تعالیم اساسی در اصول و [[فروع]] اشاره کرد که ممکن است به عنوان نقاط مشترکی میان [[غالب]] طیفهای این مذهب مصداق یابد. | ||
[[امامت]] و [[حجت]]: پیش از آغاز سخن از [[عقاید]] [[امامیه]]، باید اشاره کرد که اصلیترین ممیزه این مذهب، دیدگاه خاص آن در باب امامت است. امامیه به عنوان یکی از گرایشهای [[شیعه]]، بر این باورند که [[حق]] [[جانشینی]] [[رسول اکرم]]{{صل}} از آن [[حضرت علی]]{{ع}} بوده و رسول اکرم{{صل}} بارها در [[طول حیات]] خود، بر این جانشینی اشاره کردهاند. در منابع امامی، به عنوان [[ادله نقلی]] بر این امر، به [[احادیث]] مشهوری چون [[حدیث غدیر]]، [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث منزلت]] استناد شده است که اصل صدور آن مورد [[تأیید]] قاطبه [[عالمان اهل سنت]] قرار داشته، و تنها [[اختلاف]] با ایشان، در [[تفسیر]] و برداشت از آنها بوده است. در این میان ویژگی امامیه نسبت به [[شیعیان بتری]] و برخی دیگر از گرایشهای [[زیدی]]، در آن است که تنها [[امام]] برحق پس از رسول اکرم{{صل}} را حضرت علی{{ع}} دانسته، و هرگونه [[اقدام]] در جهت سلب این حق را اقدامی [[ظالمانه]] قلمداد کردهاند. | [[امامت]] و [[حجت]]: پیش از آغاز سخن از [[عقاید]] [[امامیه]]، باید اشاره کرد که اصلیترین ممیزه این مذهب، دیدگاه خاص آن در باب امامت است. امامیه به عنوان یکی از گرایشهای [[شیعه]]، بر این باورند که [[حق]] [[جانشینی]] [[رسول اکرم]] {{صل}} از آن [[حضرت علی]] {{ع}} بوده و رسول اکرم {{صل}} بارها در [[طول حیات]] خود، بر این جانشینی اشاره کردهاند. در منابع امامی، به عنوان [[ادله نقلی]] بر این امر، به [[احادیث]] مشهوری چون [[حدیث غدیر]]، [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث منزلت]] استناد شده است که اصل صدور آن مورد [[تأیید]] قاطبه [[عالمان اهل سنت]] قرار داشته، و تنها [[اختلاف]] با ایشان، در [[تفسیر]] و برداشت از آنها بوده است. در این میان ویژگی امامیه نسبت به [[شیعیان بتری]] و برخی دیگر از گرایشهای [[زیدی]]، در آن است که تنها [[امام]] برحق پس از رسول اکرم {{صل}} را حضرت علی {{ع}} دانسته، و هرگونه [[اقدام]] در جهت سلب این حق را اقدامی [[ظالمانه]] قلمداد کردهاند. | ||
گفتنی است که به عنوان یک [[حقیقت]] [[تاریخی]]، [[امامیه]] نیز در این امر که [[حضرت علی]]{{ع}} خود با ۳ تن [[خلیفه]] دست [[بیعت]] داده، و به عنوان چهارمین خلیفه - اگرچه با [[اکراه]] - [[منصب]] [[خلافت]] را پذیرفته است، تردیدی روا نداشتهاند؛ اما ایشان این عملکرد را بر مبنای اصل [[تقیه]] و رعایت [[مصالح امت اسلامی]]، [[تفسیر]] کردهاند. این دیدگاهها، در طول [[تاریخ]] این [[مذهب]]، به عنوان مواضع نهادین امامیه در باب [[امامت]]، تکرار و تبیین شده، و در کتب پرشمار این مذهب در باب امامت به ثبت رسیده است. | گفتنی است که به عنوان یک [[حقیقت]] [[تاریخی]]، [[امامیه]] نیز در این امر که [[حضرت علی]] {{ع}} خود با ۳ تن [[خلیفه]] دست [[بیعت]] داده، و به عنوان چهارمین خلیفه - اگرچه با [[اکراه]] - [[منصب]] [[خلافت]] را پذیرفته است، تردیدی روا نداشتهاند؛ اما ایشان این عملکرد را بر مبنای اصل [[تقیه]] و رعایت [[مصالح امت اسلامی]]، [[تفسیر]] کردهاند. این دیدگاهها، در طول [[تاریخ]] این [[مذهب]]، به عنوان مواضع نهادین امامیه در باب [[امامت]]، تکرار و تبیین شده، و در کتب پرشمار این مذهب در باب امامت به ثبت رسیده است. | ||
نظریه امامت، به عنوان اصلیترین ممیزه در فضای [[اعتقادی]] امامیه گسترش بسیار پیدا کرده، و به تبیین باورهایی پیرامون آن انجامیده است. امامیه در سده دوم قمری، به ویژه بر پایه [[تعالیم]] [[امامان]] باقر و صادق{{ع}}، بر اصولی ثابت در [[نظام اعتقادی]] خود [[وفاق]] یافتند که اهم آنها را میتوان در این چند جمله خلاصه کرد: تا مکلفی بر [[زمین]] است، زمین از [[حجت خداوند]] خالی نمیتواند بود و این [[حجت]]، گاه امامی ظاهر و گاه امامی غایب و پنهان از انظار است که به هر تقدیر، اثر وجودی خود را در [[جهان]] خواهد بخشید؛ این حجت بدون تردید امامی [[معصوم]] است که [[گناه]] و [[خطا]] در او راهی ندارد؛ امامان را جز [[خداوند]] برنمیگزیند و [[مردمان]] از طریق [[نص بر امامت]] ایشان [[آگاهی]] مییابند؛ و [[طاعت]] و [[پیروی]] از این امامان، بر همگان فرضی [[الهی]] است و [[تخلف]] از آن موجب [[گمراهی]] خواهد بود. | نظریه امامت، به عنوان اصلیترین ممیزه در فضای [[اعتقادی]] امامیه گسترش بسیار پیدا کرده، و به تبیین باورهایی پیرامون آن انجامیده است. امامیه در سده دوم قمری، به ویژه بر پایه [[تعالیم]] [[امامان]] باقر و صادق {{ع}}، بر اصولی ثابت در [[نظام اعتقادی]] خود [[وفاق]] یافتند که اهم آنها را میتوان در این چند جمله خلاصه کرد: تا مکلفی بر [[زمین]] است، زمین از [[حجت خداوند]] خالی نمیتواند بود و این [[حجت]]، گاه امامی ظاهر و گاه امامی غایب و پنهان از انظار است که به هر تقدیر، اثر وجودی خود را در [[جهان]] خواهد بخشید؛ این حجت بدون تردید امامی [[معصوم]] است که [[گناه]] و [[خطا]] در او راهی ندارد؛ امامان را جز [[خداوند]] برنمیگزیند و [[مردمان]] از طریق [[نص بر امامت]] ایشان [[آگاهی]] مییابند؛ و [[طاعت]] و [[پیروی]] از این امامان، بر همگان فرضی [[الهی]] است و [[تخلف]] از آن موجب [[گمراهی]] خواهد بود. | ||
[[امامان دوازدهگانه]]{{ع}} به نام، نزد امامیه شناخته شدهاند و [[پیروان]] این مذهب با [[وفات]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}}، [[امام یازدهم]] در ۲۶۰ قمری (۸۷۴م)، دوره حضور [[ائمه]] را پایان یافته شمرده، و وارد [[عصر غیبت]] شدهاند. بر این اساس، [[امام دوازدهم]]{{ع}} که از ۲۶۰ قمری، بر [[جایگاه امامت]] قرار گرفته است، با برخورداری از عمری دراز، به گونهای [[نهان]] از انظار به مهمات [[امت]] رسیدگی میکند و با فراهم آمدن [[شرایط ظهور]] در [[آخرالزمان]] (زمانی نزدیک به [[قیامت]])، [[ظهور]] کرده، با [[شکست]] دادن قدرتهای [[جائر]]، [[جهان]] را پر از [[عدل و داد]] خواهد کرد<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، ص۱۷۶-۱۵۸.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۸، ص۱۷۰-۱۵۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۲۹۴.</ref>. | [[امامان دوازدهگانه]] {{ع}} به نام، نزد امامیه شناخته شدهاند و [[پیروان]] این مذهب با [[وفات]] [[امام حسن عسکری]] {{ع}}، [[امام یازدهم]] در ۲۶۰ قمری (۸۷۴م)، دوره حضور [[ائمه]] را پایان یافته شمرده، و وارد [[عصر غیبت]] شدهاند. بر این اساس، [[امام دوازدهم]] {{ع}} که از ۲۶۰ قمری، بر [[جایگاه امامت]] قرار گرفته است، با برخورداری از عمری دراز، به گونهای [[نهان]] از انظار به مهمات [[امت]] رسیدگی میکند و با فراهم آمدن [[شرایط ظهور]] در [[آخرالزمان]] (زمانی نزدیک به [[قیامت]])، [[ظهور]] کرده، با [[شکست]] دادن قدرتهای [[جائر]]، [[جهان]] را پر از [[عدل و داد]] خواهد کرد<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۰، ص۱۷۶-۱۵۸.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۸، ص۱۷۰-۱۵۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۲۹۴.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||