یزید بن ثبیط عبدی در معارف و سیره حسینی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مجمع سری خانه ماریه سعدیه==
== مجمع سری خانه ماریه سعدیه ==
{{همچنین|ماریه سعدیه}}
{{همچنین|ماریه سعدیه}}


[[یزید بن ثبیط عبدی]] و دو فرزندش [[عبدالله بن یزید بن نبیط عبدی]] و [[عبیدالله بن یزید بن نبیط عبدی]] و [[ادهم بن امیه عبدی]] و [[سیف بن مالک عبدی]]... از کسانی بودند که از مجمع سری خانه [[ماریه سعدیه]] برگزار می‌‌شد، [[تصمیم]] گرفتند به [[یاری امام حسین]]{{ع}} بشتابند. وقتی ابن ثبیط تصمیم [[قطعی]] خود را برای [[پیوستن]] به [[امام]] اعلام کرد و از دیگران نیز خواست با او همراه شوند، همان چند نفر یاد شده به [[دعوت]] او پاسخ مثبت دادند، اما دیگران [[ترس]] از ابن زیاد را بهانه کرده گفتند: «ما از [[یاران]] ابن زیاد می‌ترسیم».
[[یزید بن ثبیط عبدی]] و دو فرزندش [[عبدالله بن یزید بن نبیط عبدی]] و [[عبیدالله بن یزید بن نبیط عبدی]] و [[ادهم بن امیه عبدی]] و [[سیف بن مالک عبدی]]... از کسانی بودند که از مجمع سری خانه [[ماریه سعدیه]] برگزار می‌‌شد، [[تصمیم]] گرفتند به [[یاری امام حسین]] {{ع}} بشتابند. وقتی ابن ثبیط تصمیم [[قطعی]] خود را برای [[پیوستن]] به [[امام]] اعلام کرد و از دیگران نیز خواست با او همراه شوند، همان چند نفر یاد شده به [[دعوت]] او پاسخ مثبت دادند، اما دیگران [[ترس]] از ابن زیاد را بهانه کرده گفتند: «ما از [[یاران]] ابن زیاد می‌ترسیم».


یزید بن ثبیط پس از این [[گفت‌وگو]] بصره را با همراهان به قصد مکه ترک کرده و از راه‌های بیابانی و خشک به [[سختی]] خود را به مکه رساندند. ابن ثبیط پس از اندکی استراحت به سوی [[اقامتگاه]] [[امام]] رفت. امام نیز پس از [[آگاهی]] از آمدنش به [[مکه]] به [[منزل]] وی رفت و [[منتظر]] بازگشت او شد. وی نیز بی‌درنگ به [[خانه]] برگشت و چون امام{{ع}} را دید [[شادی]] خود را با خواندن [[آیه]] زیر اظهار کرد:{{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref>.
یزید بن ثبیط پس از این [[گفت‌وگو]] بصره را با همراهان به قصد مکه ترک کرده و از راه‌های بیابانی و خشک به [[سختی]] خود را به مکه رساندند. ابن ثبیط پس از اندکی استراحت به سوی [[اقامتگاه]] [[امام]] رفت. امام نیز پس از [[آگاهی]] از آمدنش به [[مکه]] به [[منزل]] وی رفت و [[منتظر]] بازگشت او شد. وی نیز بی‌درنگ به [[خانه]] برگشت و چون امام {{ع}} را دید [[شادی]] خود را با خواندن [[آیه]] زیر اظهار کرد:{{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref>.


سپس به امام [[درود]] فرستاد، و در کنارش نشست و اعلام کرد که برای [[یاری]] آن حضرت به او پیوسته است. امام نیز برایش [[دعا]] کرد. پس از این، ابن ثبیط و همراهان در کنار اقامتگاه امام [[خیمه]] خود را برپا کردند و با ایشان راهی [[کربلا]] شدند. در [[روز عاشورا]] او و دو فرزندش در [[حمله اول]] به [[شهادت]] رسیدند<ref>سماوی، ابصارالعین، ص۱۸۹ - ۱۹۰.</ref>.
سپس به امام [[درود]] فرستاد، و در کنارش نشست و اعلام کرد که برای [[یاری]] آن حضرت به او پیوسته است. امام نیز برایش [[دعا]] کرد. پس از این، ابن ثبیط و همراهان در کنار اقامتگاه امام [[خیمه]] خود را برپا کردند و با ایشان راهی [[کربلا]] شدند. در [[روز عاشورا]] او و دو فرزندش در [[حمله اول]] به [[شهادت]] رسیدند<ref>سماوی، ابصارالعین، ص۱۸۹ - ۱۹۰.</ref>.
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش