جز
جایگزینی متن - '، -' به ' -'
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== تجددطلبی در مشرق زمین مفهومی وارداتی است که از اندیشههای غربی اقتباس شده و مثل بسیاری از مفاهیم، بدون در نظر گرفتن یا با کم توجهی به شرایط و مقتضیات زم...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - '، -' به ' -') |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = [[تجدد]] | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = [[تجددطلبی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
تجددطلبی در [[مشرق]] [[زمین]] مفهومی وارداتی است که از اندیشههای [[غربی]] اقتباس شده و مثل بسیاری از مفاهیم، بدون در نظر گرفتن یا با کم توجهی به شرایط و [[مقتضیات زمان]] و مکان و [[فرهنگ جامعه]] مقصد با نظریهپردازیهای منتج از الگوهای غربی پیاده شده است. بنابراین مطالعه آثار و پیامدهای مثبت و منفی و کوتاه و بلند مدت آن بر ساختارهای [[اجتماعی]]، [[سیاسی]]، [[فرهنگی]] و... در کشورهایی مانند [[ایران]] از منظر [[علوم اجتماعی]] کاری بس مهم و مشکل است. | تجددطلبی در [[مشرق]] [[زمین]] مفهومی وارداتی است که از اندیشههای [[غربی]] اقتباس شده و مثل بسیاری از مفاهیم، بدون در نظر گرفتن یا با کم توجهی به شرایط و [[مقتضیات زمان]] و مکان و [[فرهنگ جامعه]] مقصد با نظریهپردازیهای منتج از الگوهای غربی پیاده شده است. بنابراین مطالعه آثار و پیامدهای مثبت و منفی و کوتاه و بلند مدت آن بر ساختارهای [[اجتماعی]]، [[سیاسی]]، [[فرهنگی]] و... در کشورهایی مانند [[ایران]] از منظر [[علوم اجتماعی]] کاری بس مهم و مشکل است. | ||
ریشه [[تاریخی]] [[تجددطلبی]] به عصر [[روشنگری]] اروپا بازمیگردد. تغییراتی که در [[جامعه]] فئودال صورت میگیرد، به تبیین این [[اندیشه]] دامن میزند. در این دوران فرایندهای ملتسازی شکل میگیرد و مفاهیمی مثل «[[رعیت]]» به «[[ملت]]» مبدل میگردد. بنابراین رابطه جدیدی میان فرد و [[دولت]] مبتنی بر [[حق]] و [[تکلیف]] ایجاد و به تدریج نقش [[کلیسا]] کمرنگ شده، [[سیاست]] از [[دیانت]] جدا میشود. [[علم]] گسترش یافته و مبنای [[تصمیمگیری]] و عمل [[آدمی]] شده و [[صنعت]]، [[توسعه]] شتابانی مییابد. | ریشه [[تاریخی]] [[تجددطلبی]] به عصر [[روشنگری]] اروپا بازمیگردد. تغییراتی که در [[جامعه]] فئودال صورت میگیرد، به تبیین این [[اندیشه]] دامن میزند. در این دوران فرایندهای ملتسازی شکل میگیرد و مفاهیمی مثل «[[رعیت]]» به «[[ملت]]» مبدل میگردد. بنابراین رابطه جدیدی میان فرد و [[دولت]] مبتنی بر [[حق]] و [[تکلیف]] ایجاد و به تدریج نقش [[کلیسا]] کمرنگ شده، [[سیاست]] از [[دیانت]] جدا میشود. [[علم]] گسترش یافته و مبنای [[تصمیمگیری]] و عمل [[آدمی]] شده و [[صنعت]]، [[توسعه]] شتابانی مییابد. | ||
این مفهوم تاریخی ایجادکننده و سازنده [[تمدن]] جدید غربی است و به گفته آدمیت به مفهوم [[تغییر]] و [[تحول]] و [[تکامل]] هیأت جامعه | این مفهوم تاریخی ایجادکننده و سازنده [[تمدن]] جدید غربی است و به گفته آدمیت به مفهوم [[تغییر]] و [[تحول]] و [[تکامل]] هیأت جامعه است - تحول در معنای غربی که عام و همه جانبه است و شامل سیاست و [[اخلاق]] و [[اقتصاد]] و [[عقاید]] و [[کردار]] اجتماعی و ارزشهای آدمی است - که از [[طبیعت]] مادی ناشی میشود<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۱۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۸۱.</ref> | ||
==[[تجددطلبی اجتهادی]]== | |||
تجددخواهی و [[نوآوری]] [[اجتهادی]] باوجود پیشرفتهایی که در حوزه [[فقاهت]] از بعد نظری و عملی به همراه داشته، از آسیبپذیری و [[سقوط]] در ورطههای هولناک [[التقاط]] نیز در [[امان]] نمانده است. اوج [[مدرنیزم]] در حوزه [[فقه اجتهادی]] را میتوان در رخدادهای سدههای نوزدهم و بیستم [[جهان اسلام]] در اشکال منفی آن مطالعه کرد. | |||
در حوزه [[فقه اهل سنت]] ورطه سوسیالیزم، دامنگیر تجددخواهی متفکران طالب [[اجتهاد]] جدید شد و نیز بسیاری از آنان را به [[پذیرفتن]] [[دموکراسی]] [[غربی]] با تمامی مبانی، اصول و ابزار آن کشانید و در حوزه [[فقه شیعه]] نیز جنبشهای [[آزادیخواهی]] [[افراطی]] و [[تمایلات]] التقاطی به [[مارکسیسم]] و [[اندیشه]] پلورالیزم و نظایر آن را به ارمغان آورد. | |||
اجتهاد پویای [[شیعی]] و [[تجددطلبی]] ماهوی فقه شیعه، گروههایی را به این سو و آن سو کشانید که در کل زیر [[پوشش]] اجتهاد انجام میشد و اجتهاد اصیل که [[تفریع]] نو از اصول ثابت بود به خود اصول سرایت داده شد و این بار، اصول با دیدهای متفاوت غربی و شرقی بازبینی شد و به اشکال مختلفی چون [[دموکراسی اسلامی]]، لیبرالیزم [[اسلامی]]، سوسیالیزم و مارکسیسم اسلامی [[تفسیر]] شد و به جای تطبیق [[اصول اسلامی]] بر پدیدههای جدید [[زمان]]، اصول غربی و شرقی بر معیارهای اسلامی [[حاکم]] شد و انحرافهای و پیامدهای وحشتناکی را به دنبال آورد<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۱۵-۲۱۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۸۲.</ref> | |||
==[[تجددطلبی در اندیشه دینی]]== | |||
برخی [[مخالفان]] تجددطلبی، مخالفان مطلق هستند و در اندیشه [[دینی]] به دیدگاه حداکثری معتقدند و مدرنیزم را با [[بدعت]] همسان و مترادف میشمارند. [[سلفیگری]] در اندیشه [[وهابیت]] و [[نهضت]] اخوان المسلمانان و حرکت [[تکفیر]] و [[هجرت]] که امروز از اندیشههای [[اسلام انقلابی]] به حساب میآید با وجود تفاوتهایی که در [[فهم]] هر کدام از بدعت دیده میشود، در این طبقه جای میگیرد. | |||
در اندیشه اینان همواره بین اندیشه دینی از یک سو و [[علم]] و فناوری و نظریهپردازی جدید از سوی دیگر [[تعارض]] دیده میشود و نه تنها آنچه که با [[دین]] مخالف است، مردود شمرده میشود اصولاً هر آنچه که در [[دین]] سابقه ندارد و از غیر دین نشأت گرفته نامطلوب و نامقبول تلقی خواهد شد<ref>فقه سیاسی، ج۱۰، ص۱۹۴-۱۹۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۸۲.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۸: | خط ۲۷: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:تجدد]] | |||