ملت در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۹۵۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ ژوئن ۲۰۲۳
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = ملت | عنوان مدخل = ملت | مداخل مرتبط = ملت در فقه سیاسی | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == ملت عبارت از جمعیتی از افراد بشر است که پیوندی مادی و معنوی آنها را به هم پیوسته و به زندگی مشترک در سرزمینی معین واداشته است. ب...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[ملت]] عبارت از جمعیتی از افراد [[بشر]] است که پیوندی مادی و [[معنوی]] آنها را به هم پیوسته و به [[زندگی]] مشترک در سرزمینی معین واداشته است. به عبارت دیگر، جمعیتی که با نوعی رابطه [[سیاسی]] و [[حقوقی]] (مادی و معنوی) در [[نظام]] واحدی زندگی می‌کنند، ملت نامیده می‌شوند.
«[[ملت]]» عبارت از جمعیتی از افراد [[بشر]] است که پیوندی مادی و [[معنوی]] آنها را به هم پیوسته و به [[زندگی]] مشترک در سرزمینی معین واداشته است. به عبارت دیگر، جمعیتی که با نوعی رابطه [[سیاسی]] و [[حقوقی]] (مادی و معنوی) در [[نظام]] واحدی زندگی می‌کنند، ملت نامیده می‌شوند.
همین پیوند و رابطه سیاسی است که از بعد سیاسی افراد و [[جمعیت]] را به [[دولت]] مرتبط می‌سازد و از بعد حقوقی پایه [[تابعیت]]<ref>عمید زنجانی، حقوق اقلیت‌ها، ص۲۵؛ همو، بنیادهای اصیل ملیت، ص۹۷.</ref> قرار می‌گیرد.
همین پیوند و رابطه سیاسی است که از بعد سیاسی افراد و [[جمعیت]] را به [[دولت]] مرتبط می‌سازد و از بعد حقوقی پایه [[تابعیت]]<ref>عمید زنجانی، حقوق اقلیت‌ها، ص۲۵؛ همو، بنیادهای اصیل ملیت، ص۹۷.</ref> قرار می‌گیرد.
بر اساس سیاسی بودن پیوند مزبور، [[اختیار]] تعیین حدود [[ملیت]] و مشخصات آن به دولت سپرده می‌شود، و از قلمروی اختیارت فردی خارج می‌شود. و به این ترتیب دولت [[آزادی]] کامل می‌یابد که «ملیت» انتخابی خود را، به فرد یا افرادی [[تحمیل]] و در مقابل درخواست ملیت فرد یا افرادی، آنها را جزو ملت خود بداند.
بر اساس سیاسی بودن پیوند مزبور، [[اختیار]] تعیین حدود [[ملیت]] و مشخصات آن به دولت سپرده می‌شود، و از قلمروی اختیارت فردی خارج می‌شود. و به این ترتیب دولت [[آزادی]] کامل می‌یابد که «ملیت» انتخابی خود را، به فرد یا افرادی [[تحمیل]] و در مقابل درخواست ملیت فرد یا افرادی، آنها را جزو ملت خود بداند.
خط ۵۹: خط ۵۹:
{{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>.
{{متن قرآن|وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref>.
این [[فرامین]] و پیام‌ها، در [[حقیقت]] برای جامعه‌ای که به اصل و ریشه این فرمان‌ها و پیام‌ها گرویده و بستگی یافته است، یک نوع توان‌بخشی [[معنوی]] در [[تحکیم]] پیوندها و [[روابط]] اصیل به‌شمار می‌رود و هم هشداری می‌تواند باشد برای [[آگاهی]] و [[بیداری]] [[امت]] در برابر هر نوع [[تهاجم]] و [[تفرقه‌افکنی]] نیروهای اهریمنی [[دشمنان]] [[خلق]] و [[وحدت]] خلق‌ها، و هم تضمینی است در ادامه راه و [[مقاومت]] از هر نوع پوسیدگی و اضمحلال<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۱۶۸ – ۱۶۷ و ۱۸۹ – ۱۸۷؛ درآمدی بر فقه سیاسی، ص۱۸۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۲۴.</ref>
این [[فرامین]] و پیام‌ها، در [[حقیقت]] برای جامعه‌ای که به اصل و ریشه این فرمان‌ها و پیام‌ها گرویده و بستگی یافته است، یک نوع توان‌بخشی [[معنوی]] در [[تحکیم]] پیوندها و [[روابط]] اصیل به‌شمار می‌رود و هم هشداری می‌تواند باشد برای [[آگاهی]] و [[بیداری]] [[امت]] در برابر هر نوع [[تهاجم]] و [[تفرقه‌افکنی]] نیروهای اهریمنی [[دشمنان]] [[خلق]] و [[وحدت]] خلق‌ها، و هم تضمینی است در ادامه راه و [[مقاومت]] از هر نوع پوسیدگی و اضمحلال<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۱۶۸ – ۱۶۷ و ۱۸۹ – ۱۸۷؛ درآمدی بر فقه سیاسی، ص۱۸۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۲۴.</ref>
==[[ملت]] و تقسیم‌بندی آن==
هرچند بر اساس [[آرمان]] مطلوب و نهایی، [[دین مبین اسلام]] در پی تحقق بخشیدن به ایده [[امت واحد جهانی]] است، امتی که با [[اعتقاد]] واحد [[دینی]] و تحت [[رهبری]] [[نظام]] [[امت]]، در پی [[حکومت واحد جهانی]] است، اما بر اساس واقعیت‌های موجود، [[جمعیت]] [[دنیا]] بر اساس معیارهایی به ملت‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. [[فقها]] با طرح انواع قراردادهایی که با [[ملت‌ها]] و گروه‌های مختلف قابل [[امضا]] است، به‌طور ضمنی نوعی گروه‌بندی [[سیاسی]] را بررسی کرده‌اند؛ زیرا هر کدام از این [[قراردادها]] که در [[فقه]] عنوان خاصی چون [[صلح]]، [[مهادنه]]، محائده، [[ذمه]]، [[استیمان]] و موادعه دارند، در مورد گروه و ملت خاصی [[پیش‌بینی]] شده است و به این ترتیب ملت‌هایی که طرف این قراردادها واقع می‌شوند، به لحاظ [[عقیدتی]] و سیاسی به چند گروه تقسیم می‌شوند و پیرو این تقسیم‌بندی، [[سرزمین‌ها]] و کشورهایی که [[اقامتگاه]] این گروه‌هاست از نقطه‌نظر جغرافیای سیاسی به چند بلوک و اردوگاه، و یا [[قطب]] تقسیم می‌شوند که در اصطلاح [[فقهی]] به هر کدام از آنها «دار» گفته می‌شود.
عمده‌ترین تقسیم‌بندی فقهی در مورد جمعیت و ملت عبارت است از:
#جمعیت و ملتی که از رابطه [[اخوت اسلامی]] برخوردارند و در صلح کامل به سر می‌برند و [[تفرقه]] در میانشان [[نامشروع]] بوده و همگی [[معتقد]] به [[آیین اسلام]] هستند. به این نوع جمعیت و ملت، «[[امت اسلامی]]» گفته می‌شود {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ}}<ref>«به راستی این امّت شماست، امّتی یگانه و من پروردگار شمایم بنابراین مرا بپرستید» سوره انبیاء، آیه ۹۲.</ref> و نیز امت [[میانه]] (وسط) نیز اطلاق شده است<ref>{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا...}} «و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.».. سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>؛
#جمعیتی که پس از [[اسلام آوردن]]، به جمعیت [[مسلمانان]] و امت اسلامی می‌پیوندند و در [[سرزمین‌های اسلامی]] [[سکونت]] [[اختیار]] می‌کنند، و اینها [[مهاجرین]] نامیده می‌شوند {{متن قرآن|لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ}}<ref>«(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از خانه‌ها و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را یاری می‌کنند؛ آنانند که راستگویند» سوره حشر، آیه ۸.</ref><ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴.</ref>؛
#گروه‌هایی که پس از [[اسلام آوردن]] همچنان در میان [[کفار]] به [[زندگی]] خود ادامه می‌دهند و از سرزمین‌های آنان بیرون نمی‌آیند. [[قرآن]] از این گروه به [[مستضعفین]] تعبیر می‌کند: {{متن قرآن|قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا}}<ref>«از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش می‌گیرند، می‌پرسند: در چه حال بوده‌اید؟ می‌گویند: ما ناتوان شمرده‌شدگان روی زمین بوده‌ایم. می‌گویند: آیا زمین خداوند (آن‌قدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانه‌ای است» سوره نساء، آیه ۹۷.</ref>.
#متدینین به [[ادیان آسمانی]] که از آنها به [[یهودیان]]، [[مسیحیان]] و [[مجوسیان]] یاد شده است، و قرآن آنها را [[اهل کتاب]] می‌نامد<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}} «بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمه‌ای که میان ما و شما برابر است هم‌داستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>، و آنگاه که با [[مسلمانان]] [[قرارداد ذمه]] را منعقد می‌کنند، [[اهل ذمه]]<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۲۷؛ نیل الاوطار، ج۷، ص۶۳؛ المحلی، ج۷، ص۳۰۶؛ البحر الزخار، ج۵، ص۲۴۳؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۳۸؛ المبسوط، ج۲، ص۴۳.</ref> و یا [[اهل]] [[جزیه]]<ref>{{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}} «با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمی‌آورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌دانند و به دین حق نمی‌گروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref> نامیده می‌شوند؛
#[[جمعیت]] و ملتی که [[کافر]] به [[اسلام]] هستند، ولی هیچگونه [[اعمال]] خصمانه‌ای بر علیه اسلام و [[مسلمانان]] انجام نمی‌دهند و از [[عقد]] [[قرارداد]] با مسلمانان نیز شانه خالی می‌کنند. به این گروه [[اهل]] حیاد می‌گویند<ref>آثار الحرب، ص۱۹۷ و ۴۰۰.</ref>؛
#ملت‌هایی که با [[متارکه جنگ]] با مسلمانان، به [[رفتار]] خصمانه خود پایان می‌دهند، ولی از عقد قرارداد سر باز می‌زنند و به آنها اهل اعتزال گفته می‌شود: {{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد؛ بی‌گمان خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>؛
#ملت‌هایی که با مسلمانان [[قرارداد صلح]] بسته‌اند و به آنها اهل [[صلح]] گفته می‌شود: {{متن قرآن|فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا}}<ref>«مگر آنان را که با گروهی وابستگی دارند که میان شما و ایشان پیمانی است یا آنکه با دلتنگی از نبرد با شما و یا نبرد با قوم خویش، نزد شما آمده‌اند- و اگر خداوند می‌خواست آنان را بر شما چیرگی می‌داد و با شما به نبرد می‌پرداختند- باری، اگر اینان از شما کناره‌جویی کردند و با شما نبرد نکردند و از در سازش درآمدند، خداوند برای شما (در تجاوز) بر آنان راهی ننهاده است» سوره نساء، آیه ۹۰.</ref>. قسمت اول [[آیه]] گرچه در مورد [[اهل]] اعتزال است، ولی بخش دوم آن گروه دیگری را مشخص می‌کند که در [[حقیقت]] بخشی از اهل اعتزال هستند و به [[قرارداد صلح]] تن در می‌دهند؛
#[[جمعیت]] و گروهی که از [[عقد]] [[امان]] استفاده می‌کنند و به آنها [[مستأمن]] گفته می‌شود. [[فقها]] باب گسترده‌ای را به بحث از عقد امان و شرایط و [[حقوق]] مستأمنین اختصاص داده‌اند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۹۲؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۱۴؛ المحلی، ج۷، ص۳۰۶؛ فتح القدیر، ج۴، ص۳۵۳.</ref>. گاه مستأمن در [[سرزمین‌های اسلامی]] و در میان [[امت مسلمان]] [[زندگی]] می‌کند، و گاه در محلی خارج از [[حکومت اسلامی]] و در قلمرو [[حاکمیت]] [[کفار]] به سر می‌برد. نوع دوم را می‌توان در مورد فراریان [[مکه]] صادق دانست که پس از [[مسلمان]] شدن از [[ترس]] [[آزار]] [[قریش]] به مناطق بین مکه و [[مدینه]] فرار می‌کردند و طبق [[قرارداد صلح حدیبیه]]، هیچ‌کدام از طرفین [[حق]] تعرض به این مناطق را نداشتند، و خواه‌ناخواه چنین افرادی مستأمن محسوب می‌شدند<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۲۸۴.</ref>؛
#گروه‌ها و ملت‌هایی که بین آنها و [[دولت اسلامی]] [[آتش‌بس]] برقرار شده و به‌طور موقت در [[متارکه جنگ]] به سر می‌برند. به این گروه‌ها اهل [[هدنه]] گفته می‌شود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۱۳؛ المبسوط، ج۲، ص۵۰؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۴۷؛ البحر الزخار، ج۵، ص۴۵۱.</ref>؛
#گروه‌ها و ملت‌هایی که [[مسلمانان]] به دلیل عدم [[توانایی]] کافی برای [[جهاد]]، آنها را به حال خود رها کرده‌اند. در چنین مواردی معمولاً در [[فقه]]، از عنوان موادعه استفاده شده و به این جمعیت اهل‌الموادعه گفته می‌شود<ref>شیبانی، شرح السیر، ج۵، ص۱۶۸۹.</ref>؛
#جمعیت و ملتی که بین آنها و مسلمانان نوعی [[قرارداد]] وجود دارد و آنها را اهل [[عهد]] می‌نامند. {{متن قرآن|فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ}}<ref>«پیمان اینان را تا پایان زمانشان پاس بدارید» سوره توبه، آیه ۴.</ref>.
#گروه‌ها و ملت‌هایی که [[مسلمین]] در حال [[جنگ]] با آنان هستند، که [[اهل حرب]] نامیده می‌شوند. {{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ}}<ref>«کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند و در زمین به تبهکاری می‌کوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دست‌ها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۳.</ref>.
#گروه و یا افرادی که مخل [[نظم]]، و موجب [[ناامنی]]، و [[فساد]] هستند، که به آنها [[مفسد]] و [[اهل فساد]] گفته می‌شود، {{متن قرآن|وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا}}<ref>«و در زمین به تبهکاری می‌کوشند» سوره مائده، آیه ۳۳.</ref>.
#افراد و یا گروهی از [[مسلمانان]] که علیه [[امام]] و [[حکومت اسلامی]] [[شورش]] می‌کنند و در صدد برانداختن [[نظام اسلامی]] برمی‌آیند. اینگونه افراد و یا گروه‌ها را [[باغی]] می‌نامند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۸؛ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۵۲.</ref>؛
#گروهی که از [[اجرای احکام اسلام]] [[تمرد]] می‌کنند و از [[دین]] برمی‌گردند و آنها را [[اهل]] رده می‌نامند<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>.
این تقسیم‌بندی در مورد برخی از اقسام [[ملت‌ها]]، به لحاظ [[عقیدتی]] است، مانند تقسیم‌هایی که بر مبنای [[ایمان]] به [[اسلام]] و یا [[اعتقاد]] به یکی از [[ادیان]] رسمی ([[یهودیان]] [[مسیحیان]]، [[مجوسیان]]) انجام می‌شود و در مورد برخی دیگر، از نقطه‌نظر [[حقوقی]] است، مانند مواردی که به لحاظ [[قرارداد ذمه]]، [[صلح]] و [[استیمان]] تقسیم‌بندی می‌شود، و در مواردی نیز تنها [[سیاسی]] است، مانند گروه‌هایی که به لحاظ حالت‌هایی چون [[هدنه]]، [[حیاء]] و اعتزال متمایز می‌شوند<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۲۰۴ – ۲۰۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۲۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۶۹: خط ۸۹:


[[رده:ملت]]
[[رده:ملت]]
[[رده:اصطلاحات سیاسی]]
۸۰٬۴۴۴

ویرایش