←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
هر یک از این آثار، خود آثار و تبعات و پیامدهای دیگری به دنبال دارد که پرداختن به همه آنها در این نوشتار کوتاه ممکن نیست. از این رو به همین مقدار بسنده میشود. باشد با تصحیح در [[رفتار]] خویش، از حق ستیزی به هر شکلی خودداری کرده و از [[تزکیه الهی]] و [[رحمت]] و فضل خداوندی خود را [[محروم]] نسازیم ولو این که این حق ستیزی را به عنوان سانسور و خودسانسوری و [[حیا]] و [[ادب]] [[اجتماعی]] و مانند آن انجام دهیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[سانسور حق از نظر قرآن (مقاله)|سانسور حق از نظر قرآن]].</ref>. | هر یک از این آثار، خود آثار و تبعات و پیامدهای دیگری به دنبال دارد که پرداختن به همه آنها در این نوشتار کوتاه ممکن نیست. از این رو به همین مقدار بسنده میشود. باشد با تصحیح در [[رفتار]] خویش، از حق ستیزی به هر شکلی خودداری کرده و از [[تزکیه الهی]] و [[رحمت]] و فضل خداوندی خود را [[محروم]] نسازیم ولو این که این حق ستیزی را به عنوان سانسور و خودسانسوری و [[حیا]] و [[ادب]] [[اجتماعی]] و مانند آن انجام دهیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[سانسور حق از نظر قرآن (مقاله)|سانسور حق از نظر قرآن]].</ref>. | ||
==[[حقگرایی]]، [[فطرت آدمی]]== | |||
[[انسان]] موجودی کمالگرا و [[نقص]] [[گریز]] است. همین [[طبیعت]] [[آدمی]] موجب شده است تا هر آن چه را که کمال بداند به عنوان مطلوب و مقصد و مقصود خویش قرار دهد و از هر آن چیزی که نقص است بگریزد و کناره گیرد. | |||
از نظر انسان، هر آن چیزی که از [[پایداری]] و [[ثبات]] در هستی برخوردار میباشد، امری کمالی است. از این روست که [[حق]]، را امری کمالی دانسته و [[حقیقت جویی]] و حقیقتگرایی در [[فطرت]] وی نهفته است. در برابر [[باطل]] به معنای امور بیثبات و ناپایدار در هستی، امری ضد ارزشی و ضد کمالی دانسته شده و از آن [[بیزاری]] میجوید. | |||
[[انسانها]] در [[جهان]] به سبب [[گرایش فطری]] خود به کمال، در جست و جوی [[حقیقت]] و [[شناسایی]] آن هستند. از این روست که بخش بزرگی از [[اندیشه]] و عمل [[انسانی]] صرف [[شناخت]] [[حقایق]] و قرار گرفتن در مسیر آن و دست یابی به آن است. انسانی که حقی را شناخت تا پای [[جان]] در کسب و [[دفاع]] از آن تلاش میکند. این بدان معناست که از نظر انسان، شناخت امر کمالی و تحقق آن در [[زندگی]] خود و دیگران، از خود جان عزیزتر و گرامیتر میباشد؛ زیرا جهان بیحقیقت و زندگی بیکمال جویی، ارزشی ندارد و آن چیزی که به زندگی انسان معنا و مفهوم [[واقعی]] میبخشد، کمال جویی و حقیقتگرایی انسان و دست یابی به آن میباشد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی باطلگرایی در انسان (مقاله)|چرایی باطلگرایی در انسان]].</ref>. | |||
==جهان، آمیزهای از [[حق و باطل]]== | |||
با آنکه انسان موجودی کمالگرا و حقیقت جوست، اما شرایط جهان انسانی به گونهای است که نمیتواند به [[سادگی]] حق و کمال را بشناسد و در مسیر آن گام بردارد؛ چراکه [[دنیا]]، آمیزهای حق و باطل است. به هر چیزی در این دنیا خوب دقیق شویم در مییابیم که حق و باطل در هم آمیخته است؛ بنابراین نمیتوان به سادگی حق را شناخت و بدان [[گرایش]] یافت و از باطل گریخت. | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۷ [[سوره رعد]] بیان میکند که [[دنیا]] [[حقیقت]] [[یکتا]] و یگانهای را به اشکال مختلف و گوناگون نشان میدهد؛ زیرا ظرفیت چیزها در نمایش همان حقیقت یکتا و یگانه، بسیار متفاوت است. این گونه است که هر کسی بر پایه ظرفیت خود، حقیقت را به نمایش میگذارد و گاه حتی نمایش دروغینی را به [[اجرا]] در میآورد. | |||
در این آیه به تمثیلی بیان شده است که اگر آب [[خالص]] از [[آسمان]] فرو ریزد، هنگامی که بر [[زمین]] جاری میشود، به سبب تفاوت نهرها، هر نهری بخشی از [[باران]] را در خود میگیرد و شکلی بدان میبخشد و با توجه به نوع خاک و [[گیاه]]، تغییراتی در همان آب میدهد که کدر و تیره شدن و یا خار و خاشاک با آن همراه گشتن، از جمله این تغییرات است. این گونه است که حقیقت آب در هنگام سیلاب در بستر نهرها و جاری شدن بر خاک، چنان دگرگون میشود که گاه آبی دیده نمیشود مگر گل و لایی و یا کف و خار و خاشاک چنان سطح آب را در بر میگیرد که آب دیگر به چشم نمیآید. | |||
بنابراین، یکی از [[مشکلات]] [[انسان]] در مواجه به [[حقایق]] هستی، شرایطی است که [[جهان مادی]] دارد. این شرایط مقتضی دگرگونیهایی در اصل حقیقت میشود که [[شناخت حق]] را دشوار میسازد. | |||
[[دشواری]] دیگری که در این میان وجود دارد، بیماردلانی است که برای مقاصدی [[پست]]، شرایط را برای شناخت حق سختتر میکنند. برخی از [[دشمنان]] [[حق]] و حقیقت از انسان و [[جنیان]]، رفتارهایی را انجام میدهند تا حقیقت پنهان شود. این گونه است که حقیقت صاف و روشن را در باطلی میآمیزند تا بتوانند [[باطل]] خود را به بهای حقیقت عرضه داشته و بفروشند. | |||
[[خداوند]] در آیه ۷۱ [[سوره آل عمران]]، گزارش میکند که برخی از افراد دارای [[علم]] و [[آگاهی]] نسبت به حقیقت، برای اهداف و مقاصدی پست، حق را با باطل در هم میآمیزند و شرایط را برای دیگران سختتر میسازند تا این گونه نتوانند [[حق]] را شناخته و در پی آن روند. | |||
این عمل هر چند که از نظر [[حکم]] [[خرد]] و [[خردمندان]] جایز و روا نیست، ولی عملی است که از سوی [[بیماردلان]]، آگاهانه انجام میگیرد. | |||
هر چند که [[خداوند]] با [[نهی]] از این گونه [[اعمال]] در آیاتی از جمله ۷۱ [[سوره آل عمران]] و ۴۲ [[سوره بقره]]، بر آن است تا شرایط بیش از پیش برای [[انسانها]] سخت نشود، ولی مشکلی است که [[جوامع بشری]] همواره با آن مواجه و رو به رو هستند و کمتر میتوان حق را به دور از آمیختگی یافت و [[شناخت]].<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی باطلگرایی در انسان (مقاله)|چرایی باطلگرایی در انسان]].</ref>. | |||
==[[اتهام]] [[باطل]] انگاری== | |||
مشکل دیگری که در [[شناخت حق]] وجود دارد، مشکل اتهاماتی است که از سوی دیگر به [[حقیقت جو]] زده میشود. هر کسی که در جست و جوی [[حقیقت]] است با سه دسته از انسانها رو به رو میشود که [[اجازه]] نمیدهد تا به [[سادگی]] به حقیقت برسد. | |||
دسته نخست کسانی هستند که خود دچار [[جهل و نادانی]] هستند. این دسته افراد به سبب [[نادانی]] خویش، حق را نمیشناسند. عدم شناخت ایشان نسبت به حق که یک [[ناتوانی]] برخاسته از نادانی است، مشکلی را در برابر حقیقت جویان پدید میآورد؛ زیرا حق جو، هر گاه به سوی شناخت حقیقت گامی برمی دارد و باطلی را از حق جدا میکند، با واکنش [[نادان]] مواجه میشود. | |||
مشکل زمانی دو چندان میشود که نادان [[گمان]] میکند که آن چه در [[جامعه]] [[واقعیت]] دارد همان حق است. به این معنا که تفاوت و فرقی میان واقعیتها و [[حقایق]] نمیبیند. این در حالی است که هر واقعیتی نمیتواند حقیقت باشد، چنان که هر حقیقتی در [[جهان]] واقع تحقق خارجی نمییابد. بنابراین، دام حضور و وجود واقعیتها که بخشی یا بسیاری از آنها باطل هستند، اجازه نمیدهد که نادان حقیقت را بشناسد و طالبان حقیقت را نیز باطلگرا میانگارد. | |||
شما میدانید که [[فقر]]، [[دزدی]]، [[قتل]]، [[جنگ]] و مانند آن در [[جهان]] [[انسانی]]، واقعیتی [[انکار]] ناپذیر است، ولی این را نیز میدانید که این [[واقعیت]] به معنای [[حقیقت]] نیست، بلکه حقیقت ضد این امور میباشد. بنابراین، به [[مبارزه با فقر]] میپردازید که آن را امری [[باطل]] ولی امری واقع میشمارد. اما واقعیت داشتن [[فقر]] به معنای حقیقت داشتن آن نیست. [[انسان]] [[خردمند]] کسی است که واقعیت را میبیند ولی در [[اندیشه]] حقیقت است. از این روست که گفتهاند [[مؤمن]]، انسانی واقع بین و حقیقت گراست. | |||
اما [[نادانان]] و [[بیخردان]] به سبب پنداری که از روی [[نادانی]] و [[جهل]] در ایشان پدید آمده است [[گمان]] میکنند که واقعیتها همان [[حقایق]] هستند و جست و جوی [[حق]] طلبانه [[خردمندان]] را امری باطل میشمارند. | |||
[[خداوند]] در [[آیات]] ۵۸ و ۸۹ [[سوره روم]] به این [[ناتوانی]] نادانان از [[درک]] حقایق و موضعگیری منفی آنان نسبت به حق جویان اشاره میکند و میفرماید که همین نادانی ایشان موجب شده است تا [[مؤمنان]] حقیقتگرا و حق جو را متهم با باطلگرایی کنند. | |||
دومین مشکلی که در برابر حقیقت گرایان وجود دارد، مشکل انسانهای [[بیمار]] دلی است که به سبب دوری از [[فطرت سالم]] و [[عقل سلیم]]، [[قدرت]] تشخیص خود را از دست داده و نمیتوانند حق را از باطل جدا سازند. در همین آیات از انسانهایی یاد شده است که [[قلوب]] و دلهایشان مهر شده و قدرت تشخیص را از دست دادهاند. | |||
تفاوت [[نادان]] با بیمار [[دل]] آن است که نادان، در وضعیتی است که امکان [[تغییر]] در وی وجود دارد و محتمل است که به [[علم]] و [[دانایی]] برسد و جهل برهد، ولی بیمار دل به سبب آنکه از [[فطرت]] [[سلیم]] و سالم خود بیرون رفته است و بر [[قوه عاقله]] و تشخیص خود مهر نهاده و در آن را بسته است، نمیتواند از این مشکل برهد. از این روست که گفتهاند [[بیماردلی]] و یا دلهای مهر نهاده و بسته شده، بهتر از [[جهل و نادانی]] است که امکان از میان رفتن آن میرود. | |||
اصولا دلهایی که بر آن مهر نهاده شده باشد، همه چیز را وارونه میبیند و از [[درک]] [[حقیقت]] و تشخیص آن عاجز و [[ناتوان]] است و حتی [[باطل]] را عین حقیقت میشمارد. چنین افرادی، یکی از موانع اصلی در برابر حقیقت جویان هستند که به آسانی به سبب همان نگرش واژگونه نسبت به مسایل و عدم [[قدرت]] تشخیص، حقیقت جویان را متهم به باطلگرایی میکنند؛ زیرا [[حقایق]] را باطل و باطل را عین حقیقت میپندارند و در [[جهل مرکب]] خود گرفتار هستند و دیگران را نیز متهم به باطلگرایی میکنند. | |||
سومین مشکل در برابر [[حق]] جویان و [[اتهام]] زنی نسبت به ایشان، کافرانی هستند که اصولا با هر حق و حقیقت [[دشمنی]] دارند. در همین [[آیه]] ۵۸ [[سوره روم]]، [[کفر]] به عنوان مهمترین عامل در متهم ساختن [[پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنان]] معرفی شده است؛ زیرا [[کافران]] باطل خود را عین حقیقت میشمارند و حقیقتی که پیامبر{{صل}} ارایه میدهد و مؤمنان آن را میپذیرند عین باطل میپندارند. همین اتهام زنی از سوی کافران، یکی از موانع در سر راه حقیقت جویان است که در این آیه تبیین شده است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی باطلگرایی در انسان (مقاله)|چرایی باطلگرایی در انسان]].</ref>. | |||
==باطلگرایی، [[شادمانی]] گذرا== | |||
با آن چه بیان شده میتوان علل و چرایی باطلگرایی در افراد را نیز به دست آورد. به این معنا که [[آدمی]] به سبب [[نادانی]]، مهر شدن [[دلها]] و کفر به سوی باطل [[گرایش]] داشته و علیه حق میستیزد. این گونه است که وضع را برای خود و دیگران مشکل میسازد. | |||
حقیقت جویان، برای [[اثبات]] هر باطلی میبایست تلاش مضاعفی داشته باشند تا پس از بررسی و تحقیق کامل، بطلان امری را آشکار سازند؛ به ویژه آنکه همواره در این [[جهان]] [[حق و باطل]] در هم آمیخته است. | |||
به عنوان نمونه، اشغالگرانی که مردمانی را از [[خانه]] و کاشانه خود آواره ساختهاند، [[قتل]] و [[کشتار]] آنان در [[مقام]] [[دفاع از خود]] معرفی میشوند و [[مردمان]] آواره خواهان [[حق]] خویش، به عنوان [[تروریست]] و [[جنگ]] [[طلب]] معرفی میشوند و مدالهای [[صلح]] به [[اشغالگران]] داده میشود؛ چرا برخی تنها به وضعیت کنونی اشغالگران نگاه میکنند و [[واقعیت]] را همان [[حقیقت]] بر میشمارند. به این معنا که تن به واقعیت دادن عین [[پذیرش حق]] دانسته شده و [[مبارزه]] با اشغالگران عین [[ظلم]] و [[باطل]] معرفی میشود. | |||
این در حالی است که [[عقل]] و [[خرد]] [[حکم]] میکند که نه تنها واقعیت را عین حق نشمرد بلکه میبایست به این نکته توجه داشت که [[اضطرار]] بالاختیار شخص را از [[اختیار]] بیرون نمیبرد. به این معنا که اگر شخصی خود را به اختیار به [[اضطراری]] افکنده باشد نمیتوان وی را مختار ندانست. | |||
آن چه بیان شد در حقیقت بیانگر این معناست که نمیتوان به [[سادگی]] حقیقت را در میان واقعیتهایی [[شناخت]] که آمیخته با [[حق و باطل]] است. | |||
ولی میبایست دانست که [[حقایق]] برای [[فطرت سالم]] و [[عقل سلیم]] روشن و آشکار است. به عنوان نمونه [[انسان]] سالم و [[خردمند]]، هرگز شکی در بطلان اموری چون آواره سازی<ref>{{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ}} «به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست * همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۳۹-۴۰.</ref>، استکبارورزی<ref>{{متن قرآن|سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}} «به زودی کسانی را که در زمین ناحق گردنفرازی میورزند از نشانههای خود روگردان خواهم کرد و هر نشانهای ببینند بدان ایمان نخواهند آورد؛ و اگر راه درست را ببینند آن را راه (خویش) نخواهند گزید و چون کژراهه را ببینند آن را راه (خود) برخواهند گزید؛ این از آن روست که آنان نشانههای ما را دروغ شمردند و از آن غافل بودند» سوره اعراف، آیه ۱۴۶.</ref>، [[تجاوزگری]]<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاریهای آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمیدانید» سوره اعراف، آیه ۳۳.</ref>، [[حرام]] [[خواری]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}} «و داراییهای همدیگر را میان خود به نادرستی مخورید و آنها را (با رشوه) به سوی داوران سرازیر نکنید تا بخشی از داراییهای مردم را آگاهانه به حرام بخورید» سوره بقره، آیه ۱۸۸.</ref>، [[رشوه]]، [[غنا]] و آهنگهای لهوی<ref>حج، آیه ۳۰</ref> و مانند آن ندارد؛ ولی از آن جایی که [[انسان]] [[اهل]] توجیه است، حتی پس از [[شناخت حق]] از [[باطل]]، میکوشد تا این امور به گونهای جلوه دهد که [[حق]] باشد. در این میان، انسانهای [[کافر]] و [[ظالم]]، به سبب حق گریزی و باطلگرایی تلاش میکنند که این امور [[باطل]] را [[حق]] جلوه دهند. البته چنان که گفته شد، کسانی که مهر بر دلهایشان نهاده شده است به سبب نگرش واژگونه به امور، باطل را حق میپندارند و در تقویت و گسترش آن میکوشند. | |||
[[کافران]] به سبب [[پیروی]] از باطل، موجبات [[تباهی]] حتی [[اعمال]] خوب را سبب میشوند.<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ * وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ * ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ}} «(خداوند) کردارهای کسانی را که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خداوند باز داشتند بیراه گرداند * و (خداوند) از گناهان آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده که همه راستین و از سوی پروردگارشان است ایمان آوردند، چشم پوشید و حالشان را نیکو گردانید * این از آن روست که کافران از باطل و مؤمنان از- حق که از سوی پروردگارشان است- پیروی کردند، بدینگونه خداوند برای مردم مثلهایشان را میآورد» سوره محمد، آیه ۱-۳.</ref> و [[ایمان]] به باطل [[زیان]] و خسارت [[ابدی]] ایشان را رقم میزند<ref>{{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «بگو: خداوند، میان من و شما گواه بس (که) آنچه را در آسمانها و زمین است میداند و آنان که به باطل ایمان آورده و به خداوند کفر ورزیدهاند زیانکارند» سوره عنکبوت، آیه ۵۲.</ref> و [[سرزنش]] خداوندی را در [[قیامت]] به همراه خواهد داشت.<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ}} «و خداوند از خودتان برای شما همسرانی آفرید و برای شما از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگانی پدید آورد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ آیا باز هم آنان به باطل ایمان میآورند و به نعمتهای خداوند ناسپاسی میورزند؟» سوره نحل، آیه ۷۲ و {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ}} «آیا ندیدهاند که ما حرمی امن پدید آوردیم (که در آن هیچ چیز را در نمیبرند) در حالی که (بیرون از شهر مکّه) مردم از پیرامونشان ربوده میشوند؟ پس آیا به باطل باور دارند و نعمت خداوند را انکار میکنند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۷.</ref> | |||
این گونه است که [[شادمانی]] برخاسته از باطلگرایی ایشان دوامی نخواهد یافت و حتی بسیاری از [[باطل]] گرایان سرانجام بد و [[شومی]] را میبایست در این [[دنیا]] [[تجربه]] کنند. | |||
[[خداوند]] در [[آیات]] ۷۱ تا ۷۶ [[سوره غافر]] تصویری از [[متکبران]] و [[مستکبران]] به نمایش میگذارد که در آن به شادمانی مشغول هستند ولی این شادمانی دیری نمیپاید که به [[عذاب]] و [[غم]] و [[اندوه]] تبدیل میشود. | |||
کسانی که درباره خداوند سخنانی باطل بر زبان میآورند در همین دنیا هنگام [[جان کندن]] با عذابی سخت مواجه خواهند شد و در مییابند که این سخنان باطل و ناروا تا چه اندازه برای ایشان گران تمام شده است.<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلائِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ}} «ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغی بندد کیست یا گوید به من وحی شده است در حالی که هیچچیز به او وحی نشده است و (یا) آن کس که گوید: به زودی مانند آنچه خداوند فرو فرستاده است، فرو خواهم فرستاد؛ و کاش هنگامی را میدیدی که ستمگران در سختیهای مرگند و فرشتگان دست گشودهاند که: جانهایتان را بسپارید! امروز به سبب آنچه ناحق درباره خداوند میگفتید و از آیات او سر برمیتافتید با عذاب خوارساز کیفر داده میشوید» سوره انعام، آیه ۹۳.</ref> | |||
همچنین افرادی که به مجالس [[لهو و لعب]] و [[غنا]] میروند و چنین [[اعمال]] باطلی را انجام میدهند هم [[فرصت]] طلایی [[عمر]] کوتاه خود را در [[دنیا]] از دست میدهند و هم زمینه برای بسیاری از [[گناهان]] را در خود ایجاد میکنند. | |||
[[عاقبت]] شوم [[باطل]] گرایان میبایست انسانهای [[خردمند]] را بیدار و هوشیار کند و [[اجازه]] ندهد تا در دام باطل و باطل گرایان بیافتند. [[خداوند]] [[اهل باطل]] و باطل گرایان را انسانهای زیانکار بر میشمارد؛ زیرا در [[قیامت]] چیزی در [[اختیار]] ندارند؛ چراکه باطل به معنای [[پوچی]] است و از این روست که باطل گرایان در قیامت وزنی ندارند؛ زیرا پوچ و باطل وزنی ندارد. این همان [[خسران]] و [[زیان]] آشکاری است که میبایست [[غم]] و [[اندوه]] را بر [[دلها]] [[حاکم]] نماید.<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}} «و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیهای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری میشود و در آنجا تباهاندیشان، زیانکار میگردند» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref> | |||
به هر حال، باطلگرایی در [[انسان]] امری [[فطری]] نیست، بلکه [[فطرت انسان]] به سوی کمال و [[حق]] میرود ولی از آن جایی که [[انسانها]] گرفتار یا [[جهالت]] یا توهم یا مهمور شدن [[دل]] میشوند و از [[فطرت]] خود بیرون میروند، به باطل [[گرایش]] مییابند. | |||
بنابراین برای این که از این مشکل باطلگرایی [[رهایی]] یابیم میبایست همواره متوجه این امور شده و به [[دانش]] و [[آگاهی]] توجه کرده و اجازه ندهیم تا فطرت ما با [[کارهای زشت]] بسته و یا مهمور شود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی باطلگرایی در انسان (مقاله)|چرایی باطلگرایی در انسان]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[سانسور حق از نظر قرآن (مقاله)|'''سانسور حق از نظر قرآن''']] | # [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[سانسور حق از نظر قرآن (مقاله)|'''سانسور حق از نظر قرآن''']] | ||
# [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[چرایی باطلگرایی در انسان (مقاله)|'''چرایی باطلگرایی در انسان''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||