←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
بر مبنای گزارشات واصله، [[بنی مالک]] در [[قیام امام حسین]]{{ع}} نیز حضور پر رنگی داشتند؛ چندان که عمار بن أَبی سلمة بن عبدالله بن عرار دالانی<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴،ص۱۱۳؛ حمید بن احمد المحلی، الحدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه، ج۱، ص۲۱۲.</ref>، [[بریر بن خضیر همدانی مشرقی]]<ref>السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص۱۲۱؛ امین، اعیان الشیعه، ج۳، ص۵۶۱.</ref> و [[یزید بن حصین]] مشرقی همدانی<ref>تستری، قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۷-۹۸؛ نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۲۵۰. بر او در زیارت ناحیه مقدسه درود فرستاده شده است. (سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ج۳، ص۷۷).</ref> را از شهدای بنی مالک بن جشم در [[کربلا]] گفتهاند. البته بودند افرادی از این [[قبیله]] همچون [[ضحاک بن عبدالله مشرقی]]<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۱۹۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۸.</ref> که پس از حضوری نصفه و نیمه در این واقعه امام{{ع}} را تنها گذاشتند و رفتند. در [[جبهه]] مقابل هم، معدود افرادی از این قبیله حضور داشتند که از جمله آنان میتوان به نام [[بشر بن سوط قابضی همدانی]] - که به همراه عثمان بن خالد بن اُسَیر جهنی عبدالرحمن بن عقیل بن ابیطالب را به [[شهادت]] رساند -<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۷.</ref> و [[ابوایوب بن مشرح خیوانی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۳۷ و ۴۴۵.</ref> اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | بر مبنای گزارشات واصله، [[بنی مالک]] در [[قیام امام حسین]]{{ع}} نیز حضور پر رنگی داشتند؛ چندان که عمار بن أَبی سلمة بن عبدالله بن عرار دالانی<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۱۸۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴،ص۱۱۳؛ حمید بن احمد المحلی، الحدائق الوردیه فی مناقب الائمة الزیدیه، ج۱، ص۲۱۲.</ref>، [[بریر بن خضیر همدانی مشرقی]]<ref>السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص۱۲۱؛ امین، اعیان الشیعه، ج۳، ص۵۶۱.</ref> و [[یزید بن حصین]] مشرقی همدانی<ref>تستری، قاموس الرجال، ج۱۱، ص۹۷-۹۸؛ نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۲۵۰. بر او در زیارت ناحیه مقدسه درود فرستاده شده است. (سید بن طاوس، اقبال الاعمال، ج۳، ص۷۷).</ref> را از شهدای بنی مالک بن جشم در [[کربلا]] گفتهاند. البته بودند افرادی از این [[قبیله]] همچون [[ضحاک بن عبدالله مشرقی]]<ref>بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۱۹۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۱۸.</ref> که پس از حضوری نصفه و نیمه در این واقعه امام{{ع}} را تنها گذاشتند و رفتند. در [[جبهه]] مقابل هم، معدود افرادی از این قبیله حضور داشتند که از جمله آنان میتوان به نام [[بشر بن سوط قابضی همدانی]] - که به همراه عثمان بن خالد بن اُسَیر جهنی عبدالرحمن بن عقیل بن ابیطالب را به [[شهادت]] رساند -<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۷.</ref> و [[ابوایوب بن مشرح خیوانی]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۳۷ و ۴۴۵.</ref> اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==نقش بنی مالک بن جشم در [[قیام مختار]]== | |||
مختار پس از ورود به [[کوفه]]، در جمع [[همدانیان]] حاضر شد و به آنان [[بشارت]] داد به آنچه آنان را [[خشنود]] میکند آمده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۵۸۰.</ref>. او به فراهمسازی مقدمات [[قیام]] خود در این [[شهر]] پرداخت. این فعالیتها موجب شد تا [[حاکم زبیری کوفه]] با فشار اشراف طرفدار [[نظام اموی]]، او را به [[زندان]] اندازد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۸.</ref>. مختار در زندان نامهای به بزرگان [[شیعه]] همانند [[رفاعة بن شداد بجلی]]، [[عبدالله بن شاکر همدانی]] و... نوشت و خود را کشنده [[جباران]] و انتقامگیرنده از [[دشمنان]] معرفی کرد و آنان را به [[کتاب خدا]] و [[سنت نبوی]]{{صل}} و [[خونخواهی]] [[اهل بیت]] و [[نبرد]] با [[ضعفا]] [[دعوت]] نمود. آنان نیز عبدالله بن کامل شاکری همدانی را نزد وی فرستادند و [[اطاعت]] خود را از او ابراز داشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۸-۹.</ref>. سرانجام مختار با وساطت [[عبدالله بن عمر]] و ضمانت بزرگانی نظیر [[زائدة بن قدامه ثقفی]]، [[سائب بن مالک اشعری]]، عبدالله بن کامل شاکری همدانی، [[سعید بن منقذ ثوری همدانی]]، [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] و... [[آزاد]] شد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۱۹.</ref>. مختار پس از [[آزادی]] از زندان، در [[محرم]] [[سال ۶۶ هجری]] قیام خود را آغاز کرد. با آغاز قیام مختار، ابنمطیع به پیشنهاد [[ایاس بن مضارب]] – رئیس [[شرطههای کوفه]] - جهت جلوگیری از به ثمر رسیدن قیام مختار و جهت [[حفاظت]] و [[امنیت]] شهر بر هر جبانهای (کوچه) فردی را گماشت و [[عبدالرحمن بن سعید بن قیس سبیعی همدانی]] را [[مأمور]] [[حفاظت]] از جبانه سبیع که از آن همدان بود، کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۲۴.</ref>. با [[دعوت]] [[مردم]] به [[قیام]]، شاخه [[شبام]] همدان در آخر شب در میدان مراد فراهم آمدند. [[عبدالرحمن بن سعید بن قیس همدانی]] به آنان پیغام داد در صورتی که آهنگ پیوستن به مختار را دارند از جبانه سبیع عبور نکنند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۳؛ نویری، نهایة الارب فی فنون ادب، ج۵، ص۲۲.</ref>. آنان نیز چنین کرده، از راه دیگر خود را به مختار رساندند. پس از [[پیروزی]]، مختار [[خزانه]] [[کوفه]] را میان یارانش تقسیم کرد و جهت کسب [[حمایت]] همدان، چند تن از بزرگان این [[قوم]] را به امور مهم [[شهر]] گماشت. بر این اساس او عبدالرحمن بن سعید بن قیس همدانی را به [[حکومت موصل]] گماشت<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۹۲؛ ابنالجوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۵۵.</ref>. در ادامه قیام و با [[شورش]] اشراف علیه مختار، [[همدانیان]] دو گروه شده رودرروی هم قرار گرفتند. افرادی مانند عبدالرحمن بن سعید بن قیس - که پس از [[فرار]] از [[موصل]] به کوفه بازگشته بود- و نیز بسیاری دیگر از همدانیان -که [[اسارت]] پانصد تن از وادعیان به وسیله [[سپاه مختار]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۳۴.</ref> بخشی از آنان بودند- از جمله همدانیانی بودند که به [[ستیز]] با مختار برخاستند. در مقابل بسیاری از همدانیان به [[رهبری]] [[عبدالله بن کامل شاکری همدانی]] و دیگر بزرگان این قوم در این سوی میدان ندای «[[یا لثارات الحسین]]» سر دادند. در این [[نبرد]]، عبدالرحمن بن سعید بن قیس<ref>ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۲۷۰.</ref> و بیش از پانصد تن از سران و مردم همدان در [[همراهی]] با اشراف کشته شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۰۹-۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۴۲-۴۴۳.</ref>. این واقعه خاطره تلخی را برای بازماندگان این واقعه رقم زد از اینرو پس از کشته شدن مختار و [[اسارت]] جمع زیادی از [[یاران مختار]]، زمانی که [[مصعب]] در پی سخنان [[بجیر بن عبدالله نسلی]]، قصد [[بخشش]] آنان را داشت، جمعی از اشرافزادگان [[کوفه]] از جمله [[محمد بن عبدالرحمن بن سعید]] به پا خاستند و با سخنانی، مانع این کار شدند و بدین ترتیب، هزاران نفر از این [[زندانیان]] به [[انتقام]] کشتهشدگان [[یوم]] السبیع کشته شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۰۹-۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۴۲-۴۴۳.</ref>. پس از پایان [[نبرد]] جبانه سبیع و [[سرکوب]] اشراف، مختار در صدد انتقام از [[قاتلان امام حسین]]{{ع}} بر آمد. همچنین، [[همدانیان]] و در رأس آنان بنی [[مالکیها]] از جمله [[مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی]] [[فرماندهان]] بزرگ مختار در نبردهای او از جمله «[[مذار]]» و «[[حروراء]]» بودند. پس از [[شکست]] [[سپاه مختار]] در نبرد مذار و [[شهادت]] [[عبدالله بن کامل شاکری]] و بسیاری دیگر<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۵-۹۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۳-۲۵۴.</ref>، مختار در «حروراء» [[اردو]] زد و سپاهش را [[آرایش]] داد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۶.</ref>. مختار برای مقابله با هر یک از پنج [[قبیله]] [[بصری]] [[لشکر]] مصعب، یک تن از افراد زبده خود را [[فرماندهی]] داد. از جمله این فرماندهان، مسافر بن سعید بن نمران ناعطی همدانی بود که مختار وی را جهت مقابله با [[ازدیان]] [[سپاه]] مصعب اعزام کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۹۹-۱۰۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸-۲۵۹.</ref>. پس از شکست سپاه مختار در [[جنگ]] «حروراء»، مسافر بن سعید همراه با باقیماندگان یاران مختار به [[دار الاماره کوفه]] [[پناه]] برد. او سرانجام پس از [[تسلیم]] در برابر سپاه [[زبیری]]، همراه با جمع زیادی از [[کوفیان]] دست بسته کشته شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۲۵۸-۲۵۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
==بنی مالک و تعامل با [[دولت]] [[بنی امیه]]== | |||
[[بنی همدان]] و طوایفش عمدتاً به [[تشیع]] متمایل بودند و گرایشات [[شیعی]] آنان، ایشان را از خط [[اموی]] و [[عباسی]] فاصله میداد؛ با این [[حال]] بودند افرادی از این [[قبیله]] که به زبیریها و [[امویان]] همراه شده بودند که از جمله آنان میتوان به نام حُمرة بن مالک بن ذی المشعار اشاره کرد. حمره از همراهان [[معاویه]] در [[جنگ صفین]] و [[فرمانده]] [[همدانیان]] [[اردن]] بود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۸۶.</ref>. و در جریان [[حکمیت]]، در کنار برادرش سعد یکی از [[شهود]] انتخابی معاویه در حسن اجرای این واقعه بود<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۵؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱۳.</ref>. پسرش قیس نیز از وجوه [[اهل شام]] و [[رییس]] پلیس معاویه در [[شام]] بود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۹، ص۳۷۸.</ref>. [[محمد بن عبد الرحمن بن سعید بن قیس]] هم از دیگر رؤسای این [[قوم]] بود که در [[معیت]] [[مهلب بن صفره]] جنگهایی را با [[ازارقه]]<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۶۶.</ref> و [[شبیب بن یزید شیبانی خارجی]]<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۴۲۲.</ref> انجام داد. وی در جریان [[قیام مختار]]، از مخالفان و [[کارزار]] کنندگان علیه او بود و با [[مصعب بن زبیر]] نیز، جهت در هم شکستن قیام مختار همکاریهایی داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۱۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۴۳.</ref>. محمد بن عبدالرحمن همچنان با مصعب بن زبیر بود و از [[امرا]] و [[فرماندهان]] بزرگ [[سپاه]] او به شمار میرفت تا این که [[عبدالملک مروان]] و سپاهش جهت سرکوبی زبیریان به [[عراق]] آمد. حجاج پس از سکونت در [[مسکن]] در [[سال ۷۱ هجری]] به [[مروانیان]] عراق در سپاه مصعب بن زبیر که [[حجار بن ابجر]]، [[عتاب بن ورقاء]]، [[محمد بن عبدالرحمن بن سعید]] از جمله آنان بودند، [[نامه]] نوشت و با [[وعده]] [[فرمانداری اصفهان]] همگی آنان را به پیوستن به خود [[دعوت]] کرد. آنان نیز همگی دعوت وی را پذیرفتند و با [[خیانت]] به [[مصعب بن زبیر]] اسباب [[شکست]] و [[قتل]] او را فراهم آوردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۱۵۶.</ref>. [[حکم بن عبد الرحمن بن حارث بن عبد الکریم]] هم از دیگر بنی مالکیهایی بود که به [[همراهی]] با [[امویان]] برخاسته بود؛ چندان که برخی منابع او را در شمار [[شجاعان]] و تکسواران در [[دیر الجماجم]] ([[۸۳ هجری]]) یاد کردهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹۴؛ عوتبی صحاری، الأنساب، ج۲، ص۴۹۲.</ref>. | |||
علاوه بر آن، برخی اشخاص بهسبب داشتن پیوند [[ولاء]] ([[وابستگی]] حمایتی) یا [[ازدواج]] با افراد این قبیله، به این [[قبیله]] منتسب گشتهاند که از بلندآوازهترین این [[موالیان]] میتوان از [[أبوسلمه حفص بن سلیمان خلال]]، معروف به «[[وزیر]] [[آل محمّد]]»، [[سفیر]] و رابط [[دعاة بنی العباس]] در [[خراسان]] و إبراهیم امام بن محمد بن علی بن عبداللّه بن عبّاس بن عبد المطلّب – از موالیان بنی سبیع - یاد کرد<ref>عوتبی صحاری، الأنساب، ج۲، ص۴۹۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||