بهشت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۵٬۴۸۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ مهٔ ۲۰۲۵
جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
 
(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بهشت| عنوان مدخل  = بهشت| مداخل مرتبط = [[بهشت در قرآن]] - [[بهشت در نهج البلاغه]] - [[بهشت در کلام اسلامی]] - [[بهشت در معارف دعا و زیارات]] - [[بهشت در معارف و سیره سجادی]] | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بهشت| عنوان مدخل  = بهشت| مداخل مرتبط = [[بهشت در قرآن]] - [[بهشت در نهج البلاغه]] - [[بهشت در کلام اسلامی]] - [[بهشت در معارف دعا و زیارات]] - [[بهشت در معارف و سیره سجادی]] | پرسش مرتبط  = }}
== واژه‌شناسی ==
== واژه‌شناسی ==
[[بهشت]] واژه [[فارسی]] اوستایی واهیشت = (vahishta) به معنای [[جهان]] [[برتر]]، عالم نیکوتر ـ ضد «دژنگهو» به معنای [[دوزخ]] ـ است. واهیشت مرکب از «واهو» (Vahu) به معنای خوب و «ایشت» (Esht) علامت [[تفضیل]] و صفت برای موصوف محذوف «انگهو» یعنی جهان است<ref>لغت نامه، ج ۳، ص۴۴۴۷؛برهان قاطع، ج ۱، ص۳۲۶ ـ ۳۲۷.</ref> و آن‌‌جایی است خوش آب و هوا و فراخ [[نعمت]] و آراسته که [[نیکوکاران]] پس از [[مرگ]] در آن مخلدند.<ref>فرهنگ فارسی، ج ۱، ص۶۱۳؛ برهان قاطع، ج ۱، ص۳۲۶ ـ ۳۲۷.</ref> در فارسی به بهشت، [[فردوس]] و مینو نیز گفته می‌‌شود.<ref>لغت‌‌نامه، ج ۱۰، ص۱۵۰۴۳، «فردوس»؛ ج ۱۳، ص۱۹۴۵۳، «مینو».</ref> بهشت در لغت [[عرب]] با واژه‌‌هایی گوناگون به کار رفته که مهم‌‌ترین آنها «جَنّت» است.
[[بهشت]] واژه فارسی اوستایی واهیشت = (vahishta) به معنای [[جهان]] [[برتر]]، عالم نیکوتر ـ ضد «دژنگهو» به معنای [[دوزخ]] ـ است. واهیشت مرکب از «واهو» (Vahu) به معنای خوب و «ایشت» (Esht) علامت تفضیل و صفت برای موصوف محذوف «انگهو» یعنی جهان است<ref>لغت نامه، ج ۳، ص۴۴۴۷؛برهان قاطع، ج ۱، ص۳۲۶ ـ ۳۲۷.</ref> و آن‌‌جایی است خوش آب و هوا و فراخ [[نعمت]] و آراسته که [[نیکوکاران]] پس از [[مرگ]] در آن مخلدند.<ref>فرهنگ فارسی، ج ۱، ص۶۱۳؛ برهان قاطع، ج ۱، ص۳۲۶ ـ ۳۲۷.</ref> در فارسی به بهشت، فردوس و مینو نیز گفته می‌‌شود.<ref>لغت‌‌نامه، ج ۱۰، ص۱۵۰۴۳، «فردوس»؛ ج ۱۳، ص۱۹۴۵۳، «مینو».</ref> بهشت در لغت [[عرب]] با واژه‌‌هایی گوناگون به کار رفته که مهم‌‌ترین آنها «جَنّت» است.


[[جنت]] از ریشه (ج ـ ن ـ ن) گرفته شده است. معنای محوری همه مشتقات این ریشه پوشیدگی است،<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳؛ مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> چنان‌‌که «جنین» بر اثر پوشیدگی و مستور بودن در رحم مادر بدین نام موسوم شده و سپر نیز بدین جهت که [[رزمنده]] در [[پناه]] آن پوشیده و از آسیب [[سلاح]] [[دشمن]] مصون می‌‌ماند «جُنّة» نامیده شده است؛ همچنین کسی که [[عقل]] او پوشیده گشته «[[مجنون]]» و [[ظلمت]] [[شب]] که مایه پوشیدگی اشیاست «جانّ» نام گرفته‌‌اند. «جِنّ» نیز موجودی است نامرئی که از دید ظاهری [[انسان]] پوشیده است و بالاخره «جنّت» [[باغی]] است پوشیده به درختان انبوه و درهم رفته،<ref>مفردات، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «جن».</ref> بنابراین سِر نامگذاری بهشت به جنت آن است که شاخساران درختانش درهم فرو رفته و برگهای فراوان آنها مانند سقفی سبز رنگ [[زمین]] بهشت را می‌‌پوشاند.<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۶۸؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۵.</ref>
[[جنت]] از ریشه (ج ـ ن ـ ن) گرفته شده است. معنای محوری همه مشتقات این ریشه پوشیدگی است،<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳؛ مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> چنان‌‌که «جنین» بر اثر پوشیدگی و مستور بودن در رحم مادر بدین نام موسوم شده و سپر نیز بدین جهت که [[رزمنده]] در پناه آن پوشیده و از آسیب [[سلاح]] [[دشمن]] مصون می‌‌ماند «جُنّة» نامیده شده است؛ همچنین کسی که [[عقل]] او پوشیده گشته «مجنون» و [[ظلمت]] شب که مایه پوشیدگی اشیاست «جانّ» نام گرفته‌‌اند. «جِنّ» نیز موجودی است نامرئی که از دید ظاهری [[انسان]] پوشیده است و بالاخره «جنّت» [[باغی]] است پوشیده به درختان انبوه و درهم رفته،<ref>مفردات، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «جن».</ref> بنابراین سِر نامگذاری بهشت به جنت آن است که شاخساران درختانش درهم فرو رفته و برگهای فراوان آنها مانند سقفی سبز رنگ [[زمین]] بهشت را می‌‌پوشاند<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۶۸؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۵.</ref>.


البته [[مفسران]] برای پوشیدگی بهشت وجوه دیگری نیز ذکر کرده‌‌اند، چنان‌‌که برخی آن را ثوابی دانسته‌‌اند که در [[دنیا]] بر‌‌انسان پوشیده است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> برخی دیگر گفته‌‌اند: اطلاق جنت بر بهشت بدان سبب است که هرگز [[عقول]] قاصر [[بشر]] بر آن احاطه نمی‌‌یابد.<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref> به نظر برخی دیگر بهشت به لحاظ [[منزلت]] و [[مقام]] مکنونی که دارد نزد عقل [[صاحب نظر]] یا [[قلب]] صاحب [[بصر]] معروف یا مشهود نیست، <ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۳۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref> از این‌‌رو بعضی از مفسران بر این اعتقادند که برخی از مراحل اعلای بهشت حتی نزد عقل [[حکیم]] یا قلب [[عارف]] مستور است و برخی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری [[حکیم]] یا [[بصری]] [[عارف]] است؛ لیکن بسیاری از ویژگی‌های آن همچنان در بوته [[استتار]] است و تا قبل از [[شهود]] عینی مشهود نمی‌‌شود و حتی پس از ورود در آن گرچه نسبت به خود [[بهشتی]] مشهود شده و در کنار او قرار می‌‌گیرد؛ اما برای غیر او که پایین‌‌تر از درجه وجودی وی قرار‌‌دارد همچنان در ورای [[حجاب]] نوری [[مستتر]] و پنهان است.<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 360.</ref>
البته [[مفسران]] برای پوشیدگی بهشت وجوه دیگری نیز ذکر کرده‌‌اند، چنان‌‌که برخی آن را ثوابی دانسته‌‌اند که در [[دنیا]] بر‌‌انسان پوشیده است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> برخی دیگر گفته‌‌اند: اطلاق [[جنت]] بر [[بهشت]] بدان سبب است که هرگز [[عقول]] قاصر [[بشر]] بر آن احاطه نمی‌‌یابد.<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref> به نظر برخی دیگر بهشت به لحاظ [[منزلت]] و مقام مکنونی که دارد نزد [[عقل]] صاحب نظر یا [[قلب]] صاحب [[بصر]] معروف یا مشهود نیست،<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۳۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref> از این‌‌رو بعضی از [[مفسران]] بر این اعتقادند که برخی از مراحل اعلای بهشت حتی نزد عقل [[حکیم]] یا قلب [[عارف]] مستور است و برخی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری حکیم یا [[بصری]] عارف است؛ لکن بسیاری از ویژگی‌های آن همچنان در بوته [[استتار]] است و تا قبل از [[شهود]] عینی مشهود نمی‌‌شود و حتی پس از ورود در آن گرچه نسبت به خود بهشتی مشهود شده و در کنار او قرار می‌‌گیرد؛ اما برای غیر او که پایین‌‌تر از درجه وجودی وی قرار‌‌دارد همچنان در ورای [[حجاب]] نوری مستتر و پنهان است<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۶۰.</ref>


==بهشت در [[ادیان]]==
==[[بهشت]] در [[ادیان]]==
بدون تردید در همه ادیان، [[مذاهب]] و مسالک [[اعتقاد]] به جهانی بهتر و مطلوب‌‌تر وجود داشته و همه آنها رسیدن به آن را به [[پیروان]] خویش [[وعده]] داده‌‌اند. <ref>مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>
بدون تردید در همه ادیان، [[مذاهب]] و مسالک [[اعتقاد]] به جهانی بهتر و مطلوب‌‌تر وجود داشته و همه آنها رسیدن به آن را به [[پیروان]] خویش [[وعده]] داده‌‌اند<ref>مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>.


در [[اوستا]] برای هر یک از [[تعالیم]] سه گانه عالیه «[[پندار نیک]]، [[گفتار نیک]]، [[کردار نیک]]» در [[بهشت]] [[مقام]] و مرتبه‌‌ای ویژه معین شده است؛ اولی که جای [[اندیشه]] است در کره [[ستارگان]]، دومی در [[فلک]] ماه و سومی در فضای بلندترین [[روشنایی]] واقع است. روان [[نیکوکار]] پس از طی این سه مرحله به فضای فروغ بی‌‌پایان می‌‌رسد که «انیران» نام دارد و در آنجا بارگاه جلال اهورا یا [[عرش]] اعظم (گروثمان = خان [[ستایش]]) است.<ref> ر. ک: اوستا، ص۵۴۶ ـ ۵۵۰؛ مباحث بنیادین، ج ۱، ص۱۸۵.</ref> در جای دیگر همین کتاب آمده که روان مرده تا سه [[روز]] پس از [[مرگ]] بالای سر اوست و صبح روز چهارم [[روح]] از تن او جدا شده، اگر نیکوکار باشد [[وجدان]] ([[دین]]) وی به صورت دختر [[زیبایی]] نمودار گشته، او را به سوی [[فردوس]] [[راهنمایی]] می‌‌کند.<ref>اوستا، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶.</ref> روان نیکوکار از روی [[پل صراط]] (چِنونَت پِرِتو = پل تشخیص و [[قضاوت]]) که بالای نهری از فلز گداخته قرار دارد و برای او پهن به نظر می‌‌رسد، به سرعت می‌‌گذرد و پس از پیمودن مراحل سه‌‌گانه یاد شده، به بهشت برین و بارگاه [[قدس]] [[اهورامزدا]] می‌‌رود. در آنجا برای او‌‌کَره فصل [[بهار]] و سایر [[نعمت‌ها]] را می‌‌آورند و همواره در نهایت [[خوشی]] و خرمی به سر‌‌می‌‌برد.<ref> ر. ک: اوستا، ص۷۸ ـ ۷۹؛ ۴۷۸ ـ ۴۸۰؛ مباحث بنیادین، ج ۱، ص۱۸۵.</ref>
در اوستا برای هر یک از [[تعالیم]] سه گانه عالیه «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» در بهشت مقام و مرتبه‌‌ای ویژه معین شده است؛ اولی که جای [[اندیشه]] است در کره [[ستارگان]]، دومی در فلک ماه و سومی در فضای بلندترین [[روشنایی]] واقع است. روان [[نیکوکار]] پس از طی این سه مرحله به فضای فروغ بی‌‌پایان می‌‌رسد که «انیران» نام دارد و در آنجا بارگاه جلال اهورا یا [[عرش]] اعظم (گروثمان = خان [[ستایش]]) است.<ref> ر.ک: اوستا، ص۵۴۶ ـ ۵۵۰؛ مباحث بنیادین، ج ۱، ص۱۸۵.</ref> در جای دیگر همین کتاب آمده که روان مرده تا سه [[روز]] پس از [[مرگ]] بالای سر اوست و صبح روز چهارم [[روح]] از تن او جدا شده، اگر نیکوکار باشد [[وجدان]] ([[دین]]) وی به صورت دختر [[زیبایی]] نمودار گشته، او را به سوی [[فردوس]] [[راهنمایی]] می‌‌کند.<ref>اوستا، ص۳۳۵ ـ ۳۳۶.</ref> روان نیکوکار از روی [[پل صراط]] (چِنونَت پِرِتو = پل تشخیص و [[قضاوت]]) که بالای نهری از فلز گداخته قرار دارد و برای او پهن به نظر می‌‌رسد، به سرعت می‌‌گذرد و پس از پیمودن مراحل سه‌‌گانه یاد شده، به بهشت برین و بارگاه [[قدس]] [[اهورامزدا]] می‌‌رود. در آنجا برای او‌‌کَره فصل [[بهار]] و سایر [[نعمت‌ها]] را می‌‌آورند و همواره در نهایت [[خوشی]] و خرمی به سر‌‌می‌‌برد<ref>ر.ک: اوستا، ص۷۸ ـ ۷۹؛ ۴۷۸ ـ ۴۸۰؛ مباحث بنیادین، ج ۱، ص۱۸۵.</ref>.


در [[عهدین]] نیز با عبارت‌هایی گوناگون [[بشارت]] به بهشت [[موعود]] داده شده است. بنی‌‌اسرائیل در عصر [[موسی]]{{ع}} قومی مادی بودند، چنان‌‌که بسیاری از بشارتهای [[عهد قدیم]] به نعمت‌های [[دنیوی]]،[[زمین]] و [[حکومت]] و [[سلطنت]] اشاره دارد، حتی آنها مسئله [[جاودانگی]][[روح]] را نمی‌‌دانستند و منکر [[روحی]] در بدن بودند که بعد از [[مرگ]] [[جاودانه]] بماند؛ ولی نمونه‌‌هایی وجود دارد که آنان نیز [[بهشت]] را قبول داشته‌‌اند. عده‌‌ای از آنها قائل به بهشت بسیار گسترده‌‌ای بودند که از آن با عنوان «بهشت عَدْن آسمانی» یاد کرده و دارای دو در بوده که ۱۰۰۰۰۰ [[فرشته]] از آن [[محافظت]] می‌‌کنند.<ref> دائرة معارف القرن العشرین، ج ۳، ص۱۹۲؛ مباحث بنیادین، ج‌‌۱، ص۱۸۵ ـ ۱۹۰.</ref> در [[عهد جدید]] نیز با اوصافی گوناگون نظیر [[حیات]] جاودانه از بهشت[[سخن]] به میان آمده است. حتی در برخی موارد اوصافی را شبیه اوصاف [[بهشتی]] که در [[قرآن]] آمده است بیان می‌‌کند.
در عهدین نیز با عبارت‌هایی گوناگون [[بشارت]] به بهشت [[موعود]] داده شده است. بنی‌‌اسرائیل در عصر [[موسی]]{{ع}} قومی مادی بودند، چنان‌‌که بسیاری از بشارتهای عهد قدیم به نعمت‌های [[دنیوی]]، [[زمین]] و [[حکومت]] و [[سلطنت]] اشاره دارد، حتی آنها مسئله جاودانگیروح را نمی‌‌دانستند و منکر [[روحی]] در بدن بودند که بعد از [[مرگ]] [[جاودانه]] بماند؛ ولی نمونه‌‌هایی وجود دارد که آنان نیز [[بهشت]] را قبول داشته‌‌اند. عده‌‌ای از آنها قائل به بهشت بسیار گسترده‌‌ای بودند که از آن با عنوان «بهشت عَدْن آسمانی» یاد کرده و دارای دو در بوده که ۱۰۰۰۰۰ [[فرشته]] از آن [[محافظت]] می‌‌کنند.<ref> دائرة معارف القرن العشرین، ج ۳، ص۱۹۲؛ مباحث بنیادین، ج‌‌۱، ص۱۸۵ ـ ۱۹۰.</ref> در عهد جدید نیز با اوصافی گوناگون نظیر [[حیات]] جاودانه از بهشتسخن به میان آمده است. حتی در برخی موارد اوصافی را شبیه اوصاف بهشتی که در [[قرآن]] آمده است بیان می‌‌کند.


از نظر [[مسیحیان]]، بهشت آسمانی است محل [[سعادت]] که از هرگونه کدورت تهی و شامل همه [[لذات]] [[نفسانی]] است. البته نعمت‌های این بهشت از قبیل لذات و شادیهای آسمانی و تنها مفاهیمی روحی و [[عقلی]] است؛ زیرا به [[اعتقاد]] آنها بهشت جایگاهی [[روحانی]] است که نفسِ [[انسان]] پس از جدا شدن از بدن و صعود به [[آسمان]] از حالتی [[حسی]] و طبیعی به حالت روحانی آسمانی تبدیل شده، در آن قرار می‌‌گیرد.<ref>دائرة‌‌المعارف بستانی، ج ۶، ص۵۵۹.</ref> پروتستان‌ها نیز قائل به نوعی [[بهشت روحانی]] هستند که مهم‌‌ترین [[لذت]] آن نظر کردن به [[وجه الله]] است.<ref> دائرة معارف القرن العشرین، ج ۳، ص۱۹۳.</ref> حتی در مسالک [[بت پرستی]] مانند یونانیها محل [[خدایان]] و پایان [[نیکان]] را گلزارهایی زبده به نام شانزلیزه (Champs elyses) می‌‌دانستند.<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>
از نظر [[مسیحیان]]، بهشت آسمانی است محل [[سعادت]] که از هرگونه کدورت تهی و شامل همه [[لذات]] [[نفسانی]] است. البته نعمت‌های این بهشت از قبیل لذات و شادیهای آسمانی و تنها مفاهیمی [[روحی]] و [[عقلی]] است؛ زیرا به [[اعتقاد]] آنها بهشت جایگاهی [[روحانی]] است که نفسِ [[انسان]] پس از جدا شدن از بدن و صعود به [[آسمان]] از حالتی [[حسی]] و طبیعی به حالت روحانی آسمانی تبدیل شده، در آن قرار می‌‌گیرد.<ref>دائرة‌‌المعارف بستانی، ج ۶، ص۵۵۹.</ref> پروتستان‌ها نیز قائل به نوعی [[بهشت روحانی]] هستند که مهم‌‌ترین [[لذت]] آن نظر کردن به [[وجه الله]] است.<ref> دائرة معارف القرن العشرین، ج ۳، ص۱۹۳.</ref> حتی در مسالک [[بت پرستی]] مانند یونانیها محل [[خدایان]] و پایان [[نیکان]] را گلزارهایی زبده به نام شانزلیزه (Champs elyses) می‌‌دانستند<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>.


[[هندوها]] نیز بهشت را [[باور]] داشتند و کسانی که با انواع عذاب‌های دنیوی مانند [[قتل]]، سوختن و غیره خود را نابود می‌‌کردند می‌‌پنداشتند که قبل از بیرون رفتن جان‌هایشان [[همسایگان]] بهشت به سرعت آن را می‌‌گیرند.<ref> البدء والتاریخ، ج ۱، ص۱۸۶.</ref> [[مدینه فاضله]] [[افلاطون]] و جامعه‌‌ای که کمونیست‌ها به طبقات [[محروم]] [[وعده]] می‌‌دادند نیز نوعی بهشت دنیوی محسوب می‌‌شود. این بهشت‌ها به رغم [[اختلافات]] زیاد در ۴ چیز مشترک است: [[امنیت]]، [[سلامت]]، [[برکت]] و [[لذت]].<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 361.</ref>
[[هندوها]] نیز بهشت را [[باور]] داشتند و کسانی که با انواع عذاب‌های دنیوی مانند [[قتل]]، سوختن و غیره خود را نابود می‌‌کردند می‌‌پنداشتند که قبل از بیرون رفتن جان‌هایشان [[همسایگان]] بهشت به سرعت آن را می‌‌گیرند.<ref> البدء والتاریخ، ج ۱، ص۱۸۶.</ref> مدینه فاضله افلاطون و جامعه‌‌ای که کمونیست‌ها به طبقات [[محروم]] [[وعده]] می‌‌دادند نیز نوعی بهشت [[دنیوی]] محسوب می‌‌شود. این بهشت‌ها به رغم [[اختلافات]] زیاد در ۴ چیز مشترک است: [[امنیت]]، [[سلامت]]، [[برکت]] و لذت<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۶۱.</ref>


==بهشت در [[قرآن کریم]]==
==[[بهشت]] در [[قرآن کریم]]==
قرآن‌‌ کریم که بر همه کتاب‌های آسمانی مُهَیْمِن است {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref> افزون بر اینکه وعده‌‌های موجود در [[تورات]] و [[انجیل]] درباره [[بهشت]] را نقل کرده {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> به تفصیل درباره بهشت [[سخن]] رانده و آن را آخرین مرحله مدار عمومی [[خلقت]] برای [[برگزیدگان]] و نزدیک‌‌ترین جایگاه به [[خداوند]] معرفی می‌‌کند. {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref>«آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود» سوره ص، آیه ۲۵.</ref> گفتنی است اولین [[اختلاف]] بهشت [[قرآن]] با بهشت دیگران در [[میزان]] [[کوشش]] و تلاش لازم و در مدت وصول آن است؛ قرآن راه بهشت را طولانی و پرمشقت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref> و آن را محصول اکتساب خود [[انسان]] معرفی می‌‌کند. {{متن قرآن|لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«خداوند به هیچ کس جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کند: هر کس آنچه نیکی ورزیده به سود خود و آنچه بدی کرده است به زیان خویش است؛ پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا لغزیدیم بر ما مگیر، پروردگارا! بر دوش ما بار گران مگذار چنان که بر دوش پیشینیان ما نهادی؛ پروردگارا! چیزی که در توان ما نیست بر گرده ما منه و از ما درگذر و ما را بیامرز و بر ما ببخشای؛ تو سرور مایی، پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>.<ref> مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۲۴ ـ ۵۲۵.</ref>
قرآن‌‌ کریم که بر همه [[کتاب‌های آسمانی]] مُهَیْمِن است {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستاده‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref> افزون بر اینکه وعده‌‌های موجود در [[تورات]] و [[انجیل]] درباره بهشت را نقل کرده {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref> به تفصیل درباره [[بهشت]] [[سخن]] رانده و آن را آخرین مرحله مدار عمومی [[خلقت]] برای [[برگزیدگان]] و نزدیک‌‌ترین جایگاه به [[خداوند]] معرفی می‌‌کند. {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref>«آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود» سوره ص، آیه ۲۵.</ref> گفتنی است اولین [[اختلاف]] بهشت [[قرآن]] با بهشت دیگران در [[میزان]] [[کوشش]] و تلاش لازم و در مدت وصول آن است؛ قرآن راه بهشت را طولانی و پرمشقت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ}}<ref>«ای انسان! بی‌گمان تو به سوی پروردگارت سخت کوشنده‌ای، پس به لقای او خواهی رسید» سوره انشقاق، آیه ۶.</ref> و آن را محصول اکتساب خود [[انسان]] معرفی می‌‌کند. {{متن قرآن|لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>«خداوند به هیچ کس جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کند: هر کس آنچه نیکی ورزیده به سود خود و آنچه بدی کرده است به زیان خویش است؛ پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا لغزیدیم بر ما مگیر، پروردگارا! بر دوش ما بار گران مگذار چنان که بر دوش پیشینیان ما نهادی؛ پروردگارا! چیزی که در توان ما نیست بر گرده ما منه و از ما درگذر و ما را بیامرز و بر ما ببخشای؛ تو سرور مایی، پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>.<ref>مباحث بنیادین، ج ۱، ص۵۲۴ ـ ۵۲۵.</ref>


گرچه در [[قرآن کریم]] واژه «[[جنت]]» به معانی گوناگونی نظیر [[توحید]] {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«برای آنان که نکویی کردند، نیکوترین پاداش و افزون بر آن است و چهره‌های آنان را نه غباری می‌پوشاند و نه خواری، آنان بهشتیند؛ آنها در آن جاودانند» سوره یونس، آیه ۲۶.</ref>.<ref>الوجوه والنظائر، ج ۱، ص۲۲۰.</ref> {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا می‌خوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌دارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref>.<ref> بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲.</ref>، [[بستانی]] در [[یمن]] {{متن قرآن|إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ}}<ref>«ما آنان را آزمودیم چنان که آن باغداران را آزمودیم هنگامی که سوگند خوردند پگاهان (میوه‌های) آن را خواهند چید» سوره قلم، آیه ۱۷.</ref>.<ref>الوجوه و النظائر، ج ۱، ص۲۲۰؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲،ص ۳۵۲.</ref> به کار رفته یا بر اینها تطبیق شده است؛ اما در این مقاله تنها آن‌‌دسته از معانی این واژه که بر بهشت اطلاق شده مورد نظر است.
گرچه در [[قرآن کریم]] واژه «[[جنت]]» به معانی گوناگونی نظیر [[توحید]] {{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«برای آنان که نکویی کردند، نیکوترین پاداش و افزون بر آن است و چهره‌های آنان را نه غباری می‌پوشاند و نه خواری، آنان بهشتیند؛ آنها در آن جاودانند» سوره یونس، آیه ۲۶.</ref>.<ref>الوجوه والنظائر، ج ۱، ص۲۲۰.</ref> {{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمان آورند که کنیزی مؤمن از زن (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن زن مشرک) دلتان را برده باشد، و به مردان مشرک (نیز) زن مؤمن ندهید تا ایمان آورند که یک برده مؤمن از مرد (آزاد) مشرک بهتر است هر چند (آن مرد مشرک) از شما دل برده باشد، آنان (شما را) به دوزخ فرا می‌خوانند و خداوند به بهشت و آمرزش- به اذن خویش- فرا می‌خواند و آیات خود را برای مردم روشن می‌دارد باشد که آنان پند گیرند» سوره بقره، آیه ۲۲۱.</ref>.<ref> بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲.</ref>، [[بستانی]] در [[یمن]] {{متن قرآن|إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ}}<ref>«ما آنان را آزمودیم چنان که آن باغداران را آزمودیم هنگامی که سوگند خوردند پگاهان (میوه‌های) آن را خواهند چید» سوره قلم، آیه ۱۷.</ref>.<ref>الوجوه و النظائر، ج ۱، ص۲۲۰؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲،ص ۳۵۲.</ref> به کار رفته یا بر اینها تطبیق شده است؛ اما در این مقاله تنها آن‌‌دسته از معانی این واژه که بر [[بهشت]] اطلاق شده مورد نظر است.


افزون بر واژه‌‌های «جنت» {{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمت‌های) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> و «جنات» {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref> در [[آیات]] فراوانی از بهشت با واژه‌هایی نظیر [[فردوس]] {{متن قرآن|الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱.</ref>، [[دارالسلام]] {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که می‌کردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>، دارالقرار {{متن قرآن|يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ}}<ref>«ای قوم من! زندگی این جهان، تنها بهره‌ای (اندک) است و جهان واپسین است که سرای ماندگاری است» سوره غافر، آیه ۳۹.</ref>، دارالمقامه {{متن قرآن|الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ}}<ref>«همان که ما را از بخشش خود در سرای ماندگار جای داد که در آن نه رنجی به ما می‌رسد و نه ماندگی» سوره فاطر، آیه ۳۵.</ref>، [[جنة الماوی]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref> و... یاد شده است.
افزون بر واژه‌‌های «[[جنت]]» {{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمت‌های) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> و «جنات» {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref> در [[آیات]] فراوانی از [[بهشت]] با واژه‌هایی نظیر [[فردوس]] {{متن قرآن|الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱.</ref>، [[دارالسلام]]{{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که می‌کردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>، دارالقرار {{متن قرآن|يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ}}<ref>«ای قوم من! زندگی این جهان، تنها بهره‌ای (اندک) است و جهان واپسین است که سرای ماندگاری است» سوره غافر، آیه ۳۹.</ref>، دارالمقامه {{متن قرآن|الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ}}<ref>«همان که ما را از بخشش خود در سرای ماندگار جای داد که در آن نه رنجی به ما می‌رسد و نه ماندگی» سوره فاطر، آیه ۳۵.</ref>، [[جنة الماوی]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref> و... یاد شده است.


در این آیات مباحثی همچون [[حقیقت]] {{متن قرآن|فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ}}<ref>«اگر شما کیفر شدنی نیستید،» سوره واقعه، آیه ۸۶.</ref>، {{متن قرآن|تَرْجِعُونَهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«چرا آن جان را- اگر راست می‌گویید- (به بدن او) باز نمی‌گردانید؟» سوره واقعه، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref>«اما اگر از نزدیکان (درگاه خداوند) باشد،» سوره واقعه، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان نزد خداوند (در) پایه‌هایی (گوناگون) اند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۶۳.</ref>، گستره و جایگاه {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref>، درها {{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوَابُ}}<ref>«بهشت‌های جاودانی که درها (ی آن) برای آنان، باز است» سوره ص، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ}}<ref>«و آنان را که از پروردگارشان پروا کردند دسته‌دسته به سوی بهشت گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند و درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنان بگویند: درود بر شما، خوش آمدید، جاودانه در آن درآیید» سوره زمر، آیه ۷۳.</ref>، [[مخلوق بودن]] {{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمان‌ها و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند، این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد می‌بخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ}}<ref>«و دیگران را به آنجا نزدیک گرداندیم» سوره شعراء، آیه ۶۴.</ref>، موروث بودن {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَنْ يُخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى}}<ref>«گفتند: بی‌گمان این دو جادوگرند؛ بر آنند تا شما را با جادویشان از سرزمینتان بیرون برانند و آیین برتر شما را (از میان) ببرند» سوره طه، آیه ۶۳.</ref>، مراتب و درجات بهشت {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«آنانند که به راستی مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایه‌ها و آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۴.</ref>، ل{{متن قرآن|ا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref>، {{متن قرآن|دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«به پایگاه‌هایی و آمرزش و بخشایشی از سوی خویش و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى}}<ref>«و آنانکه نزد او با ایمان بیایند در حالی که کارهای شایسته کرده باشند، دارای پایه‌های والایند» سوره طه، آیه ۷۵.</ref>، [[نعمت‌های بهشتی]] {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بر گرد آنان قدح های زرین و جام هایی را به گردش درمی‌آورند و در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ}}<ref>«داستان آن بهشت که به پرهیزگاران نوید داده‌اند، (این است): در آن، جویبارهایی از آبی است که نمی‌گندد و جویبارهایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نمی‌گردد و جویبارهایی از شرابی که به نوشندگان لذت می‌بخشد و جویبارهایی از شهد ناب؛ و آنان را در آن هرگونه میوه و (نیز) آمرزشی از سوی پروردگارشان است؛ آیا (اینان) برابرند با کسانی که در آتش (دوزخ) جاودانند و به آنان آبی داغ می‌نوشانند که دل و روده‌هایشان را پاره‌پاره می‌گرداند؟» سوره محمد، آیه ۱۵.</ref> و [[بهشتیان]] {{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ}}<ref>«و آنچه کینه است از دل آنان می‌زداییم و برادروار بر اورنگ‌هایی روبه‌رو می‌نشینند» سوره حجر، آیه ۴۷.</ref> مطرح شده‌‌اند.
در این آیات مباحثی همچون [[حقیقت]] {{متن قرآن|فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ}}<ref>«اگر شما کیفر شدنی نیستید،» سوره واقعه، آیه ۸۶.</ref>، {{متن قرآن|تَرْجِعُونَهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«چرا آن جان را- اگر راست می‌گویید- (به بدن او) باز نمی‌گردانید؟» سوره واقعه، آیه ۸۷.</ref>، {{متن قرآن|فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref>«اما اگر از نزدیکان (درگاه خداوند) باشد،» سوره واقعه، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان نزد خداوند (در) پایه‌هایی (گوناگون)‌اند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۶۳.</ref>، گستره و جایگاه {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref>، درها {{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوَابُ}}<ref>«بهشت‌های جاودانی که درها (ی آن) برای آنان، باز است» سوره ص، آیه ۵۰.</ref>، {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ}}<ref>«و آنان را که از پروردگارشان پروا کردند دسته‌دسته به سوی بهشت گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند و درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنان بگویند: درود بر شما، خوش آمدید، جاودانه در آن درآیید» سوره زمر، آیه ۷۳.</ref>، [[مخلوق بودن]] {{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمان‌ها و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند، این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد می‌بخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ}}<ref>«و دیگران را به آنجا نزدیک گرداندیم» سوره شعراء، آیه ۶۴.</ref>، موروث بودن {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَنْ يُخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى}}<ref>«گفتند: بی‌گمان این دو جادوگرند؛ بر آنند تا شما را با جادویشان از سرزمینتان بیرون برانند و آیین برتر شما را (از میان) ببرند» سوره طه، آیه ۶۳.</ref>، مراتب و [[درجات بهشت]] {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«آنانند که به راستی مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایه‌ها و آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۴.</ref>، ل{{متن قرآن|ا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref>، {{متن قرآن|دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«به پایگاه‌هایی و آمرزش و بخشایشی از سوی خویش و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۹۶.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى}}<ref>«و آنانکه نزد او با ایمان بیایند در حالی که کارهای شایسته کرده باشند، دارای پایه‌های والایند» سوره طه، آیه ۷۵.</ref>، نعمت‌های بهشتی {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بر گرد آنان قدح ‌های زرین و جام ‌هایی را به گردش درمی‌آورند و در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ}}<ref>«داستان آن بهشت که به پرهیزگاران نوید داده‌اند، (این است): در آن، جویبارهایی از آبی است که نمی‌گندد و جویبارهایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نمی‌گردد و جویبارهایی از شرابی که به نوشندگان لذت می‌بخشد و جویبارهایی از شهد ناب؛ و آنان را در آن هرگونه میوه و (نیز) آمرزشی از سوی پروردگارشان است؛ آیا (اینان) برابرند با کسانی که در آتش (دوزخ) جاودانند و به آنان آبی داغ می‌نوشانند که دل و روده‌هایشان را پاره‌پاره می‌گرداند؟» سوره محمد، آیه ۱۵.</ref> و [[بهشتیان]] {{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ}}<ref>«و آنچه کینه است از دل آنان می‌زداییم و برادروار بر اورنگ‌هایی روبه‌رو می‌نشینند» سوره حجر، آیه ۴۷.</ref> مطرح شده‌‌اند.


تصویر و تعریف [[بهشت]] در [[قرآن]] یکپارچه نیست، بلکه به صورت اوصاف کوتاه، متعدد و گاه مکرر در بسیاری از سوره‌‌ها به ویژه سوره‌‌های مکی آمده است و در سه [[سوره الرحمن]]، [[سوره واقعه]] و [[سوره انسان]] ([[سوره دهر]]) بیشتر و پیوسته‌‌تر از سایر سوره‌‌هاست. برای به دست آوردن تصویری اجمالی از بهشت آن‌‌چنان که در [[قرآن کریم]] بیان شده لازم است که [[آیات]] سوره‌‌های مختلف کنار هم گذاشته شود.<ref>دانشنامه قرآن‌‌پژوهی، ج ۱، ص۳۹۷.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 362.</ref>
تصویر و تعریف [[بهشت]] در [[قرآن]] یکپارچه نیست، بلکه به صورت اوصاف کوتاه، متعدد و گاه مکرر در بسیاری از سوره‌‌ها به ویژه سوره‌‌های مکی آمده است و در سه [[سوره الرحمن]]، [[سوره واقعه]] و [[سوره انسان]] ([[سوره دهر]]) بیشتر و پیوسته‌‌تر از سایر سوره‌‌هاست. برای به دست آوردن تصویری اجمالی از بهشت آن‌‌چنان که در [[قرآن کریم]] بیان شده لازم است که [[آیات]] سوره‌‌های مختلف کنار هم گذاشته شود<ref>دانشنامه قرآن‌‌پژوهی، ج ۱، ص۳۹۷.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۶۲.</ref>


==[[حقیقت]] بهشت==
==[[حقیقت]] [[بهشت]]==
بسیاری از [[متکلمان]] و [[محدثان]] [[اسلامی]] با استفاده از [[آیات]] و [[روایات]] [[بهشت]] را [[جسمانی]] و مادی دانسته و این [[اعتقاد]] را از [[ضروریات دین]] [[اسلام]] شمرده‌‌اند.<ref>حق الیقین، مجلسی، ص۵۶۷؛ حق الیقین، [[شبر]]، ج ۲، ص۱۴۵.</ref> آنها معتقدند [[انسان]] با همین بدن جسمانی مادی خود وارد بهشت خواهد شد و آیات مربوط به [[نعمت‌های بهشتی]] را بیانگر مادی بودن آنها دانسته‌‌اند:{{متن قرآن|وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ}}<ref>«و میوه، آنچه بگزینند» سوره واقعه، آیه 20.</ref>، {{متن قرآن|وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و گوشت پرندگان، آنچه بخواهند» سوره واقعه، آیه 21.</ref>؛ ولی در این زمینه دیدگاه‌های دیگری نیز وجود دارد؛ برخی مادی بودن بهشت را ردّ کرده‌‌اند. به [[عقیده]] آنها بهشت ماورای [[عالم ماده]] است و نیازی به مکان مادی ندارد، بلکه چیزی خارج از ذات انسان نیست؛ بدین معنا که همه [[نعمت‌ها]]، مملوک‌ها، [[خادمان]]، باغها، درختان و... برخاسته از ذات انسان و [[قائم]] به اوست و او به [[اذن خدا]] [[نگهدارنده]] و ایجادکننده آنهاست.<ref>اسفار، ج ۹، ص۱۷۶.</ref>
بسیاری از [[متکلمان]] و محدثان [[اسلامی]] با استفاده از [[آیات]] و [[روایات]] بهشت را جسمانی و مادی دانسته و این [[اعتقاد]] را از [[ضروریات دین]] [[اسلام]] شمرده‌‌اند.<ref>حق الیقین، مجلسی، ص۵۶۷؛ حق الیقین، [[شبر]]، ج ۲، ص۱۴۵.</ref> آنها معتقدند [[انسان]] با همین بدن جسمانی مادی خود وارد بهشت خواهد شد و آیات مربوط به نعمت‌های بهشتی را بیانگر مادی بودن آنها دانسته‌‌اند:{{متن قرآن|وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ}}<ref>«و میوه، آنچه بگزینند» سوره واقعه، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و گوشت پرندگان، آنچه بخواهند» سوره واقعه، آیه ۲۱.</ref>؛ ولی در این زمینه دیدگاه‌های دیگری نیز وجود دارد؛ برخی مادی بودن بهشت را ردّ کرده‌‌اند. به [[عقیده]] آنها بهشت ماورای [[عالم ماده]] است و نیازی به مکان مادی ندارد، بلکه چیزی خارج از ذات انسان نیست؛ بدین معنا که همه [[نعمت‌ها]]، مملوک‌ها، [[خادمان]]، باغها، درختان و... برخاسته از ذات انسان و [[قائم]] به اوست و او به [[اذن خدا]] [[نگهدارنده]] و ایجادکننده آنهاست<ref>اسفار، ج ۹، ص۱۷۶.</ref>.


بسیاری از [[آیات قرآن]] و نیز روایات بیانگر آن است که بهشت و نعمت‌های آن چیزی جز ظهور [[اعمال نیک]][[انسان]] و بازگشت آن به وی نیست، چنان‌‌که [[خداوند]] در [[پاداش]] یا [[مجازات]] [[بندگان]]، خودِ عمل را در برابرشان حاضر می‌‌کند: {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا}}<ref>« آنچه کرده‌اند پیش چشم می‌یابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌ورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«در آن روز مردم، پراکنده (از گورها) باز می‌گردند تا کردارهایشان را به آنان بنمایانند» سوره زلزال، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید،» سوره زلزال، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«و هر کس همسنگ ذره‌ای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۸.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو می‌یابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصله‌ای دور می‌بود و خداوند شما را از خویش پروا می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«پس در آن روز به کسی هیچ ستمی نخواهد شد و شما را جز (برای) آنچه می‌کردید کیفر نمی‌دهند» سوره یس، آیه ۵۴.</ref>.<ref>تفسیر صدر المتالهین، ج ۶، ص۲۴۷؛ [[چهل حدیث]]، ص۳۶۲ ـ‌‌۳۶۳؛ گام نخستین، ص۴۷ ـ ۴۸.</ref> براساس این دیدگاه [[اعمال انسان]] دو صورت دارد: صورتی مُلْکی که فانی و زودگذر و [[صورت ملکوتی]] که باقی و زایل نشدنی است. انسان در [[دنیا]] تنها صورت ملکی آنها را [[مشاهده]] می‌‌کند و از صورت ملکوتی آنها بی‌‌خبر است؛ اما در [[قیامت]] و در [[برزخ]] تنها چهره [[ملکوتی]] آنها را مشاهده می‌‌کند؛ اگر [[زیبا]] باشند نعیم و اگر [[زشت]] باشند [[جحیم]] وی خواهند بود.<ref>گام نخستین، ص۴۸.</ref> از سوی دیگر براساس [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست، بی‌گمان او کرداری ناشایسته است پس چیزی را که نمی‌دانی از من مخواه، من تو را اندرز می‌دهم که مبادا از نادانان باشی» سوره هود، آیه ۴۶.</ref> که خداوند خطاب به [[حضرت نوح]]{{ع}}، فرزند وی را کرداری ناشایسته دانسته. [[انسان]] نفس عمل خویش است <ref>آغاز و انجام، ص۱۳۹؛ گام نخستین، ص۵۴.</ref> و هرکس در طول عمرش، خود را با [[اعمال]] خویش می‌‌سازد؛ کسی که محصول فعالیت شبانه‌‌روزی او جز [[اعمال نیک]] و [[نورانی]] نیست، خود یکپارچه [[نیکی]] و [[نورانیت]] است؛ به عبارت دیگر، اعمال و [[رفتار انسان]] بر حسب [[صور]] [[ملکوتی]] آنها، تشکیل‌‌دهنده گوهر ذات [[انسانی]] و سازنده [[هویت]] و [[شخصیت]] آدمی‌‌اند، و [[انسان]] با اعمال، [[کردار]]، [[افکار]] و ادراکش سازنده خویش است، بنابراین [[بهشت]] یا [[جهنم]] چیزی جدا و بریده از ذات انسان و آنچه که از او برمی‌‌خیزد نیست.<ref>گام نخستین، ص۵۴.</ref> چنان‌‌که [[قرآن کریم]] در وصف [[مقربان]]، خودِ آنان را [[روح]] و ریحان و بهشت دانسته: {{متن قرآن|فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref>«اما اگر از نزدیکان (درگاه خداوند) باشد،» سوره واقعه، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ}}<ref>«پس (او را) آسایش و روزی و بهشتی پر نعمت است» سوره واقعه، آیه ۸۹.</ref>.<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۰، ص۱۷۱؛ گام نخستین، ص۵۴.</ref> و در جایی دیگر بر خود کسانی که از [[خشنودی خدا]][[پیروی]] می‌‌کنند درجات (بهشت) اطلاق کرده است: {{متن قرآن|هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ}}<ref>«آنان نزد خداوند (در) پایه‌هایی (گوناگون) اند » سوره آل عمران، آیه ۱۶۳.</ref> البته درباره [[حقیقت]] بهشت آرای دیگری نیز مطرح است؛ مانند اینکه برخی از عرفا گفته‌‌اند: حقیقت بهشت چیزی است که انسان را به [[خدا]] نزدیک کرده، در مجاورت [[حق]] اول قرار می‌‌دهد <ref>تفسیر صدر المتالهین، ج ۴، ص۲۶۴.</ref> یا به گفته برخی دیگر حقیقت بهشت ابتهاج نفس و [[شادی]] آن به [[شناخت خدا]] و [[محبت]] اوست <ref>المنیر، ج ۲۵، ص۲۴۴.</ref> که می‌‌توان این گونه نظرها را در کنار دو نظر سابق به دو صورت تحلیل کرد: نخست آنکه بگوییم این دو نظر اخیر در حقیقت ردّ آرای سابق است، چنان‌‌که برخی نیز گفته‌‌اند: بهشت همان [[لذات]] [[روحی]] است واوصافی که در [[قرآن]] برای آن ذکر شده نوعی [[تمثیل]] و برای تقریب به [[ذهن]] است.<ref>الکاشف، ج ۶، ص۴۰۱.</ref> دیگر آنکه بگوییم دو نظر سابق ناظر به مراتب نازله بهشت و دو نظر اخیر‌‌ناظر به مراتب عالیه بلکه عالی‌‌ترین مراتب آن‌‌است.<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 363.</ref>
بسیاری از [[آیات قرآن]] و نیز روایات بیانگر آن است که بهشت و نعمت‌های آن چیزی جز ظهور [[اعمال]] نیک انسان و بازگشت آن به وی نیست، چنان‌‌که [[خداوند]] در [[پاداش]] یا [[مجازات]] [[بندگان]]، خودِ عمل را در برابرشان حاضر می‌‌کند: {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا}}<ref>«آنچه کرده‌اند پیش چشم می‌یابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌ورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«در آن روز مردم، پراکنده (از گورها) باز می‌گردند تا کردارهایشان را به آنان بنمایانند» سوره زلزال، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید،» سوره زلزال، آیه ۷.</ref>، {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«و هر کس همسنگ ذره‌ای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۸.</ref>، {{متن قرآن|يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو می‌یابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصله‌ای دور می‌بود و خداوند شما را از خویش پروا می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.</ref>، {{متن قرآن|فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«پس در آن روز به کسی هیچ ستمی نخواهد شد و شما را جز (برای) آنچه می‌کردید کیفر نمی‌دهند» سوره یس، آیه ۵۴.</ref>.<ref>تفسیر صدر المتالهین، ج ۶، ص۲۴۷؛ [[چهل حدیث]]، ص۳۶۲ ـ‌‌۳۶۳؛ گام نخستین، ص۴۷ ـ ۴۸.</ref> براساس این دیدگاه [[اعمال انسان]] دو صورت دارد: صورتی مُلْکی که فانی و زودگذر و [[صورت ملکوتی]] که باقی و زایل نشدنی است. [[انسان]] در [[دنیا]] تنها صورت ملکی آنها را [[مشاهده]] می‌‌کند و از صورت ملکوتی آنها بی‌‌خبر است؛ اما در [[قیامت]] و در [[برزخ]] تنها چهره [[ملکوتی]] آنها را مشاهده می‌‌کند؛ اگر [[زیبا]] باشند نعیم و اگر [[زشت]] باشند [[جحیم]] وی خواهند بود.<ref>گام نخستین، ص۴۸.</ref> از سوی دیگر براساس [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست، بی‌گمان او کرداری ناشایسته است پس چیزی را که نمی‌دانی از من مخواه، من تو را اندرز می‌دهم که مبادا از نادانان باشی» سوره هود، آیه ۴۶.</ref> که [[خداوند]] خطاب به [[حضرت نوح]]{{ع}}، فرزند وی را کرداری ناشایسته دانسته. انسان نفس عمل خویش است<ref>آغاز و انجام، ص۱۳۹؛ گام نخستین، ص۵۴.</ref> و هرکس در طول عمرش، خود را با [[اعمال]] خویش می‌‌سازد؛ کسی که محصول فعالیت شبانه‌‌روزی او جز [[اعمال نیک]] و [[نورانی]] نیست، خود یکپارچه [[نیکی]] و [[نورانیت]] است؛ به عبارت دیگر، اعمال و [[رفتار انسان]] بر حسب [[صور]] [[ملکوتی]] آنها، تشکیل‌‌دهنده گوهر ذات [[انسانی]] و سازنده [[هویت]] و [[شخصیت]] آدمی‌‌اند، و [[انسان]] با [[اعمال]]، [[کردار]]، [[افکار]] و ادراکش سازنده خویش است، بنابراین [[بهشت]] یا [[جهنم]] چیزی جدا و بریده از ذات انسان و آنچه که از او برمی‌‌خیزد نیست.<ref>گام نخستین، ص۵۴.</ref> چنان‌‌که [[قرآن کریم]] در وصف [[مقربان]]، خودِ آنان را [[روح]] و ریحان و بهشت دانسته: {{متن قرآن|فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ}}<ref>«اما اگر از نزدیکان (درگاه خداوند) باشد،» سوره واقعه، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ}}<ref>«پس (او را) آسایش و روزی و بهشتی پر نعمت است» سوره واقعه، آیه ۸۹.</ref>.<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۰، ص۱۷۱؛ گام نخستین، ص۵۴.</ref> و در جایی دیگر بر خود کسانی که از [[خشنودی]] خداپیروی می‌‌کنند درجات (بهشت) اطلاق کرده است: {{متن قرآن|هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ}}<ref>«آنان نزد خداوند (در) پایه‌هایی (گوناگون)‌اند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۳.</ref> البته درباره [[حقیقت]] بهشت آرای دیگری نیز مطرح است؛ مانند اینکه برخی از عرفا گفته‌‌اند: حقیقت بهشت چیزی است که انسان را به [[خدا]] نزدیک کرده، در مجاورت [[حق]] اول قرار می‌‌دهد<ref>تفسیر صدر المتالهین، ج ۴، ص۲۶۴.</ref> یا به گفته برخی دیگر حقیقت بهشت ابتهاج نفس و [[شادی]] آن به [[شناخت خدا]] و [[محبت]] اوست<ref>المنیر، ج ۲۵، ص۲۴۴.</ref> که می‌‌توان این گونه نظرها را در کنار دو نظر سابق به دو صورت تحلیل کرد: نخست آنکه بگوییم این دو نظر اخیر در حقیقت ردّ آرای سابق است، چنان‌‌که برخی نیز گفته‌‌اند: بهشت همان [[لذات]] [[روحی]] است واوصافی که در [[قرآن]] برای آن ذکر شده نوعی تمثیل و برای تقریب به ذهن است.<ref>الکاشف، ج ۶، ص۴۰۱.</ref> دیگر آنکه بگوییم دو نظر سابق ناظر به مراتب نازله بهشت و دو نظر اخیر‌‌ناظر به مراتب عالیه بلکه عالی‌‌ترین مراتب آن‌‌است<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۴، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۶۳.</ref>


==گستره و [[جایگاه بهشت]]==
==گستره و جایگاه بهشت==
در برخی [[آیات]] از‌‌وسعت و بزرگی [[بهشت]][[سخن]] به میان آمده و آن‌‌را برابر پهنای همه [[آسمانها]] و [[زمین]] دانسته است: {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>؛ {{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمان‌ها و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند، این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد می‌بخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref> مراد از عَرْض در این آیات عرض در برابر طول نیست، بلکه به معنای مطلق گستردگی و برای بیان اهمیت وسعت بهشت آمده است،<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۱۹۱؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۵؛ نمونه، ج ۲۳، ص۳۵۹.</ref> زیرا برای اعلام وسعت بهشت و تقریب به [[ذهن]] [[اهل]] [[ایمان]] مثالی بهتر و مناسب‌‌تر از وسعت فضای جوی نیست که کرات بی‌‌شمار در آن در حرکت‌‌اند و از آنجا که [[بشر]] وسعت فضای کرات بی‌‌کران [[جهان]] را نفهمیده و نمی‌‌تواند به آن احاطه پیدا کند وسعت بهشت نیز برای وی غیر قابل تحدید است.<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۱۹۱.</ref> در لغت [[عرب]] نیز هر گاه چیزی را با وصف وسعت و بزرگی یاد می‌‌کنند آن را به عرض، متصف می‌‌سازند؛ نظیر {{عربی|"بِلادٌ عَریضَةً"}} و {{عربی|"أرضٌ عَریضَة}}<ref>منهج الصادقین، ج ۲، ص۳۴۲.</ref> و گویا تعبیر به‌‌عرض کنایه است از اینکه در نهایت وسعت است یا به قدری است که [[وهم]] و [[خیال]] بشری نمی‌‌تواند آن را بسنجد و برایش حدی تصور کند.<ref>المیزان، ج ۴، ص۱۹.</ref> به گفته برخی هریک از [[اهل بهشت]]، [[بهشتی]] با‌‌این وسعت و گستره دارند؛ ولی برخی دیگر گفته‌‌اند: شاید مقصود از آن، یک بهشت از بهشتهای مختلف باشد.<ref>البصائر، ج ۴۴، ص۱۰۱.</ref> برخی در وصف [[حقیقی]] بهشت گفته‌‌اند که بزرگی و وسعت بهشت به اندازه‌‌ای است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به [[قلب]] هیچ بشری خطور نکرده است، چنان‌‌که تمامی [[نعمت‌های بهشتی]] این‌‌گونه است<ref>الجدید، ج ۲، ص۱۴۴.</ref> و [[خداوند]] در بزرگی و [[عظمت]] آن می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا}}<ref>«و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی» سوره انسان، آیه ۲۰.</ref> برخی گفته‌‌اند: مراد از عرض همان عرض در برابر طول است و اگر [[آیات]] مزبور تنها عرض [[بهشت]] را ذکر کرده از آن‌‌روست که امتداد عرض کوتاه‌‌تر از امتداد طول است، بنابراین وقتی عرض بهشت مانند عرض [[آسمان]] و [[زمین]] باشد قهراً طول آن بیشتر خواهد بود.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۵؛ البصائر، ج ۴۴، ص۱۰۱؛ تفسیر‌‌صدرالمتالهین، ج ۶، ص۲۴۴.</ref> در [[تفسیر آیات]] یاد شده اقوال دیگری نیز ذکر شده است؛ برخی گفته‌‌اند: عرض بهشت به اندازه پهنای آسمان‌های هفت‌‌گانه و زمین‌های هفت‌‌گانه است که در کنار هم باشند (مجموع آنها). برخی دیگر بر این عقیده‌‌اند که قیمت آن به اندازه [[ارزش]] همه [[آسمانها]] و زمین است.<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۲، ص۸۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۲، ص۳۴۲.</ref> در روایتی نیز آمده است که [[جبرئیل]] خواست طول بهشت را بداند ۳۰۰۰۰ سال پرید، تا [[درمانده]] شد..؛ لذا از [[حق تعالی]] مدد خواست [[خدا]] او را قوت داد تا ۳۰۰۰۰ بار و هر بار ۳۰۰۰۰ سال پرید و در نهایت از بهشتِ یک [[مؤمن]] خارج نشده بود. از این [[روایت]] استفاده می‌‌شود که [[مقام]] و رتبه [[انسان]] گرچه از [[اصحاب یمین]] باشد ـ که ظاهراً بالاترین رتبه و مقام آنان همان مقامهای [[بهشتی]] و نعمت‌های [[جسمانی]] است ـ از [[ملائکه]] بالاتر است، چون [[خداوند]] در انسان [[قوه]] و استعدادی نهاده که هر قدر بر [[کمالات]] و قوت [[روحانی]] او افزوده شود باز قابل افزایش است و چون چنین استعدادی دارد به [[حکم]] {{عربی|"العطيات بقدر القابليات"}} باید بهشتی که جایگاه و [[آرامگاه]] همیشگی اوست نیز از حیث سعه و تمامیت محدود به حدی نباشد. <ref>منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۸۸؛ مخزن العرفان، ج ۱۳، ص۱۴۹.</ref> در روایتی آمده است که از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref> پرسیدند که اگر بهشت به گستردگی اجرام آسمان و زمین باشد پس [[دوزخ]] کجاست؟ فرمود: هنگام آمدن [[روز]] شب کجاست؟<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۳۷؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۸۴؛ المیزان، ج ۴، ص۲۲.</ref> در [[تفسیر]] [[کلام رسول خدا]] {{صل}} گفته شده که [[آخرت]] با همه [[نعمت‌ها]] و عذابهایش هرچند شباهتهایی با [[دنیا]] و [[لذایذ]] و آلامش دارد و نیز [[انسانی]] که وارد آخرت می‌‌شود عیناً، همان انسانی است که در [[دنیا]] بود؛ ولی [[نظام حاکم]] بر [[آخرت]] غیر از نظام حاکم بر دنیاست؛[[دنیا]] بر خلاف آخرت دار‌‌تزاحم و تمانع است، بنابراین ممکن است [[آسمان]] و [[زمین]] با اینکه [[جایگاه بهشت]] است بدون مزاحمت جایگاه [[جهنم]] نیز باشد.<ref>ر.ک: المیزان، ج ۴، ص۲۲ ـ ۲۳.</ref> برخی گفته‌‌اند: سؤال از جایگاه بهشت در صورتی صحیح است که آن جزئی از این [[جهان]] باشد، به گونه‌‌ای که بتوان میان آن و این جهان نسبتی برقرار کرد؛ ولی اگر [[بهشت]] را جهانی مستقل و جدا از این آسمان و زمین بدانیم [[پرسش]] از جایگاه آن صحیح نیست. مکان که جایگاه [[جسم]] است در اجزای این جهان قابل تصور است؛ مثلاً میز را در [[اتاق]] جای می‌‌دهیم؛ ولی اگر مجموع جهان را در نظر بگیریم دیگر برای آن ظرف و مکانی وجود ندارد، بلکه [[آفرینش]] خود جهان، سازنده جای خود نیز هست؛ نه اینکه قبلاً فضایی نامتناهی وجود داشت. سپس [[خدا]] این جهان را در [[دل]] آن فضا آفرید. عین همین سخن درباره بهشت نیز [[حاکم]] است.<ref>منشور جاوید، ج ۹، ص۳۷۳ ـ ۳۷۵.</ref> به [[عقیده]] ایشان این سخن بدین معنا نیست که بهشت وجود مثالی و خیالی دارد تا پرسش از جایگاه آن ساقط باشد، بلکه در عین [[تصدیق]] به «[[معاد]] عنصری» یا «معاد مادی» دو جهان مستقل فرض می‌‌کنیم که هریک برای خود [[احکام]] و [[قوانین]] و اوضاع و نسبتهایی دارند و هرگز یکی در دل دیگری نیست. <ref>منشور جاوید، ج ۹، ص۳۷۳ - ۳۷۵.</ref> برخی از [[مفسران]] با استفاده از پاره‌‌ای از [[آیات قرآن]] جایگاه بهشت را بالای آسمانهای هفت گانه دانسته‌‌اند: {{متن قرآن|وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَائِلُونَ}}<ref>«و بسا شهرا که ما آن را از میان بردیم و عذاب ما شباهنگام یا به نیمروز هنگامی که (مردم) غنوده بودند آن را فرا گرفت» سوره اعراف، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ}}<ref>«و روزی شما و آنچه به شما نوید می‌دهند در آسمان است» سوره ذاریات، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref>.<ref>روض الجنان، ج ۵، ص۶۸؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۳۷؛ البرهان، ج ۱، ص۶۸۸.</ref> در روایتی نیز آمده است که بهشت بالای ۷ آسمان است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۲۰۵.</ref> برخی نیز گفته‌‌اند: بهشت در جهت آسمان است؛ نه اینکه در خود آنها گنجانده شود و چه مانعی دارد که [[خدا]] در بالا عوالمی به وسعت [[آسمانها]] بیافریند؟<ref>مقتنیات الدرر، ج ۲، ص۲۷۱.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[متکلمان]] درباره [[جایگاه بهشت]] دلیل روشنی وجود ندارد و تنها [[علم]] آن نزد خداست.<ref>شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۱.</ref> برخی نیز به استناد [[آیات]] {{متن قرآن|أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى}}<ref>«پس آیا شما با او در آنچه می‌بیند، بگو- مگو می‌کنید؟» سوره نجم، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref> جایگاه بهشت را نزد {{متن قرآن|سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} دانسته‌‌اند؛ بدین بیان که هرجا [[سدرة المنتهی]] باشد کنار آن جایگاه بهشت [[موعود]] است و چون جایگاه و [[حقیقت]] «سدرة المنتهی» برای ما روشن نیست طبعاً جایگاه آن نیز در محاق ابهام خواهد ماند و نمی‌‌توان درباره آن اظهار نظر قطعی‌‌کرد.<ref>منشور جاوید، ۹، ص۳۷۲.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 365.</ref>
در برخی [[آیات]] از‌‌وسعت و بزرگی بهشتسخن به میان آمده و آن‌‌را برابر پهنای همه [[آسمانها]] و [[زمین]] دانسته است: {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>؛ {{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمان‌ها و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند، این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد می‌بخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref> مراد از عَرْض در این [[آیات]] عرض در برابر طول نیست، بلکه به معنای مطلق گستردگی و برای بیان اهمیت وسعت [[بهشت]] آمده است،<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۱۹۱؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۵؛ نمونه، ج ۲۳، ص۳۵۹.</ref> زیرا برای اعلام وسعت بهشت و تقریب به [[ذهن]] [[اهل]] [[ایمان]] مثالی بهتر و مناسب‌‌تر از وسعت فضای جوی نیست که کرات بی‌‌شمار در آن در حرکت‌‌اند و از آنجا که [[بشر]] وسعت فضای کرات بی‌‌کران [[جهان]] را نفهمیده و نمی‌‌تواند به آن احاطه پیدا کند وسعت بهشت نیز برای وی غیر قابل تحدید است.<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۱۹۱.</ref> در لغت [[عرب]] نیز هر گاه چیزی را با وصف وسعت و بزرگی یاد می‌‌کنند آن را به عرض، متصف می‌‌سازند؛ نظیر {{عربی|"بِلادٌ عَریضَةً"}} و {{عربی|"أرضٌ عَریضَة}}<ref>منهج الصادقین، ج ۲، ص۳۴۲.</ref> و گویا تعبیر به‌‌عرض کنایه است از اینکه در نهایت وسعت است یا به قدری است که [[وهم]] و [[خیال]] بشری نمی‌‌تواند آن را بسنجد و برایش حدی تصور کند.<ref>المیزان، ج ۴، ص۱۹.</ref> به گفته برخی هریک از [[اهل بهشت]]، بهشتی با‌‌این وسعت و گستره دارند؛ ولی برخی دیگر گفته‌‌اند: شاید مقصود از آن، یک [[بهشت]] از بهشتهای مختلف باشد.<ref>البصائر، ج ۴۴، ص۱۰۱.</ref> برخی در وصف [[حقیقی]] بهشت گفته‌‌اند که بزرگی و وسعت بهشت به اندازه‌‌ای است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به [[قلب]] هیچ بشری خطور نکرده است، چنان‌‌که تمامی نعمت‌های بهشتی این‌‌گونه است<ref>الجدید، ج ۲، ص۱۴۴.</ref> و [[خداوند]] در بزرگی و [[عظمت]] آن می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا}}<ref>«و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی» سوره انسان، آیه ۲۰.</ref> برخی گفته‌‌اند: مراد از عرض همان عرض در برابر طول است و اگر [[آیات]] مزبور تنها عرض بهشت را ذکر کرده از آن‌‌روست که امتداد عرض کوتاه‌‌تر از امتداد طول است، بنابراین وقتی عرض بهشت مانند عرض [[آسمان]] و [[زمین]] باشد قهراً طول آن بیشتر خواهد بود.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۵؛ البصائر، ج ۴۴، ص۱۰۱؛ تفسیر‌‌صدرالمتالهین، ج ۶، ص۲۴۴.</ref> در [[تفسیر آیات]] یاد شده اقوال دیگری نیز ذکر شده است؛ برخی گفته‌‌اند: عرض بهشت به اندازه پهنای آسمان‌های هفت‌‌گانه و زمین‌های هفت‌‌گانه است که در کنار هم باشند (مجموع آنها). برخی دیگر بر این عقیده‌‌اند که قیمت آن به اندازه [[ارزش]] همه [[آسمانها]] و زمین است.<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۲، ص۸۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۲، ص۳۴۲.</ref> در روایتی نیز آمده است که [[جبرئیل]] خواست طول بهشت را بداند ۳۰۰۰۰ سال پرید، تا [[درمانده]] شد..؛ لذا از [[حق تعالی]] مدد خواست [[خدا]] او را قوت داد تا ۳۰۰۰۰ بار و هر بار ۳۰۰۰۰ سال پرید و در نهایت از بهشتِ یک [[مؤمن]] خارج نشده بود. از این [[روایت]] استفاده می‌‌شود که مقام و رتبه [[انسان]] گرچه از [[اصحاب یمین]] باشد ـ که ظاهراً بالاترین رتبه و مقام آنان همان مقامهای بهشتی و نعمت‌های [[جسمانی]] است ـ از [[ملائکه]] بالاتر است، چون خداوند در انسان [[قوه]] و استعدادی نهاده که هر قدر بر [[کمالات]] و قوت [[روحانی]] او افزوده شود باز قابل افزایش است و چون چنین استعدادی دارد به [[حکم]] {{عربی|"العطيات بقدر القابليات"}} باید بهشتی که جایگاه و [[آرامگاه]] همیشگی اوست نیز از حیث سعه و تمامیت محدود به حدی نباشد. <ref>منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۸۸؛ مخزن العرفان، ج ۱۳، ص۱۴۹.</ref> در روایتی آمده است که از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref> پرسیدند که اگر [[بهشت]] به گستردگی اجرام [[آسمان]] و [[زمین]] باشد پس [[دوزخ]] کجاست؟ فرمود: هنگام آمدن [[روز]] شب کجاست؟<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۳۷؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۸۴؛ المیزان، ج ۴، ص۲۲.</ref> در [[تفسیر]] [[کلام رسول خدا]]{{صل}} گفته شده که [[آخرت]] با همه [[نعمت‌ها]] و عذابهایش هرچند شباهتهایی با [[دنیا]] و [[لذایذ]] و آلامش دارد و نیز [[انسانی]] که وارد آخرت می‌‌شود عیناً، همان انسانی است که در دنیا بود؛ ولی [[نظام حاکم]] بر آخرت غیر از نظام حاکم بر دنیاست؛دنیا بر خلاف آخرت دار‌‌تزاحم و تمانع است، بنابراین ممکن است آسمان و زمین با اینکه جایگاه بهشت است بدون مزاحمت جایگاه [[جهنم]] نیز باشد.<ref>ر.ک: المیزان، ج ۴، ص۲۲ ـ ۲۳.</ref> برخی گفته‌‌اند: سؤال از جایگاه بهشت در صورتی صحیح است که آن جزئی از این [[جهان]] باشد، به گونه‌‌ای که بتوان میان آن و این جهان نسبتی برقرار کرد؛ ولی اگر بهشت را جهانی مستقل و جدا از این آسمان و زمین بدانیم [[پرسش]] از جایگاه آن صحیح نیست. مکان که جایگاه [[جسم]] است در اجزای این جهان قابل تصور است؛ مثلاً میز را در [[اتاق]] جای می‌‌دهیم؛ ولی اگر مجموع جهان را در نظر بگیریم دیگر برای آن ظرف و مکانی وجود ندارد، بلکه [[آفرینش]] خود جهان، سازنده جای خود نیز هست؛ نه اینکه قبلاً فضایی نامتناهی وجود داشت. سپس [[خدا]] این [[جهان]] را در [[دل]] آن فضا آفرید. عین همین سخن درباره [[بهشت]] نیز [[حاکم]] است.<ref>منشور جاوید، ج ۹، ص۳۷۳ ـ ۳۷۵.</ref> به [[عقیده]] ایشان این سخن بدین معنا نیست که بهشت وجود مثالی و خیالی دارد تا [[پرسش]] از جایگاه آن ساقط باشد، بلکه در عین [[تصدیق]] به «[[معاد]] عنصری» یا «معاد مادی» دو جهان مستقل فرض می‌‌کنیم که هریک برای خود [[احکام]] و [[قوانین]] و اوضاع و نسبتهایی دارند و هرگز یکی در دل دیگری نیست. <ref>منشور جاوید، ج ۹، ص۳۷۳ - ۳۷۵.</ref> برخی از [[مفسران]] با استفاده از پاره‌‌ای از [[آیات قرآن]] جایگاه بهشت را بالای آسمانهای هفت گانه دانسته‌‌اند: {{متن قرآن|وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَائِلُونَ}}<ref>«و بسا شهرا که ما آن را از میان بردیم و عذاب ما شباهنگام یا به نیمروز هنگامی که (مردم) غنوده بودند آن را فرا گرفت» سوره اعراف، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ}}<ref>«و روزی شما و آنچه به شما نوید می‌دهند در آسمان است» سوره ذاریات، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref>.<ref>روض الجنان، ج ۵، ص۶۸؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۳۷؛ البرهان، ج ۱، ص۶۸۸.</ref> در روایتی نیز آمده است که بهشت بالای ۷ [[آسمان]] است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۲۰۵.</ref> برخی نیز گفته‌‌اند: بهشت در جهت آسمان است؛ نه اینکه در خود آنها گنجانده شود و چه مانعی دارد که خدا در بالا عوالمی به وسعت [[آسمانها]] بیافریند؟<ref>مقتنیات الدرر، ج ۲، ص۲۷۱.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[متکلمان]] درباره جایگاه بهشت دلیل روشنی وجود ندارد و تنها [[علم]] آن نزد خداست.<ref>شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۱.</ref> برخی نیز به استناد [[آیات]] {{متن قرآن|أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى}}<ref>«پس آیا شما با او در آنچه می‌بیند، بگو- مگو می‌کنید؟» سوره نجم، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref> جایگاه بهشت را نزد {{متن قرآن|سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} دانسته‌‌اند؛ بدین بیان که هرجا [[سدرة المنتهی]] باشد کنار آن جایگاه بهشت [[موعود]] است و چون جایگاه و [[حقیقت]] «سدرة المنتهی» برای ما روشن نیست طبعاً جایگاه آن نیز در محاق ابهام خواهد ماند و نمی‌‌توان درباره آن اظهار نظر قطعی‌‌کرد<ref>منشور جاوید، ۹، ص۳۷۲.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۶۵.</ref>


==درهای [[بهشت]]==
==درهای [[بهشت]]==
بهشت درهای متعددی دارد و [[قرآن کریم]] در آیاتی به صورت کلی و [[اجمال]] از آن سخن گفته است، چنان‌‌که در وصف [[بهشتیان]] درهای بهشت را بر آنان گشوده دانسته: {{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوَابُ}}<ref>«بهشت‌های جاودانی که درها (ی آن) برای آنان، باز است» سوره ص، آیه ۵۰.</ref> یا می‌‌فرماید: هنگامی که بهشتیان به بهشت نزدیک شوند و درهای آن گشوده شود، خازنان بهشت به آنها [[سلام]] می‌‌کنند: {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ}}<ref>«و آنان را که از پروردگارشان پروا کردند دسته‌دسته به سوی بهشت گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند و درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنان بگویند: درود بر شما، خوش آمدید، جاودانه در آن درآیید» سوره زمر، آیه ۷۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۵:پیام قرآن، ج ۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹.</ref> و هنگام استقرار در بهشت نیز [[فرشتگان]] از هر دری وارد شده، بر آنان [[درود]] و [[سلام]] می‌‌فرستند: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند» سوره رعد، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref>«درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!» سوره رعد، آیه ۲۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۵؛ پیام قرآن، ج ۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹.</ref> روایاتی نیز در [[تأیید]] این معنا آمده است.<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۰۵؛ سفینة البحار، ج ۱، ص۴۴۹.</ref>
بهشت درهای متعددی دارد و [[قرآن کریم]] در آیاتی به صورت کلی و اجمال از آن سخن گفته است، چنان‌‌که در وصف [[بهشتیان]] درهای بهشت را بر آنان گشوده دانسته: {{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوَابُ}}<ref>«بهشت‌های جاودانی که درها (ی آن) برای آنان، باز است» سوره ص، آیه ۵۰.</ref> یا می‌‌فرماید: هنگامی که بهشتیان به بهشت نزدیک شوند و درهای آن گشوده شود، خازنان بهشت به آنها [[سلام]] می‌‌کنند: {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ}}<ref>«و آنان را که از پروردگارشان پروا کردند دسته‌دسته به سوی بهشت گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند و درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنان بگویند: درود بر شما، خوش آمدید، جاودانه در آن درآیید» سوره زمر، آیه ۷۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۵:پیام قرآن، ج ۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹.</ref> و هنگام استقرار در بهشت نیز [[فرشتگان]] از هر دری وارد شده، بر آنان [[درود]] و سلام می‌‌فرستند: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند» سوره رعد، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref>«درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!» سوره رعد، آیه ۲۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۵؛ پیام قرآن، ج ۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹.</ref> روایاتی نیز در [[تأیید]] این معنا آمده است<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۰۵؛ سفینة البحار، ج ۱، ص۴۴۹.</ref>.


در [[قرآن کریم]] سخنی از شمار درهای [[بهشت]] به میان نیامده؛ ولی درهای [[جهنم]] را ۷ تا دانسته است: {{متن قرآن|لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ}}<ref>«که هفت دروازه دارد و هر دروازه از آن را بخشی جداست» سوره حجر، آیه ۴۴.</ref>؛ ولی روایاتی پرشمار تعداد درهای بهشت را ۸ عدد شمرده‌‌اند.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۲۱، ۱۳۱؛ صحیح البخاری، ج ۴، ص‌‌۱۰۵.</ref> این معنا اشاره به آن دارد که راههای وصول به [[سعادت]] که بهشت [[مظهر]] آن است از طرق [[سقوط]] در دامان [[بدبختی]] که جهنم کانون آن است فزون‌‌تر و [[رحمت]] گسترده [[الهی]] بر غضبش پیشی گرفته است:<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۳۱۰ ـ ۳۱۱؛ نمونه، ج ۱۰، ص۱۹۴ ـ ۱۹۵.</ref> {{عربی|"سبقت رحمته غضبه"}}.<ref>بحارالانوار، ج ۸۷، ص۱۵۸؛ ج ۹۱، ص۲۳۹، ۳۸۶.</ref> در [[حدیثی]] از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است که بهشت دارای ۸ در است که پهنای هریک به اندازه ۴۰ سال راه است <ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۲۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.</ref> و این اشاره‌‌ای به گستردگی [[رحمت خداوند]] به [[بندگان]] اوست.<ref>آغاز و انجام، ص۲۰۱.</ref> در مورد [[حقیقت]] و ماهیت درهای [[بهشتی]] سخنان بسیاری گفته شده است؛ برخی گفته‌‌اند: با توجه به اینکه الفاظ برای [[ارواح]] و [[حقایق]] معانی وضع شده، [[روح]] و حقیقت معنای «در» و موضوعٌ له [[واقعی]] آن عبارت است از مطلق چیزی که راه وصول به مقصدی است و بدون آن نمی‌‌توان به مطلوب دست یافت. بی‌‌شک این حقیقت را صورت‌ها و قالب‌های متعدد و هریک از آنها ویژه موردی خاص است، همراه با [[احکام]] و ویژگی‌هایی که برای آشنایی با ویژگی‌های هریک از آنها، [[شناخت]] مورد و صورت مناسب با آن، ضروری است،<ref>گام نخستین، ص۹۹ ـ ۱۰۰.</ref> بنابراین درِ هر چیزی مناسب با همان چیز است و نمی‌‌توان ویژگی‌های یک مورد را به دیگر موارد کشاند، چنان که درِ ساختمان مناسب با خود ساختمان و درِ بطری نیز مناسب با خود آن است. درِ [[امور معنوی]] نظیر [[دوستی]] یا [[دشمنی]] مناسب با همان امور معنوی و با ویژگی‌های مخصوص خود است.<ref>اسفار، ج ۹،ص ۳۳۲؛ گام نخستین، ص۱۰۰.</ref> با این توضیح می‌‌توان گفت درهای بهشت یا جهنم از سنخ درهای [[دنیوی]] نیست، بلکه مطلق اموری است که راه را برای انجام کارهای شایسته و [[نیک]] یا برای ارتکاب [[اعمال ناشایست]] هموار کرده، موجب [[بهشتی]] یا [[جهنمی]] شدن [[انسان]] می‌‌گردد؛<ref>گام نخستین، ص۱۰۳.</ref> ولی از آن‌‌رو که در میان اموری که انجام کارهای خیر یا [[شر]] را رقم می‌‌زنند، حواس پنج‌‌گانه ظاهری و [[قوای ادراکی]] سه‌‌گانه [[باطنی]] نقش بیشتری دارند، مورد تأکید و اشاره قرار گرفته‌‌اند و گفته شده: [[بهشت]] ۸ در دارد و آنها عبارت‌‌اند از: لامسه، باصره، سامعه، ذائقه، شامّه، متخیّله، [[واهمه]] و عاقله، و [[جهنم]] ۷ در دارد و آنها عبارت‌‌اند از امور یاد‌‌شده به استثنای [[قوه عاقله]]؛ اما این بدان معنا‌‌ نیست که‌‌درهای بهشت محدود و منحصر به امور مزبور است.
در قرآن کریم سخنی از شمار درهای بهشت به میان نیامده؛ ولی درهای [[جهنم]] را ۷ تا دانسته است: {{متن قرآن|لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ}}<ref>«که هفت دروازه دارد و هر دروازه از آن را بخشی جداست» سوره حجر، آیه ۴۴.</ref>؛ ولی روایاتی پرشمار تعداد درهای بهشت را ۸ عدد شمرده‌‌اند.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۲۱، ۱۳۱؛ صحیح البخاری، ج ۴، ص‌‌۱۰۵.</ref> این معنا اشاره به آن دارد که راههای وصول به [[سعادت]] که [[بهشت]] [[مظهر]] آن است از طرق [[سقوط]] در دامان [[بدبختی]] که [[جهنم]] کانون آن است فزون‌‌تر و [[رحمت]] گسترده [[الهی]] بر غضبش پیشی گرفته است:<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۳۱۰ ـ ۳۱۱؛ نمونه، ج ۱۰، ص۱۹۴ ـ ۱۹۵.</ref> {{عربی|"سبقت رحمته غضبه"}}.<ref>بحارالانوار، ج ۸۷، ص۱۵۸؛ ج ۹۱، ص۲۳۹، ۳۸۶.</ref> در [[حدیثی]] از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است که بهشت دارای ۸ در است که پهنای هریک به اندازه ۴۰ سال راه است <ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۲۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.</ref> و این اشاره‌‌ای به گستردگی [[رحمت خداوند]] به [[بندگان]] اوست.<ref>آغاز و انجام، ص۲۰۱.</ref> در مورد [[حقیقت]] و ماهیت درهای بهشتی سخنان بسیاری گفته شده است؛ برخی گفته‌‌اند: با توجه به اینکه الفاظ برای [[ارواح]] و [[حقایق]] معانی وضع شده، [[روح]] و حقیقت معنای «در» و موضوعٌ له [[واقعی]] آن عبارت است از مطلق چیزی که راه وصول به مقصدی است و بدون آن نمی‌‌توان به مطلوب دست یافت. بی‌‌شک این حقیقت را صورت‌ها و قالب‌های متعدد و هریک از آنها ویژه موردی خاص است، همراه با [[احکام]] و ویژگی‌هایی که برای آشنایی با ویژگی‌های هریک از آنها، [[شناخت]] مورد و صورت مناسب با آن، ضروری است،<ref>گام نخستین، ص۹۹ ـ ۱۰۰.</ref> بنابراین درِ هر چیزی مناسب با همان چیز است و نمی‌‌توان ویژگی‌های یک مورد را به دیگر موارد کشاند، چنان که درِ ساختمان مناسب با خود ساختمان و درِ بطری نیز مناسب با خود آن است. درِ [[امور معنوی]] نظیر [[دوستی]] یا [[دشمنی]] مناسب با همان امور معنوی و با ویژگی‌های مخصوص خود است.<ref>اسفار، ج ۹،ص ۳۳۲؛ گام نخستین، ص۱۰۰.</ref> با این توضیح می‌‌توان گفت درهای بهشت یا جهنم از سنخ درهای [[دنیوی]] نیست، بلکه مطلق اموری است که راه را برای انجام کارهای شایسته و [[نیک]] یا برای ارتکاب [[اعمال ناشایست]] هموار کرده، موجب بهشتی یا [[جهنمی]] شدن [[انسان]] می‌‌گردد؛<ref>گام نخستین، ص۱۰۳.</ref> ولی از آن‌‌رو که در میان اموری که انجام کارهای خیر یا [[شر]] را رقم می‌‌زنند، حواس پنج‌‌گانه ظاهری و [[قوای ادراکی]] سه‌‌گانه [[باطنی]] نقش بیشتری دارند، مورد تأکید و اشاره قرار گرفته‌‌اند و گفته شده: [[بهشت]] ۸ در دارد و آنها عبارت‌‌اند از: لامسه، باصره، سامعه، ذائقه، شامّه، متخیّله، [[واهمه]] و عاقله، و [[جهنم]] ۷ در دارد و آنها عبارت‌‌اند از امور یاد‌‌شده به استثنای [[قوه عاقله]]؛ اما این بدان معنا‌‌ نیست که‌‌درهای بهشت محدود و منحصر به امور مزبور است.


به همین جهت [[نصوص دینی]] در بیان درهای [[بهشت و جهنم]] متفاوت و در عین تفاوت همه صادق و [[مطابق با واقع]] است؛ زیرا هریک از آنها مسئله یاد شده را از دیدگاهی معین و به اعتباری مخصوص ملاحظه کرده است؛<ref>گام نخستین، ص۱۵۰.</ref> مثلاً از جمله اموری که راه را برای انجام کارهای خیر یا [[شرّ]] هموار می‌‌کند، [[امام]] و [[رهبر]] [[جامعه]] است؛ یعنی اگر [[زعامت]] [[امت]] در کف [[با کفایت]] امامی [[صالح]] قرار گیرد راه برای انجام کارهای خیر، هموار می‌‌گردد و اگر [[رهبری]] امت در دست [[پیشوایی]] [[ناصالح]] بیفتد، راه برای انجام کارهای شرّ باز می‌‌شود.<ref>گام نخستین، ص۱۰۵ ـ ۱۰۶.</ref> در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]] {{صل}} [[امام حسین]]{{ع}} به عنوان دری از درهای بهشت معرفی شده <ref>بحارالانوار، ج ۳۵، ص۴۰۵.</ref> و در [[حدیث]] دیگری از امام‌‌صادق{{ع}} شمار درهای جهنم، ۷ در ذکر شده و به ۷ نفر از [[پیشوایان]] [[جور]] اختصاص داده شده‌‌است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۳۰۱.</ref> برخی از [[حکما]] گفته‌‌اند: هریک از مدرِکات و [[مشاعر]] (یاد شده) دارای ظاهر و باطنی است. ظاهر آن انسان را به سوی [[دوزخ]] و [[باطن]] آن به بهشت [[راهنمایی]] می‌‌کند:{{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref> این دو دسته در [[تقابل]] با یکدیگر است، به گونه‌‌ای که باز بودن یکی موجب بسته شدن دیگری است؛ اما [[بهشت]] درِ دیگری دارد و آن [[قلب]] ([[عقل]]) است که دائماً بر روی [[اهل]] [[حجاب]] کلی و [[کفر]] بسته است: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref> این در، ویژه [[اهل بهشت]] است، از جهت [[ایمان]] و [[معرفت]] آنها و هرگز بر روی [[اهل جهنم]] گشوده نمی‌‌شود؛ زیرا از ازل بر دل‌های آنها قفل خورده است: {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ}}<ref>«خداوند بر دل‌ها و بر شنوایی آنان مهر نهاده» سوره بقره، آیه ۷.</ref>،{{متن قرآن|فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ}}<ref>«بر دل‌هاشان مهر نهاده شد » سوره منافقون، آیه ۳.</ref>.<ref>اسفار، ج ۹، ص۳۳۰ ـ ۳۳۱؛ آغاز و انجام، ص۵۷ ـ ۵۸.</ref> برخی دیگر گفته‌‌اند: مقصود از ۷ در، اعضای هفت‌‌گانه‌‌ای است که [[تکلیف]] به آنها تعلق می‌‌گیرد.<ref>اسفار، ج ۹، ص۳۳۰.</ref> عده‌‌ای نیز معتقدند مقصود این است که [[اخلاق]] بد مانند [[حسد]]، [[بخل]] و [[تکبر]] درهای [[جهنم]] و مقابل آنها [[اخلاق خوب]] مانند [[علم]]، [[کرم]] و [[شجاعت]] درهای بهشت هستند. براساس این نظر بعید نیست که [[صفات ناپسند]] دارای ۷ موضع و هریک دارای شعبه‌‌های فراوانی باشند؛ همچنین برای [[صفات پسندیده]]، ۸ جایگاه و تحت هریک اصناف زیادی وجود داشته باشند.<ref>اسفار، ج ۹، ص۳۳۰.</ref> در روایاتی نیز شمار درهای بهشت ۷۱ در دانسته شده است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۳۹.</ref> آنچه از همه این [[روایات]] برمی‌‌آید این است که کثرت درهای بهشت ناظر به کثرت [[اقوام]] و [[اعمال]] است که هر گروهی با عمل خاصی از دری وارد بهشت می‌‌شوند،<ref> پیام قرآن، ج ۶، ص۳۱۱.</ref> از این‌‌رو در [[احادیث]] معمولاً برای درها نامهایی ذکر شده که متناسب با اعمال هر گروهی است که از آن در به بهشت درمی‌‌آیند؛ نظیر باب الریّان برای روزه‌‌داران، باب الصلاة، باب الصدقة، باب المجاهدین، باب المعروف، باب الصبر، باب الشکر و باب البلاء.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳؛ سیری در جهان پس از مرگ، ص‌‌۵۱۸.</ref> در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] وارد شده که هر کس [[وضو]] بگیرد و سپس بگوید {{متن حدیث| أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ}} درهای بهشت بر روی او گشوده می‌‌شوند تا از هر دری خواست وارد شود.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.</ref> در [[روایت]] دیگر [[کلید بهشت]] در «لا إله إلاّ الله» معرفی شده است.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.</ref> در برخی از روایات جنس برخی از درها مشخص شده است؛ از جمله [[باب الرحمه]] از یاقوت سرخ و باب الصبر که دری است کوچک و دارای یک مصراع (لنگه) نیز از یاقوت سرخ است. باب‌‌ الشکر نیز از یاقوت سفید و دارای دو مصراع است که بین آن دو ۵۰۰ سال راه است. باب البلا از یاقوت زرد و دارای یک مصراع است.<ref>حق‌‌الیقین، مجلسی، ص۵۷۶؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۱۱۶.</ref> این‌‌گونه [[روایات]] شرح و بیانی ویژه می‌‌طلبند و در جای خود باید آن را‌‌پی گرفت.
به همین جهت نصوص دینی در بیان درهای [[بهشت و جهنم]] متفاوت و در عین تفاوت همه صادق و مطابق با واقع است؛ زیرا هریک از آنها مسئله یاد شده را از دیدگاهی معین و به اعتباری مخصوص ملاحظه کرده است؛<ref>گام نخستین، ص۱۵۰.</ref> مثلاً از جمله اموری که راه را برای انجام کارهای خیر یا [[شرّ]] هموار می‌‌کند، [[امام]] و [[رهبر]] [[جامعه]] است؛ یعنی اگر [[زعامت]] [[امت]] در کف [[با کفایت]] امامی [[صالح]] قرار گیرد راه برای انجام کارهای خیر، هموار می‌‌گردد و اگر [[رهبری]] امت در دست [[پیشوایی]] [[ناصالح]] بیفتد، راه برای انجام کارهای شرّ باز می‌‌شود.<ref>گام نخستین، ص۱۰۵ ـ ۱۰۶.</ref> در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]]{{صل}} [[امام حسین]]{{ع}} به عنوان دری از درهای بهشت معرفی شده <ref>بحارالانوار، ج ۳۵، ص۴۰۵.</ref> و در [[حدیث]] دیگری از امام‌‌صادق{{ع}} شمار درهای جهنم، ۷ در ذکر شده و به ۷ نفر از [[پیشوایان]] [[جور]] اختصاص داده شده‌‌است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۳۰۱.</ref> برخی از [[حکما]] گفته‌‌اند: هریک از مدرِکات و [[مشاعر]] (یاد شده) دارای ظاهر و باطنی است. ظاهر آن انسان را به سوی [[دوزخ]] و [[باطن]] آن به بهشت [[راهنمایی]] می‌‌کند:{{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref> این دو دسته در [[تقابل]] با یکدیگر است، به گونه‌‌ای که باز بودن یکی موجب بسته شدن دیگری است؛ اما [[بهشت]] درِ دیگری دارد و آن [[قلب]] ([[عقل]]) است که دائماً بر روی [[اهل]] [[حجاب]] کلی و [[کفر]] بسته است: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref> این در، ویژه [[اهل بهشت]] است، از جهت [[ایمان]] و [[معرفت]] آنها و هرگز بر روی [[اهل جهنم]] گشوده نمی‌‌شود؛ زیرا از ازل بر دل‌های آنها قفل خورده است: {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ}}<ref>«خداوند بر دل‌ها و بر شنوایی آنان مهر نهاده» سوره بقره، آیه ۷.</ref>،{{متن قرآن|فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ}}<ref>«بر دل‌هاشان مهر نهاده شد» سوره منافقون، آیه ۳.</ref>.<ref>اسفار، ج ۹، ص۳۳۰ ـ ۳۳۱؛ آغاز و انجام، ص۵۷ ـ ۵۸.</ref> برخی دیگر گفته‌‌اند: مقصود از ۷ در، اعضای هفت‌‌گانه‌‌ای است که [[تکلیف]] به آنها تعلق می‌‌گیرد.<ref>اسفار، ج ۹، ص۳۳۰.</ref> عده‌‌ای نیز معتقدند مقصود این است که [[اخلاق]] بد مانند [[حسد]]، [[بخل]] و [[تکبر]] درهای [[جهنم]] و مقابل آنها [[اخلاق خوب]] مانند [[علم]]، [[کرم]] و [[شجاعت]] درهای بهشت هستند. براساس این نظر بعید نیست که [[صفات ناپسند]] دارای ۷ موضع و هریک دارای شعبه‌‌های فراوانی باشند؛ همچنین برای [[صفات پسندیده]]، ۸ جایگاه و تحت هریک اصناف زیادی وجود داشته باشند.<ref>اسفار، ج ۹، ص۳۳۰.</ref> در روایاتی نیز شمار درهای بهشت ۷۱ در دانسته شده است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۳۹.</ref> آنچه از همه این [[روایات]] برمی‌‌آید این است که کثرت درهای بهشت ناظر به کثرت [[اقوام]] و [[اعمال]] است که هر گروهی با عمل خاصی از دری وارد [[بهشت]] می‌‌شوند،<ref> پیام قرآن، ج ۶، ص۳۱۱.</ref> از این‌‌رو در [[احادیث]] معمولاً برای درها نامهایی ذکر شده که متناسب با اعمال هر گروهی است که از آن در به بهشت درمی‌‌آیند؛ نظیر باب الریّان برای روزه‌‌داران، باب الصلاة، باب الصدقة، باب المجاهدین، باب المعروف، باب الصبر، باب الشکر و باب البلاء.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳؛ سیری در جهان پس از مرگ، ص‌‌۵۱۸.</ref> در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] وارد شده که هر کس [[وضو]] بگیرد و سپس بگوید {{متن حدیث| أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ}} درهای بهشت بر روی او گشوده می‌‌شوند تا از هر دری خواست وارد شود.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.</ref> در [[روایت]] دیگر [[کلید بهشت]] در «لا [[إله]] إلاّ [[الله]]» معرفی شده است.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.</ref> در برخی از [[روایات]] جنس برخی از درها مشخص شده است؛ از جمله [[باب الرحمه]] از یاقوت سرخ و باب الصبر که دری است کوچک و دارای یک مصراع (لنگه) نیز از یاقوت سرخ است. باب‌‌ الشکر نیز از یاقوت سفید و دارای دو مصراع است که بین آن دو ۵۰۰ سال راه است. باب البلا از یاقوت زرد و دارای یک مصراع است.<ref>حق‌‌الیقین، مجلسی، ص۵۷۶؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۱۱۶.</ref> این‌‌گونه روایات شرح و بیانی ویژه می‌‌طلبند و در جای خود باید آن را‌‌پی گرفت.


هریک از این درها دارای کتیبه‌‌هایی است که‌‌ توحید، [[رسالت]] و [[ولایت]] مدلول قدر مشترک آنهاست.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۴۴،۱۳۱؛ حلیة الاولیاء، ج ۷، ص‌‌۲۵۶؛تاریخ بغداد، ج ۷، ص۳۸۷.</ref> شایان ذکر است که درهای [[بهشت و جهنم]] را در هر عالمی صوری است مناسب با همان عالم؛ [[صور]] ظاهری و [[دنیوی]] آنها مصادیقی از درهای بهشت و جهنم است که بدانها اشاره شد؛ ولی صور [[باطنی]] و [[اخروی]] آنها صور دیگری است که در [[عالم آخرت]] مناسب با همان عالم بروز می‌‌کند.<ref>گام نخستین، ص۱۰۶.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 367.</ref>
هریک از این درها دارای کتیبه‌‌هایی است که‌‌ [[توحید]]، [[رسالت]] و [[ولایت]] مدلول قدر مشترک آنهاست.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۴۴،۱۳۱؛ حلیة الاولیاء، ج ۷، ص‌‌۲۵۶؛تاریخ بغداد، ج ۷، ص۳۸۷.</ref> شایان ذکر است که درهای [[بهشت و جهنم]] را در هر عالمی صوری است مناسب با همان عالم؛ [[صور]] ظاهری و [[دنیوی]] آنها مصادیقی از درهای بهشت و جهنم است که بدانها اشاره شد؛ ولی صور [[باطنی]] و [[اخروی]] آنها [[صور]] دیگری است که در [[عالم آخرت]] مناسب با همان عالم بروز می‌‌کند<ref>گام نخستین، ص۱۰۶.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۶۷.</ref>


==[[مخلوق بودن بهشت]]==
==مخلوق بودن بهشت==
اصل [[آفرینش]] [[بهشت]] به [[طور]] مسلّم از [[آیات قرآن]] استفاده می‌‌شود؛ ولی درباره اینکه بهشت هم‌‌اکنون بالفعل موجود است یا نه میان [[دانشمندان]][[اختلاف]] است؛ بیشتر [[مفسران]] و [[متکلمان]] به ویژه [[متکلمان شیعه]] گفته‌‌اند: بهشت همراه با [[آفرینش جهان]] [[خلق]] شده و هم‌‌اکنون موجود است.<ref>حق الیقین، ص۵۶۹؛ الالهیات، ج ۴، ص۴۱۹؛ گوهر مراد، ص‌‌۶۶۱؛ الاعتقادات، ص۷۹.</ref> [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] بر این مطلب دلالت دارد؛ مانند {{متن قرآن|جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>« بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمان‌ها و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند، این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد می‌بخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌دارند» سوره شعراء، آیه ۹۰.</ref>، {{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ}}<ref>«و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌آورند چنان‌که دور نباشد» سوره ق، آیه ۳۱.</ref> حمل این آیات که با لفظ ماضی از مهیّا و نزدیک بودن بهشت برای [[پرهیزگاران]] خبر می‌‌دهد، بر [[زمان]] [[آینده]] خلاف ظاهر و نیازمند قرینه است.<ref>بحارالانوار،ج ۸، ص۲۰۶.</ref> افزون بر آیات مزبور از آیات دیگری نظیر {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«آنان بهشت‌هایی جاویدان خواهند داشت که از بن (کاخ‌های) آنان، جویبارها روان است؛ در آنجا به دستبندهایی زرّین آراسته می‌گردند و جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر می‌پوشند در حالی که بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ آن پاداش، خوب و (آن بهشت) آسایشگاهی نیکوس» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref> مخلوق بالفعل بودن بهشت استظهار شده است؛ زیرا [[پیام]] این دسته از آیات این است که هم اکنون بهشت در [[اختیار]] [[مؤمنان]] [[صالح]]، [[صادقان]] و پرهیزگاران است؛ نه آنکه اکنون معدوم باشد و پس از پیدایش، [[ملک]] آنان شود؛ زیرا آیات، ملکیت بالفعل بهشت را گزارش می‌‌کند و از آنجا که مالک آن بالفعل موجود است مملوک نیز باید بالفعل موجود باشد.<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۲، ص۱۷۰؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۸۹.</ref> برخی در [[تأیید]] مخلوق بالفعل بودن بهشت به [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref> استناد کرده‌‌اند. آنها در [[تفسیر آیه]] یاد شده گفته‌‌اند: مقصود از [[رزق]] میوه‌‌های [[بهشتی]] است که [[خداوند]] در غیر فصل در اختیار [[مریم]] می‌‌گذاشت.<ref>الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۸۶؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۳۳۲ ـ ۳۳۳؛پیام قرآن، ج ۶، ص۳۳۴.</ref> در روایتی [[امام‌‌ رضا]]{{ع}} منکر مخلوق بالفعل بودن [[بهشت]] را مکذب و [[مخلد]] در [[دوزخ]] معرفی کرده است.<ref> بحارالانوار، ج ۸، ص۱۱۹.</ref> افزون بر امور یاد شده [[اهل]] [[کشف]] کسانی را که اهل بهشت‌‌اند هم‌‌اکنون در باغ‌های سرسبز و در [[حال]] [[پیشرفت]] مراتب و درجات و صعود در غرفه‌‌ها و قصرها [[مشاهده]] می‌‌کنند: {{متن قرآن| وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ }}<ref>« آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند در باغ‌های بهشتند، نزد پروردگارشان هر چه بخواهند دارند» سوره شوری، آیه ۲۲.</ref>.<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۱۳۰.</ref>، چنان که در این [[جهان]] موجودات بسیاری هستند که حجاب‌های [[عالم دنیا]] مانع مشاهده آنهاست؛ ولی [[اولیاء الله]] [[قادر]] به مشاهده آن هستند.<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۳۴۱.</ref> [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نیز به هنگام [[معراج]] که از هیاهوی [[مردم]] این جهان دور بود و غوغای [[عالم ماده]] کمتر و جلوه‌‌های جلال و [[جمال]] بیشتر بود، پرده‌‌ها را کنار زد و با چشم [[ملکوتی]] خود توانست گوشه‌‌هایی از بهشت را که در [[باطن]] و درون این جهان بود مشاهده کند. حتی برای [[اولیای خدا]] ممکن است در جذبه‌‌های خاص [[معنوی]] در روی [[زمین]] نیز گهگاه آن را ببینند.<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۳۴۱ ـ ۳۴۳.</ref>
اصل [[آفرینش]] [[بهشت]] به طور مسلّم از [[آیات قرآن]] استفاده می‌‌شود؛ ولی درباره اینکه بهشت هم‌‌اکنون بالفعل موجود است یا نه میان دانشمندان اختلاف است؛ بیشتر [[مفسران]] و [[متکلمان]] به ویژه متکلمان شیعه گفته‌‌اند: بهشت همراه با [[آفرینش جهان]] [[خلق]] شده و هم‌‌اکنون موجود است.<ref>حق الیقین، ص۵۶۹؛ الالهیات، ج ۴، ص۴۱۹؛ گوهر مراد، ص‌‌۶۶۱؛ الاعتقادات، ص۷۹.</ref> [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] بر این مطلب دلالت دارد؛ مانند {{متن قرآن|جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«بهشتی به پهنای آسمان‌ها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمان‌ها و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند، این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد می‌بخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستان‌سراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌دارند» سوره شعراء، آیه ۹۰.</ref>، {{متن قرآن|وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ}}<ref>«و بهشت را برای پرهیزگاران نزدیک می‌آورند چنان‌که دور نباشد» سوره ق، آیه ۳۱.</ref> حمل این آیات که با لفظ ماضی از مهیّا و نزدیک بودن بهشت برای [[پرهیزگاران]] خبر می‌‌دهد، بر [[زمان]] [[آینده]] خلاف ظاهر و نیازمند قرینه است.<ref>بحارالانوار،ج ۸، ص۲۰۶.</ref> افزون بر آیات مزبور از آیات دیگری نظیر {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>، {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«آنان بهشت‌هایی جاویدان خواهند داشت که از بن (کاخ‌های) آنان، جویبارها روان است؛ در آنجا به دستبندهایی زرّین آراسته می‌گردند و جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر می‌پوشند در حالی که بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ آن پاداش، خوب و (آن بهشت) آسایشگاهی نیکوس» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref> مخلوق بالفعل بودن [[بهشت]] استظهار شده است؛ زیرا [[پیام]] این دسته از [[آیات]] این است که هم اکنون [[بهشت]] در [[اختیار]] [[مؤمنان]] [[صالح]]، [[صادقان]] و [[پرهیزگاران]] است؛ نه آنکه اکنون معدوم باشد و پس از پیدایش، [[ملک]] آنان شود؛ زیرا [[آیات]]، ملکیت بالفعل بهشت را گزارش می‌‌کند و از آنجا که مالک آن بالفعل موجود است مملوک نیز باید بالفعل موجود باشد.<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۲، ص۱۷۰؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۸۹.</ref> برخی در [[تأیید]] مخلوق بالفعل بودن بهشت به [[آیه]] {{متن قرآن|فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«پس خداوند آن (دختر) را به نیکی پذیرفت و به نیکی (پروراند و) برآورد و زکریّا را سرپرست او کرد و هرگاه زکریّا در محراب (عبادت) نزد وی می‌رفت کنار او، رزقی می‌یافت و می‌پرسید: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ و او می‌گفت: از نزد خداوند؛ (آری) خداوند به هر که بخواهد بی‌حساب (و شمار) روزی می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۳۷.</ref> استناد کرده‌‌اند. آنها در [[تفسیر آیه]] یاد شده گفته‌‌اند: مقصود از [[رزق]] میوه‌‌های بهشتی است که [[خداوند]] در غیر فصل در اختیار [[مریم]] می‌‌گذاشت.<ref>الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۸۶؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۳۳۲ ـ ۳۳۳؛پیام قرآن، ج ۶، ص۳۳۴.</ref> در روایتی امام‌‌ [[رضا]]{{ع}} منکر مخلوق بالفعل بودن بهشت را مکذب و [[مخلد]] در [[دوزخ]] معرفی کرده است.<ref> بحارالانوار، ج ۸، ص۱۱۹.</ref> افزون بر امور یاد شده [[اهل]] [[کشف]] کسانی را که اهل بهشت‌‌اند هم‌‌اکنون در باغ‌های سرسبز و در حال [[پیشرفت]] مراتب و درجات و صعود در غرفه‌‌ها و قصرها [[مشاهده]] می‌‌کنند: {{متن قرآن| وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ}}<ref>«آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند در باغ‌های بهشتند، نزد پروردگارشان هر چه بخواهند دارند» سوره شوری، آیه ۲۲.</ref>.<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۱۳۰.</ref>، چنان که در این [[جهان]] موجودات بسیاری هستند که حجاب‌های [[عالم دنیا]] مانع [[مشاهده]] آنهاست؛ ولی [[اولیاء الله]] قادر به مشاهده آن هستند.<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۳۴۱.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به هنگام [[معراج]] که از هیاهوی [[مردم]] این [[جهان]] دور بود و غوغای [[عالم ماده]] کمتر و جلوه‌‌های جلال و [[جمال]] بیشتر بود، پرده‌‌ها را کنار زد و با چشم [[ملکوتی]] خود توانست گوشه‌‌هایی از [[بهشت]] را که در [[باطن]] و درون این جهان بود مشاهده کند. حتی برای [[اولیای خدا]] ممکن است در جذبه‌‌های خاص [[معنوی]] در روی [[زمین]] نیز گهگاه آن را ببینند<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۳۴۱ ـ ۳۴۳.</ref>.


از برخی [[احادیث]] نیز استفاده می‌‌شود که برخی مردان [[خدا]] در این جهان بهشت را با چشم [[حقیقت]] بین خود می‌‌دیدند، چنان‌‌که [[امام حسین]]{{ع}} در [[شب عاشورا]] پرده از برابر چشمان [[یاران]] خود کنار زد و جایگاهشان در بهشت را به آنان نشان داد.<ref>بحارالانوار، ج ۴۴،ص ۲۹۸؛ الخرایج والجرائح، ج ۲، ص۸۴۷ ـ ۸۴۸.</ref> در روایاتی نیز به فرود آمدن [[مائده بهشتی]] بر [[حضرت زهرا]]{{س}} تصریح شده است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۳۵۸؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۸۶.</ref> براساس روایاتی نیز هیچ [[انسانی]] از [[دنیا]] نمی‌‌رود، مگر اینکه جایگاه خود را در بهشت یا دوزخ مشاهده می‌‌کند.<ref>الاعتقادات، ص۷۹؛ المحجة البیضاء، ج ۱، ص۲۵۴.</ref> در برابر قول مشهور، برخی مانند [[ابوهاشم]] و [[قاضی عبدالجبار]] [[آفرینش]] بهشت را در وضع کنونی غیر ممکن دانسته و گروهی از [[معتزله]]، [[خوارج]] و نیز گروهی از [[زیدیه]] می‌‌پندارند که بهشت تاکنون [[آفریده]] نشده است و آن [[روز]] که [[آسمان]] و زمین در هم پیچیده شوند [[خداوند]] متعالی بهشت را به هر شکل که خواست می‌‌آفریند؛ زیرا بهشت محل [[پاداش]] و [[ثواب]] است و پس از [[تکلیف]] و در [[روز جزا]] آفریده می‌‌شود؛ زیرا هیچ‌‌گاه جایگاه تکلیف و [[جزا]] چه در [[دنیا]] و چه در [[آخرت]] با هم جمع نمی‌‌شوند.<ref>المنیر، ج ۴، ص۹۱؛ الالهیات، ج ۴، ص۴۱۹؛ اوائل المقالات، ص۱۲۴.</ref> آنها برای سخن خود ادلّه‌‌ای نیز آورده‌‌اند؛ از جمله آنکه به استناد [[آیه]] {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}}<ref>«هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> اگر [[بهشت]] [[آفریده]] شده بود لازمه‌‌اش آن بود که [[روز]] [[برپایی قیامت]] نابود شود، در حالی که دسته‌‌ای از [[آیات قرآن]] بیانگر [[جاودانگی]] و دوام و بقای بهشت است؛ مانند آیاتی که بهشت را {{متن قرآن|جَنَّةُ الْخُلْدِ}}<ref> سوره فرقان، آیه ۱۵.</ref> معرفی کرده یا نعمت‌های آن را دائمی وصف می‌‌کند: {{متن قرآن| أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا}}<ref> سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref> [[ناسازگاری]] این دو دسته از [[آیات]] نشان آن است که بهشت آفریده نشده است. <ref>الالهیات، ج ۴، ص۴۲۲ ـ ۴۲۳، شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۰۷ ـ ۱۰۸.</ref> در پاسخ این دلیل می‌‌توان گفت مقصود از شیء در آیه {{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> اشیای [[دنیوی]] است که در چشم‌‌انداز انسان‌هاست؛ اما موجودات [[اخروی]] که از قداستی خاص برخوردارند مشمول این آیه نیستند، چنان‌‌که [[قرآن]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ}}<ref>«آنچه نزد شماست پایان می‌یابد و آنچه نزد خداوند است پایاست» سوره نحل، آیه ۹۶.</ref> در این آیه به جاودانگی آنچه نزد خداست [[حکم]] شده و طبعاً {{متن قرآن|مَا عِنْدَ اللَّهِ }} غیر از [[وجود خدا]] و محکوم به امکان است؛ ولی طبق [[مشیت الهی]] [[جاودانه]] است.
از برخی [[احادیث]] نیز استفاده می‌‌شود که برخی مردان [[خدا]] در این جهان بهشت را با چشم [[حقیقت]] بین خود می‌‌دیدند، چنان‌‌که [[امام حسین]]{{ع}} در [[شب عاشورا]] پرده از برابر چشمان [[یاران]] خود کنار زد و جایگاهشان در بهشت را به آنان نشان داد.<ref>بحارالانوار، ج ۴۴،ص ۲۹۸؛ الخرایج والجرائح، ج ۲، ص۸۴۷ ـ ۸۴۸.</ref> در روایاتی نیز به فرود آمدن [[مائده بهشتی]] بر [[حضرت زهرا]]{{س}} تصریح شده است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۳۵۸؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص۱۸۶.</ref> براساس روایاتی نیز هیچ [[انسانی]] از [[دنیا]] نمی‌‌رود، مگر اینکه جایگاه خود را در بهشت یا [[دوزخ]] مشاهده می‌‌کند.<ref>الاعتقادات، ص۷۹؛ المحجة البیضاء، ج ۱، ص۲۵۴.</ref> در برابر قول مشهور، برخی مانند [[ابوهاشم]] و [[قاضی عبدالجبار]] [[آفرینش]] بهشت را در وضع کنونی غیر ممکن دانسته و گروهی از [[معتزله]]، [[خوارج]] و نیز گروهی از [[زیدیه]] می‌‌پندارند که بهشت تاکنون [[آفریده]] نشده است و آن [[روز]] که [[آسمان]] و زمین در هم پیچیده شوند [[خداوند]] متعالی بهشت را به هر شکل که خواست می‌‌آفریند؛ زیرا بهشت محل [[پاداش]] و [[ثواب]] است و پس از [[تکلیف]] و در [[روز جزا]] آفریده می‌‌شود؛ زیرا هیچ‌‌گاه جایگاه تکلیف و [[جزا]] چه در دنیا و چه در [[آخرت]] با هم جمع نمی‌‌شوند.<ref>المنیر، ج ۴، ص۹۱؛ الالهیات، ج ۴، ص۴۱۹؛ اوائل المقالات، ص۱۲۴.</ref> آنها برای سخن خود ادلّه‌‌ای نیز آورده‌‌اند؛ از جمله آنکه به استناد [[آیه]] {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}}<ref>«هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> اگر [[بهشت]] [[آفریده]] شده بود لازمه‌‌اش آن بود که [[روز]] [[برپایی قیامت]] نابود شود، در حالی که دسته‌‌ای از [[آیات قرآن]] بیانگر [[جاودانگی]] و دوام و بقای بهشت است؛ مانند آیاتی که بهشت را {{متن قرآن|جَنَّةُ الْخُلْدِ}}<ref> سوره فرقان، آیه ۱۵.</ref> معرفی کرده یا نعمت‌های آن را دائمی وصف می‌‌کند: {{متن قرآن| أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا}}<ref> سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ}}<ref>«به اذن پروردگارش هر دم بر خود را می‌دهد و خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند باشد که پند گیرند» سوره ابراهیم، آیه ۲۵.</ref> [[ناسازگاری]] این دو دسته از [[آیات]] نشان آن است که بهشت آفریده نشده است. <ref>الالهیات، ج ۴، ص۴۲۲ ـ ۴۲۳، شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۰۷ ـ ۱۰۸.</ref> در پاسخ این دلیل می‌‌توان گفت مقصود از شیء در آیه {{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده می‌شوید» سوره قصص، آیه ۸۸.</ref> اشیای [[دنیوی]] است که در چشم‌‌انداز انسان‌هاست؛ اما موجودات [[اخروی]] که از قداستی خاص برخوردارند مشمول این آیه نیستند، چنان‌‌که [[قرآن]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ}}<ref>«آنچه نزد شماست پایان می‌یابد و آنچه نزد خداوند است پایاست» سوره نحل، آیه ۹۶.</ref> در این آیه به جاودانگی آنچه نزد خداست [[حکم]] شده و طبعاً {{متن قرآن|مَا عِنْدَ اللَّهِ}} غیر از [[وجود خدا]] و محکوم به امکان است؛ ولی طبق [[مشیت الهی]] [[جاودانه]] است.


از دیگر دلیل‌های ایشان این است که [[آفرینش]] بهشت قبل از [[قیامت]] کاری [[عبث]] و غیر متناسب با [[شأن]] آفریننده [[حکیم]] است.
از دیگر دلیل‌های ایشان این است که [[آفرینش]] بهشت قبل از [[قیامت]] کاری [[عبث]] و غیر متناسب با [[شأن]] آفریننده [[حکیم]] است.


پاسخ این است که هرگز همه جوانب مسئله برای ما روشن نیست و شاید در آفرینش آن مصالحی باشد که از [[درک]] ما بیرون است.<ref>منشور جاوید، ج ۹، ص۳۷۱؛ الالهیات، ج ۴، ص۴۲۳.</ref> شایان توجه است که برخی از [[اهل معرفت]] گفته‌‌اند: بهشت از جهتی هم اکنون مخلوق است و از جهتی مخلوق نیست. ایشان نظر خود را با تمثیلی چنین بیان می‌‌کنند: گاه پس از ساخته شدن دیوارهای اطراف [[خانه]] گفته می‌‌شود: خانه‌‌ای بنا شده، در حالی که چیزی جز چهاردیواری و فضا وصحن خالی نیست و پس از آن اتاقها بر اساس [[هدف]] مخصوصی ساخته می‌‌شوند. در این مثال خانه از جهتی ساخته شده و از جهتی ساخته نشده است.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص۳۶۸؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۲، ص‌‌۱۷۱.</ref> [[بهشت]] نیز چنین است؛ از آن حیث که [[خداوند]] زمینه آن را فراهم کرده مخلوق است؛ ولی از آن جهت که [[مردم]] باید آن را با [[اعمال]] خویش آباد کنند مخلوق نیست.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 370.</ref>
پاسخ این است که هرگز همه جوانب مسئله برای ما روشن نیست و شاید در [[آفرینش]] آن مصالحی باشد که از [[درک]] ما بیرون است.<ref>منشور جاوید، ج ۹، ص۳۷۱؛ الالهیات، ج ۴، ص۴۲۳.</ref> شایان توجه است که برخی از اهل معرفت گفته‌‌اند: [[بهشت]] از جهتی هم اکنون مخلوق است و از جهتی مخلوق نیست. ایشان نظر خود را با تمثیلی چنین بیان می‌‌کنند: گاه پس از ساخته شدن دیوارهای اطراف [[خانه]] گفته می‌‌شود: خانه‌‌ای بنا شده، در حالی که چیزی جز چهاردیواری و فضا وصحن خالی نیست و پس از آن اتاقها بر اساس [[هدف]] مخصوصی ساخته می‌‌شوند. در این مثال خانه از جهتی ساخته شده و از جهتی ساخته نشده است.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص۳۶۸؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۲، ص‌‌۱۷۱.</ref> بهشت نیز چنین است؛ از آن حیث که [[خداوند]] زمینه آن را فراهم کرده مخلوق است؛ ولی از آن جهت که [[مردم]] باید آن را با [[اعمال]] خویش آباد کنند مخلوق نیست<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۷۰.</ref>.


==به [[ارث]] بردن بهشت==
==به [[ارث]] بردن بهشت==
در برخی از [[آیات قرآن]] از موروث بودن بهشت [[سخن]] به میان آمده است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ}}<ref>«آنانند که میراث برند» سوره مؤمنون، آیه 10.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه 11.</ref> ارث و [[وراثت]] به معنای انتقال قهری و بدون [[معامله]] دسترنج کسی به غیر است، بدون آنکه در تحصیل آن زحمتی را متحمل شود، به همین جهت [[مالی]] را که از میت به [[وارث]] وی می‌‌رسد «[[میراث]]» می‌‌گویند.<ref>مفردات، ص۸۶۳، «ورث».</ref>
در برخی از [[آیات قرآن]] از موروث بودن بهشت[[سخن]] به میان آمده است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ}}<ref>«آنانند که میراث برند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱.</ref> ارث و [[وراثت]] به معنای انتقال قهری و بدون معامله دسترنج کسی به غیر است، بدون آنکه در تحصیل آن زحمتی را متحمل شود، به همین جهت [[مالی]] را که از میت به [[وارث]] وی می‌‌رسد «[[میراث]]» می‌‌گویند<ref>مفردات، ص۸۶۳، «ورث».</ref>.


برخی [[مفسران]] درباره ارث نامیدن بهشت بر این اعتقادند که [[نعمت‌های بهشتی]] آن‌‌چنان عظیم است که اعمال [[پرهیزگاران]] در برابر آن کاملاً ناچیز محسوب می‌‌شود، مثل اینکه بهشت را بدون [[زحمت]] و رایگان به آنها داده‌‌اند؛ زیرا زحمت آنان در برابر این‌‌ نعمت بسیار کم‌‌اهمیت است؛ به تعبیر دیگر گرچه اعمال و تقوای [[آدمی]] پایه [[استحقاق بهشت]] است؛ ولی [[عظمت]] نعمت‌های بهشتی چنان است که گویی رایگان به [[پرهیزگاران]] داده می‌‌شود.<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۲۰۰.</ref> برخی دیگر گفته‌‌اند: خدای متعالی [[بهشت]] را آفرید تا تمامی بندگانش با [[سرمایه]] [[عمل صالح]] آن را به دست آورند؛ ولی [[کافران]] با ارتکاب [[شرک]] و [[معاصی]]، خود را از آن [[محروم]] ساختند، در نتیجه بهشت به [[ارث]] [[مؤمنان]] درآمد، پس در [[حقیقت]] مؤمنان با عمل صالح خود آن را از دیگران ارث برده‌‌اند: {{متن قرآن|تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا}}<ref>«این همان بهشتی است که ما از بندگان خویش به کسانی که پرهیزگارند به میراث می‌دهیم» سوره مریم، آیه ۶۳.</ref>، {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ}}<ref>«آنانند که میراث برند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱.</ref>، چنان‌‌که [[قرآن کریم]] [[حمد]] و [[ستایش]] [[اهل بهشت]] را بر این [[نعمت]] بیان می‌‌کند:{{متن قرآن|وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}}<ref>«و می‌گویند: سپاس خداوند را که وعده خود را بر ما راست گرداند و این سرزمین را به ما به میراث داد، هر جای بهشت که بخواهیم جای می‌گیریم و پاداش اهل کردار، نیکوست» سوره زمر، آیه ۷۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ۸، ص۱۱۷؛ نمونه، ج ۶، ص۱۷۸؛ المنیر، ج ۱۶، ص۱۳۴.</ref> در روایاتی نیز آمده است که هر [[انسانی]] منزلی در بهشت و منزلی در [[دوزخ]] دارد. کافران جایگاه دوزخی مؤمنان و مؤمنان جایگاه [[بهشتی]] کافران را به ارث می‌‌برند.<ref>نورالثقلین، ج ۲، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۹۱.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 373.</ref>
برخی [[مفسران]] درباره [[ارث]] نامیدن [[بهشت]] بر این اعتقادند که نعمت‌های بهشتی آن‌‌چنان عظیم است که [[اعمال]] [[پرهیزگاران]] در برابر آن کاملاً ناچیز محسوب می‌‌شود، مثل اینکه بهشت را بدون [[زحمت]] و رایگان به آنها داده‌‌اند؛ زیرا زحمت آنان در برابر این‌‌ [[نعمت]] بسیار کم‌‌اهمیت است؛ به تعبیر دیگر گرچه اعمال و تقوای [[آدمی]] پایه استحقاق بهشت است؛ ولی عظمت نعمت‌های بهشتی چنان است که گویی رایگان به پرهیزگاران داده می‌‌شود.<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۲۰۰.</ref> برخی دیگر گفته‌‌اند: خدای متعالی بهشت را آفرید تا تمامی بندگانش با [[سرمایه]] [[عمل صالح]] آن را به دست آورند؛ ولی [[کافران]] با ارتکاب [[شرک]] و [[معاصی]]، خود را از آن [[محروم]] ساختند، در نتیجه بهشت به ارث [[مؤمنان]] درآمد، پس در [[حقیقت]] مؤمنان با عمل صالح خود آن را از دیگران ارث برده‌‌اند: {{متن قرآن|تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا}}<ref>«این همان بهشتی است که ما از بندگان خویش به کسانی که پرهیزگارند به میراث می‌دهیم» سوره مریم، آیه ۶۳.</ref>، {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ}}<ref>«آنانند که میراث برند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۱.</ref>، چنان‌‌که [[قرآن کریم]] [[حمد]] و [[ستایش]] [[اهل بهشت]] را بر این نعمت بیان می‌‌کند:{{متن قرآن|وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}}<ref>«و می‌گویند: سپاس خداوند را که وعده خود را بر ما راست گرداند و این سرزمین را به ما به میراث داد، هر جای بهشت که بخواهیم جای می‌گیریم و پاداش اهل کردار، نیکوست» سوره زمر، آیه ۷۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ۸، ص۱۱۷؛ نمونه، ج ۶، ص۱۷۸؛ المنیر، ج ۱۶، ص۱۳۴.</ref> در روایاتی نیز آمده است که هر [[انسانی]] منزلی در [[بهشت]] و منزلی در [[دوزخ]] دارد. [[کافران]] جایگاه دوزخی [[مؤمنان]] و مؤمنان جایگاه بهشتی کافران را به [[ارث]] می‌‌برند<ref>نورالثقلین، ج ۲، ص۳۱؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۹۱.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۷۳.</ref>


==مراتب و [[درجات بهشت]]==
==مراتب و [[درجات بهشت]]==
هر حقیقتی را در وجود درجات و مراتبی است که برخی از آنها بدون حصول انفکاک و جدایی [[برتر]] از برخی دیگر است، بر این اساس برای هر حقیقت کلّی که [[مظهر]] اسمی از [[اسماء الله]] است بعد از مرتبه آن اسم [[مراتب عقل]] و نفس و طبع و [[جسم]] موجود است، در نتیجه همه موجودات عالم مادّه، [[اصنام]] و اظلالی برای [[حقایق]] [[عقلی]] و [[روحانی]] هستند و این [[زمین]] [[مادّی]] ظلّ زمین عقلی روحانی است و [[انسان]] [[حسی]] نیز جثه و صنمی برای انسان عقلی و انسان عقلی نیز [[مظهر اسم]] [[الهی]] و نوری از [[انوار]] اوست که از [[امر خدا]] در [[عالم غیب]] حاصل شده است: {{متن قرآن|قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>، <ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۷.</ref> بنابراین بهشت نیز یا [[حسی]] و محسوس به حواس [[اخروی]] یا [[عقلی]] و مشهود به دیده [[باطنی]] عقلی است و برای هریک از این دو مراتب و درجاتی است، همان‌‌گونه که عالم دو عالم است: [[غیب و شهادت]] و برای هریک منازل و مراحلی است، از این رو [[انسان]] [[سعادتمند]] با توجه به [[روح]] وی که [[عقل]] بالفعل است، خود با همه [[علوم]] و معارفی که حمل می‌‌کند [[بهشتی]] [[معنوی]] و [[روحانی]] است ودر عین [[حال]] برای نفس حیوانی وی بهشتی است صوری همراه با همه لذتها ومشتهیات که از طریق قوای حسی عملی بدان دست می‌‌یابد.<ref> الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۶۰؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص‌‌۲۷.</ref> گفتنی است که اساس تفاوت دو مرتبه [[حسّی]] و عقلی [[بهشت]]، تفاوت [[شوق]] و [[رغبت]] انسان‌هاست.<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۸.</ref>
هر حقیقتی را در وجود درجات و مراتبی است که برخی از آنها بدون حصول انفکاک و جدایی [[برتر]] از برخی دیگر است، بر این اساس برای هر [[حقیقت]] کلّی که [[مظهر]] اسمی از [[اسماء الله]] است بعد از مرتبه آن اسم [[مراتب عقل]] و نفس و طبع و [[جسم]] موجود است، در نتیجه همه موجودات عالم مادّه، [[اصنام]] و اظلالی برای [[حقایق]] [[عقلی]] و [[روحانی]] هستند و این [[زمین]] [[مادّی]] ظلّ زمین عقلی روحانی است و [[انسان]] [[حسی]] نیز جثه و صنمی برای انسان عقلی و انسان عقلی نیز مظهر [[اسم الهی]] و نوری از [[انوار]] اوست که از [[امر خدا]] در [[عالم غیب]] حاصل شده است: {{متن قرآن|قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>، <ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۷.</ref> بنابراین بهشت نیز یا حسی و محسوس به حواس [[اخروی]] یا عقلی و مشهود به دیده [[باطنی]] عقلی است و برای هریک از این دو مراتب و درجاتی است، همان‌‌گونه که عالم دو عالم است: [[غیب و شهادت]] و برای هریک منازل و مراحلی است، از این رو [[انسان]] [[سعادتمند]] با توجه به [[روح]] وی که [[عقل]] بالفعل است، خود با همه [[علوم]] و معارفی که حمل می‌‌کند بهشتی [[معنوی]] و [[روحانی]] است ودر عین حال برای نفس حیوانی وی بهشتی است صوری همراه با همه لذتها ومشتهیات که از طریق قوای [[حسی]] عملی بدان دست می‌‌یابد.<ref> الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۶۰؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص‌‌۲۷.</ref> گفتنی است که اساس تفاوت دو مرتبه [[حسّی]] و [[عقلی]] [[بهشت]]، تفاوت [[شوق]] و [[رغبت]] انسان‌هاست<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۸.</ref>.


البته شوق و اشتهای [[انسان‌ها]] به بهشت حسّی نیز یکسان نیست، از این رو برخی از [[اهل معرفت]] انسان‌ها را از این نظر به ۴ دسته تقسیم کرده‌‌اند:
البته شوق و اشتهای [[انسان‌ها]] به بهشت حسّی نیز یکسان نیست، از این رو برخی از [[اهل معرفت]] انسان‌ها را از این نظر به ۴ دسته تقسیم کرده‌‌اند:
خط ۶۷: خط ۶۸:
#کسانی که بهشت مشتاق آنان است؛ ولی آنان شوق و رغبتی بدان نشان نمی‌‌دهند؛ زیرا آنها محو و مبهوت جلال و [[جمال]] [[خداوند]] شده، جز او چیزی نمی‌‌بینند. مرتبه این دسته از آن رو که [[جامعیت]] و [[اعتدال]] دسته قبل را ندارند بلکه [[بُعد معنوی]] آنها بر بُعد حسّیشان غالب است پایین‌‌تر از مرتبه دسته نخست است.  
#کسانی که بهشت مشتاق آنان است؛ ولی آنان شوق و رغبتی بدان نشان نمی‌‌دهند؛ زیرا آنها محو و مبهوت جلال و [[جمال]] [[خداوند]] شده، جز او چیزی نمی‌‌بینند. مرتبه این دسته از آن رو که [[جامعیت]] و [[اعتدال]] دسته قبل را ندارند بلکه [[بُعد معنوی]] آنها بر بُعد حسّیشان غالب است پایین‌‌تر از مرتبه دسته نخست است.  
#کسانی که شوق رفتن به بهشت دارند؛ ولی بهشت در برابر آنان بی‌‌تفاوت است. اینان همان [[مؤمنان]] [[معصیت]] کارند.  
#کسانی که شوق رفتن به بهشت دارند؛ ولی بهشت در برابر آنان بی‌‌تفاوت است. اینان همان [[مؤمنان]] [[معصیت]] کارند.  
#کسانی که نه آنان به بهشت رغبتی دارند و نه بهشت به آنان و آنها تکذیب‌‌کنندگان [[قیامت]] و بهشت هستند.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۶۲ ـ ۶۳.</ref>
#کسانی که نه آنان به بهشت رغبتی دارند و نه بهشت به آنان و آنها تکذیب‌‌کنندگان [[قیامت]] و بهشت هستند<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۶۲ ـ ۶۳.</ref>.


[[قرآن کریم]] برای [[مؤمنان واقعی]] و [[بندگان خالص خدا]] درجاتی را نزد پروردگارشان قائل شده است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«آنانند که به راستی مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایه‌ها و آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۴.</ref>.<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۹.</ref> مقصود از درجات منازلی است که [[بندگان]] [[پرهیزگار]] در [[بهشت]] دارند و چنان‌‌که [[مردم]] در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] متفاوت‌‌اند در منازلشان نزد [[خدا]] نیز متفاوت هستند: {{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلًا}}<ref>«بنگر چگونه برخی از آنان را بر برخی دیگر برتر می‌داریم و بی‌گمان جهان واپسین در پایه‌ها و در برتری بزرگ‌تر است» سوره اسراء، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه 95.</ref>، {{متن قرآن|دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«به پایگاه‌هایی و آمرزش و بخشایشی از سوی خویش و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه 96.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۹، ج ۱۶، ص۲۳۷؛ الیوم‌‌الآخر، ص۲۳۷؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۳۵؛ المیزان، ج ۳، ص۶۵.</ref>
[[قرآن کریم]] برای مؤمنان واقعی و بندگان خالص خدا درجاتی را نزد پروردگارشان قائل شده است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«آنانند که به راستی مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایه‌ها و آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۴.</ref>.<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۹.</ref> مقصود از درجات منازلی است که [[بندگان]] [[پرهیزگار]] در بهشت دارند و چنان‌‌که [[مردم]] در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] متفاوت‌‌اند در منازلشان نزد [[خدا]] نیز متفاوت هستند: {{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلًا}}<ref>«بنگر چگونه برخی از آنان را بر برخی دیگر برتر می‌داریم و بی‌گمان جهان واپسین در پایه‌ها و در برتری بزرگ‌تر است» سوره اسراء، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref>، {{متن قرآن|دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«به پایگاه‌هایی و آمرزش و بخشایشی از سوی خویش و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۹۶.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۹، ج ۱۶، ص۲۳۷؛ الیوم‌‌الآخر، ص۲۳۷؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۳۵؛ المیزان، ج ۳، ص۶۵.</ref>


بیشتر [[مفسران]] درجات را در [[آیات]] مزبور [[درجات بهشت]] دانسته‌‌اند،<ref>الکشاف، ج ۱،ص ۴۷۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۲۴؛ روح‌‌المعانی، مج ۴، ج ۵، ص۱۸۰.</ref> بنابراین هرچه [[اعمال انسان]] در مرتبه [[برتری]] باشد درجات بالاتری را از بهشت کسب می‌‌کند: {{متن قرآن|وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى}}<ref>«و آنانکه نزد او با ایمان بیایند در حالی که کارهای شایسته کرده باشند، دارای پایه‌های والایند» سوره طه، آیه ۷۵.</ref> برخی از مفسران با استفاده از [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.</ref>
بیشتر [[مفسران]] درجات را در [[آیات]] مزبور [[درجات بهشت]] دانسته‌‌اند،<ref>الکشاف، ج ۱،ص ۴۷۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۲۴؛ روح‌‌المعانی، مج ۴، ج ۵، ص۱۸۰.</ref> بنابراین هرچه [[اعمال انسان]] در مرتبه [[برتری]] باشد درجات بالاتری را از [[بهشت]] کسب می‌‌کند: {{متن قرآن|وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى}}<ref>«و آنانکه نزد او با ایمان بیایند در حالی که کارهای شایسته کرده باشند، دارای پایه‌های والایند» سوره طه، آیه ۷۵.</ref> برخی از مفسران با استفاده از [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.</ref>.


درجات بهشت را مرتبط با مراتب [[تقوا]] دانسته‌‌اند که هر چه مراتب تقوا بالاتر رود درجات بهشت نیز [[برتر]] و مطلوب‌‌تر است، بر این اساس اولین درجه بهشت جنة‌‌المأوی و نخستین رتبه در تقوا [[پرهیز]] کردن از [[حرام]] و [[هوای نفس]] است: {{متن قرآن|وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى}}<ref>«و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد» سوره نازعات، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى}}<ref>«تنها بهشت جایگاه اوست» سوره نازعات، آیه ۴۱.</ref> و بالاترین درجه، جنات عَدْن و از آن بهتر [[رضوان الهی]] است که [[غایت]] و مقصود [[بهشتیان]] است: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند به مردان و زنان مؤمن، بوستان‌هایی، نوید داده است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند، نیز جایگاه‌هایی پاک در بوستان‌های جاودان (نوید داده است) و خشنودی خداوند (از همه اینها) برتر است؛ این همان رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref> رضوان الهی از آنِ کسی است که به نهایت تقوا رسیده باشد <ref> کشف الاسرار، ج ۲، ص۴۲ ـ ۴۳.</ref> که در این صورت در [[عالم شهود]] با کمال [[صفا]] و [[صدق]] در جوار [[رحمت]] و فضل [[کبریایی]] زوال‌‌ناپذیر استقرار می‌‌یابد: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ}}<ref>«ای روان آرمیده!» سوره فجر، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَادْخُلِي فِي عِبَادِي}}<ref>«آنگاه، در جرگه بندگان من درآی!» سوره فجر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۳۰.</ref>.<ref> منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ انوار درخشان، ج ۱۶، ص۷۴.</ref> و نیز {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند» سوره قمر، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref> و در نهایت، بلند مرتبه‌‌ترین درجات «وسیله» در [[بهشت عدن]] است که از آنِ [[رسول خدا]] {{صل}} و [[اهل بیت]] وی است.<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۳، ص۲۹۳؛ الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۱.</ref> برخی گفته‌‌اند: چنان‌‌که [[خداوند]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} را بر سایر [[پیامبران]] [[برتری]] داده و «وسیله» را ویژه ایشان گردانیده [[امت]] وی نیز در [[بهشت]] درجاتی دارند که از سایر امتها متمایزند.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۲.</ref> به [[اعتقاد]] ایشان [[اهل بهشت]] به [[طور]] کلّی ۴‌‌ دسته‌‌اند: [[انبیا]]، [[اولیا]]، [[مؤمنان]] و دانشمندانی که با [[ادله عقلی]] [[توحید الهی]] را ثابت کرده‌‌اند: {{متن قرآن| شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«خداوند - که به دادگری ایستاده است - و فرشتگان و دانشوران گواهی می‌دهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون در نشست‌ها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref> این ۴ دسته در [[بهشت عدن]] از یکدیگر متمایز و هریک دارای مقاماتی ویژه‌‌اند، بدین ترتیب که رُسل و انبیا [[اصحاب]] [[منابر]]، اولیا اصحاب تختها و عرشها، [[دانشمندان]][[اصحاب]] کرسیها و مؤمنان که در [[توحید]] مقلّد انبیا هستند صاحبان مراتب‌‌اند. این گروه گرچه از جهتی متأخر از اصحاب نظر عقلی‌‌اند؛ ولی در [[حشر]] بر آنان مقدم‌‌اند.<ref> الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۳ ـ ۷۶؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۹.</ref>
[[درجات بهشت]] را مرتبط با مراتب [[تقوا]] دانسته‌‌اند که هر چه مراتب تقوا بالاتر رود درجات بهشت نیز [[برتر]] و مطلوب‌‌تر است، بر این اساس اولین درجه [[بهشت]] جنة‌‌المأوی و نخستین رتبه در تقوا [[پرهیز]] کردن از [[حرام]] و [[هوای نفس]] است: {{متن قرآن|وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى}}<ref>«و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد» سوره نازعات، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى}}<ref>«تنها بهشت جایگاه اوست» سوره نازعات، آیه ۴۱.</ref> و بالاترین درجه، جنات عَدْن و از آن بهتر [[رضوان الهی]] است که [[غایت]] و مقصود [[بهشتیان]] است: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند به مردان و زنان مؤمن، بوستان‌هایی، نوید داده است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند، نیز جایگاه‌هایی پاک در بوستان‌های جاودان (نوید داده است) و خشنودی خداوند (از همه اینها) برتر است؛ این همان رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref> رضوان الهی از آنِ کسی است که به نهایت تقوا رسیده باشد <ref> کشف الاسرار، ج ۲، ص۴۲ ـ ۴۳.</ref> که در این صورت در [[عالم شهود]] با کمال [[صفا]] و [[صدق]] در جوار [[رحمت]] و فضل [[کبریایی]] زوال‌‌ناپذیر استقرار می‌‌یابد: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ}}<ref>«ای روان آرمیده!» سوره فجر، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَادْخُلِي فِي عِبَادِي}}<ref>«آنگاه، در جرگه بندگان من درآی!» سوره فجر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۳۰.</ref>.<ref> منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ انوار درخشان، ج ۱۶، ص۷۴.</ref> و نیز {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند» سوره قمر، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref> و در نهایت، بلند مرتبه‌‌ترین درجات «وسیله» در [[بهشت عدن]] است که از آنِ [[رسول خدا]]{{صل}} و [[اهل بیت]] وی است.<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۳، ص۲۹۳؛ الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۱.</ref> برخی گفته‌‌اند: چنان‌‌که [[خداوند]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را بر سایر [[پیامبران]] [[برتری]] داده و «وسیله» را ویژه ایشان گردانیده [[امت]] وی نیز در [[بهشت]] درجاتی دارند که از سایر امتها متمایزند.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۲.</ref> به [[اعتقاد]] ایشان [[اهل بهشت]] به طور کلّی ۴‌‌ دسته‌‌اند: [[انبیا]]، [[اولیا]]، [[مؤمنان]] و دانشمندانی که با [[ادله عقلی]] [[توحید الهی]] را ثابت کرده‌‌اند: {{متن قرآن| شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«خداوند - که به دادگری ایستاده است - و فرشتگان و دانشوران گواهی می‌دهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون در نشست‌ها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref> این ۴ دسته در بهشت عدن از یکدیگر متمایز و هریک دارای مقاماتی ویژه‌‌اند، بدین ترتیب که رُسل و انبیا [[اصحاب]] [[منابر]]، اولیا اصحاب تختها و عرشها، دانشمنداناصحاب کرسیها و مؤمنان که در [[توحید]] مقلّد انبیا هستند صاحبان مراتب‌‌اند. این گروه گرچه از جهتی متأخر از [[اصحاب]] نظر عقلی‌‌اند؛ ولی در [[حشر]] بر آنان مقدم‌‌اند<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۳ ـ ۷۶؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۹.</ref>.


[[مفسران]] نیز با استناد به [[آیات]] {{متن قرآن|وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ}}<ref>«و برای آن کس که از ایستادن در برابر پروردگار خویش هراسیده است دو بهشت خواهد بود» سوره الرحمن، آیه ۴۶.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ}}<ref>«و فروتر از آن دو (بهشت)، دو بهشت دیگر است» سوره الرحمن، آیه ۶۲.</ref> بهشتها را ۴ تا دانسته‌‌اند که دو تای از آنها در [[مقام]] و مرتبه‌‌ای [[برتر]] از دو بهشت دیگر است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص۱۲۳؛ نمونه، ج ۲۳، ص۱۷۵؛ الیوم‌‌الاخر، ص۲۳۳.</ref> [[قرآن]] ابتدا از دو بهشت نام برده: {{متن قرآن|وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ}}<ref>«و برای آن کس که از ایستادن در برابر پروردگار خویش هراسیده است دو بهشت خواهد بود» سوره الرحمن، آیه ۴۶.</ref> و آن را [[پاداش]] [[نیکوکاران]] می‌‌داند: {{متن قرآن|هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ}}<ref>«آیا پاداش نیکی، جز نیکی است؟» سوره الرحمن، آیه ۶۰.</ref> سپس دو بهشت دیگررا که در رتبه پایین‌‌ترند مطرح می‌‌کند:{{متن قرآن|وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ مُدْهَامَّتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ }}<ref>«و فروتر از آن دو (بهشت)، دو بهشت دیگر است.پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟دو سبز سیر. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟ در آن دو (بهشت) دو چشمه جوشان است. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟در آن دو (بهشت، درخت‌های) میوه و خرما و انار است» سوره الرحمن، آیه ۶۲-۶۸.</ref> در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] {{صل}} در وصف این بهشتها آمده که بنای دو تا از آنها و هرچه در آن است از طلا و برای [[پرهیزگاران]] و دو بهشت دیگر از [[نقره]] و برای [[اصحاب یمین]] آماده شده است.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ الدرالمنثور، ج ۶، ص۱۴۶.</ref>
[[مفسران]] نیز با استناد به [[آیات]] {{متن قرآن|وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ}}<ref>«و برای آن کس که از ایستادن در برابر پروردگار خویش هراسیده است دو بهشت خواهد بود» سوره الرحمن، آیه ۴۶.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ}}<ref>«و فروتر از آن دو (بهشت)، دو بهشت دیگر است» سوره الرحمن، آیه ۶۲.</ref> بهشتها را ۴ تا دانسته‌‌اند که دو تای از آنها در مقام و مرتبه‌‌ای [[برتر]] از دو [[بهشت]] دیگر است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص۱۲۳؛ نمونه، ج ۲۳، ص۱۷۵؛ الیوم‌‌الاخر، ص۲۳۳.</ref> [[قرآن]] ابتدا از دو بهشت نام برده: {{متن قرآن|وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ}}<ref>«و برای آن کس که از ایستادن در برابر پروردگار خویش هراسیده است دو بهشت خواهد بود» سوره الرحمن، آیه ۴۶.</ref> و آن را [[پاداش]] [[نیکوکاران]] می‌‌داند: {{متن قرآن|هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ}}<ref>«آیا پاداش نیکی، جز نیکی است؟» سوره الرحمن، آیه ۶۰.</ref> سپس دو بهشت دیگررا که در رتبه پایین‌‌ترند مطرح می‌‌کند:{{متن قرآن|وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ مُدْهَامَّتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ}}<ref>«و فروتر از آن دو (بهشت)، دو بهشت دیگر است.پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟دو سبز سیر. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟ در آن دو (بهشت) دو چشمه جوشان است. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟در آن دو (بهشت، درخت‌های) میوه و خرما و انار است» سوره الرحمن، آیه ۶۲-۶۸.</ref> در [[حدیثی]] از [[پیامبر]]{{صل}} در وصف این بهشتها آمده که بنای دو تا از آنها و هرچه در آن است از طلا و برای [[پرهیزگاران]] و دو بهشت دیگر از [[نقره]] و برای [[اصحاب یمین]] آماده شده است<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ الدرالمنثور، ج ۶، ص۱۴۶.</ref>.


گرچه در [[قرآن کریم]] به شمار [[درجات بهشت]] اشاره‌‌ای نشده است؛ ولی برخی [[روایات]] آنها را ۱۰۰ درجه <ref>سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۴۴۸.</ref> و برخی دیگر به شمار [[آیات قرآن]] دانسته است.<ref>التذکره، ص۵۳۷ ـ ۵۳۹؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۱۸۶؛ ج ۶۶، ص۳۷۰.</ref> شاید وجه آن این باشد که [[مراتب ایمان]] نامحدود بوده، محدود کردن [[درجات بهشت]] به عدد ۱۰۰ یا اعداد دیگر از قبیل بیان کثرت است.<ref>تصویری از بهشت و جهنم، ص۲۵۰.</ref> براساس [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[اهل بهشت]] به حسب درجاتشان در فضل و کمال، منازلشان در [[بهشت]] نیز متفاوت است، به طوری که [[بهشتیان]] ساکنان غرفه‌‌ها و مراتب بالای بهشت را [[مشاهده]] می‌‌کنند، چنان‌‌که [[اهل]] [[زمین]] [[ستارگان]] را می‌‌بینند.<ref>مسند ابی یعلی، ج ۲، ص۳۷۰؛ صحیح ابن حبان، ج ۱۶، ص‌‌۴۰۴؛ المعجم الکبیر، ج ۶، ص۲۰۰.</ref> گفتنی است که هر درجه از بهشت فاصله فراوانی با درجات پیش از خود دارد، چنان‌‌که در برخی [[روایات]] فاصله آن به اندازه فاصله بین [[آسمان]] و زمین معرفی شده است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۸۹، ۱۹۶؛ زادالمسیر، ج ۵، ص‌‌۱۳۹.</ref> این معنا از [[آیه]] {{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلًا}}<ref>«بنگر چگونه برخی از آنان را بر برخی دیگر برتر می‌داریم و بی‌گمان جهان واپسین در پایه‌ها و در برتری بزرگ‌تر است» سوره اسراء، آیه ۲۱.</ref> نیز به خوبی به دست می‌‌آید.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 374.</ref>
گرچه در [[قرآن کریم]] به شمار [[درجات بهشت]] اشاره‌‌ای نشده است؛ ولی برخی [[روایات]] آنها را ۱۰۰ درجه<ref>سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۴۴۸.</ref> و برخی دیگر به شمار [[آیات قرآن]] دانسته است.<ref>التذکره، ص۵۳۷ ـ ۵۳۹؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۱۸۶؛ ج ۶۶، ص۳۷۰.</ref> شاید وجه آن این باشد که [[مراتب ایمان]] نامحدود بوده، محدود کردن درجات بهشت به عدد ۱۰۰ یا اعداد دیگر از قبیل بیان کثرت است.<ref>تصویری از بهشت و جهنم، ص۲۵۰.</ref> براساس [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[اهل بهشت]] به حسب درجاتشان در فضل و کمال، منازلشان در [[بهشت]] نیز متفاوت است، به طوری که [[بهشتیان]] ساکنان غرفه‌‌ها و مراتب بالای بهشت را [[مشاهده]] می‌‌کنند، چنان‌‌که [[اهل]] [[زمین]] [[ستارگان]] را می‌‌بینند.<ref>مسند ابی یعلی، ج ۲، ص۳۷۰؛ صحیح ابن حبان، ج ۱۶، ص‌‌۴۰۴؛ المعجم الکبیر، ج ۶، ص۲۰۰.</ref> گفتنی است که هر درجه از بهشت فاصله فراوانی با درجات پیش از خود دارد، چنان‌‌که در برخی روایات فاصله آن به اندازه فاصله بین [[آسمان]] و زمین معرفی شده است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۸۹، ۱۹۶؛ زادالمسیر، ج ۵، ص‌‌۱۳۹.</ref> این معنا از [[آیه]] {{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلًا}}<ref>«بنگر چگونه برخی از آنان را بر برخی دیگر برتر می‌داریم و بی‌گمان جهان واپسین در پایه‌ها و در برتری بزرگ‌تر است» سوره اسراء، آیه ۲۱.</ref> نیز به خوبی به دست می‌‌آید<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۷۴.</ref>.


==نام‌های بهشت==
==نام‌های بهشت==
در آیاتی از [[قرآن‌‌ کریم]] نامهایی برای بهشت ذکر شده و [[مفسران]] با استفاده از روایات، هریک را بیانگر مرتبه و درجه‌‌ای از [[بهشت]] دانسته‌‌اند.<ref>[[کشف الاسرار]]، ج ۱، ص۱۰۹؛ ج ۲، ص۴۲؛ ج ۳، ص۱۷۸.</ref> برخی [[مفسران]] نیز شمار بهشت‌ها را ۷ و نام‌هایی نیز برای آنها بر شمرده‌‌اند.<ref>کشف الاسرار، ج ۷، ص۴۸۸.</ref> عمومی‌‌ترین نام بهشت «جنّت» است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند- به هیچ کس جز برابر توان وی تکلیف نمی‌کنیم- آنان بهشتیند در آن جاودانند» سوره اعراف، آیه ۴۲.</ref>.<ref>الیوم [[الآخر]]، ص۲۷۵.</ref> این اسم برای همه مراتب بهشت [[عَلَم]] شده <ref>[[الکشاف]]، ج ۱، ص۱۰۶.</ref> و از نوعی پوشیدگی و [[استتار]] حکایت می‌‌کند.<ref>[[مفردات]]، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۳؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «[[جن]]».</ref> دیگر نام‌های بهشت که هریک به خصوصیتی یا مرتبه‌‌ای از مراتب بهشت اشاره دارد عبارت‌‌اند از:
در آیاتی از قرآن‌‌ [[کریم]] نامهایی برای بهشت ذکر شده و [[مفسران]] با استفاده از روایات، هریک را بیانگر مرتبه و درجه‌‌ای از بهشت دانسته‌‌اند.<ref>[[کشف الاسرار]]، ج ۱، ص۱۰۹؛ ج ۲، ص۴۲؛ ج ۳، ص۱۷۸.</ref> برخی مفسران نیز شمار بهشت‌ها را ۷ و نام‌هایی نیز برای آنها بر شمرده‌‌اند.<ref>کشف الاسرار، ج ۷، ص۴۸۸.</ref> عمومی‌‌ترین نام بهشت «جنّت» است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند- به هیچ کس جز برابر توان وی تکلیف نمی‌کنیم- آنان بهشتیند در آن جاودانند» سوره اعراف، آیه ۴۲.</ref>.<ref>الیوم [[الآخر]]، ص۲۷۵.</ref> این اسم برای همه مراتب [[بهشت]] عَلَم شده<ref>[[الکشاف]]، ج ۱، ص۱۰۶.</ref> و از نوعی پوشیدگی و [[استتار]] حکایت می‌‌کند<ref>مفردات، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۳؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «[[جن]]».</ref>. دیگر نام‌های بهشت که هریک به خصوصیتی یا مرتبه‌‌ای از مراتب بهشت اشاره دارد عبارت‌‌اند از:


===[[جنات عدن]]===
===جنات عدن===
عدن در لغت به معنای استقرار و [[ثبات]]<ref>مفردات، ص۵۳۳، «عدن».</ref> و جنات عدن به معنای جنات اقامت و [[جاودانگی]] است و بر این اساس می‌‌توان تمامی بهشتها را [[بهشت عدن]] دانست: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى}}<ref>«بوستان‌هایی جاودان که از بن آنها جویباران جاری است، در آن جاودانند و آن پاداش کسانی است که پاکی ورزند» سوره طه، آیه ۷۶.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«آنان بهشت‌هایی جاویدان خواهند داشت که از بن (کاخ‌های) آنان، جویبارها روان است؛ در آنجا به دستبندهایی زرّین آراسته می‌گردند و جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر می‌پوشند در حالی که بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ آن پاداش، خوب و (آن بهشت) آسایشگاهی نیکوس» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}}<ref>«پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.</ref>.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۵، ص۷۷؛ المنیر، ج ۱۰، ص۳۰۶؛ تفسیر‌‌المنار، ج ۱۰، ص۵۴۵.</ref> در نظری دیگر جنات عدن جایگاهی در بهشت است که در آن باغ‌های متعددی وجود دارد <ref>جامع‌‌البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص۲۲۸ ـ ۲۳۲؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۷۷؛ [[تفسیر المنار]]، ج ۱۰، ص۵۴۶.</ref> و مشرف بر همه بهشتهای دیگر است.<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص۱۷۸.</ref>
عدن در لغت به معنای استقرار و [[ثبات]]<ref>مفردات، ص۵۳۳، «عدن».</ref> و جنات عدن به معنای جنات اقامت و [[جاودانگی]] است و بر این اساس می‌‌توان تمامی بهشت‌ها را [[بهشت عدن]] دانست: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى}}<ref>«بوستان‌هایی جاودان که از بن آنها جویباران جاری است، در آن جاودانند و آن پاداش کسانی است که پاکی ورزند» سوره طه، آیه ۷۶.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«آنان بهشت‌هایی جاویدان خواهند داشت که از بن (کاخ‌های) آنان، جویبارها روان است؛ در آنجا به دستبندهایی زرّین آراسته می‌گردند و جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر می‌پوشند در حالی که بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ آن پاداش، خوب و (آن بهشت) آسایشگاهی نیکوس» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}}<ref>«پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.</ref>.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۵، ص۷۷؛ المنیر، ج ۱۰، ص۳۰۶؛ تفسیر‌‌المنار، ج ۱۰، ص۵۴۵.</ref> در نظری دیگر جنات عدن جایگاهی در [[بهشت]] است که در آن باغ‌های متعددی وجود دارد <ref>جامع‌‌البیان، مج ۶، ج ۱۰، ص۲۲۸ ـ ۲۳۲؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۷۷؛ [[تفسیر المنار]]، ج ۱۰، ص۵۴۶.</ref> و مشرف بر همه بهشتهای دیگر است<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص۱۷۸.</ref>.


===[[جنات الفردوس]]===
===جنات الفردوس===
جنّات الفردوس بهشتهایی است که [[خداوند]] آنها را محل [[پذیرایی]] [[مؤمنان]] دارای [[عمل صالح]] قرار داده است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا}}<ref>«آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند باغ‌های بهشت (سرای) پذیرایی آنهاست» سوره کهف، آیه ۱۰۷.</ref> ریشه [[فردوس]] «فَرْدَسَه» به معنای گستردگی است<ref>المصباح، ص۴۶۷؛ [[المنجد]]، ص۱۰۸۳، «فردوس».</ref> و شاید جهت نامگذاری این بهشتها به فردوس گستردگی و [[جامعیّت]] آنها باشد، چنان که برخی گفته‌‌اند: فردوس بهشت واسعی است که مشتمل است بر میوه‌‌ها و درختان،<ref>التحقیق، ج ۹، ص۵۱؛ [[فرهنگ]] لغات [[قرآنی]]، ص۱۷۱.</ref> بلکه طبق گفته برخی [[خداوند]] همه نعمت‌های موجود در بستانهای دیگر را در آن فراهم کرده است.<ref>تاج العروس، ج ۸، ص۳۹۲، «فردوس».</ref>
جنّات الفردوس بهشتهایی است که [[خداوند]] آنها را محل [[پذیرایی]] [[مؤمنان]] دارای [[عمل صالح]] قرار داده است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا}}<ref>«آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند باغ‌های بهشت (سرای) پذیرایی آنهاست» سوره کهف، آیه ۱۰۷.</ref> ریشه فردوس «فَرْدَسَه» به معنای گستردگی است<ref>المصباح، ص۴۶۷؛ [[المنجد]]، ص۱۰۸۳، «فردوس».</ref> و شاید جهت نامگذاری این بهشت‌ها به فردوس گستردگی و جامعیّت آنها باشد، چنان که برخی گفته‌‌اند: فردوس [[بهشت]] واسعی است که مشتمل است بر میوه‌‌ها و درختان،<ref>التحقیق، ج ۹، ص۵۱؛ [[فرهنگ]] لغات [[قرآنی]]، ص۱۷۱.</ref> بلکه طبق گفته برخی [[خداوند]] همه نعمت‌های موجود در بستانهای دیگر را در آن فراهم کرده است<ref>تاج العروس، ج ۸، ص۳۹۲، «فردوس».</ref>.
===[[جنة الخلد]]===
 
قرآن‌‌ کریم در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاءً وَمَصِيرًا}}<ref>«بگو: آیا این بهتر است یا بهشت جاودان، موعود پرهیزگاران که پاداش و پایانه‌ای برای آنان است؟» سوره فرقان، آیه ۱۵.</ref> براساس وعده‌‌ای که به [[پرهیزگاران]] داده جایگاه و سرانجام آنان را «جنة الخلد» دانسته است. [[خلد]] در لغت به معنای باقی بودن دائمی در خانه‌‌ای و خارج نشدن از آن است.<ref>لسان العرب، ج ۴، ص۱۷۱، «خلد».</ref> در جمله {{متن قرآن|أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ}} اضافه [[جنت]] به خلد برای دلالت بر این مطلب است که [[بهشت]] خود [[جاودانه]] و فناناپذیر است، چنان‌‌که کلمه «خالدین» در آیه بعدی برای دلالت بر این نکته آمده که اهل‌‌بهشت در آن جاودان‌‌اند و فنا در ایشان راه ندارد: {{متن قرآن|لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا}}<ref>«در آن هر چه بخواهند دارند در حالی که جاودانند. (این) وعده‌ای است درخواست شده بر عهده پروردگارت» سوره فرقان، آیه ۱۶.</ref>.<ref>[[المیزان]]، ج ۱۵، ص۱۸۹.</ref>
===جنة الخلد===
===[[جنة النعیم]]===
قرآن‌‌ کریم در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاءً وَمَصِيرًا}}<ref>«بگو: آیا این بهتر است یا بهشت جاودان، موعود پرهیزگاران که پاداش و پایانه‌ای برای آنان است؟» سوره فرقان، آیه ۱۵.</ref> براساس وعده‌‌ای که به [[پرهیزگاران]] داده جایگاه و سرانجام آنان را «جنة الخلد» دانسته است. خلد در لغت به معنای باقی بودن دائمی در خانه‌‌ای و خارج نشدن از آن است.<ref>لسان العرب، ج ۴، ص۱۷۱، «خلد».</ref> در جمله {{متن قرآن|أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ}} اضافه [[جنت]] به خلد برای دلالت بر این مطلب است که بهشت خود [[جاودانه]] و فناناپذیر است، چنان‌‌که کلمه «خالدین» در آیه بعدی برای دلالت بر این نکته آمده که اهل‌‌بهشت در آن جاودان‌‌اند و فنا در ایشان راه ندارد: {{متن قرآن|لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا}}<ref>«در آن هر چه بخواهند دارند در حالی که جاودانند. (این) وعده‌ای است درخواست شده بر عهده پروردگارت» سوره فرقان، آیه ۱۶.</ref>.<ref>[[المیزان]]، ج ۱۵، ص۱۸۹.</ref>
نعیم بر وزن فعیل چیزی است که بر [[زندگی]] راحت و مطلوب و [[حال]] خوش دلالت دارد<ref>التحقیق، ج ۱۲، ص۱۷۹، «نعم».</ref> یا به معنای [[نعمت]] فراوان<ref>[[مفردات]]، ص۸۱۵، «نعم».</ref> است.
 
===جنة النعیم===
نعیم بر وزن فعیل چیزی است که بر [[زندگی]] راحت و مطلوب و حال خوش دلالت دارد<ref>التحقیق، ج ۱۲، ص۱۷۹، «نعم».</ref> یا به معنای [[نعمت]] فراوان<ref>[[مفردات]]، ص۸۱۵، «نعم».</ref> است.
 
بهشت را بدان جهت جنة النعیم گویند که دارای [[نعمت‌های فراوان]] بوده، [[بهشتیان]] از آن متنعم می‌‌شوند،<ref>[[جامع البیان]]، مج ۴، ج ۶، ص۴۱۰؛ حادی‌‌الارواح، ص۱۴۵.</ref> چنان‌‌که [[حضرت ابراهیم]] در دعای خود آن را از [[خدا]] طلب کرد: {{متن قرآن|وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ}}<ref>«و مرا از میراث بران بهشت پرنعمت بگمار» سوره شعراء، آیه ۸۵.</ref>.
 
===جنة الماوی===
«مأوی» مصدر میمی از ریشه «أ ـ و ـ ی» و به معنای پناه گرفتن است،<ref>[[مفردات]]، ص۱۰۴، «اوی».</ref> بنابراین جنة‌‌المأوی بهشتی است که [[مؤمنان]] [[نیکوکار]] بدان پناه می‌‌برند.<ref>مفردات، ص۱۰۴؛ [[تفسیر]] ماوردی، ج ۶، ص۲۰۰؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج ۲۱، ص۳۵.</ref> برخی آن را همان [[بهشت]] جاویدان (جنة الخلد) می‌‌دانند که در [[انتظار]] همه مؤمنان، [[پرهیزگاران]] و شهداست: {{متن قرآن|أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلًا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«اما آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند برای آنچه انجام می‌دادند به پذیرایی، آنان را بوستان سراهاست» سوره سجده، آیه ۱۹.</ref>.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۷۳ ـ ۷۴؛ التبیان، ج ۹، ص۴۲۶؛ [[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۲۹۲.</ref>


بهشت را بدان جهت جنة النعیم گویند که دارای [[نعمت‌های فراوان]] بوده، [[بهشتیان]] از آن متنعم می‌‌شوند،<ref>[[جامع البیان]]، مج ۴، ج ۶، ص۴۱۰؛ حادی‌‌الارواح، ص۱۴۵.</ref> چنان‌‌که [[حضرت ابراهیم]] در دعای خود آن را از [[خدا]] [[طلب]] کرد: {{متن قرآن|وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ}}<ref>«و مرا از میراث بران بهشت پرنعمت بگمار» سوره شعراء، آیه ۸۵.</ref>
===[[جنة الماوی]]===
«مأوی» مصدر میمی از ریشه «أ ـ و ـ ی» و به معنای [[پناه]] گرفتن است،<ref>[[مفردات]]، ص۱۰۴، «اوی».</ref> بنابراین جنة‌‌المأوی [[بهشتی]] است که [[مؤمنان]] [[نیکوکار]] بدان پناه می‌‌برند.<ref>مفردات، ص۱۰۴؛ [[تفسیر]] ماوردی، ج ۶، ص۲۰۰؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج ۲۱، ص۳۵.</ref> برخی آن را همان بهشت جاویدان (جنة الخلد) می‌‌دانند که در [[انتظار]] همه مؤمنان، پرهیزگاران و شهداست: {{متن قرآن|أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلًا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«اما آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند برای آنچه انجام می‌دادند به پذیرایی، آنان را بوستانسراهاست» سوره سجده، آیه ۱۹.</ref>.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۷۳ ـ ۷۴؛ التبیان، ج ۹، ص۴۲۶؛ [[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۲۹۲.</ref>
===[[روضه]]===
===[[روضه]]===
روضه در لغت به معنای باغستانی محدود، سرسبز خوش منظر و مسرت‌‌بخش است <ref>مجمع‌‌البیان، ج ۸، ص۴۶۶؛ [[کشف الاسرار]]، ج ۶، ص۴۳۳.</ref> و در اصطلاح بر پاکیزه‌‌ترین بقعه‌‌ها و فرح‌‌بخش‌‌ترین تفریح‌‌گاه‌های [[بهشت]] اطلاق می‌‌گردد: {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ}}<ref>«اما کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در بوستانی شادمان می‌گردانند» سوره روم، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ}}<ref>«ستمگران را می‌بینی که از آنچه انجام داده‌اند هراسانند در حالی که (کیفر) آن بر آنان واقع خواهد شد و آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند در باغ‌های بهشتند، نزد پروردگارشان هر چه بخواهند دارند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره شوری، آیه ۲۲.</ref>.<ref>[[المنجد]]، ص۵۹۷، «روض».</ref> جهت نامگذاری آن به روضه این است که آب و درختان و گل‌ها و قصرهای آن بر‌‌اساس برنامه‌‌ای [[معتدل]] وحساب شده مرتب ومنظم شده و موجب [[فرح]] و انبساط هر بیننده‌‌ای می‌‌گردد؛ زیرا ماده اصلی روضه [[ریاضت]] است که بر پرورش و تنظیم و تعدیل دلالت می‌‌کند؛ گویا روضه [[تمثل]] ریاضت‌ها و برنامه‌‌های سازنده [[منظم]] و منسجم افراد خود ساخته در [[زندگی]] دنیاست که در [[آخرت]] مایه انبساط وفرح و [[شادمانی]] آنها می‌‌شود.
روضه در لغت به معنای باغستانی محدود، سرسبز خوش منظر و مسرت‌‌بخش است <ref>مجمع‌‌البیان، ج ۸، ص۴۶۶؛ [[کشف الاسرار]]، ج ۶، ص۴۳۳.</ref> و در اصطلاح بر پاکیزه‌‌ترین بقعه‌‌ها و فرح‌‌بخش‌‌ترین تفریح‌‌گاه‌های بهشت اطلاق می‌‌گردد: {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ}}<ref>«اما کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در بوستانی شادمان می‌گردانند» سوره روم، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ}}<ref>«ستمگران را می‌بینی که از آنچه انجام داده‌اند هراسانند در حالی که (کیفر) آن بر آنان واقع خواهد شد و آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند در باغ‌های بهشتند، نزد پروردگارشان هر چه بخواهند دارند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره شوری، آیه ۲۲.</ref>.<ref>[[المنجد]]، ص۵۹۷، «روض».</ref> جهت نامگذاری آن به روضه این است که آب و درختان و گل‌ها و قصرهای آن بر‌‌اساس برنامه‌‌ای [[معتدل]] وحساب شده مرتب ومنظم شده و موجب [[فرح]] و انبساط هر بیننده‌‌ای می‌‌گردد؛ زیرا ماده اصلی روضه [[ریاضت]] است که بر پرورش و تنظیم و تعدیل دلالت می‌‌کند؛ گویا [[روضه]] تمثل ریاضت‌ها و برنامه‌‌های سازنده [[منظم]] و منسجم افراد خود ساخته در [[زندگی]] دنیاست که در [[آخرت]] مایه انبساط وفرح و [[شادمانی]] آنها می‌‌شود.


در این بهشت انواع عوامل [[سرور]] و [[شادی]] از دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها وجود دارد.<ref>[[جامع البیان]]، مج ۱۱، ج ۲۱، ص۳۴.</ref> به گفته [[ابن‌‌ عباس]] کلمه {{متن قرآن|يُحْبَرُونَ}}<ref> سوره روم، آیه 15.</ref> در [[آیه]] دلالت بر آن دارد که [[بهشتیان]] در آنجا مورد [[احترام]] و [[پذیرایی]] قرار می‌‌گیرند و از شنیدن نغمه‌‌های موزون که از [[برترین]] نعمت‌های [[اهل بهشت]] است [[لذت]] می‌‌برند.<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۴۶۶.</ref>
در این [[بهشت]] انواع عوامل [[سرور]] و [[شادی]] از دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها وجود دارد.<ref>[[جامع البیان]]، مج ۱۱، ج ۲۱، ص۳۴.</ref> به گفته ابن‌‌ عباس کلمه {{متن قرآن|يُحْبَرُونَ}}<ref> سوره روم، آیه ۱۵.</ref> در [[آیه]] دلالت بر آن دارد که [[بهشتیان]] در آنجا مورد [[احترام]] و [[پذیرایی]] قرار می‌‌گیرند و از شنیدن نغمه‌‌های موزون که از [[برترین]] نعمت‌های [[اهل بهشت]] است [[لذت]] می‌‌برند<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۴۶۶.</ref>.


===دارالسلام===
===دارالسلام===
[[سلام]] و [[سلامت]] به معنای [[پیراستگی]] از آفات ظاهری و [[باطنی]] است. [[حقیقت]] سلامت فقط در بهشت است، چون آنجا جایگاه بقای بدون فنا، بی‌‌نیازی بدون [[فقر]]، [[عزت]] بدون [[ذلت]] و [[سلامتی]] بدون [[بیماری]] است.<ref>[[مفردات]]، ص۴۲۱، «[[سلم]]».</ref> از آنجا که بهشت از هر بلیه و آفت و ناخوشایندی به دور است آن را دارالسلام نامیده‌‌اند، <ref>حادی الارواح، ص۱۴۰.</ref> زیرا ساکنان آن از هر نوع [[مرگ]] و [[رنج]] و بیماری و فقر و [[حزن]] و [[اندوه]] به دورند.<ref>[[المیزان]]، ج ۷، ص۳۴۵.</ref> برخی نیز گفته‌‌اند: [[سلام]] نام خدای متعالی است و دارالسلام یعنی خانه‌‌ای که [[خدای سبحان]] <ref>المیزان، ج ۷، ص۳۴۶.</ref> آن را برای [[جزا]] و [[پاداش]] آنچه اولیایش در [[دنیا]] به آن [[مبتلا]] شده‌‌اند آماده کرده است: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که می‌کردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>.<ref>[[جامع البیان]]، مج ۵، ج ۸، ص۴۴.</ref> و [[بندگان]] را به سوی آن فرا می‌‌خواند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref>
[[سلام]] و [[سلامت]] به معنای [[پیراستگی]] از آفات ظاهری و [[باطنی]] است. [[حقیقت]] سلامت فقط در بهشت است، چون آنجا جایگاه بقای بدون فنا، بی‌‌نیازی بدون [[فقر]]، [[عزت]] بدون [[ذلت]] و [[سلامتی]] بدون [[بیماری]] است.<ref>[[مفردات]]، ص۴۲۱، «[[سلم]]».</ref> از آنجا که بهشت از هر بلیه و آفت و ناخوشایندی به دور است آن را دارالسلام نامیده‌‌اند، <ref>حادی الارواح، ص۱۴۰.</ref> زیرا ساکنان آن از هر نوع [[مرگ]] و [[رنج]] و بیماری و فقر و [[حزن]] و [[اندوه]] به دورند.<ref>[[المیزان]]، ج ۷، ص۳۴۵.</ref> برخی نیز گفته‌‌اند: [[سلام]] نام خدای متعالی است و دارالسلام یعنی خانه‌‌ای که [[خدای سبحان]] <ref>المیزان، ج ۷، ص۳۴۶.</ref> آن را برای جزا و [[پاداش]] آنچه اولیایش در [[دنیا]] به آن [[مبتلا]] شده‌‌اند آماده کرده است: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که می‌کردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۵، ج ۸، ص۴۴.</ref> و [[بندگان]] را به سوی آن فرا می‌‌خواند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و خداوند به بهشت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref>.


===دارالمقامه===
===دارالمقامه===
این نام در مورد [[بهشت]] تنها یک بار در [[قرآن]] به کار رفته است: {{متن قرآن|الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ}}<ref>«همان که ما را از بخشش خود در سرای ماندگار جای داد که در آن نه رنجی به ما می‌رسد و نه ماندگی» سوره فاطر، آیه ۳۵.</ref> مقامه در لغت به معنای [[مسکن]] گزیدن و اقامت کردن<ref>مفردات، ص۶۹۳؛ [[المنجد]]، ص۶۶۴، «[[قوم]]».</ref> و مکانی است که در آن ساکن می‌‌شوند.<ref>المنجد، ص۶۶۴.</ref> دارالمقامه منزلی است که [[تحول]] و خروجی در آن نیست.<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۴۷.</ref>
این نام در مورد بهشت تنها یک بار در [[قرآن]] به کار رفته است: {{متن قرآن|الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ}}<ref>«همان که ما را از بخشش خود در سرای ماندگار جای داد که در آن نه رنجی به ما می‌رسد و نه ماندگی» سوره فاطر، آیه ۳۵.</ref> مقامه در لغت به معنای [[مسکن]] گزیدن و اقامت کردن<ref>مفردات، ص۶۹۳؛ [[المنجد]]، ص۶۶۴، «[[قوم]]».</ref> و مکانی است که در آن ساکن می‌‌شوند.<ref>المنجد، ص۶۶۴.</ref> دارالمقامه منزلی است که تحول و خروجی در آن نیست<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۴۷.</ref>.


===[[مقام]] [[امین]]===
===مقام [[امین]]===
مقام امین جایگاه امنی است که هیچ گزندی به ساکنان آن نمی‌‌رسد: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ}}<ref>«پرهیزگاران در جایگاهی امنند،» سوره دخان، آیه ۵۱.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۴۹؛ حادی الارواح، ص۱۴۵.</ref> [[پرهیزگاران]] در مقام امین، از [[انقطاع]] [[نعمت]] یاخروج از بهشت یا [[مرگ]] ترسی ندارند <ref>حادی الارواح، ص۱۴۶؛ منهج الصادقین، ج ۸، ص۲۸۷.</ref> و نیز از [[شرّ]] [[شیاطین]] و اندوهها در [[امان]] هستند.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۱۰۴.</ref> آنان در باغها و کنار چشمه‌‌ها آرمیده و پرنیان نازک و دیبای ستبر پوشیده، در برابر یکدیگر می‌‌نشینند: {{متن قرآن|فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}}<ref>«در بوستان‌ها و (کنار) چشمه‌سارانند» سوره دخان، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|يَلْبَسُونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقَابِلِينَ}}<ref>«از دیبای نازک و دیبای ستبر جامه می‌پوشند در حالی که رویاروی یکدیگرند» سوره دخان، آیه ۵۳.</ref>
مقام امین جایگاه امنی است که هیچ گزندی به ساکنان آن نمی‌‌رسد: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ}}<ref>«پرهیزگاران در جایگاهی امنند،» سوره دخان، آیه ۵۱.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۴۹؛ حادی الارواح، ص۱۴۵.</ref> [[پرهیزگاران]] در مقام امین، از انقطاع [[نعمت]] یاخروج از [[بهشت]] یا [[مرگ]] ترسی ندارند <ref>حادی الارواح، ص۱۴۶؛ منهج الصادقین، ج ۸، ص۲۸۷.</ref> و نیز از [[شرّ]] [[شیاطین]] و اندوه‌ها در [[امان]] هستند.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۱۰۴.</ref> آنان در باغها و کنار چشمه‌‌ها آرمیده و پرنیان نازک و دیبای ستبر پوشیده، در برابر یکدیگر می‌‌نشینند: {{متن قرآن|فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}}<ref>«در بوستان‌ها و (کنار) چشمه‌سارانند» سوره دخان، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|يَلْبَسُونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقَابِلِينَ}}<ref>«از دیبای نازک و دیبای ستبر جامه می‌پوشند در حالی که رویاروی یکدیگرند» سوره دخان، آیه ۵۳.</ref>.


===[[مقعد صدق]]===
===[[مقعد صدق]]===
مقعد صدق جایگاهی است که خبر دادن و [[بشارت]] به آن [[صادقانه]] است و چون پرهیزگاران جز به [[صداقت]] [[رفتار]] نکرده‌‌اند خدای متعالی برای آنان نزد خود مجلس حضوری [[تدارک]] دیده که هیچ‌‌گونه دوری، [[سختی]] و [[حزن]] و فنایی در آن نیست: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند» سوره قمر، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref>.<ref> المیزان، ج ۱۹، ص۸۹؛ حاوی الارواح، ص۱۴۶.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[مفسران]] [[مقعد صدق]] [[مقام]] [[وحدت]] و [[قرب]] است که در مرتبه عندیت محقق شود <ref> مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲.</ref> و [[اهل]] [[ایمان]] و [[تقوا]] در [[عالم شهود]] با کمال [[صفا]] و [[صدق]] که ذاتی آنان است در جوار [[رحمت]] و فضل [[کبریایی]] زوال‌‌ناپذیر استقرار می‌‌یابند.<ref> انوار درخشان، ج ۱۶، ص۷۴؛ منهج‌‌الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶.</ref> شایان ذکر است که مقصود از کلمه قرب، قرب [[منزلت]] و [[مکانت]] است نه قرب مکان <ref>مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۱۲، ص۳۹۴.</ref> و بیانگر نهایت [[قرب معنوی]] و [[رضایت]] کبریایی است.<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۷۵.</ref> در [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است: از آنجا که [[خداوند]] این [[بهشت]] را به صدق وصف کرده تنها [[صادقان]] بدان راه می‌‌یابند.<ref>مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲.</ref> روایاتی نیز بیانگر این است که صادقان و [[پرهیزگاران]] در [[آیات]] مزبور تنها [[امامان معصوم]]{{ع}} هستند،<ref> تفسیر اثنی عشری، ج ۱۲، ص۳۹۴.</ref> چنان‌‌که [[امام حسین]]{{ع}} در [[روز عاشورا]] فرمود: من بر جدّم [[رسول خدا]] {{صل}} وارد می‌‌شوم و در {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref> می‌‌نشینم.<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱۲، ص۳۹۵.</ref> افزون بر موارد فوق نامهای دیگری نیز برای‌‌بهشت ذکر شده است؛ نظیر [[طوبی]] {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ}}<ref>«کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند خوشا بر آنان و آنان را فرجام نیکوست» سوره رعد، آیه ۲۹.</ref>.<ref> جامع البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص۱۹۰ ـ ۱۹۵؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۷.</ref> رحمت {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۲۹۴.</ref> [[علّیین]] {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}<ref>«نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است» سوره مطففین، آیه ۱۸.</ref>.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۲۸؛ الدر المنثور، ج ۸، ص‌‌۴۴۸؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۴، ص۹۷.</ref> دارالمتقین {{متن قرآن|وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و به پرهیزگاران می‌گویند: پروردگارتان چه فرو فرستاده است؟ می‌گویند نکویی را؛ برای آنان که در این جهان نیکی ورزیده‌اند (پاداش)، نیکی است و به یقین سرای واپسین بهتر است و سرای پرهیزگاران نیکوست!» سوره نحل، آیه ۳۰.</ref>.<ref>اوائل‌‌المقالات، ص۹۴؛ التبیان، ج ۶، ص۳۷۶ ـ ۳۷۷؛ زادالمسیر، ج ۴، ص۳۲۳.</ref> «حُسْنی» {{متن قرآن|لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref>،{{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«برای آنان که نکویی کردند، نیکوترین پاداش و افزون بر آن است و چهره‌های آنان را نه غباری می‌پوشاند و نه خواری، آنان بهشتیند؛ آنها در آن جاودانند» سوره یونس، آیه ۲۶.</ref>.<ref> جامع‌‌البیان، مج ۴، ج ۵، ص۳۱۳؛ مج ۷، ج ۱۱، ص۱۳۹؛ کشف الاسرار، ج ۴، ص۲۷۷؛ بحارالانوار، ج ۷۴، ص۳۸۶.</ref> وسیله {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است» سوره مائده، آیه ۱۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۲۹۳.</ref> دارالقرار {{متن قرآن|يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ}}<ref>«ای قوم من! زندگی این جهان، تنها بهره‌ای (اندک) است و جهان واپسین است که سرای ماندگاری است» سوره غافر، آیه ۳۹.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۴۷۹؛ تفسیر سیدمصطفی خمینی، ج ۲، ص۵۱.</ref> دارالآخره {{متن قرآن|تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«آنک سرای واپسین! آن را برای کسانی می‌نهیم که بر آنند تا در روی زمین، نه گردنکشی کنند و نه تباهی؛ و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره قصص، آیه ۸۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۴۲۰.</ref> [[الحیوان]] {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر می‌دانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچه‌ای نیست و بی‌گمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۴۹؛ حاوی الارواح، ص۱۴۳.</ref> {{متن قرآن|عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ}} در آیه {{متن قرآن|فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ}}<ref>«و او در زندگانی پسندیده‌ای به سر خواهد برد» سوره حاقه، آیه ۲۱.</ref><ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۳۶۰.</ref> و [[دارالجلال]]<ref>کشف الاسرار، ج ۳،ص ۱۷۸.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 377.</ref>
مقعد صدق جایگاهی است که خبر دادن و [[بشارت]] به آن [[صادقانه]] است و چون پرهیزگاران جز به [[صداقت]] [[رفتار]] نکرده‌‌اند خدای متعالی برای آنان نزد خود مجلس حضوری [[تدارک]] دیده که هیچ‌‌گونه دوری، [[سختی]] و [[حزن]] و فنایی در آن نیست: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند» سوره قمر، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref>.<ref> المیزان، ج ۱۹، ص۸۹؛ حاوی الارواح، ص۱۴۶.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[مفسران]] مقعد صدق مقام [[وحدت]] و [[قرب]] است که در مرتبه عندیت محقق شود <ref> مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲.</ref> و [[اهل]] [[ایمان]] و [[تقوا]] در [[عالم شهود]] با کمال [[صفا]] و [[صدق]] که ذاتی آنان است در جوار [[رحمت]] و فضل [[کبریایی]] زوال‌‌ناپذیر استقرار می‌‌یابند.<ref> انوار درخشان، ج ۱۶، ص۷۴؛ منهج‌‌الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶.</ref> شایان ذکر است که مقصود از کلمه [[قرب]]، قرب [[منزلت]] و [[مکانت]] است نه قرب مکان <ref>مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۱۲، ص۳۹۴.</ref> و بیانگر نهایت [[قرب معنوی]] و [[رضایت]] کبریایی است.<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۷۵.</ref> در [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است: از آنجا که [[خداوند]] این [[بهشت]] را به صدق وصف کرده تنها [[صادقان]] بدان راه می‌‌یابند.<ref>مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲.</ref> روایاتی نیز بیانگر این است که صادقان و [[پرهیزگاران]] در [[آیات]] مزبور تنها [[امامان معصوم]]{{ع}} هستند،<ref> تفسیر اثنی عشری، ج ۱۲، ص۳۹۴.</ref> چنان‌‌که [[امام حسین]]{{ع}} در [[روز عاشورا]] فرمود: من بر جدّم [[رسول خدا]]{{صل}} وارد می‌‌شوم و در {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref> می‌‌نشینم.<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱۲، ص۳۹۵.</ref> افزون بر موارد فوق نامهای دیگری نیز برای‌‌بهشت ذکر شده است؛ نظیر [[طوبی]] {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ}}<ref>«کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند خوشا بر آنان و آنان را فرجام نیکوست» سوره رعد، آیه ۲۹.</ref>.<ref> جامع البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص۱۹۰ ـ ۱۹۵؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۷.</ref> رحمت {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۲۹۴.</ref> [[علّیین]] {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}<ref>«نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است» سوره مطففین، آیه ۱۸.</ref>.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۲۸؛ الدر المنثور، ج ۸، ص‌‌۴۴۸؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۴، ص۹۷.</ref> دارالمتقین {{متن قرآن|وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و به پرهیزگاران می‌گویند: پروردگارتان چه فرو فرستاده است؟ می‌گویند نکویی را؛ برای آنان که در این جهان نیکی ورزیده‌اند (پاداش)، نیکی است و به یقین سرای واپسین بهتر است و سرای پرهیزگاران نیکوست!» سوره نحل، آیه ۳۰.</ref>.<ref>اوائل‌‌المقالات، ص۹۴؛ التبیان، ج ۶، ص۳۷۶ ـ ۳۷۷؛ زادالمسیر، ج ۴، ص۳۲۳.</ref> «حُسْنی» {{متن قرآن|لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref>،{{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«برای آنان که نکویی کردند، نیکوترین پاداش و افزون بر آن است و چهره‌های آنان را نه غباری می‌پوشاند و نه خواری، آنان بهشتیند؛ آنها در آن جاودانند» سوره یونس، آیه ۲۶.</ref>.<ref> جامع‌‌البیان، مج ۴، ج ۵، ص۳۱۳؛ مج ۷، ج ۱۱، ص۱۳۹؛ کشف الاسرار، ج ۴، ص۲۷۷؛ بحارالانوار، ج ۷۴، ص۳۸۶.</ref> وسیله {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است» سوره مائده، آیه ۱۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۲۹۳.</ref> دارالقرار {{متن قرآن|يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ}}<ref>«ای قوم من! زندگی این جهان، تنها بهره‌ای (اندک) است و جهان واپسین است که سرای ماندگاری است» سوره غافر، آیه ۳۹.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۴۷۹؛ تفسیر سیدمصطفی خمینی، ج ۲، ص۵۱.</ref> دارالآخره {{متن قرآن|تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«آنک سرای واپسین! آن را برای کسانی می‌نهیم که بر آنند تا در روی زمین، نه گردنکشی کنند و نه تباهی؛ و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره قصص، آیه ۸۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۴۲۰.</ref> [[الحیوان]] {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر می‌دانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچه‌ای نیست و بی‌گمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۴۹؛ حاوی الارواح، ص۱۴۳.</ref> {{متن قرآن|عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ}}<ref>«و او در زندگانی پسندیده‌ای به سر خواهد برد» سوره حاقه، آیه ۲۱.</ref><ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۳۶۰.</ref> و [[دارالجلال]]<ref>کشف الاسرار، ج ۳،ص ۱۷۸.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۷۷.</ref>


==[[نعمت‌های بهشتی]]==
== نعمت‌های بهشتی ==
نعمت‌های [[بهشت]] بسیار متنوع، گسترده و دل‌‌انگیز است و [[قرآن]] بر آنها بسیار تکیه کرده است تا از این طریق، توجه [[انسان‌ها]] را به [[اعمال]] و صفات و فضایلی که سرچشمه این مواهب است، جلب کند.<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۲۷.</ref> به [[اعتقاد]] برخی بین نعمت‌های [[دنیوی]] و نعمت‌های بهشتی فقط شباهت اسمی وجود دارد و ذوات آنها با هم متباین است؛<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۲؛ [[کشف الاسرار]]، ج ۱، ص۱۱۰؛ تفسیر‌‌ منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص۲۰۳.</ref> ولی این نظریه درست نیست؛ زیرا شیء واحد می‌‌تواند دارای درجات گوناگون وجودی باشد و در مراتب [[طبیعت]]، مثال، [[عقل]] و... وجودهای متعددی داشته باشد. البته به لحاظ مبدأ قابلی تفاوت فراوانی بین نعمت‌های بهشت و نعمت‌های [[دنیا]] وجود دارد؛ زیرا مثلاً میوه‌‌های بهشت محصول درخت [[نماز]]، [[روزه]] و سایر [[اعمال صالح]] و میوه‌‌های دنیا محصول درختان برخاسته از آب، خاک، هوا و [[نور]] فیزیکی است.<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۲.</ref>
نعمت‌های [[بهشت]] بسیار متنوع، گسترده و دل‌‌انگیز است و [[قرآن]] بر آنها بسیار تکیه کرده است تا از این طریق، توجه [[انسان‌ها]] را به [[اعمال]] و صفات و فضایلی که سرچشمه این مواهب است، جلب کند.<ref>[[پیام]] قرآن، ج ۶، ص۲۲۷.</ref> به [[اعتقاد]] برخی بین نعمت‌های [[دنیوی]] و نعمت‌های بهشتی فقط شباهت اسمی وجود دارد و ذوات آنها با هم متباین است؛<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۲؛ [[کشف الاسرار]]، ج ۱، ص۱۱۰؛ تفسیر‌‌ منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص۲۰۳.</ref> ولی این نظریه درست نیست؛ زیرا شیء واحد می‌‌تواند دارای درجات گوناگون وجودی باشد و در مراتب [[طبیعت]]، مثال، [[عقل]] و... وجودهای متعددی داشته باشد. البته به لحاظ مبدأ قابلی تفاوت فراوانی بین نعمت‌های بهشت و نعمت‌های [[دنیا]] وجود دارد؛ زیرا مثلاً میوه‌‌های بهشت محصول درخت [[نماز]]، [[روزه]] و سایر [[اعمال صالح]] و میوه‌‌های دنیا محصول درختان برخاسته از آب، خاک، هوا و [[نور]] فیزیکی است<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۲.</ref>.


به [[طور]] کلی [[قرآن کریم]] در [[آیات]] بسیاری به رغم اینکه نعمت‌های بهشتی را وصف‌‌پذیر با مثالها و مشابههای دنیوی نمی‌‌داند: {{متن قرآن|فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند» سوره سجده، آیه ۱۷.</ref> ولی آنها را دائم و بی‌پایان: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ}}<ref>«و اما آنان که نیکبخت شده‌اند در بهشتند؛ تا آسمان‌ها و زمین برجاست در آن جاودانند جز آنچه پروردگارت به دهشی پایدار بخواهد» سوره هود، آیه ۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}}<ref>«چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده‌اند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوه‌ها و سایه‌هایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِنْ نَفَادٍ}}<ref>«این، بی‌گمان (همان) روزی ماست که پایانی ندارد» سوره ص، آیه ۵۴.</ref> که هرگز قطع و ممنوع نشده: {{متن قرآن|لَا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ}}<ref>«که نه پایان یافتنی است و نه بازداشتنی» سوره واقعه، آیه ۳۳.</ref> دانسته است. برخی از [[آیات]] نیز بیانگر آن است که اینها تنها بخشی از اوصاف [[بهشتی]] است که به [[پرهیزگاران]] [[وعده]] داده شده است: {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}}<ref>«چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده‌اند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوه‌ها و سایه‌هایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ}}<ref>«داستان آن بهشت که به پرهیزگاران نوید داده‌اند، (این است): در آن، جویبارهایی از آبی است که نمی‌گندد و جویبارهایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نمی‌گردد و جویبارهایی از شرابی که به نوشندگان لذت می‌بخشد و جویبارهایی از شهد ناب؛ و آنان را در آن هرگونه میوه و (نیز) آمرزشی از سوی پروردگارشان است؛ آیا (اینان) برابرند با کسانی که در آتش (دوزخ) جاودانند و به آنان آبی داغ می‌نوشانند که دل و روده‌هایشان را پاره‌پاره می‌گرداند؟» سوره محمد، آیه ۱۵.</ref>، بنابراین آنچه از [[نعمت‌های بهشتی]] یادآوری می‌‌شود دورنمایی از آن سفره [[رحمت الهی]] است که هرچه [[بهشتیان]] بخواهند بلکه بیشتر در آن وجود دارد: {{متن قرآن|لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ}}<ref>«در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست» سوره ق، آیه ۳۵.</ref> و آنچه که نفس بدان [[تمایل]] یابد و چشم از آن [[لذت]] ببرد در آنجا حاضر است: {{متن قرآن|وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ}}<ref>«در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.</ref> و نیز {{متن قرآن|نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ}}<ref>«ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید» سوره فصلت، آیه ۳۱.</ref> و در آنچه که بدان مایل شده‌‌اند، جاودانه‌‌اند: {{متن قرآن|لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ}}<ref>«آوای آن (دوزخ) را نمی‌شنوند؛ و آنان در میان آنچه دلخواه آنهاست جاودانند» سوره انبیاء، آیه ۱۰۲.</ref> برخی از نعمت‌های [[جسمانی]] [[بهشت]] عبارت است از:
به طور کلی [[قرآن کریم]] در [[آیات]] بسیاری به رغم اینکه نعمت‌های بهشتی را وصف‌‌پذیر با مثالها و مشابههای دنیوی نمی‌‌داند: {{متن قرآن|فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«پس هیچ کس نمی‌داند چه روشنی چشمی برای آنان به پاداش کارهایی که می‌کردند نهفته‌اند» سوره سجده، آیه ۱۷.</ref> ولی آنها را دائم و بی‌پایان: {{متن قرآن|وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ}}<ref>«و اما آنان که نیکبخت شده‌اند در بهشتند؛ تا آسمان‌ها و زمین برجاست در آن جاودانند جز آنچه پروردگارت به دهشی پایدار بخواهد» سوره هود، آیه ۱۰۸.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}}<ref>«چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده‌اند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوه‌ها و سایه‌هایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِنْ نَفَادٍ}}<ref>«این، بی‌گمان (همان) روزی ماست که پایانی ندارد» سوره ص، آیه ۵۴.</ref> که هرگز قطع و ممنوع نشده: {{متن قرآن|لَا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ}}<ref>«که نه پایان یافتنی است و نه بازداشتنی» سوره واقعه، آیه ۳۳.</ref> دانسته است. برخی از [[آیات]] نیز بیانگر آن است که اینها تنها بخشی از اوصاف بهشتی است که به [[پرهیزگاران]] [[وعده]] داده شده است: {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ}}<ref>«چگونگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده‌اند، (این است که) نهرها از بن آن جاری است، میوه‌ها و سایه‌هایش ماندنی است، این فرجام پرهیزگاران است و فرجام کافران دوزخ است» سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ}}<ref>«داستان آن بهشت که به پرهیزگاران نوید داده‌اند، (این است): در آن، جویبارهایی از آبی است که نمی‌گندد و جویبارهایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نمی‌گردد و جویبارهایی از شرابی که به نوشندگان لذت می‌بخشد و جویبارهایی از شهد ناب؛ و آنان را در آن هرگونه میوه و (نیز) آمرزشی از سوی پروردگارشان است؛ آیا (اینان) برابرند با کسانی که در آتش (دوزخ) جاودانند و به آنان آبی داغ می‌نوشانند که دل و روده‌هایشان را پاره‌پاره می‌گرداند؟» سوره محمد، آیه ۱۵.</ref>، بنابراین آنچه از نعمت‌های بهشتی یادآوری می‌‌شود دورنمایی از آن سفره [[رحمت الهی]] است که هرچه [[بهشتیان]] بخواهند بلکه بیشتر در آن وجود دارد: {{متن قرآن|لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ}}<ref>«در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست» سوره ق، آیه ۳۵.</ref> و آنچه که نفس بدان [[تمایل]] یابد و چشم از آن [[لذت]] ببرد در آنجا حاضر است: {{متن قرآن|وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ}}<ref>«در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.</ref> و نیز {{متن قرآن|نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ}}<ref>«ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید» سوره فصلت، آیه ۳۱.</ref> و در آنچه که بدان مایل شده‌‌اند، جاودانه‌‌اند: {{متن قرآن|لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ}}<ref>«آوای آن (دوزخ) را نمی‌شنوند؛ و آنان در میان آنچه دلخواه آنهاست جاودانند» سوره انبیاء، آیه ۱۰۲.</ref> برخی از نعمت‌های [[جسمانی]] [[بهشت]] عبارت است از:


===غرفه‌ها===
===غرفه‌ها===
اعطای غرفه‌‌های بهشتی به پرهیزگاران بر اثر [[صبر]] و [[استقامت]] آنان است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا}}<ref>«آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند» سوره فرقان، آیه ۷۵.</ref> «غرفه» به قسمت‌های فوقانی ساختمان و طبقات بالای منازل اطلاق شده <ref>مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۱۸؛ التحقیق، ج ۷، ص۲۱۰ «غرف».</ref> و ممکن است در اینجا به معنای [[برترین]] منزلگاه و [[درجات عالی بهشت]] باشد. شایان ذکر است که غرفه‌‌ها هوایی لطیف‌‌تر و مناظری بهتر داشته، محلی آرام‌‌تر برای [[زندگی]] و از این جهات مطلوب است: {{متن قرآن|وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref>« آنها در کوشک‌ها (ی بهشتی) آسوده‌اند» سوره سبأ، آیه ۳۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ}}<ref>«اما آنان که از پروردگارشان پروا کردند غرفه‌هایی خواهند داشت که بر فراز آنها غرفه‌هایی دیگر ساخته‌اند، از بن آنها جویبارها روان است؛ بنابر وعده خداوند، خداوند در وعده خلاف نمی‌ورزد» سوره زمر، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}}<ref>«و آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در غرفه‌هایی از بهشت که از بن آنها جویباران روان است جا می‌دهیم، جاودانه در آنند؛ پاداش اهل کردار نیکو (پاداشی) است» سوره عنکبوت، آیه ۵۸.</ref>.<ref>التحقیق، ج ۷، ص۲۱۰، «غرف»؛ پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۳.</ref>
اعطای غرفه‌‌های بهشتی به [[پرهیزگاران]] بر اثر [[صبر]] و [[استقامت]] آنان است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا}}<ref>«آنانند که غرفه (ی بهشت) را بر شکیبی که ورزیده‌اند پاداش می‌برند» سوره فرقان، آیه ۷۵.</ref> «غرفه» به قسمت‌های فوقانی ساختمان و طبقات بالای منازل اطلاق شده <ref>مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۱۸؛ التحقیق، ج ۷، ص۲۱۰ «غرف».</ref> و ممکن است در اینجا به معنای [[برترین]] منزلگاه و [[درجات عالی بهشت]] باشد. شایان ذکر است که غرفه‌‌ها هوایی لطیف‌‌تر و مناظری بهتر داشته، محلی آرام‌‌تر برای [[زندگی]] و از این جهات مطلوب است: {{متن قرآن|وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ}}<ref>«آنها در کوشک‌ها (ی بهشتی) آسوده‌اند» سوره سبأ، آیه ۳۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ}}<ref>«اما آنان که از پروردگارشان پروا کردند غرفه‌هایی خواهند داشت که بر فراز آنها غرفه‌هایی دیگر ساخته‌اند، از بن آنها جویبارها روان است؛ بنابر وعده خداوند، خداوند در وعده خلاف نمی‌ورزد» سوره زمر، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}}<ref>«و آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در غرفه‌هایی از بهشت که از بن آنها جویباران روان است جا می‌دهیم، جاودانه در آنند؛ پاداش اهل کردار نیکو (پاداشی) است» سوره عنکبوت، آیه ۵۸.</ref>.<ref>التحقیق، ج ۷، ص۲۱۰، «غرف»؛ پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۳.</ref>
 
===چشمه‌های بهشتی===
===چشمه‌های بهشتی===
در آیات بسیاری از [[قرآن کریم]] از وجود چشمه‌‌ها در بهشت [[سخن]] به میان آمده: {{متن قرآن|فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ}}<ref>«در آن چشمه‌هایی روان است،» سوره غاشیه، آیه ۱۲.</ref> و [[اهل بهشت]] را در مجاورت چشمه‌‌ها: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}}<ref>«اما پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) چشمه‌سارانند» سوره حجر، آیه ۴۵.</ref> و در باغ‌هایی از نخل‌ها و انگورها که چشمه‌‌هایی در آن جاری است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيُونِ}}<ref>«و در آن بوستان‌هایی از خرمابنان و انگورها پدید آوردیم و چشمه‌ها در آن فرا جوشاندیم» سوره یس، آیه ۳۴.</ref> دانسته که در سایه‌‌سار درختان آن و در کنار چشمه‌‌هایش آرمیده‌‌اند: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ}}<ref>«پرهیزگاران، بی‌گمان در سایه‌سارها و (کنار) چشمه‌سارهایی هستند؛» سوره مرسلات، آیه ۴۱.</ref> افزون بر این، [[قرآن کریم]] از چشمه‌‌هایی با ویژگی‌های خاص نیز نام برده است. برخی از آن چشمه‌‌ها عبارت است از:
در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] از وجود چشمه‌‌ها در [[بهشت]] [[سخن]] به میان آمده: {{متن قرآن|فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ}}<ref>«در آن چشمه‌هایی روان است،» سوره غاشیه، آیه ۱۲.</ref> و [[اهل بهشت]] را در مجاورت چشمه‌‌ها: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}}<ref>«اما پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) چشمه‌سارانند» سوره حجر، آیه ۴۵.</ref> و در باغ‌هایی از نخل‌ها و انگورها که چشمه‌‌هایی در آن جاری است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيُونِ}}<ref>«و در آن بوستان‌هایی از خرمابنان و انگورها پدید آوردیم و چشمه‌ها در آن فرا جوشاندیم» سوره یس، آیه ۳۴.</ref> دانسته که در سایه‌‌سار درختان آن و در کنار چشمه‌‌هایش آرمیده‌‌اند: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ}}<ref>«پرهیزگاران، بی‌گمان در سایه‌سارها و (کنار) چشمه‌سارهایی هستند؛» سوره مرسلات، آیه ۴۱.</ref> افزون بر این، قرآن کریم از چشمه‌‌هایی با ویژگی‌های خاص نیز نام برده است. برخی از آن چشمه‌‌ها عبارت است از:
 
==== [[تسنیم]]====
==== [[تسنیم]]====
تسنیم چشمه‌‌ای است که [[مقربان]] به صورت [[خالص]] از آن می‌‌نوشند؛<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۹۳.</ref> ولی [[ابرار]] که در مقامی پایین‌‌تر از مقربان قرار دارند و از «[[اصحاب یمین]]» به شمار می‌‌روند،<ref>[[جامع البیان]]، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[المیزان]]، ج ۲۰، ص۲۳۹.</ref> آمیخته‌‌ای از آن را می‌‌نوشند: {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ }}<ref>« آری، نیکان در ناز و نعمتی (بی‌شمار) اند. (نشسته) بر تخت‌ها (به هر سو) می‌نگرند، شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی، به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند، که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند. و آمیخته آن از (آب) تسنیم است، چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند» سوره مطففین، آیه ۲۲-۲۸.</ref>.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص‌‌۲۳۵؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۳۹.</ref>
تسنیم چشمه‌‌ای است که [[مقربان]] به صورت [[خالص]] از آن می‌‌نوشند؛<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۹۳.</ref> ولی [[ابرار]] که در مقامی پایین‌‌تر از مقربان قرار دارند و از «[[اصحاب یمین]]» به شمار می‌‌روند،<ref>[[جامع البیان]]، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[المیزان]]، ج ۲۰، ص۲۳۹.</ref> آمیخته‌‌ای از آن را می‌‌نوشند: {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُونَ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}<ref>«آری، نیکان در ناز و نعمتی (بی‌شمار)‌اند. (نشسته) بر تخت‌ها (به هر سو) می‌نگرند، شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی، به آنان از شرابی دست ناخورده می‌نوشانند، که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبت‌کنندگان باید رغبت کنند. و آمیخته آن از (آب) تسنیم است، چشمه‌ای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن می‌نوشند» سوره مطففین، آیه ۲۲-۲۸.</ref>.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص‌‌۲۳۵؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۳۹.</ref>


====سلسبیل====
====سلسبیل====
یکی ازبرترین چشمه‌‌های [[بهشتی]] «سلسبیل» است که نوشیدنی آن شرابی آمیخته با زنجبیل است: {{متن قرآن|وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا}}<ref>«و در آنجا به آنان پیاله‌ای می‌نوشانند که آمیخته آن زنجبیل است» سوره انسان، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا}}<ref>«از چشمه‌ای که آنجاست به نام سلسبیل» سوره انسان، آیه ۱۸.</ref> بسیاری از [[مفسران]] معتقدند که واژه سلسبیل از «سَلاسَه» به معنای روانی گرفته شده و به نوشیدنی بسیار لذیذی اشاره دارد که به [[راحتی]] در دهان و گلو جاری می‌‌شود و کاملاً گواراست.<ref>جامع البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص۲۷۲؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۶۲۲؛ [[بحارالانوار]]، ج۸، ص۱۱۲.</ref>
یکی ازبرترین چشمه‌‌های بهشتی «سلسبیل» است که نوشیدنی آن شرابی آمیخته با زنجبیل است: {{متن قرآن|وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا}}<ref>«و در آنجا به آنان پیاله‌ای می‌نوشانند که آمیخته آن زنجبیل است» سوره انسان، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا}}<ref>«از چشمه‌ای که آنجاست به نام سلسبیل» سوره انسان، آیه ۱۸.</ref> بسیاری از [[مفسران]] معتقدند که واژه سلسبیل از «سَلاسَه» به معنای روانی گرفته شده و به نوشیدنی بسیار لذیذی اشاره دارد که به راحتی در دهان و گلو جاری می‌‌شود و کاملاً گواراست<ref>جامع البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص۲۷۲؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۶۲۲؛ [[بحارالانوار]]، ج۸، ص۱۱۲.</ref>.
 
====[[کافور]]====
====[[کافور]]====
بر پایه روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} «کافور» نام چشمه‌‌ای در [[بهشت]] است که از [[خانه پیامبر]] {{صل}} می‌‌جوشد و از آنجا به [[خانه]] سایر [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جاری می‌‌شود.<ref>[[نور الثقلین]]، ج ۵، ص۴۷۷.</ref> وجه نامگذاری این چشمه به کافور آن است که نوشیدنی آن در سفیدی، خنکی و خوش‌‌ بویی مانند [[کافور]] است؛ ولی طعم و [[زیان]] آن را ندارد.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۱۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۳۰، ص۲۴۰؛ [[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۲۹، ص۲۶۵.</ref> [[قرآن کریم]] نوشندگان این چشمه را [[بندگان]] [[خالص]] و [[حقیقی]] [[خدا]] دانسته و [[نوشیدن]] آمیخته‌‌ای از آن را سهم [[ابرار]] معرفی کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}<ref>«از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند» سوره انسان، آیه ۶.</ref>
بر پایه روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} «کافور» نام چشمه‌‌ای در [[بهشت]] است که از [[خانه پیامبر]]{{صل}} می‌‌جوشد و از آنجا به [[خانه]] سایر [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جاری می‌‌شود.<ref>[[نور الثقلین]]، ج ۵، ص۴۷۷.</ref> وجه نامگذاری این چشمه به کافور آن است که نوشیدنی آن در سفیدی، خنکی و خوش‌‌ بویی مانند کافور است؛ ولی طعم و [[زیان]] آن را ندارد.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۱۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۳۰، ص۲۴۰؛ [[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۲۹، ص۲۶۵.</ref> [[قرآن کریم]] نوشندگان این چشمه را [[بندگان]] [[خالص]] و [[حقیقی]] [[خدا]] دانسته و [[نوشیدن]] آمیخته‌‌ای از آن را سهم [[ابرار]] معرفی کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}<ref>«از چشمه‌ای که بندگان خداوند از آن می‌آشامند آن را به خواست خود روان می‌سازند» سوره انسان، آیه ۶.</ref>.


===نهرها===
===نهرها===
در [[آیات]] فراوانی از قرآن کریم[[سخن]] از نهرهایی به میان آمده است که در زیر باغها: «جَنّـت تَجری مِن تَحتِهَاالاَنهـرُ»([[نساء]] / ۴، ۱۳)، غرفه‌‌ها و قصرهای [[بهشتی]] جاری است: «والَّذینَ ءامَنوا و عَمِلوا الصّــلِحـتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِنَ الجَنَّةِ غُرَفـًا تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ..»..(عنکبوت / ۲۹، ۵۸) برخی [[مفسران]] از واژه «تحت» در آیاتی مانند ۴۳ [[اعراف]] / ۷ و ۹ [[یونس]] / ۱۰: «... ‌‌تَجری مِن تَحتِهِمُ الاَنهـرُ..». استظهار کرده‌‌اند که‌‌جریان نهرهای بهشتی تحت [[اراده]] [[بهشتیان]] است.<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۰.</ref>  
در [[آیات]] فراوانی از قرآن کریم[[سخن]] از نهرهایی به میان آمده است که در زیر باغ‌ها: {{متن قرآن|تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«اینها حدود خداوند است و آنان که از خداوند و رسول او فرمانبرداری کنند، (خداوند) آنها را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در آنها جاودانند و این است رستگاری سترگ» سوره نساء، آیه ۱۳.</ref>، غرفه‌‌ها و قصرهای بهشتی جاری است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}}<ref>«و آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در غرفه‌هایی از بهشت که از بن آنها جویباران روان است جا می‌دهیم، جاودانه در آنند؛ پاداش اهل کردار نیکو (پاداشی) است» سوره عنکبوت، آیه ۵۸.</ref> برخی [[مفسران]] از واژه «تحت» در آیاتی مانند {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>،{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ}}<ref>«پروردگار کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند آنان را به (پاداش) ایمانشان راهنمایی می‌کند؛ از بن (جایگاه) آنان در بوستان‌های پرنعمت جویبارها روان است» سوره یونس، آیه ۹.</ref>: {{متن قرآن| تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ}} استظهار کرده‌‌اند که‌‌ جریان نهرهای بهشتی تحت [[اراده]] [[بهشتیان]] است<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۰.</ref>.
 
[[قرآن کریم]] از چند دسته از نهرهای بهشتی یاد می‌‌کند:
# نهرهایی از آب که طعم، بو و رنگ آنها [[تغییر]] نکرده و هیچ گونه عارضه‌‌ای بر جای نمی‌‌گذارند: {{متن قرآن|مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ}}<ref>«داستان آن بهشت که به پرهیزگاران نوید داده‌اند، (این است): در آن، جویبارهایی از آبی است که نمی‌گندد و جویبارهایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نمی‌گردد و جویبارهایی از شرابی که به نوشندگان لذت می‌بخشد و جویبارهایی از شهد ناب؛ و آنان را در آن هرگونه میوه و (نیز) آمرزشی از سوی پروردگارشان است؛ آیا (اینان) برابرند با کسانی که در آتش (دوزخ) جاودانند و به آنان آبی داغ می‌نوشانند که دل و روده‌هایشان را پاره‌پاره می‌گرداند؟» سوره محمد، آیه ۱۵.</ref>.
#نهرهایی از شیر که هرگز [[فاسد]] و ترشیده نمی‌‌شوند و در نهایت سفیدی، شیرینی و پُر چربی‌‌اند: {{متن قرآن|وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ}}<ref>سوره محمد، آیه ۱۵.</ref>.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۱۵۲؛ المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۳.</ref>
# ‌‌نهرهایی از شراب لذیذ و خوشگوار: {{متن قرآن|وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ}}<ref>سوره محمد، آیه ۱۵.</ref> که بر‌‌خلاف شراب‌های بد مزه، بدبو و تلخ [[دنیوی]] خوش‌‌ منظر، خوش‌‌ طعم و خوش‌‌ بوست که نه در آن ضرری است و نه [[عقل]] را زایل می‌‌کند: {{متن قرآن|لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنْزَفُونَ}}<ref>«نه سردردی در آن است و نه از آن مست می‌گردند» سوره صافات، آیه ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنْزِفُونَ}}<ref>«که نه از آن سردرد گیرند و نه مستی یابند» سوره واقعه، آیه ۱۹.</ref>، بلکه برای نوشندگان آن لذت‌‌بخش است: {{متن قرآن|بَيْضَاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ}}<ref>«(شرابی) درخشان، لذّت‌بخش نوشندگان؛» سوره صافات، آیه ۴۶.</ref>.
#نهرهایی از عسل که در نهایت صفا و [[پاکی]] دارای رنگ، بو و مزه بسیار [[نیکو]] و مطلوب و پیراسته از هرگونه ناخالصی است: {{متن قرآن|وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى}}<ref>«جویبارهایی از شهد ناب» سوره محمد، آیه ۱۵.</ref>.<ref>المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref> در [[حکمت]] هریک از این نهرها (آب، شیر، شراب و عسل) گفته شده که آب بیشترین نفع را برای [[انسان]] دارد و برای رفع [[تشنگی]] است؛ شیر از نظر غذایی برای انسان غذایی کامل و ضروری است. شراب ضروری نیست، بلکه برای [[نشاط]] و [[تغییر]] ذائقه به کار می‌‌رود و عسل دارای فواید دارویی بسیار و نیروبخش است.<ref>المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳؛ نمونه، ج ۲۱، ص۴۴۲.</ref> براساس برخی از [[روایات]] این نهرها از [[عرش الهی]] سرچشمه می‌‌گیرند<ref>حادی الارواح، ص۲۵۸.</ref>.


قرآن کریم از چند دسته از نهرهای بهشتی یاد می‌‌کند: الف: نهرهایی از آب که طعم، بو و رنگ آنها [[تغییر]] نکرده و هیچ گونه عارضه‌‌ای بر جای نمی‌‌گذارند: «مَثَلُ الجَنَّةِ الَّتی وُعِدَ المُتَّقونَ فیها اَنهـرٌ مِن [[ماء]] غَیرِ ءاسِن..»..([[محمّد]] / ۴۷، ۱۵) ب: نهرهایی از شیر که هرگز [[فاسد]] و ترشیده نمی‌‌شوند و در نهایت سفیدی، شیرینی و پرچربی‌‌اند: «... و اَنهـرٌ مِن لَبَن لَم یَتَغَیَّر طَعمُهُ..»..(محمّد / ‌‌۴۷، ۱۵)<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۱۵۲؛ المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۳.</ref> ج: ‌‌نهرهایی از شراب لذیذ و خوشگوار: «واَنهـرٌ مِن خَمر لَذَّة لِلشّـرِبینَ»(محمد / ۴۷، ۱۵) که بر‌‌خلاف شرابهای بد مزه، بدبو و تلخ [[دنیوی]] خوش‌‌منظر، خوش‌‌طعم و خوش‌‌بوست که نه در آن ضرری است و نه [[عقل]] را زایل می‌‌کند: «لا فیها غَولٌ ولا هُم عَنها یُنزَفون»(صافّات / ۳۷، ۴۷)؛ «لا‌‌یُصَدَّعونَ عَنها ولا یُنزِفون»(واقعه / ۵۶، ۱۹)، بلکه برای نوشندگان آن لذت‌‌بخش است: «بَیضاءَ لَذَّة لِلشّـرِبین».(صافّات / ۳۷، ۴۶) د: نهرهایی از عسل که در نهایت [[صفا]] و [[پاکی]] دارای رنگ، بو و مزه بسیار [[نیکو]] و مطلوب و پیراسته از هرگونه ناخالصی است: «واَنهـرٌ مِنعَسَل مُصَفًّی».([[محمّد]] / ۴۷، ۱۵)<ref>المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref> در [[حکمت]] هریک از این نهرها (آب، شیر، شراب و عسل) گفته شده که آب بیشترین نفع را برای [[انسان]] دارد و برای رفع [[تشنگی]] است؛ شیر از نظر غذایی برای انسان غذایی کامل و ضروری است. شراب ضروری نیست، بلکه برای [[نشاط]] و [[تغییر]] ذائقه به کار می‌‌رود و عسل دارای فواید دارویی بسیار و نیروبخش است.<ref>المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳؛ نمونه، ج ۲۱، ص۴۴۲.</ref> براساس برخی از [[روایات]] این نهرها از [[عرش الهی]] سرچشمه می‌‌گیرند.<ref>حادی الارواح، ص۲۵۸.</ref>
===درخت‌ها===
===درخت‌ها===
[[قرآن کریم]] افزون بر [[جنت]] و جنات، به معنای بستانهای مشتمل بر درختان فراوان و درهم تنیده، تعبیرهای دیگری از درختان [[بهشتی]] دارد؛ از جمله اینکه آنها از شدت فراوانی و سرسبزی به سیاهی می‌‌زنند: «مُدهامَّتان»([[الرحمن]] / ۵۵، ۶۴)<ref>[[المیزان]]، ج ۱۹، ص۱۱۱.</ref> در [[آیات]] دیگری قرآن کریم درختان بهشتی را دارای میوه‌‌هایی در دسترس: «قُطُوفُها دانِیَه»(حاقّه / ۶۹، ۲۳)؛ «و ذُلِّلَت قُطوفُها تَذلیلا»(انسان / ۷۶، ۱۴) معرفی کرده و [[کامیابی]] و [[نجات]] [[بهشتیان]] را در دستیابی به آنها و ثمرات آنها دانسته است: « اِنَّ لِلمُتَّقینَ مَفازا * حَدائِقَ واَعنـبـا».([[نبأ]] / ۷۸، ۳۱ ـ ۳۲)<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۴۶.</ref> برخی از درختان بهشتی که در [[قرآن]] به جهت اهمیت و [[برتری]] بر سایر درختان<ref>التبیان، ج ۹، ص۴۸۴؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۳۱۹.</ref> از آنها نام برده شده عبارت است از: [[درخت سدر]] که شاخه آن بی‌‌خار است: «فی سِدر مَخضود»(واقعه / ۵۶، ۲۸) <ref>[[تفسیر]] صدرالمتالهین، ج ۷، ص۴۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۲.</ref>، درخت موز: «و طَـلح مَنضود»(واقعه / ۵۶، ۲۹)<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۹، ص۳۲۹؛ التحریر والتنویر، ج ۲۷، ص۲۹۹؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۳.</ref>، درخت خرما و انار: «و‌‌نَخلٌ و رُمّان»(الرحمن / ۵۵، ۶۸)<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۱۱.</ref> و درخت مو: «وجَعَلنا فیها جَنّـت مِن نَخیل واَعنـب».([[یس]] / ۳۶، ۳۴) بنا بر قولی «[[طوبی]]» در [[آیه]] ۲۹ رعد / ۱۳: «... طُوبَی لَهُمْ وَ حُسْنُ مَئَاب» درختی است در [[بهشت]] که ریشه آن در [[خانه پیامبر]] {{صل}} است و در [[خانه]] هر مؤمنی شاخه‌‌ای از آن وجود دارد.<ref>[[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۸۷، ۱۱۷.</ref>
[[قرآن کریم]] افزون بر [[جنت]] و جنات، به معنای بستانهای مشتمل بر درختان فراوان و درهم تنیده، تعبیرهای دیگری از درختان بهشتی دارد؛ از جمله اینکه آنها از شدت فراوانی و سرسبزی به سیاهی می‌‌زنند: {{متن قرآن|مُدْهَامَّتَانِ}}<ref>«دو سبز سیر» سوره الرحمن، آیه ۶۴.</ref>.<ref>[[المیزان]]، ج ۱۹، ص۱۱۱.</ref> در [[آیات]] دیگری قرآن کریم درختان بهشتی را دارای میوه‌‌هایی در دسترس: {{متن قرآن|قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ}}<ref>«که میوه‌هایش در دسترس است» سوره حاقه، آیه ۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا}}<ref>«و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است» سوره انسان، آیه ۱۴.</ref> معرفی کرده و [[کامیابی]] و [[نجات]] [[بهشتیان]] را در دستیابی به آنها و ثمرات آنها دانسته است: {{متن قرآن|إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران را رستگاری است،» سوره نبأ، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا}}<ref>«باغ‌ها و تاک‌هایی؛» سوره نبأ، آیه ۳۲.</ref>.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۴۶.</ref> برخی از درختان بهشتی که در [[قرآن]] به جهت اهمیت و [[برتری]] بر سایر درختان<ref>التبیان، ج ۹، ص۴۸۴؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۳۱۹.</ref> از آنها نام برده شده عبارت است از: [[درخت سدر]] که شاخه آن بی‌‌خار است: {{متن قرآن|فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ}}<ref>«زیر درختان سدر بی‌خار» سوره واقعه، آیه ۲۸.</ref>.<ref>[[تفسیر]] صدرالمتالهین، ج ۷، ص۴۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۲.</ref>، درخت موز: {{متن قرآن|وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ}}<ref>«و (درخت) موز (با میوه‌های) بر هم چیده» سوره واقعه، آیه ۲۹.</ref>.<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۹، ص۳۲۹؛ التحریر والتنویر، ج ۲۷، ص۲۹۹؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۳.</ref>، درخت خرما و انار: {{متن قرآن|وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ}}<ref>«خرما و انار است» سوره الرحمن، آیه ۶۸.</ref><ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۱۱.</ref> و درخت مو: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيُونِ}}<ref>«و در آن بوستان‌هایی از خرمابنان و انگورها پدید آوردیم و چشمه‌ها در آن فرا جوشاندیم» سوره یس، آیه ۳۴.</ref> بنا بر قولی {{متن قرآن|طُوبَى}} در [[آیه]] {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ}}<ref>«کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند خوشا بر آنان و آنان را فرجام نیکوست» سوره رعد، آیه ۲۹.</ref> درختی است در [[بهشت]] که ریشه آن در [[خانه پیامبر]]{{صل}} است و در [[خانه]] هر مؤمنی شاخه‌‌ای از آن وجود دارد<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۸۷، ۱۱۷.</ref>.
===[[سایه]] ها===
 
یکی از نعمت‌های [[اصحاب یمین]] سایه دائم و پیوسته است: «و اَصحـبُ الیَمینِ ما اَصحـبُ الیَمین *...* وظِـلّ مَمدود».(واقعه / ۵۶، ۲۷، ۳۰)<ref>[[نثر طوبی]]، ج ۲، ص۳۹۰.</ref> سایه‌‌های [[بهشتی]] گسترده و فراگیر: «و‌‌نُدخِلُهُم ظِلاًّ ظَـلیلا»([[نساء]] / ۴، ۵۷)<ref>[[کشف الاسرار]]، ج ۲، ص۵۴۶.</ref> و همیشگی است و از این رو هرگز [[آرامش]] [[انسان]] را بر هم نمی‌‌زند: «اُکُلُها دائِمٌو ظِـلُّها».(رعد / ۱۳، ۳۵)
===سایه‌ها===
یکی از نعمت‌های [[اصحاب یمین]] [[سایه]] دائم و پیوسته است: {{متن قرآن|وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ}}<ref>«و راستیان، کیانند راستیان؟» سوره واقعه، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ}}<ref>«زیر درختان سدر بی‌خار» سوره واقعه، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ}}<ref>«و (درخت) موز (با میوه‌های) بر هم چیده» سوره واقعه، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَظِلٍّ مَمْدُودٍ}}<ref>«و سایه‌ای کشیده» سوره واقعه، آیه ۳۰.</ref>.<ref>[[نثر طوبی]]، ج ۲، ص۳۹۰.</ref> سایه‌‌های بهشتی گسترده و فراگیر: {{متن قرآن|وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا}}<ref>«آنان را در سایه‌ای دامن‌گستر درخواهیم آورد» سوره نساء، آیه ۵۷.</ref>.<ref>[[کشف الاسرار]]، ج ۲، ص۵۴۶.</ref> و همیشگی است و از این رو هرگز [[آرامش]] [[انسان]] را بر هم نمی‌‌زند: {{متن قرآن|أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا}}<ref>سوره رعد، آیه ۳۵.</ref>.
 
===خوردنی‌ها===
===خوردنی‌ها===
[[اهل بهشت]] به [[پاداش اعمال]] خویش از [[نعمت]] خوردن و [[نوشیدن]] برخوردارند: «کُلوا و اشرَبوا هَنیـًا بِما کُنتُم تَعمَلون».([[طور]] / ۵۲، ۱۹؛ مرسلات / ۷۷، ۴۳ و نیز حاقّه / ۶۹، ۲۴) گفتنی است که وقت طعام خوردن اهل بهشت هنگام صبح و [[شام]] است: «و لَهُم رِزقُهُم فِیها بُکرَةً و عَشیـّا».([[مریم]] / ۱۹، ۶۲) شایان ذکر است که [[قرآن کریم]] به طور مشخص دو دسته از خوردنیهای بهشت را نام برده است.
[[اهل بهشت]] به [[پاداش اعمال]] خویش از [[نعمت]] خوردن و [[نوشیدن]] برخوردارند: {{متن قرآن|كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«با گوارایی بخورید و بیاشامید برای آنچه انجام می‌داده‌اید» سوره طور، آیه ۱۹.</ref> گفتنی است که وقت طعام خوردن اهل بهشت هنگام صبح و شام است: {{متن قرآن|وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref>«در آنجا هیچ سخن یاوه‌ای نمی‌شنوند؛ تنها درود می‌شنوند و در آن، پگاهان و در پایان روز روزی خود را دارند» سوره مریم، آیه ۶۲.</ref> شایان ذکر است که [[قرآن کریم]] به طور مشخص دو دسته از خوردنی‌های بهشت را نام برده است.
 
====میوه‌ها====
====میوه‌ها====
«لَهُم فیها فـکِهَةٌ».([[یس]] / ۳۶، ۵۷) میوه‌‌های بهشتی دارای انواع متفاوت: «... و لَهُم فیها مِن کُلِّ الثَّمَرتِ..».([[محمّد]] / ۴۷، ۱۵) و در عین [[حال]] از نظر فضل و کمال شبیه یکدیگر: «... و اُتوا بِهِ مُتَشـبِهـًا..».(بقره / ۲، ۲۵)،<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۰۹.</ref> فراوان: «وَ فَکِهَة کَثِیرَة»(واقعه / ۵۶، ۳۲) و از هر نوع میوه دو صنف: «... ‌‌مِن کُلِّ فـکِهَة زَوجان»([[الرحمن]] / ۵۵، ۵۲)، در دسترس: «وَ جَنَی الجَنَّتَیْنِ دَان»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)،«قُطُوفُها دانِیَه»(حاقّه / ۶۹، ۲۳ و نیز انسان / ۷۶، ۱۴)<ref>[[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۴۸۶.</ref> و طبق خواست و میل بهشتیان‌‌اند: «و فـکِهَة مِمّا یَتَخَیَّرون»(واقعه / ۵۶، ۲۰)؛ «وفَوکِهَ مِمّا یَشتَهون».(مرسلات / ۷۷، ۴۲) برخی [[مفسران]] با استفاده از [[آیه]] ۳۳ واقعه / ۵۶ گفته‌‌اند: برای میوه‌‌های [[بهشتی]] محدودیت فصلی و منطقه‌‌ای که در مورد میوه‌‌های [[دنیوی]] وجود دارد نیست.<ref>نمونه، ج ۲۳، ص۲۲۲ ـ ۲۲۳.</ref> برخی از [[روایات]] میوه‌‌های بهشتی را برخلاف میوه‌‌های [[دنیا]] معرفی کرده که هیچ‌‌گونه عوارض و دفعی ندارد، بلکه زواید آنها به صورت عرقی خوشبوتر از [[مشک]] از بدن آنان می‌‌شود.<ref>[[تفسیر]] منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص۲۰۳؛ التبیان، ج‌‌۱، ص‌‌۱۱۰.</ref>
{{متن قرآن|لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ}}<ref>«آنان را در آنجا، میوه (ها) است و (نیز) آنچه بخواهند آنان راست» سوره یس، آیه ۵۷.</ref> میوه‌‌های بهشتی دارای انواع متفاوت: {{متن قرآن|وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ}}<ref> سوره محمد، آیه ۱۵.</ref> و در عین حال از نظر فضل و کمال شبیه یکدیگر: {{متن قرآن|وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>.<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۰۹.</ref> فراوان: {{متن قرآن|وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ}}<ref>«و میوه فراوان» سوره واقعه، آیه ۳۲.</ref> و از هر نوع میوه دو صنف: {{متن قرآن|مِنْ كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ}}<ref>«در آن دو (بهشت) از هر میوه‌ای دو گونه خواهد بود» سوره الرحمن، آیه ۵۲.</ref>، در دسترس: {{متن قرآن|وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ}}<ref>«میوه‌های چیدنی آن دو بهشت در دسترسند» سوره الرحمن، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ}}<ref>«که میوه‌هایش در دسترس است» سوره حاقه، آیه ۲۳.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا}}<ref>«و سایه‌سارهای آن، نزدیک آنها و میوه‌های آن بسیار در دسترس است» سوره انسان، آیه ۱۴.</ref>.<ref>[[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۴۸۶.</ref> و طبق خواست و میل بهشتیان‌‌اند: {{متن قرآن|وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ}}<ref>«و میوه، آنچه بگزینند» سوره واقعه، آیه ۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و میوه‌هایی که دلخواه آنهاست» سوره مرسلات، آیه ۴۲.</ref> برخی [[مفسران]] با استفاده از [[آیه]] {{متن قرآن|لَا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ}}<ref>«که نه پایان یافتنی است و نه بازداشتنی» سوره واقعه، آیه ۳۳.</ref> گفته‌‌اند: برای میوه‌‌های بهشتی محدودیت فصلی و منطقه‌‌ای که در مورد میوه‌‌های [[دنیوی]] وجود دارد نیست.<ref>نمونه، ج ۲۳، ص۲۲۲ ـ ۲۲۳.</ref> برخی از [[روایات]] میوه‌‌های بهشتی را برخلاف میوه‌‌های [[دنیا]] معرفی کرده که هیچ‌‌گونه عوارض و دفعی ندارد، بلکه زواید آنها به صورت عرقی خوشبوتر از [[مشک]] از بدن آنان می‌‌شود<ref>[[تفسیر]] منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص۲۰۳؛ التبیان، ج‌‌۱، ص‌‌۱۱۰.</ref>.
 
====گوشت====
====گوشت====
«واَمدَدنـهُم بِفـکِهَة و لَحم مِمّا یَشتَهون».([[طور]] / ۵۲، ۲۲) در برخی [[آیات]] به خصوصِ گوشت پرندگان تصریح شده است: «و‌‌لَحمِ طَیر مِمّا یَشتَهون».(واقعه / ۵۶، ۲۱)
{{متن قرآن|وَأَمْدَدْنَاهُمْ بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و از میوه و گوشتی که بخواهند پیاپی به آنان می‌رسانیم» سوره طور، آیه ۲۲.</ref>. در برخی [[آیات]] به خصوصِ گوشت پرندگان تصریح شده است: {{متن قرآن|وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ}}<ref>«و گوشت پرندگان، آنچه بخواهند» سوره واقعه، آیه ۲۱.</ref>.
 
=== لباس‌ها و زیورها===
=== لباس‌ها و زیورها===
در برخی آیات از [[لباس]] [[بهشتیان]][[سخن]] به میان آمده است: «و یَلبَسونَ ثیابـًا..»..([[کهف]] / ۱۸، ۳۱) بی‌‌تردید لباسهای بهشتی برای دفع سرما و [[گرما]] یا [[حفظ]] از انواع آفات و آسیبها نیست؛ زیرا در [[بهشت]] همه چیز در حد [[اعتدال]] است و آفتی وجود ندارد، بلکه در بهشت خورشیدی نیست که گرمای آن برای [[مؤمنان]] رنج‌‌آور باشد و نیز سرمای طاقتفرسایی وجود ندارد: «لا یَرَونَ فیها شَمسـًا ولا زَمهَریرا».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۱۳) سرچشمه [[نور]] بهشت همان [[جان]] [[پاک]] و [[نورانی]] مؤمنانِ آرمیده در آغوش [[نعمت‌های بهشتی]] است: «نورُهُم یَسعی بَینَ اَیدیهِم و بِاَیمـنِهِم»([[تحریم]] / ۶۶، ۸)، <ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۶۸.</ref> بنابراین [[پوشش]] لباس تنها جنبه [[تزیین]] دارد.<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۵۵.</ref> [[قرآن کریم]] جنس لباس بهشتیان را حریر: «ولِباسُهُم فیها حَریر»([[حجّ]] / ۲۲، ۲۳) و به دو صورت نازک و ستبر معرفی کرده است: « و‌‌یَلبَسونَ ثیابـًا خُضرًا مِن سُندُس واِستَبرَق»(کهف / ‌‌۱۸، ۳۱)؛ «عــلِیَهُم ثِیابُ سُندُس خُضرٌ واِستَبرَقٌ».(انسان / ۷۶، ۲۱ و نیز دخان / ۴۴، ۵۳)<ref>[[المیزان]]، ج ۱۳، ص۳۰۵؛ ج ۲۰، ص۱۳۰؛ الجنة فی‌‌القرآن، ص‌‌۱۵۴.</ref> مؤمنان در بهشت با دستبندهای مروارید و زرین آراسته می‌‌شوند: «یُحَلَّونَ فیها مِن اَساوِرَ مِن ذَهَب ولُؤلُؤًا..».(حجّ / ۲۲، ۲۳ و نیز [[فاطر]] / ۳۵، ۳۳؛ کهف / ۱۸، ۳۱)؛«و حُلّوا اَساوِرَ مِن فِضَّة».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۲۱)
در برخی [[آیات]] از [[لباس]] بهشتیانسخن به میان آمده است: {{متن قرآن|وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا}}<ref> سوره کهف، آیه ۳۱.</ref> بی‌‌تردید لباس‌های بهشتی برای دفع سرما و گرما یا [[حفظ]] از انواع آفات و آسیب‌ها نیست؛ زیرا در [[بهشت]] همه چیز در حد [[اعتدال]] است و آفتی وجود ندارد، بلکه در بهشت خورشیدی نیست که گرمای آن برای [[مؤمنان]] رنج‌‌آور باشد و نیز سرمای [[طاقت]] فرسایی وجود ندارد: {{متن قرآن|لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا}}<ref>«در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی» سوره انسان، آیه ۱۳.</ref> سرچشمه [[نور]] بهشت همان [[جان]] [[پاک]] و [[نورانی]] مؤمنانِ آرمیده در آغوش نعمت‌های بهشتی است: {{متن قرآن|نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ}}<ref>«فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد» سوره تحریم، آیه ۸.</ref>.<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۶۸.</ref> بنابراین [[پوشش]] لباس تنها جنبه [[تزیین]] دارد.<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۵۵.</ref> [[قرآن کریم]] جنس لباس [[بهشتیان]] را حریر: {{متن قرآن|وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ}}<ref>«تنپوش آنان در آنجا پرند است» سوره حج، آیه ۲۳.</ref> و به دو صورت نازک و ستبر معرفی کرده است: {{متن قرآن|وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ}}<ref>«و جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر می‌پوشند» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref>.<ref>[[المیزان]]، ج ۱۳، ص۳۰۵؛ ج ۲۰، ص۱۳۰؛ الجنة فی‌‌القرآن، ص‌‌۱۵۴.</ref> مؤمنان در بهشت با دستبندهای مروارید و زرین آراسته می‌‌شوند: {{متن قرآن|يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا}}<ref>«در آنجا به دستبندهایی زرّین و مروارید نشان آراسته می‌گردند و تنپوش آنان در آنجا پرند است» سوره حج، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که بدان درآیند و آنجا به دستبندهایی زرّین و (زیورهایی از) مروارید آراسته گردند و تن‌پوششان در آن پرند است» سوره فاطر، آیه ۳۳.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«آنان بهشت‌هایی جاویدان خواهند داشت که از بن (کاخ‌های) آنان، جویبارها روان است؛ در آنجا به دستبندهایی زرّین آراسته می‌گردند و جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر می‌پوشند در حالی که بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ آن پاداش، خوب و (آن بهشت) آسایشگاهی نیکوس» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ}}<ref>«بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند» سوره انسان، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۸۵.</ref>
===[[همسران]] [[بهشتی]]===
 
از جمله نعمت‌های [[بهشت]] وجود همسرانی است که از همه نقصهای [[اخلاق]]، [[رفتار]] و بدن از جمله [[عادات]] زنانه‌‌ای که [[زنان]] [[دنیا]] بدان مبتلایند [[پاک]] هستند: «... و لَهُم فیها اَزوجٌ مُطَهَّرَةٌ..»..(بقره / ۲، ۲۵ و نیز [[نساء]] / ۴، ۵۷)<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۱۰؛ [[تفسیر]] ماوردی، ج ۱، ص۷۹؛ [[المیزان]]، ج‌‌۱، ص۹۰.</ref> [[راز]] [[طهارت]] آنان از لوازم [[تولید مثل]] آن است که انسان در بهشت [[قائم]] به شخص و [[ابدی]] است، برخلاف دنیا که قائم به نوع و در معرض زوال فردی و نوعی است،<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> افزون بر آن از همه نزاهتهای [[اخلاقی]]، فردی و جمعی برخوردار است تا هم از لحاظ شخصی در [[رفاه]] اخلاقی به سر برد و هم از جهت زیست با [[همسر]]، با وی کاملاً هماهنگ باشد<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> و هیچ چیز مانع از [[لذت]] بردن و انس و [[الفت]] میان آنان نباشد.<ref>المیزان، ج ۱، ص۹۰.</ref> همسران بهشتی در [[آفرینش]] به صورت دوشیزگانی خوش‌‌زبان و فصیح‌‌اند که تنها به همسرانشان [[عشق]] میورزند و هم‌‌سن و سال آنان هستند: «اِنّا اَنشَأنـهُنَّ اِنشاء * فَجَعَلنـهُنَّ اَبکارا * عُرُبـًا اَترابـا».(واقعه / ۵۶، ۳۵ ـ ۳۷)<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۴۵۵ ـ ۴۵۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۲۷، ص‌‌۱۰۷؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۳۱۳.</ref> در [[آیات]] بسیاری از همسران بهشتی با نام [[حورالعین]] یاد شده است: «و زَوَّجنـهُم بِحور عین»(دخان / ۴۴، ۵۴؛ [[طور]] / ۵۲، ۲۰) آنان دوشیزگانی مستور در خیمه‌‌های بهشتی‌‌اند که هیچ [[جن]] و [[انسانی]] با آنان تماس نگرفته است: «فیهِنَّ خَیرتٌ حِسان... حورٌ مَقصورتٌ فِی الخیام... لَم یَطمِثهُنَّ اِنسٌ قَبلَهُم ولا جانٌّ».([[الرحمن]] / ۵۵، ۷۰‌‌ـ ۷۴ و نیز ۵۶) بدن آنها در درخشندگی همانند یاقوت و مرجان است: «کَاَنَّهُنَّ الیاقوتُ والمَرجان»(الرحمن / ۵۵، ۵۸) و همچون مروارید در صدف هستند: «و حورٌ عین * کَاَمثـلِ اللُّؤلُوِ المَکنُون».(واقعه / ۵۶، ۲۲ ـ ۲۳ و نیز صافّات / ۳۷، ۴۹) آنها از نظر سن و سال همسان یکدیگر: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ اَتراب»(ص / ۳۸، ۵۲ و نیز [[نبأ]] / ۷۸، ۳۳) <ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۱۳، ۴۹۶؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج ۱۵، ص‌‌۲۱۹ ـ ۲۲۰.</ref> و بسیار کم سن و سال هستند که گویا تازه به سن [[بلوغ]] رسیده‌‌اند: «و کَواعِبَ اَترابـا»(نبأ / ۷۸، ‌‌۳۳)<ref>[[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۳۰.</ref> و به احدی جز [[همسران]] خود ننگریسته، [[تمایل]] نمی‌‌یابند: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ عین»(صافّات / ۳۷، ۴۸)؛<ref>تفسیر ماوردی، ج ۳، ص۴۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۸.</ref> «فیهِنَّ قـصِرتُ الطَّرفِ‌‌..»..([[الرحمن]] / ۵۵، ۵۶ ونیز ص/ ۳۸، ۵۲) (‌‌ <= ‌‌حور‌‌العین) [[قرآن کریم]] در پاره‌‌ای از [[آیات]] از نعمت‌های دیگری نیز به صراحت نام برده است؛ نظیر فرشها و تختها: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـانُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)؛ «مُتَّکِـینَ فیها عَلَی الاَرائِکِ»([[کهف]] / ۱۸، ۳۱)، بالشهای کنار هم (چیده): «و نَمارِقُ مَصفوفَه»([[غاشیه]]، ۸۸، ۱۵)، خدمتکاران و ساقیان: «و یَطوفُ عَلَیهِم غِلمانٌ لَهُم کَاَنَّهُم لُؤلُؤٌ مَکنون»([[طور]] / ۵۲، ۲۴)؛ «یَطوفُ عَلَیهِم وِلدنٌ مُخَلَّدون»(واقعه / ۵۶، ۱۷ و نیز [[انسان]] / ۷۶، ۱۹)، ظروف و جامها: «یُطافُ عَلَیهِم بِصِحاف مِن ذَهَب واَکواب»(زخرف / ۴۳، ۷۱)؛ «بِاَکواب واَباریقَ وکَأس مِن مَعین»(واقعه / ۵۶، ۱۸)؛ «قَواریرًا مِن فِضَّة قَدَّروها تَقدیرا».(انسان / ۷۶، ۱۵ ـ ۱۶) قرآن کریم آستر فرشهای [[بهشت]] را از [[ابریشم]] ضخیم و ستبر دانسته است: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـائنُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)، از این‌‌رو در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] {{صل}} قسمت رویین آن نوری درخشنده دانسته شده<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۱۷.</ref> و در [[آیه]] ۱۶ غاشیه / ۸۸ فرشهای [[بهشتی]] را بسیار [[نفیس]] و [[زیبا]] معرفی کرده است: «و زَرابیُّ مَبثوثَه». برخی گفته‌‌اند: «زرابیّ» جمع «زریبه» در اصل از واژه [[فارسی]] «زربفت» گرفته شده که الیاف طلا در آن به کار رفته است.<ref>التحقیق، ج ۴، ص۲۷۹، «زرب».</ref> براساس آیه ۷۶ الرحمن / ۵۵ [[بهشتیان]] بر بالش سبز و فرش [[نیکو]] تکیه می‌‌زنند: «مُتَّکِـینَ عَلی رَفرَف خُضر وعَبقَریّ حِسان» و در حدیثی آمده است که در میان غرفه‌‌های بهشتی فرشهایی گسترده شده که بعضی بالای بعضی دیگر و جنس آنها از حریر و دیبای رنگارنگ و داخل آن [[مشک]] و عنبر و [[کافور]] است. <ref>[[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۱۲۸.</ref> [[قرآن]] از تختهای بهشتی با دو عنوان «اریکه» و «سریر» نام برده است. به [[اعتقاد]] برخی از [[مفسران]] سریر تختی است که [[بهشتیان]] در مجلس انس با یکدیگر، در برابر هم بر آن می‌‌نشینند و اریکه تختی است که در جلسات خصوصی و هنگامی که با [[همسران]] خود [[خلوت]] گزیده‌‌اند بر آن تکیه می‌‌زنند: «هُمْ وَ أَزوَجُهُمْ فی ظِـلـل عَلَی الاَرائِکِ مُتَّکِـون».([[یس]] / ‌‌۳۶، ۵۶)<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۳۹.</ref> به گفته برخی دیگر اریکه تختی است که در حجله می‌‌زنند <ref>[[مجمع البیان]]، ج ۸، ص۶۷۱؛ ج ۵ ـ ۶؛ ص۷۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۳۱؛ التفسیر‌‌الکبیر، ج ۲۶، ص۹۲.</ref> و برخی دیگر آن را تخت سایبان دار دانسته‌‌اند.<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص۷۷.</ref> گفتنی است که علت نامگذاری تختهای [[بهشتی]] به سریر [[زیبایی]] و آسایش‌‌بخشی آن است که موجب [[سرور]] و [[شادی]] [[مؤمن]] می‌‌شود.<ref>تصویری از [[بهشت و جهنم]]، ص۲۷۰.</ref> تختهای بهشتی به [[طور]] مرتب و ردیف شده: «مُتَّکِـینَ عَلی سُرُر مَصفوفَة»(طور / ۵۲، ۲۰) و مرتفع است: «فِیها سُرُرٌ مَرفوعَه».([[غاشیه]] / ۸۸، ۱۳) ارتفاع تختهای بهشتی ممکن است به سبب آن باشد که بهشتیان با جلوس بر آن بر مناظر زیبای پیرامون خود مسلط باشند و ممکن است اشاره به بالا بودن [[ارزش]] و اهمیت آنها یا [[پاکی]] و [[قداست]] و ارزش والای [[معنوی]] آنها باشد.<ref> پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۸.</ref>
===[[همسران]] بهشتی===
از جمله نعمت‌های [[بهشت]] وجود همسرانی است که از همه نقص‌های [[اخلاق]]، [[رفتار]] و بدن از جمله [[عادات]] زنانه‌‌ای که [[زنان]] [[دنیا]] بدان مبتلایند [[پاک]] هستند: {{متن قرآن|وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ}}<ref>«و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا}}<ref>«و آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند در بوستان‌هایی در خواهیم آورد که از بن آنها نهرها روان است؛ هماره در آنها جاودانند و در آنها برای آنان همسرانی پاک خواهد بود و آنان را در سایه‌ای دامن‌گستر درخواهیم آورد» سوره نساء، آیه ۵۷.</ref>.<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۱۰؛ تفسیر ماوردی، ج ۱، ص۷۹؛ [[المیزان]]، ج‌‌۱، ص۹۰.</ref>[[راز]] [[طهارت]] آنان از لوازم [[تولید مثل]] آن است که [[انسان]] در بهشت [[قائم]] به شخص و [[ابدی]] است، برخلاف دنیا که قائم به نوع و در معرض زوال فردی و نوعی است،<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> افزون بر آن از همه نزاهت‌های [[اخلاقی]]، فردی و جمعی برخوردار است تا هم از لحاظ شخصی در [[رفاه]] اخلاقی به سر برد و هم از جهت زیست با [[همسر]]، با وی کاملاً هماهنگ باشد<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> و هیچ چیز مانع از [[لذت]] بردن و انس و [[الفت]] میان آنان نباشد.<ref>المیزان، ج ۱، ص۹۰.</ref> [[همسران]] بهشتی در [[آفرینش]] به صورت دوشیزگانی خوش‌‌زبان و فصیح‌‌اند که تنها به همسرانشان [[عشق]] می‌ورزند و هم‌‌سن و سال آنان هستند: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً}}<ref>«که ما آنان را به گونه‌ای ویژه پدید آورده‌ایم،» سوره واقعه، آیه ۳۵.</ref>، {{متن قرآن|فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا}}<ref>«و، آنان را دوشیزه آفریده‌ایم،» سوره واقعه، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|عُرُبًا أَتْرَابًا}}<ref>«که شوهر دوستانی همسن و سالند» سوره واقعه، آیه ۳۷.</ref>.<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۴۵۵ ـ ۴۵۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۲۷، ص‌‌۱۰۷؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۳۱۳.</ref>
 
در [[آیات]] بسیاری از همسران بهشتی با نام حورالعین یاد شده است: {{متن قرآن|وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ}}<ref>«چنین است، و زنان سیاه چشم درشت دیده‌ای را همسر آنان گردانیدیم» سوره دخان، آیه ۵۴.</ref> آنان دوشیزگانی مستور در خیمه‌‌های بهشتی‌‌اند که هیچ [[جن]] و [[انسانی]] با آنان تماس نگرفته است: {{متن قرآن|فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ}}<ref>«در آن (بهشت)‌ها دوشیزگانی خوشخو و خوشرویند» سوره الرحمن، آیه ۷۰.</ref>، {{متن قرآن|فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ}}<ref>«پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟» سوره الرحمن، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ}}<ref>«سیه‌دیده زنانی پرده‌نشین در خیمه‌ها» سوره الرحمن، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ}}<ref>«پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟» سوره الرحمن، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|ِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ}}<ref>«در آن (بهشت)‌ها زنان چشم فرو هشته ‌اند که پیش از آن (شوی)‌ها، هیچ آدمی و پری به آنها دست نزده است» سوره الرحمن، آیه ۵۶.</ref> بدن آنها در درخشندگی همانند یاقوت و مرجان است: {{متن قرآن|كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ}}<ref>«که گویی چون یاقوت و مرجانند» سوره الرحمن، آیه ۵۸.</ref> و همچون مروارید در صدف هستند: {{متن قرآن|وَحُورٌ عِينٌ}}<ref>«و سیاه‌دیده زنانی درشت چشم» سوره واقعه، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ}}<ref>«همانند مروارید فرو پوشیده» سوره واقعه، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ}}<ref>«گویی آنان (در سپیدی)، تخم‌های فرو پوشیده پرندگان‌اند» سوره صافات، آیه ۴۹.</ref> آنها از نظر سن و سال همسان یکدیگر: {{متن قرآن|وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ}}<ref>«و نزد آنان دوشیزگان شرمگین (/ چشم فروهشته) همسال اند» سوره ص، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا}}<ref>«دختران (بهشتی) نارپستان همسنّ و سال،» سوره نبأ، آیه ۳۳.</ref> <ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۱۳، ۴۹۶؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج ۱۵، ص‌‌۲۱۹ ـ ۲۲۰.</ref> و بسیار کم سن و سال هستند که گویا تازه به سن [[بلوغ]] رسیده‌‌اند: {{متن قرآن|وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا}}<ref>«دختران (بهشتی) نارپستان همسنّ و سال،» سوره نبأ، آیه ۳۳.</ref>.<ref>[[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۳۰.</ref> و به احدی جز [[همسران]] خود ننگریسته، [[تمایل]] نمی‌‌یابند: {{متن قرآن|وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ}}<ref>«و نزد آنان دوشیزگان شرمگین (/ چشم فروهشته) همسال اند» سوره ص، آیه ۵۲.</ref>.<ref>تفسیر ماوردی، ج ۳، ص۴۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۸.</ref> {{متن قرآن|فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ}}<ref>«در آن (بهشت)‌ها زنان چشم فرو هشته ‌اند» سوره الرحمن، آیه ۵۶.</ref>.
 
[[قرآن کریم]] در پاره‌‌ای از [[آیات]] از نعمت‌های دیگری نیز به صراحت نام برده است؛ نظیر فرش‌ها و تخت‌ها: {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ}}<ref>«بر بسترهایی پشت داده‌اند که آسترهای آنها از دیبای ستبرند» سوره الرحمن، آیه ۵۴.</ref>؛ {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ}}<ref>«بر تخت‌ها پشت می‌دهند» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref>، بالش‌های کنار هم (چیده): {{متن قرآن|وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ}}<ref>«و ناز بالش‌هایی ردیف شده،» سوره غاشیه، آیه ۱۵.</ref>، خدمتکاران و ساقیان: {{متن قرآن|وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ}}<ref>«و گرد آنان جوانانی (خدمتگزار) ویژه آنان، می‌گردند که گویی مرواریدی فرو پوشیده‌اند» سوره طور، آیه ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ}}<ref>«خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند» سوره واقعه، آیه ۱۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا}}<ref>«و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان می‌گردند که چون بنگریشان، می‌پنداری که مرواریدهایی پراکنده‌اند» سوره انسان، آیه ۱۹.</ref>، ظروف و جام‌ها: {{متن قرآن|يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ}}<ref>«بر گرد آنان قدح ‌های زرین و جام ‌هایی را به گردش درمی‌آورند و در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذّت برد فراهم است و شما در آن جاودانید» سوره زخرف، آیه ۷۱.</ref>؛ {{متن قرآن|بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ}}<ref>«با جام‌ها و آبریزها و پیاله‌ای از شرابی روان» سوره واقعه، آیه ۱۸.</ref>؛ {{متن قرآن|قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا}}<ref>«بلورهایی سیمگون که آنها را (ساقیان) به اندازه پیموده‌اند» سوره انسان، آیه ۱۶.</ref>.
 
[[قرآن کریم]] آستر فرش‌های [[بهشت]] را از [[ابریشم]] ضخیم و ستبر دانسته است: {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ}}<ref>«بر بسترهایی پشت داده‌اند که آسترهای آنها از دیبای ستبرند» سوره الرحمن، آیه ۵۴.</ref>، از این‌‌رو در [[حدیثی]] از [[پیامبر]]{{صل}} قسمت رویین آن نوری درخشنده دانسته شده<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۱۷.</ref> و در [[آیه]] {{متن قرآن|وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ}}<ref>«و زیراندازهای فاخری گسترده» سوره غاشیه، آیه ۱۶.</ref> فرش‌های بهشتی را بسیار [[نفیس]] و [[زیبا]] معرفی کرده است. برخی گفته‌‌اند: «زرابیّ» جمع «زریبه» در اصل از واژه [[فارسی]] «زربفت» گرفته شده که الیاف طلا در آن به کار رفته است.<ref>التحقیق، ج ۴، ص۲۷۹، «زرب».</ref> براساس آیه {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ}}<ref>«(بهشتیان) بر بالش‌های سبز و گستردنی‌های دیبای رنگارنگ پشت می‌دهند» سوره الرحمن، آیه ۷۶.</ref> [[بهشتیان]] بر بالش سبز و فرش [[نیکو]] تکیه می‌‌زنند. و در حدیثی آمده است که در میان غرفه‌‌های بهشتی فرشهایی گسترده شده که بعضی بالای بعضی دیگر و جنس آنها از حریر و دیبای رنگارنگ و داخل آن [[مشک]] و عنبر و [[کافور]] است. <ref>[[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۱۲۸.</ref>


==[[بهشتیان]]==
[[قرآن]] از تخت‌های بهشتی با دو عنوان «اریکه» و «سریر» نام برده است. به [[اعتقاد]] برخی از [[مفسران]] سریر تختی است که بهشتیان در مجلس انس با یکدیگر، در برابر هم بر آن می‌‌نشینند و اریکه تختی است که در جلسات خصوصی و هنگامی که با [[همسران]] خود [[خلوت]] گزیده‌‌اند بر آن تکیه می‌‌زنند: {{متن قرآن|هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ}}<ref>«آنان و همسرانشان در سایه‌سارها بر تخت‌ها پشت می‌دهند» سوره یس، آیه ۵۶.</ref>.<ref>[[پیام]] قرآن، ج ۶، ص۲۳۹.</ref> به گفته برخی دیگر اریکه تختی است که در حجله می‌‌زنند <ref>[[مجمع البیان]]، ج ۸، ص۶۷۱؛ ج ۵ ـ ۶؛ ص۷۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۳۱؛ التفسیر‌‌الکبیر، ج ۲۶، ص۹۲.</ref> و برخی دیگر آن را تخت سایبان دار دانسته‌‌اند.<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص۷۷.</ref> گفتنی است که علت نامگذاری تخت‌های بهشتی به سریر [[زیبایی]] و آسایش‌‌بخشی آن است که موجب [[سرور]] و [[شادی]] [[مؤمن]] می‌‌شود.<ref>تصویری از [[بهشت و جهنم]]، ص۲۷۰.</ref> تختهای بهشتی به طور مرتب و ردیف شده: {{متن قرآن|مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ}}<ref>«(آنان) بر تخت‌هایی کنار هم چیده پشت می‌دهند» سوره طور، آیه ۲۰.</ref> و مرتفع است: {{متن قرآن|فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ}}<ref>«تخت‌هایی بر فراز نهاده، در آن است،» سوره غاشیه، آیه ۱۳.</ref> ارتفاع تختهای بهشتی ممکن است به سبب آن باشد که [[بهشتیان]] با جلوس بر آن بر مناظر زیبای پیرامون خود مسلط باشند و ممکن است اشاره به بالا بودن [[ارزش]] و اهمیت آنها یا [[پاکی]] و [[قداست]] و ارزش والای [[معنوی]] آنها باشد.<ref> پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۸.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۸۶.</ref>
در صدر اوصاف بهشتیان صفت [[رضایت]] آنان از [[خداوند]] و [[خشنودی خدا]] از آنهاست: «رَضِیَ اللّهُ عَنهُم و رَضوا عَنهُ ذلِکَ الفَوزُ العَظیم».([[مائده]] / ۵، ۱۱۹ و نیز [[مجادله]] / ۵۸، ۲۲؛[[بینه]] / ۹۸، ۸) آنان از [[زندگی در بهشت]] کمال [[خشنودی]] را دارند: «فَهُوَ فی عیشَة راضِیَه»(حاقّه / ۶۹، ۲۱) و در برابر [[نعمت‌های پروردگار]] شکرگزارند: «الحَمدُ لِلّهِ الَّذی هَدنا لِهـذا وما کُنّا لِنَهتَدِیَ لَولا اَن هَدنَا اللّهُ..»..([[اعراف]] / ۷، ۴۳ و نیز [[فاطر]] / ‌‌۳۵، ۳۴؛ زمر / ۳۹، ۷۴) در چهره‌هایشان طراوت و [[نشاط]] [[نعمت]] هویدا: «تَعرِفُ فی وُجوهِهِم نَضرَةَ النَّعیم»([[مطفّفین]] / ۸۳، ۲۴) و دلهایشان مالامال از [[عشق]] و [[وفا]] و [[محبت]] و [[برادری]] و فارغ از هر گونه [[نزاع]]، [[کینه]]، [[کبر]] و [[حسد]] است.(۱) حتی کسانی که در مقامهای پایین‌‌تری قرار دارند نسبت به صاحبان مقامهای [[برتر]] [[رشک]] و حسد نمی‌‌برند: «(۲) و‌‌نَزَعنا ما فی صُدورِهِم مِن غِلّ اِخونـًا عَلی سُرُر مُتَقـبِلین».([[حجر]] / ۱۵، ۴۷ و نیز اعراف / ۷، ۴۳) آنها در [[بهشت]] در کنار [[ارحام]]، [[پدران]]، [[مادران]]، [[همسران]]، [[برادران]] و [[فرزندان]] [[صالح]] خویش‌‌اند:(۳) «جَنّـتُ عَدن یَدخُلونَها و مَن صَلَحَ مِن ءابائِهِم و اَزوجِهِم و ذُرِّیّـتِهِم».(رعد / ۱۳، ۲۳ و نیز (زخرف / ۴۳، ۷۰) [[اهل بهشت]] به [[پاداش]] آنکه در [[دنیا]] [[خدا ترس]] بوده، از [[گناهان]] دوری کرده‌‌اند در بهشت و در جوار [[رحمت]] [[پروردگار]] در [[آسایش]]،[[آرامش]] و [[امنیت]] قرار دارند:(۴) «ادخُلوا الجَنَّةَ لا خَوفٌ عَلَیکُم و لاَ اَنتُم تَحزَنون».(اعراف / ۷، ۴۹) آنان در بهشت در کنار [[نعمت‌های بهشتی]]، تا ابد جاوید خواهند ماند: «... لَهُم فیها نَعیمٌ مُقیم * خــلِدینَ فیها اَبَدًا..».([[توبه]] / ۹، ۲۱ ـ ۲۲ و نیز مائده / ۵، ۱۱۹) و واپسین [[نیایش]] آنها [[حمد]] و [[سپاس]] پروردگار عالمیان است: «... وءاخِرُ دَعوهُم اَنِ الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العــلَمین».([[یونس]] / ۱۰، ۱۰).
۱. المنیر، ج ۸، ص۲۰۹.
۲. نمونه، ج ۶، ص۱۷۵.
۳. [[المیزان]]، ج ۱۷، ص۳۴۷.
۴. جامع‌‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص۱۳۵؛ مجمع‌‌البیان، ج‌‌۹، ص‌‌۲۴۸؛ [[المیزان]]، ج ۱۲، ص۲۳۶.


==بهشتیان==
در صدر اوصاف بهشتیان صفت [[رضایت]] آنان از [[خداوند]] و [[خشنودی خدا]] از آنهاست: {{متن قرآن|رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref>، {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمی‌یابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیده‌اند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستان‌هایی درمی‌آورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بی‌گمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}}<ref>«پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشت‌هایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.</ref> آنان از زندگی در بهشت کمال [[خشنودی]] را دارند: {{متن قرآن|فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ}}<ref>«و او در زندگانی پسندیده‌ای به سر خواهد برد» سوره حاقه، آیه ۲۱.</ref> و در برابر [[نعمت‌های پروردگار]] شکرگزارند: {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ}}<ref>«سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ}}<ref>«و می‌گویند: سپاس خداوند را که اندوه را از (دل) ما برد؛ بی‌گمان پروردگار ما آمرزنده‌ای سپاس‌پذیر است» سوره فاطر، آیه ۳۴.</ref>،{{متن قرآن|وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ}}<ref>«و می‌گویند: سپاس خداوند را که وعده خود را بر ما راست گرداند و این سرزمین را به ما به میراث داد، هر جای بهشت که بخواهیم جای می‌گیریم و پاداش اهل کردار، نیکوست» سوره زمر، آیه ۷۴.</ref> در چهره‌هایشان طراوت و [[نشاط]] [[نعمت]] هویدا: {{متن قرآن|تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ}}<ref>«شادابی نعمت را در سیمای آنان باز می‌شناسی،» سوره مطففین، آیه ۲۴.</ref> و دلهایشان مالامال از [[عشق]] و [[وفا]] و [[محبت]] و [[برادری]] و فارغ از هر گونه [[نزاع]]، [[کینه]]، [[کبر]] و [[حسد]] است.<ref>المنیر، ج ۸، ص۲۰۹.</ref> حتی کسانی که در مقامهای پایین‌‌تری قرار دارند نسبت به صاحبان مقامهای [[برتر]] [[رشک]] و حسد نمی‌‌برند: {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ}}<ref>«و آنچه کینه است از دل آنان می‌زداییم و برادروار بر اورنگ‌هایی روبه‌رو می‌نشینند» سوره حجر، آیه ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>.<ref>نمونه، ج ۶، ص۱۷۵.</ref> آنها در [[بهشت]] در کنار [[ارحام]]، پدران، مادران، [[همسران]]، [[برادران]] و [[فرزندان]] [[صالح]] خویش‌‌اند: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند» سوره رعد، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ}}<ref>«(به آنان گفته می‌شود) خود و همسرانتان شادان به بهشت درآیید!» سوره زخرف، آیه ۷۰.</ref>.<ref>[[المیزان]]، ج ۱۷، ص۳۴۷.</ref> [[اهل بهشت]] به [[پاداش]] آنکه در [[دنیا]] خدا ترس بوده، از [[گناهان]] دوری کرده‌‌اند در بهشت و در جوار [[رحمت]] [[پروردگار]] در [[آسایش]]، [[آرامش]] و [[امنیت]] قرار دارند: {{متن قرآن|ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ}}<ref>«به بهشت در آیید، نه بیمی خواهید داشت و نه اندوهگین خواهید شد» سوره اعراف، آیه ۴۹.</ref>.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص۱۳۵؛ مجمع‌‌البیان، ج‌‌۹، ص‌‌۲۴۸؛ [[المیزان]]، ج ۱۲، ص۲۳۶.</ref> آنان در [[بهشت]] در کنار نعمت‌های بهشتی، تا ابد جاوید خواهند ماند: {{متن قرآن|لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ}}<ref>«پروردگارشان آنان را به بخشایش و خشنودی از سوی خویش و بوستان‌هایی که ایشان را در آنها نعمتی پایدار است نوید می‌دهد» سوره توبه، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«در حالی که هماره در آن جاودانند؛ بی‌گمان خداوند است که پاداشی سترگ نزد اوست» سوره توبه، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند فرمود: این روزی است که راستگویی راستگویان به آنان سود خواهد داد، آنان بوستان‌هایی خواهند داشت که از بن آنها جویبارها روان است، هماره در آنها جاودانند، خداوند از آنان خشنود است و آنان از خداوند خشنودند؛ این است رستگاری سترگ» سوره مائده، آیه ۱۱۹.</ref> و واپسین [[نیایش]] آنها [[حمد]] و [[سپاس]] [[پروردگار]] عالمیان است: {{متن قرآن|وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را»» سوره یونس، آیه ۱۰.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۸۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش