علم‌آموزی اهل بیت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۰: خط ۱۰:
شواهد [[روایی]] نشان می‌دهند که [[رسول خدا]] {{صل}} اهتمام ویژه‌ای به [[آموزش]] امیر المؤمنین {{ع}}، [[علی بن ابی طالب]]، [[برادر]]، [[وصی]] و [[جانشین]] خود داشتند. روایات متعددی از این دو [[معصوم]] دلالت بر آن دارند که امیر المؤمنین {{ع}}، [[علوم ویژه]] و بسیاری را از [[پیامبر]] آموخت. تعابیر این روایات، به خوبی رابطه [[تعلیم و تعلم]] بین آن دو را نشان می‌دهد. بنا بر روایتی، امیر المؤمنین {{ع}} این گونه درباره رابطه [[علمی]] خود با رسول خدا {{صل}} سخن گفته‌اند.
شواهد [[روایی]] نشان می‌دهند که [[رسول خدا]] {{صل}} اهتمام ویژه‌ای به [[آموزش]] امیر المؤمنین {{ع}}، [[علی بن ابی طالب]]، [[برادر]]، [[وصی]] و [[جانشین]] خود داشتند. روایات متعددی از این دو [[معصوم]] دلالت بر آن دارند که امیر المؤمنین {{ع}}، [[علوم ویژه]] و بسیاری را از [[پیامبر]] آموخت. تعابیر این روایات، به خوبی رابطه [[تعلیم و تعلم]] بین آن دو را نشان می‌دهد. بنا بر روایتی، امیر المؤمنین {{ع}} این گونه درباره رابطه [[علمی]] خود با رسول خدا {{صل}} سخن گفته‌اند.


تمام [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} این گونه نبودند که از او درباره چیزی بپرسند تا بفهمند. برخی از آنان می‌پرسیدند؛ اما قصد فهمیدن (دقیق) نداشتند. تا جایی که [[دوست]] داشتند [[بادیه نشین]] یا فردی از راه برسد و از رسول خدا {{صل}} بپرسد تا آنان بشنوند؛ در حالی که من هر [[روز]] بر رسول خدا {{صل}} وارد می‌شدم؛ یک بار هنگام روز و یک بار در شب. در آن اوقات، [پیامبر {{صل}}] با من [[خلوت]] می‌کرد. [در مباحث] می‌گردیدم، هر جا که ایشان می‌گشت. [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} می‌دانند که ایشان این کار را با هیچ کسی غیر از من انجام نمی‌داد. گاهی در [[خانه]] بودم و ایشان به خانه‌ام می‌آمد. بیشتر [این جلسات] در خانه من بود. گاهی که من در برخی از خانه‌های ایشان بر ایشان وارد می‌شدم، با من خلوت می‌کرد و زنانش را خارج می‌ساخت. پس نزد او غیر از من کسی نمی‌ماند. و زمانی که برای خلوت با من به منزلم می‌آمد، [[فاطمه]] و نه هیچ کدام از فرزندانم، از نزد من برنمی‌خاستند. هنگامی که از او می‌پرسیدم، پاسخم را می‌داد و هنگامی که ساکت می‌شدم و پرسش‌هایم تمام می‌شد، خود شروع به سخن گفتن برایم می‌کرد.
تمام [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} این گونه نبودند که از او درباره چیزی بپرسند تا بفهمند. برخی از آنان می‌پرسیدند؛ اما قصد فهمیدن (دقیق) نداشتند. تا جایی که [[دوست]] داشتند [[بادیه نشین]] یا فردی از راه برسد و از رسول خدا {{صل}} بپرسد تا آنان بشنوند؛ در حالی که من هر [[روز]] بر رسول خدا {{صل}} وارد می‌شدم؛ یک بار هنگام روز و یک بار در شب. در آن اوقات، [پیامبر {{صل}}] با من خلوت می‌کرد. [در مباحث] می‌گردیدم، هر جا که ایشان می‌گشت. [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} می‌دانند که ایشان این کار را با هیچ کسی غیر از من انجام نمی‌داد. گاهی در [[خانه]] بودم و ایشان به خانه‌ام می‌آمد. بیشتر [این جلسات] در خانه من بود. گاهی که من در برخی از خانه‌های ایشان بر ایشان وارد می‌شدم، با من خلوت می‌کرد و زنانش را خارج می‌ساخت. پس نزد او غیر از من کسی نمی‌ماند. و زمانی که برای خلوت با من به منزلم می‌آمد، [[فاطمه]] و نه هیچ کدام از فرزندانم، از نزد من برنمی‌خاستند. هنگامی که از او می‌پرسیدم، پاسخم را می‌داد و هنگامی که ساکت می‌شدم و پرسش‌هایم تمام می‌شد، خود شروع به سخن گفتن برایم می‌کرد.


آن حضرت، در ادامه به نتایج این آموزش اشاره فرمودند:
آن حضرت، در ادامه به نتایج این آموزش اشاره فرمودند:
بنابراین هیچ آیه‌ای از [[قرآن]] بر ایشان نازل نشد، مگر آنکه آن را برایم قرائت فرمود و بر من أملا کرد و من با خط خود آن را نوشتم. و به من [[تأویل]] و [[تفسیر]] آن، [[ناسخ]] و منسوخش، [[محکم و متشابه]]، و خاص و عام آن را آموخت و از [[خداوند]] خواست که [[فهم]] و [[حفظ]] آن را به من عطا کند. به همین جهت پس از آن دعای هیچ آیه‌ای از [[کتاب خدا]] یا [[علمی]] را که به من [[املا]] کرد و من نوشتم، فراموش نکردم. هیچ چیز را که خداوند به او آموخته بود، از [[حلال و حرام]]، [[امر و نهی]]، خبرهای گذشته و [[آینده]]، [[تعالیم]] نازل شده بر پیشینیانش (اعم از) [[اطاعت]] یا [[معصیت]]، فروگذار نکرد و همه آنها را به من آموخت. پس من یک حرف (از آنها) را فراموش نکرده‌ام. سپس دستش را بر سینه‌ام نهاد و از خداوند خواست که قلبم را از [[علم]] و فهم و [[حکمت]] و [[نور]] پر سازد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۶۱؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۹۸. سند این روایت، موثق است و روایات دیگری نیز آن را تأیید می‌کنند. ر.ک: محمد محمدی ری شهری، موسوعة الامام علی بن ابی طالب {{ع}} فی الکتاب و السنة و التاریخ، ج۱۰، ص۱۱-۴۷.</ref>.
بنابراین هیچ آیه‌ای از [[قرآن]] بر ایشان نازل نشد، مگر آنکه آن را برایم قرائت فرمود و بر من أملا کرد و من با خط خود آن را نوشتم. و به من [[تأویل]] و [[تفسیر]] آن، [[ناسخ]] و منسوخش، [[محکم و متشابه]]، و خاص و عام آن را آموخت و از [[خداوند]] خواست که [[فهم]] و [[حفظ]] آن را به من عطا کند. به همین جهت پس از آن دعای هیچ آیه‌ای از [[کتاب خدا]] یا [[علمی]] را که به من املا کرد و من نوشتم، فراموش نکردم. هیچ چیز را که خداوند به او آموخته بود، از [[حلال و حرام]]، [[امر و نهی]]، خبرهای گذشته و [[آینده]]، تعالیم نازل شده بر پیشینیانش (اعم از) [[اطاعت]] یا [[معصیت]]، فروگذار نکرد و همه آنها را به من آموخت. پس من یک حرف (از آنها) را فراموش نکرده‌ام. سپس دستش را بر سینه‌ام نهاد و از خداوند خواست که قلبم را از [[علم]] و فهم و [[حکمت]] و [[نور]] پر سازد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۶۱؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۹۸. سند این روایت، موثق است و روایات دیگری نیز آن را تأیید می‌کنند. ر.ک: محمد محمدی ری شهری، موسوعة الامام علی بن ابی طالب {{ع}} فی الکتاب و السنة و التاریخ، ج۱۰، ص۱۱-۴۷.</ref>.


حتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} تأکید داشتند آیاتی را که در نبود علی {{ع}} بر آن حضرت نازل شده بود، بر ایشان بخوانند و ظاهر و تأویل آن را به او بیاموزند<ref>ر.ک: محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۲۳؛ محمد طبری آملی، بشارة المصطفی الشیعة المرتضی، ج۲، ص۲۱۹.</ref>. چنین روایاتی به روشنی رابطه [[آموزشی]] ویژه بین [[پیامبر]] و [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} را نشان می‌دهند.
حتی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} تأکید داشتند آیاتی را که در نبود علی {{ع}} بر آن حضرت نازل شده بود، بر ایشان بخوانند و ظاهر و تأویل آن را به او بیاموزند<ref>ر.ک: محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۲۳؛ محمد طبری آملی، بشارة المصطفی الشیعة المرتضی، ج۲، ص۲۱۹.</ref>. چنین روایاتی به روشنی رابطه [[آموزشی]] ویژه بین [[پیامبر]] و [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} را نشان می‌دهند.
۱۳۳٬۸۲۱

ویرایش