←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[امحبیبه]] یکی از [[همسران پیامبر اکرم]] {{صل}} و دختر [[دشمن]] سرسخت ایشان، [[صخر بن حرب بن امیه بن عبدشمس بن عبد مناف]] معروف به [[ابوسفیان]] است. نامش "رَمَله"<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۴؛ علی بن الحسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۲۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۴۵.</ref> و در برخی [[روایات]]، هند مطرح شده است؛ اما از نظر بیشتر مؤرخان و نسبشناسان به [[رمله]] مشهور است. او هفده سال پیش از بعثت در [[مکه]] به [[دنیا]] آمد<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۴۰.</ref>. این [[تاریخ]] با روایاتی که سن او را در هفتم [[بعثت]] سی و چند ساله دانستهاند مطابقت دارد. مادرش [[صفیه بنت ابیالعاص بن عبدشمس بن عبدمناف]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۶.</ref> و عمه [[عثمان بن عفان]] بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۸۴۴.</ref>. "[[رمله]]" پیش از بعثت [[پیامبر خاتم|نبی مکرم اسلام]] {{صل}} با [[عبیدالله بن جحش اسدی]] [[ازدواج]] کرد. پس از [[بعثت پیامبر]] {{صل}} او و [[عبیدالله بن جحش اسدی]] از نخستین کسانی بودند که به حضرت [[ایمان]] آوردند و به [[اسلام]] گرویدند<ref>عزالدین ابن اثیر، اسد الغابه، ج۶، ص۱۱۵.</ref>. | [[امحبیبه]] یکی از [[همسران پیامبر اکرم]] {{صل}} و دختر [[دشمن]] سرسخت ایشان، [[صخر بن حرب بن امیه بن عبدشمس بن عبد مناف]] معروف به [[ابوسفیان]] است. نامش "رَمَله"<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۴؛ علی بن الحسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۲۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۴۵.</ref> و در برخی [[روایات]]، هند مطرح شده است؛ اما از نظر بیشتر مؤرخان و نسبشناسان به [[رمله]] مشهور است. او هفده سال پیش از بعثت در [[مکه]] به [[دنیا]] آمد<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۴۰.</ref>. این [[تاریخ]] با روایاتی که سن او را در هفتم [[بعثت]] سی و چند ساله دانستهاند مطابقت دارد. مادرش [[صفیه بنت ابیالعاص بن عبدشمس بن عبدمناف]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۶۰۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۶.</ref> و عمه [[عثمان بن عفان]] بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۸۴۴.</ref>. "[[رمله]]" پیش از بعثت [[پیامبر خاتم|نبی مکرم اسلام]] {{صل}} با [[عبیدالله بن جحش اسدی]] [[ازدواج]] کرد. پس از [[بعثت پیامبر]] {{صل}} او و [[عبیدالله بن جحش اسدی]] از نخستین کسانی بودند که به حضرت [[ایمان]] آوردند و به [[اسلام]] گرویدند<ref>عزالدین ابن اثیر، اسد الغابه، ج۶، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام حبیبه ۱ (مقاله)|ام حبیبه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۵۴-۱۵۵؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۲۷.</ref> | ||
== اسلام آوردن و هجرت به حبشه == | |||
امّحبیبه از پیشگامان در پذیرش اسلام و از [[مسلمانان]] [[مهاجر]] به حبشه بود<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۱۱، ص۱۶۵؛ علی بن الحسین مسعودی، التبیه و الاشراف، ص۲۳۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۷.</ref>. او در شرایط بسیار [[سختی]] به [[اسلام]] گروید و در کنار [[پیروان]] [[رسول خدا]]{{صل}} قرار گرفت؛ زیرا پدرش [[ابوسفیان]]، از سران [[کفار]] و [[مشرکان مکه]] بود که تمام توان خود را برای [[نابودی اسلام]] و جلوگیری از گسترش آن و [[دشمنی]] با شخص [[پیامبر]] به کار بسته بود. برای ابوسفیان، که در صف مقدّم [[مبارزه]] با اسلام و پیامبر قرار داشت، بسیار سخت و غیر قابل قبول بود که دخترش رملة، به صف پیروان پیامبر بپیوندد. در [[حقیقت]]، اقدامات خشونتطلبانه و شکنجههای وحشیانه و محرومیتهای [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] که امثال ابوسفیان بر مسلمانان وارد کردند، موجب شد تا مسلمانان، مکه را به قصد حبشه ترک کنند. امّحبیبه نیز همراه همسرش عبیدالله و دیگر مسلمانان، به [[رهبری]] [[جعفر بن ابیطالب]] و به پیشنهاد [[رسول اکرم]]{{صل}} به حبشه [[مهاجرت]] کرد. این دومین هجرت مسلمانان به حبشه بود<ref>سیرة النبی، ابن هشام، ج۱، ص۱۴۷؛ طبقات الکبری، ابن سعد، ج۳، ص۸۹.</ref>. | |||
گر چه امّحبیبه تنها [[زن]] مهاجر به حبشه نبود و [[زنان]] دیگری نظیر [[امّسلمه]]، [[اسماء بنت عمیس]]، و [[لیلی بنت ابن خیثمة]] نیز به [[حبشه]] [[مهاجرت]] کرده<ref>سیرة النبی، ابن هشام، ج۱، ص۲۱۴.</ref> و [[رنج]] غربت و [[مشکلات]] سخت [[هجرت]] را به [[جان]] خریده بودند، اما او با [[مصیبت]] تازهای در [[دیار]] غربت روبرو شد و آن ماجرای بازگشت همسرش از [[دین اسلام]] و [[گرایش]] به [[مسیحیت]] بود که [[سختی]] هجرت را بر [[قلب]] رنجور امّحبیبه دو چندان کرد. | |||
یقیناً امحبیبه این مسیر طولانی و دشواریهای فراوان هجرت را، که برابر با از دست دادن پایگاه [[خانوادگی]] و حمایتهای قبیلهای بود، تنها با [[هدف]] [[حفظ ایمان]] و [[اعتقاد]] به [[اسلام]] و [[عشق]] به [[رسول الله]]{{صل}} به جان خریده بود، ولی [[شاهد]] آن بود که تنها [[یار]] و پشتیبانش در مسیر هجرت، او را در دیار غربت تنها گذاشته و به اعتقاداتش پشت کرده است. | |||
عبیدالله پیش از اسلام، به مسیحیت گرایش داشت و پس از ورود به [[کشور]] مسیحینشین حبشه و نشست و برخاست با [[راهبان]] [[مسیحی]]، از اسلام برگشت و به [[دین]] سابق خود روی آورد<ref>سیرة النبی، ابن هشام، ج۱، ص۱۴۷.</ref>. | |||
امّحبیبه ماجرای [[مرتد]] شدن شوهرش را چنین گزارش کرده است: در [[خواب]]، شوهرم عبیدالله را دیدم که در بدترین حالت و زشتترین وضعیت بود. با [[نگرانی]] از خواب برخاستم و اندیشناک بودم که چرا حال شوهرم [[تغییر]] یافته است. صبح آن [[روز]] عبیدالله نزد من آمد و گفت: من در دین خود تجدید نظر کرده و به این نتیجه رسیدهام که هیچ [[دینی]] بهتر از [[نصرانیت]] نیست؛ دینی که پیش از آن نیز بدان گرایش داشتم. من خواب خود را برای او نقل کردم و گفتم هیچ خیری در تو نیست. عبیدالله پس از گرایش به مسیحیت، به [[نوشیدن شراب]] روی آورد و بر اثر [[افراط]] در میگساری جان خود را از دست داد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۹۶؛ ابن حجر، ج۸، ص۱۴۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۲۷.</ref> | |||
== [[ازدواج با رسول خدا]] {{صل}} == | == [[ازدواج با رسول خدا]] {{صل}} == | ||