←سرگذشت زندگی
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
=== خدمات به اسلام و پیامبر خاتم {{صل}} === | === خدمات به اسلام و پیامبر خاتم {{صل}} === | ||
ابوطالب پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزادهاش [[حضرت محمّد]] {{صل}} شد. [[پیامبر]] از ۸ سالگی در خانۀ ابوطالب [[رشد]] کرد و پرورش یافت. وقتی [[رسول خدا]] {{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، حمایت ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ توان او در راه [[محمد]] {{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمیدید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود؛ زیرا در صورت علنی کردن [[ایمان]] خویش دیگر نمیتوانست بهعنوان [[سرپرست]] [[قبیله]] و [[حاکم]] بین [[مشرکان]] از | ابوطالب پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزادهاش [[حضرت محمّد]] {{صل}} شد. [[پیامبر]] از ۸ سالگی در خانۀ ابوطالب [[رشد]] کرد و پرورش یافت. وقتی [[رسول خدا]] {{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، حمایت ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ توان او در راه [[محمد]] {{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمیدید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود؛ زیرا در صورت علنی کردن [[ایمان]] خویش دیگر نمیتوانست بهعنوان [[سرپرست]] [[قبیله]] و [[حاکم]] بین [[مشرکان]] از نفوذ خود در حمایت از [[دین]] نوپای [[اسلام]] بهره ببرد. در این زمینه گفته شده: مغرضان چون نتوانستند دربارۀ [[علی]] {{ع}} نقطۀ [[ضعف]] و عیبی بیابند به پدر او پرداختند و از طریق تشکیک در [[ایمان]] او خواستند [[علی]] {{ع}} را مورد نقد قرار دهند در حالی که روحیات و [[باطن]] هرکس را از سخنان و [[سیره]] و زندگیش و نیز آنچه [[نزدیکان]] و بستگانش دربارۀ او میگویند بهتر میتوان [[شناخت]]»<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰.</ref>. اشعار و کلمات ابوطالب و سخن دیگران دربارۀ وی و احادیثی که دربارۀ اوست بیانگر چهرۀ [[نورانی]] سیّد ابطح و بزرگ [[قریش]] است، همچنین تألیفاتی که دربارۀ [[اثبات]] [[ایمان]] او نگاشته شده همگی دال بر آن است که «[[ایمان ابوطالب]]» از مسلّمات [[اعتقادی]] [[شیعه]] و [[اهل بیت]] {{ع}} است<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۸۴.</ref>. جایگاه بلند [[اجتماعی]] ابوطالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و حمایت بیدریغ او از [[پیامبر خدا]] {{صل}}، مانع اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸؛ دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵ـ ۸۶.</ref>. | ||
برخی از مواردی که نشان دهندۀ [[محبت]] و [[ایمان ابوطالب]] به [[پیامبر]] {{صل}} است عبارتاند از: | برخی از مواردی که نشان دهندۀ [[محبت]] و [[ایمان ابوطالب]] به [[پیامبر]] {{صل}} است عبارتاند از: | ||
# '''همراه خود بردن [[پیامبر]] {{صل}} در سفرهای تجاری:''' ابوطالب با همۀ وجود به [[پیامبر]] {{صل}} [[محبت]] میورزید و او را از خود جدا نمیکرد و در سفرهای تجاری او را همراه خود میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد؛ زیرا هم | # '''همراه خود بردن [[پیامبر]] {{صل}} در سفرهای تجاری:''' ابوطالب با همۀ وجود به [[پیامبر]] {{صل}} [[محبت]] میورزید و او را از خود جدا نمیکرد و در سفرهای تجاری او را همراه خود میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد؛ زیرا هم مقام والای برادرزاده را میدانست و هم از [[دشمنی]] [[دشمنان]] نسبت به آن حضرت باخبر بود. در یکی از این سفرهای تجاری به [[شام]]، [[بحیرای راهب]] سیمای [[پیامبر]] را [[شناخت]] و او را به [[پیامبری]] [[بشارت]] داد<ref>ر.ک: [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۸۵.</ref>. | ||
# '''همراه [[پیامبر]] {{صل}} در محاصرۀ [[شعب ابوطالب]]:''' جایگاه بلند [[اجتماعی]] ابوطالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و حمایت بیدریغ او از [[پیامبر خدا]] {{صل}}، مانع اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود و در محاصرۀ [[شعب]] ابوطالب آن بزرگوار، همراه [[پیامبر]] {{صل}} و [[مؤمنان]] بود و دشواریهای محاصرۀ [[اقتصادی]] را در کهنسالی به [[جان]] خرید و از حمایت [[پیامبر خدا]] دست برنداشت. ابوطالب، حقی بس بزرگ بر [[اسلام]] و [[مسلمانان]] در آن روزگار | # '''همراه [[پیامبر]] {{صل}} در محاصرۀ [[شعب ابوطالب]]:''' جایگاه بلند [[اجتماعی]] ابوطالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و حمایت بیدریغ او از [[پیامبر خدا]] {{صل}}، مانع اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود و در محاصرۀ [[شعب]] ابوطالب آن بزرگوار، همراه [[پیامبر]] {{صل}} و [[مؤمنان]] بود و دشواریهای محاصرۀ [[اقتصادی]] را در کهنسالی به [[جان]] خرید و از حمایت [[پیامبر خدا]] دست برنداشت. ابوطالب، حقی بس بزرگ بر [[اسلام]] و [[مسلمانان]] در آن روزگار غربت [[دین]] دارد. آن بزرگوار پس از خروج از شِعب ابوطالب، [[زندگی]] را به [[درود]] گفت. با [[مرگ]] او و [[خدیجه]] {{س}}، [[پیامبر خدا]] {{صل}}، دو تن از حامیان [[استوار]]، صدیق و فداکارش را از دست داد و پس از آن، [[شکنجه]] و آزار مؤمنان به دست [[قریش]]، فزونی یافت<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. | ||
# '''حمایت از [[مسلمانان]] در [[سفر]] آنها به [[حبشه]]:''' ابوطالب در [[سفر]] [[مسلمانان]] به [[حبشه]] به حمایت از آنان پرداخت و شعری در [[مدح]] [[نجاشی]]، [[پادشاه]] آن | # '''حمایت از [[مسلمانان]] در [[سفر]] آنها به [[حبشه]]:''' ابوطالب در [[سفر]] [[مسلمانان]] به [[حبشه]] به حمایت از آنان پرداخت و شعری در [[مدح]] [[نجاشی]]، [[پادشاه]] آن سرزمین سرود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۳۳.</ref>. | ||
# مفقود شدن [[پیامبر]] {{صل}} و | # مفقود شدن [[پیامبر]] {{صل}} و تصمیم ابوطالب به [[انتقام]] از سران [[قریش]]: ابوطالب به [[گمان]] آنکه [[قریشیان]]، [[پیامبر]] {{صل}} را از میان بردهاند، تصمیم به [[قتل]] همۀ سران [[قریش]] گرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۸ـ ۱۵۹؛ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۶.</ref>. | ||
# '''جریان [[یوم الانذار]]:''' از میان موارد متعدد حوادث مربوط به [[پیامبر]] {{صل}} و ابوطالب، میتوان به جریان [[یوم الانذار]] اشاره کرد. در جلسهای که [[پیامبر]] {{صل}}، | # '''جریان [[یوم الانذار]]:''' از میان موارد متعدد حوادث مربوط به [[پیامبر]] {{صل}} و ابوطالب، میتوان به جریان [[یوم الانذار]] اشاره کرد. در جلسهای که [[پیامبر]] {{صل}}، اقوام و [[خویشان]] خود را مهمان کرد تا آنان را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] کند، وقتی با [[مخالفت]] [[ابولهب]]، عموی خود روبهرو شد، ابوطالب به پا خواست و به [[بهترین]] شکل از [[رسول خدا]] {{صل}} [[دفاع]] کرد<ref>یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۷ـ ۲۸.</ref>. | ||
# '''آرام کردن سران [[مشرک]] [[مکه]]:''' [[رسول اکرم]] {{صل}} در طول سه سال [[دعوت]] مخفیانه، همواره از طرف ابوطالب | # '''آرام کردن سران [[مشرک]] [[مکه]]:''' [[رسول اکرم]] {{صل}} در طول سه سال [[دعوت]] مخفیانه، همواره از طرف ابوطالب پشتیبانی میشد و پس از آنکه [[رسالت]] خود را آشکار کرد نیز این چنین بود. زمانی که [[رسول الله]] {{صل}} [[مخالفت]] خود را با شیوه و [[آیین]] مشرکان، اظهار و [[بتها]] و [[افکار]] [[جاهلی]] آنان را [[انکار]] کرد، گروهی از سران [[مشرک]] [[مکه]] نزد ابوطالب رفتند و خواستار مقابلۀ جدی با ایشان شدند. در این گروه که [[ابوسفیان]]، [[ابوجهل]]، [[ولید بن مغیره]]، عاص بن وائل و... حاضر بودند، ابوطالب با [[خوشرویی]] و [[ملایمت]]، آنان را آرام کرد<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۶۴.</ref>.<ref>ر.ک: [[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[ابوطالب ۱ (مقاله)|ابوطالب]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص ۸۸؛ [[حبیب عباسی| عباسی، حبیب]]، [[علی بن ابیطالب (مقاله)| مقاله «علی بن ابیطالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref> | ||
== اسلام و ایمان == | == اسلام و ایمان == | ||