←صفات پیامبر {{صل}}
(←پانویس) |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
بیتردید هر [[پیغمبری]] باید نمونه کامل و بیهمتای [[اراده خداوند]] در روی [[زمین]] باشد. [[پیامبر]] [[انسان]] است و [[مرد]] [[فضیلت]]، [[عقل]]، کمال، [[حکمت]]، [[وقار]] و جلال؛ او عالم، [[حکیم]]، [[پرهیزگار]]، صاحب [[شجاعت]] و [[بردباری]] و دیگر [[صفات پسندیده]] [[انسانی]] و [[کمالات]] متعالی است. در کارهایش هیچ اثری از [[ضعف]] و [[سستی]] و در [[رفتار]] و کردارش نشانی از پراکندگی و تناقض دیده نمیشود. در یک [[کلام]]، [[پیغمبر]] {{صل}} [[معصوم از خطا]] و مبرّای از [[لغزش]] و [[برترین]] و کاملترین خلایق است. [[خداوند متعال]]، پیغمبر ما را برای همیشه نمونه و الگوی [[بشر]] قرار داده و بر همگان [[واجب]] کرده که در همه [[کارها]] از کوچک و بزرگ به او [[اقتدا]] کنند: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. | بیتردید هر [[پیغمبری]] باید نمونه کامل و بیهمتای [[اراده خداوند]] در روی [[زمین]] باشد. [[پیامبر]] [[انسان]] است و [[مرد]] [[فضیلت]]، [[عقل]]، کمال، [[حکمت]]، [[وقار]] و جلال؛ او عالم، [[حکیم]]، [[پرهیزگار]]، صاحب [[شجاعت]] و [[بردباری]] و دیگر [[صفات پسندیده]] [[انسانی]] و [[کمالات]] متعالی است. در کارهایش هیچ اثری از [[ضعف]] و [[سستی]] و در [[رفتار]] و کردارش نشانی از پراکندگی و تناقض دیده نمیشود. در یک [[کلام]]، [[پیغمبر]] {{صل}} [[معصوم از خطا]] و مبرّای از [[لغزش]] و [[برترین]] و کاملترین خلایق است. [[خداوند متعال]]، پیغمبر ما را برای همیشه نمونه و الگوی [[بشر]] قرار داده و بر همگان [[واجب]] کرده که در همه [[کارها]] از کوچک و بزرگ به او [[اقتدا]] کنند: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}}<ref>«بیگمان فرستاده خداوند برای شما نمونهای نیکوست» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. | ||
با مراجعه به [[اخبار]] و روایاتی که گفته میشود، تاریخ [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را ثبت کرده، معلوم میشود که او مردی است، [[ناتوان]] و چند چهره، همچون | با مراجعه به [[اخبار]] و روایاتی که گفته میشود، تاریخ [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را ثبت کرده، معلوم میشود که او مردی است، [[ناتوان]] و چند چهره، همچون کودکان کار میکند و چون [[جاهلان]] سخن میگوید. آنگاه که [[خشنود]] میشود، [[خشنودی]] او سستی و سبکی است و هرگاه که [[خشم]] میگیرد، خشم او [[ناتوانی]] و آشفتگی است. همواره محتاج کسی است که به او چیزی بیاموزد و کارهایش را [[مدیریت]] کند و دستش را بگیرد و مشکلاتش را چارهجویی کند. همه [[مردم]] از او آگاهتر، عاقلتر، قدرتمندتر و تواناتر هستند. | ||
چگونه میتوان [[تفسیر]] کرد که پیامبر {{صل}} همسرش را روی دوش میگیرد و گونه بر گونه او میگذارد تا با همدیگر نظارهگر رقص سیاهان باشند یا همسرش چانه خود را بر روی دست او نهاده و [[بازی]] سیاهان را تماشا میکند؟!<ref>بنگرید: صحیح بخاری، ج۱، ص۱۱۱؛ ج۲، ص۱۰۰؛ مسند احمد، ج۶، ص۵۶-۵۷، ۸۳-۸۵؛ سنن نسائی، ج۳، ص۱۹۵- ۱۹۷؛ صحیح مسلم، ج۳، ص۲۱- ۲۲؛ احیاء علوم الدین، ج۲، ص۴۴؛ التراتیب الاداریه، ج۲، ص۱۲۱- ۱۲۲؛ الفتوحات الاسلامیه، ج۲، ص۴۶۳.</ref>. همین پیامبر، [[سپاه]] خود را رها میکند تا با همسرش تنها و در میان صحرا مسابقه دهد، آن هم بارها و در مناسبتهای مختلف! گاهی شوهر میبرد و گاهی [[همسر]]! آنگاه به همسرش میگوید: این به آن در!<ref>بنگرید: صفة الصفوة، ج۱، ص۱۷۶- ۱۷۷؛ سنن ابی داود، ج۳، ص۲۹- ۳۰؛ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۴۳۶؛ احیاء علوم الدین، ج۲، ص۴۴؛ مسند احمد، ج۶، ص۲۶۴؛ حیاة الصحابة، ج۲، ص۳۶۴.</ref> و یا هنگامی که [[زن]] پسرخواندهاش را در حالتی شهوتآور میبیند، [[عاشق]] او میشود و با او تبانی میکند!<ref>الجامع لاحکام القرآن، ج۱۴، ص۱۹۰؛ تاریخ الخمیس، ج۱، ص۵۰۱؛ تفسیر غرائب القرآن، ج۲۱، ص۱۳۱۲؛ سیره حلبی، ج۲، ص۲۱۴؛ الدر المنثور، ج۴، ص۲۰۲؛ فتح القدیر، ج۴، ص۲۸۴- ۲۸۶؛ الکشّاف، ج۳، ص۵۴۰- ۵۴۱؛ الطبقات الکبری، ص۱۰۱؛ مجمع الزاوئد، ج۹، ص۲۴۷؛ لباب التأویل، ج۳، ص۴۸۶.</ref>. | چگونه میتوان [[تفسیر]] کرد که پیامبر {{صل}} همسرش را روی دوش میگیرد و گونه بر گونه او میگذارد تا با همدیگر نظارهگر رقص سیاهان باشند یا همسرش چانه خود را بر روی دست او نهاده و [[بازی]] سیاهان را تماشا میکند؟!<ref>بنگرید: صحیح بخاری، ج۱، ص۱۱۱؛ ج۲، ص۱۰۰؛ مسند احمد، ج۶، ص۵۶-۵۷، ۸۳-۸۵؛ سنن نسائی، ج۳، ص۱۹۵- ۱۹۷؛ صحیح مسلم، ج۳، ص۲۱- ۲۲؛ احیاء علوم الدین، ج۲، ص۴۴؛ التراتیب الاداریه، ج۲، ص۱۲۱- ۱۲۲؛ الفتوحات الاسلامیه، ج۲، ص۴۶۳.</ref>. همین پیامبر، [[سپاه]] خود را رها میکند تا با همسرش تنها و در میان صحرا مسابقه دهد، آن هم بارها و در مناسبتهای مختلف! گاهی شوهر میبرد و گاهی [[همسر]]! آنگاه به همسرش میگوید: این به آن در!<ref>بنگرید: صفة الصفوة، ج۱، ص۱۷۶- ۱۷۷؛ سنن ابی داود، ج۳، ص۲۹- ۳۰؛ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۴۳۶؛ احیاء علوم الدین، ج۲، ص۴۴؛ مسند احمد، ج۶، ص۲۶۴؛ حیاة الصحابة، ج۲، ص۳۶۴.</ref> و یا هنگامی که [[زن]] پسرخواندهاش را در حالتی شهوتآور میبیند، [[عاشق]] او میشود و با او تبانی میکند!<ref>الجامع لاحکام القرآن، ج۱۴، ص۱۹۰؛ تاریخ الخمیس، ج۱، ص۵۰۱؛ تفسیر غرائب القرآن، ج۲۱، ص۱۳۱۲؛ سیره حلبی، ج۲، ص۲۱۴؛ الدر المنثور، ج۴، ص۲۰۲؛ فتح القدیر، ج۴، ص۲۸۴- ۲۸۶؛ الکشّاف، ج۳، ص۵۴۰- ۵۴۱؛ الطبقات الکبری، ص۱۰۱؛ مجمع الزاوئد، ج۹، ص۲۴۷؛ لباب التأویل، ج۳، ص۴۸۶.</ref>. | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
چگونه میتوان پذیرفت که [[پیامبر]] {{صل}} درباره یک موضوع نظر خاصّی داشته باشد، امّا آیاتی در ردّ دیدگاه او و [[تأیید]] نظر دیگران فرود آید و او از این بابت [[گریه]] کند و ناله و شیون سر دهد؟<ref>منابع این سخن به هنگام بحث از غنایم بدر خواهد آمد.</ref> مطابق همین [[اخبار]] روزی از مزبله قبیلهای گذشت و ایستاده ادرار کرد!<ref>بنگرید: المصنّف، ج۱، ص۱۹۳؛ صحیح بخاری، ج۱، ص۳۴- ۳۵؛ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۱۱۱- ۱۱۲؛ مسند احمد، ج۴، ص۲۴۶؛ ج۵، ص۳۸۲؛ المعجم الصغیر، ج۱، ص۲۲۹؛ ج۲۴، ص۲۶۶.</ref>میگویند: او را همانند سایر [[مردمان]] [[شیطانی]] بود که او را [[گمراه]] میکرد و به شکل [[جبرئیل]] نزدش میآمد، امّا [[خداوند]] او را [[یاری]] فرمود و او [[مسلمان]] شد. بدین ترتیب پیامبر {{صل}} از [[شرّ]] [[شیطان]] در [[امان]] مانده است!<ref>کشف الاستار، ج۳، ص۱۴۶؛ بنگرید: مشکل الآثار، ج۱، ص۳۰؛ المواهب المدنیة، ج۱، ص۲۰۲؛ المعجم الصغیر، ج۱، ص۷۱؛ مجمع الزوائد، ج۸، ص۲۶۹؛ حیاة الصحابة، ج۲، ص۷۱۲.</ref>و شیطان او، [[بهترین]] شیطانهاست<ref>اللآلی المصنوعه، ج۱، ص۳۰۶.</ref>. شراب انگور و شراب خرما مینوشد<ref>بنگرید: مسند ابویعلی، ج۴، ص۴۱۸؛ مسند احمد، ج۲، ص۱۰۶؛ صحیح مسلم، ج۶، ص۱۰۵؛ سنن نسائی، ج۸، ص۳۳۳؛ سنن ابی ماجه، ج۲، ص۱۱۲۶؛ سنن ابی داود، ج۲، ص۲۱۳.</ref>. از ابراهیم برای [[شک]] سزاوارتر است<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۷۱؛ مسند احمد، ج۱، ص۳۲۶؛ سنن ابی ماجه، ج۲، ص۱۳۳۵؛ تأویل مختلف الحدیث، ص۹۷؛ صحیح مسلم، ج۷، ص۹۸.</ref>. و کارهای مهم همچون [[لیلة القدر]] را فراموش میکند و چون نمیتواند آن را به یاد آورد، [[پیروان]] خود را [[فرمان]] میدهد که در دهه آخر [[ماه رمضان]]، در پی لیلة القدر باشند<ref>کشف الآثار، ج۱، ص۴۸۴؛ مجمع الزوائد، ج۳، ص۱۵۵.</ref>. او [[سوره روم]] را به خوبی [[حفظ]] ندارد<ref>الدر المنثور، ج۵، ص۱۵۰؛ بنگرید: مناهل العرفان، ج۱، ص۳۶۰؛ کنز العمّال، ج۱، ص۵۳۸.</ref> و از یاد برده که جنب بوده است<ref>المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۳۰؛ ج۲، ص۱۶.</ref>. | چگونه میتوان پذیرفت که [[پیامبر]] {{صل}} درباره یک موضوع نظر خاصّی داشته باشد، امّا آیاتی در ردّ دیدگاه او و [[تأیید]] نظر دیگران فرود آید و او از این بابت [[گریه]] کند و ناله و شیون سر دهد؟<ref>منابع این سخن به هنگام بحث از غنایم بدر خواهد آمد.</ref> مطابق همین [[اخبار]] روزی از مزبله قبیلهای گذشت و ایستاده ادرار کرد!<ref>بنگرید: المصنّف، ج۱، ص۱۹۳؛ صحیح بخاری، ج۱، ص۳۴- ۳۵؛ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۱۱۱- ۱۱۲؛ مسند احمد، ج۴، ص۲۴۶؛ ج۵، ص۳۸۲؛ المعجم الصغیر، ج۱، ص۲۲۹؛ ج۲۴، ص۲۶۶.</ref>میگویند: او را همانند سایر [[مردمان]] [[شیطانی]] بود که او را [[گمراه]] میکرد و به شکل [[جبرئیل]] نزدش میآمد، امّا [[خداوند]] او را [[یاری]] فرمود و او [[مسلمان]] شد. بدین ترتیب پیامبر {{صل}} از [[شرّ]] [[شیطان]] در [[امان]] مانده است!<ref>کشف الاستار، ج۳، ص۱۴۶؛ بنگرید: مشکل الآثار، ج۱، ص۳۰؛ المواهب المدنیة، ج۱، ص۲۰۲؛ المعجم الصغیر، ج۱، ص۷۱؛ مجمع الزوائد، ج۸، ص۲۶۹؛ حیاة الصحابة، ج۲، ص۷۱۲.</ref>و شیطان او، [[بهترین]] شیطانهاست<ref>اللآلی المصنوعه، ج۱، ص۳۰۶.</ref>. شراب انگور و شراب خرما مینوشد<ref>بنگرید: مسند ابویعلی، ج۴، ص۴۱۸؛ مسند احمد، ج۲، ص۱۰۶؛ صحیح مسلم، ج۶، ص۱۰۵؛ سنن نسائی، ج۸، ص۳۳۳؛ سنن ابی ماجه، ج۲، ص۱۱۲۶؛ سنن ابی داود، ج۲، ص۲۱۳.</ref>. از ابراهیم برای [[شک]] سزاوارتر است<ref>صحیح بخاری، ج۳، ص۷۱؛ مسند احمد، ج۱، ص۳۲۶؛ سنن ابی ماجه، ج۲، ص۱۳۳۵؛ تأویل مختلف الحدیث، ص۹۷؛ صحیح مسلم، ج۷، ص۹۸.</ref>. و کارهای مهم همچون [[لیلة القدر]] را فراموش میکند و چون نمیتواند آن را به یاد آورد، [[پیروان]] خود را [[فرمان]] میدهد که در دهه آخر [[ماه رمضان]]، در پی لیلة القدر باشند<ref>کشف الآثار، ج۱، ص۴۸۴؛ مجمع الزوائد، ج۳، ص۱۵۵.</ref>. او [[سوره روم]] را به خوبی [[حفظ]] ندارد<ref>الدر المنثور، ج۵، ص۱۵۰؛ بنگرید: مناهل العرفان، ج۱، ص۳۶۰؛ کنز العمّال، ج۱، ص۵۳۸.</ref> و از یاد برده که جنب بوده است<ref>المعجم الصغیر، ج۱، ص۱۳۰؛ ج۲، ص۱۶.</ref>. | ||
این [[اخبار]] و [[روایات]] در کتابهایی آمده که ادّعا میشود، پس از [[قرآن]]، صحیحترین کتابهاست. هر [[انسانی]] که از ضوابط و معیارهای [[حقیقی]] و مبانی اساسی و لازم برای مطالعه و بررسی [[تاریخ]] بیخبر باشد، مطابق این توده عظیم از روایات جعلی و ساختگی، سیمایی آشفته از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} ترسیم خواهد کرد؛ علی الخصوص هنگامی که از صفات و ویژگیهای لازم برای منصب [[پیامبری]] [[آگاهی]] و [[شناخت]] نداشته باشد. افزون بر این [[تقدیس]] کورکورانه و سادهلوحانه روایات مندرج در این کتابها نیز او را در این مسیر به پیش خواهد راند؛ زیرا مانع ارزیابی | این [[اخبار]] و [[روایات]] در کتابهایی آمده که ادّعا میشود، پس از [[قرآن]]، صحیحترین کتابهاست. هر [[انسانی]] که از ضوابط و معیارهای [[حقیقی]] و مبانی اساسی و لازم برای مطالعه و بررسی [[تاریخ]] بیخبر باشد، مطابق این توده عظیم از روایات جعلی و ساختگی، سیمایی آشفته از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} ترسیم خواهد کرد؛ علی الخصوص هنگامی که از صفات و ویژگیهای لازم برای منصب [[پیامبری]] [[آگاهی]] و [[شناخت]] نداشته باشد. افزون بر این [[تقدیس]] کورکورانه و سادهلوحانه روایات مندرج در این کتابها نیز او را در این مسیر به پیش خواهد راند؛ زیرا مانع ارزیابی واقعی این روایات شده، آن روایات را از [[ارزش]] حقیقیاش بسی بالاتر خواهد برد. | ||
ترسیم چنین سیمایی از [[پیغمبر]] بزرگ [[اسلام]] {{صل}} که [[اسوه]] همگان است، [[خیانت]] بزرگی به تاریخ، [[امّت]] [[مسلمان]] و [[بشریت]] است و هنوز [[اندوه]] این خیانت، گلوگیرمان است و در [[ظلمات]] و تاریکیهای آن سرگردانیم. | ترسیم چنین سیمایی از [[پیغمبر]] بزرگ [[اسلام]] {{صل}} که [[اسوه]] همگان است، [[خیانت]] بزرگی به تاریخ، [[امّت]] [[مسلمان]] و [[بشریت]] است و هنوز [[اندوه]] این خیانت، گلوگیرمان است و در [[ظلمات]] و تاریکیهای آن سرگردانیم. | ||