بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
در میان شاگردان آن حضرت افرادی چون [[علی بن اسماعیل میثمی]]، از متکلمان بزرگ [[شیعه]]، دیده میشوند که کتاب مجالس هشام بن الحکم را در رد مخالفان شیعه نگاشته و یا بارها به مناظره با [[ابوهذیل]] علاف و نَظّام، از برجستهترین دانشمندان [[معتزله]]، پرداخت<ref>نجاشی، رجال، ص۲۵۱.</ref>. | در میان شاگردان آن حضرت افرادی چون [[علی بن اسماعیل میثمی]]، از متکلمان بزرگ [[شیعه]]، دیده میشوند که کتاب مجالس هشام بن الحکم را در رد مخالفان شیعه نگاشته و یا بارها به مناظره با [[ابوهذیل]] علاف و نَظّام، از برجستهترین دانشمندان [[معتزله]]، پرداخت<ref>نجاشی، رجال، ص۲۵۱.</ref>. | ||
تنها در برخی منابع، نام بیش از سیصد شاگرد آن حضرت ذکر شده است<ref>طوسی، رجال، ص۳۶۶.</ref> که نشان از [[میزان]] بالای تلاش و فعالیت علمی امام رضا{{ع}} در مدینه دارد. این موضوع از ظهور و بروز [[عالمان]] و فرهیختگان [[تربیت]] شده امام رضا{{ع}} که چهره آنان در دوره [[ولایتعهدی]] به خوبی دیده میشود، نیز فهمیده میشود<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص۱۰۹.</ref>. | تنها در برخی منابع، نام بیش از سیصد شاگرد آن حضرت ذکر شده است<ref>طوسی، رجال، ص۳۶۶.</ref> که نشان از [[میزان]] بالای تلاش و فعالیت علمی امام رضا{{ع}} در مدینه دارد. این موضوع از ظهور و بروز [[عالمان]] و فرهیختگان [[تربیت]] شده امام رضا{{ع}} که چهره آنان در دوره [[ولایتعهدی]] به خوبی دیده میشود، نیز فهمیده میشود<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۱۰۹.</ref>. | ||
== پاسخ به اشکالات و [[شبهات]] مخالفان == | == پاسخ به اشکالات و [[شبهات]] مخالفان == | ||
[[خراسان]] در دوره [[مأمون]] از مهمترین مراکز علمی [[جهان اسلام]] در حوزه حدیث، [[کلام]] و فقه بود و عالمان [[ایرانی]] بسیاری، از جمله استادان شخصیتهای برجسته [[اهل سنت]] همچون [[بخاری]] و مسلم نیشابوری، از مهمترین نویسندگان [[صحاح سته]] اهل سنت، در این [[شهر]] حضور داشتند<ref>ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۰، ص۵۱۲.</ref>. بنابراین، حضور [[امام رضا]]{{ع}} در مرو و بروز و ظهور دانش حضرت در چنین فضایی دارای اهمیت بسیار بود. به ویژه آنکه ایشان در محافل علمی حضور یافته و به تبیین نظریات [[امامیه]] میپرداخت. برای نمونه، در مقابل دیدگاه [[حنفیان]]، به اشکالهای [[استنباط احکام شرعی]] از راه قیاس پرداختند<ref>حمیری، حورالعین، ص۳۵۶-۳۵۷.</ref>. | [[خراسان]] در دوره [[مأمون]] از مهمترین مراکز علمی [[جهان اسلام]] در حوزه حدیث، [[کلام]] و فقه بود و عالمان [[ایرانی]] بسیاری، از جمله استادان شخصیتهای برجسته [[اهل سنت]] همچون [[بخاری]] و مسلم نیشابوری، از مهمترین نویسندگان [[صحاح سته]] اهل سنت، در این [[شهر]] حضور داشتند<ref>ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۰، ص۵۱۲.</ref>. بنابراین، حضور [[امام رضا]]{{ع}} در مرو و بروز و ظهور دانش حضرت در چنین فضایی دارای اهمیت بسیار بود. به ویژه آنکه ایشان در محافل علمی حضور یافته و به تبیین نظریات [[امامیه]] میپرداخت. برای نمونه، در مقابل دیدگاه [[حنفیان]]، به اشکالهای [[استنباط احکام شرعی]] از راه قیاس پرداختند<ref>حمیری، حورالعین، ص۳۵۶-۳۵۷.</ref>. | ||
[[شهرت]] [[امام]]{{ع}} در [[آگاهی]] به [[معارف قرآن]] و [[سنت]] تا آن پایه بود که [[مأمون]] نیز گاه پرسشهای [[علمی]] خود را نزد امام{{ع}} مطرح میکرد. برای نمونه، مأمون از آن حضرت درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}<ref>«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref> و چگونگی جمع آن با اعتقاد به عصمت [[پیامبران]]{{عم}} پرسید؛ و امام{{ع}} با بیانی روشن، عمل [[حضرت آدم]]{{ع}} را [[ترک اولی]] خواند و [[شبهه]] منافات آن با [[عصمت پیامبران]]{{عم}} را برطرف کرد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۱۳۶.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص۱۱۰.</ref> | [[شهرت]] [[امام]]{{ع}} در [[آگاهی]] به [[معارف قرآن]] و [[سنت]] تا آن پایه بود که [[مأمون]] نیز گاه پرسشهای [[علمی]] خود را نزد امام{{ع}} مطرح میکرد. برای نمونه، مأمون از آن حضرت درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى}}<ref>«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref> و چگونگی جمع آن با اعتقاد به عصمت [[پیامبران]]{{عم}} پرسید؛ و امام{{ع}} با بیانی روشن، عمل [[حضرت آدم]]{{ع}} را [[ترک اولی]] خواند و [[شبهه]] منافات آن با [[عصمت پیامبران]]{{عم}} را برطرف کرد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۱۳۶.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۱۱۰.</ref> | ||
== مناظرههای علمی == | == مناظرههای علمی == | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
در این مناظرهها دو موضوع به بهترین صورت برای حاضران روشن شد؛ نخست [[چیرگی]] و [[استواری]] بیانات امام رضا{{ع}} بود که با بررسی و تحلیل [[اخبار]] مناظرات اهمیت آن روشن میشود. امام{{ع}} دیگران را [[دعوت]] به [[پرسشگری]] میکرد و [[اصرار]] داشت از هرگونه [[مجامله]] و [[تکلف]] در طرح مسائل [[علمی]] [[پرهیز]] شود<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۵۸۵.</ref>. همچنین در ورود به بحث و [[انتخاب]] موضوع به طرف مقابل میدان میداد تا مطالب خود را با صورت و ساختاری مورد پسند مخاطبان و البته همراه با [[نظم]] منطقی، مطرح کند<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۵۸۵.</ref>. امام رضا{{ع}} در [[مباحثه]] به منابع مورد توافق و آنچه از مسلمات طرف مقابل بود ارجاع میداد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۳۶.</ref> و به اصطلاح با ایجاد «زبان مشترک» با آنان مناظره میکرد و بیانات خود را در قالبهای قابل [[فهم]] برای همگان چون [[تمثیل]] بیان میکرد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۱۷۱.</ref>. افزون بر این موارد، [[امام]]{{ع}} برای مناظره کننده [[احترام]] قائل بود و تنها به [[نقد]] نظریات آنها میپرداختند و از هر [[تحریف]] و مغالطهای دوری میکرد. این ویژگیها در روش مناظرات امام{{ع}}، سبب شد تا مفاهیم و مباحث مطرح شده ایشان تأثیرگذار باشند. | در این مناظرهها دو موضوع به بهترین صورت برای حاضران روشن شد؛ نخست [[چیرگی]] و [[استواری]] بیانات امام رضا{{ع}} بود که با بررسی و تحلیل [[اخبار]] مناظرات اهمیت آن روشن میشود. امام{{ع}} دیگران را [[دعوت]] به [[پرسشگری]] میکرد و [[اصرار]] داشت از هرگونه [[مجامله]] و [[تکلف]] در طرح مسائل [[علمی]] [[پرهیز]] شود<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۵۸۵.</ref>. همچنین در ورود به بحث و [[انتخاب]] موضوع به طرف مقابل میدان میداد تا مطالب خود را با صورت و ساختاری مورد پسند مخاطبان و البته همراه با [[نظم]] منطقی، مطرح کند<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۵۸۵.</ref>. امام رضا{{ع}} در [[مباحثه]] به منابع مورد توافق و آنچه از مسلمات طرف مقابل بود ارجاع میداد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۳۶.</ref> و به اصطلاح با ایجاد «زبان مشترک» با آنان مناظره میکرد و بیانات خود را در قالبهای قابل [[فهم]] برای همگان چون [[تمثیل]] بیان میکرد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۱۷۱.</ref>. افزون بر این موارد، [[امام]]{{ع}} برای مناظره کننده [[احترام]] قائل بود و تنها به [[نقد]] نظریات آنها میپرداختند و از هر [[تحریف]] و مغالطهای دوری میکرد. این ویژگیها در روش مناظرات امام{{ع}}، سبب شد تا مفاهیم و مباحث مطرح شده ایشان تأثیرگذار باشند. | ||
[[اقرار]] پیاپی مناظره کنندگان به [[اعتقادات]] امام{{ع}} و [[برتری]] آن حضرت، | [[اقرار]] پیاپی مناظره کنندگان به [[اعتقادات]] امام{{ع}} و [[برتری]] آن حضرت، مقام علمی ایشان را بیش از گذشته نمایان میکرد. [[جاثلیق]] در پایان مناظره اعلام کرد که به [[مسیح]] [[سوگند]] در میان [[دانشمندان]] [[مسلمان]] مانند تو نیست<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۳۲.</ref>. [[رأس الجالوت]] و بزرگ [[زرتشتیان]] نیز با [[سکوت]] خود از ادامه بحث سرباز زد و [[عمران]] [[صابی]] در نهایت به [[وحدانیت خدا]] و [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اقرار کرد و مسلمان شد. [[مناظره امام]]{{ع}} با وی تا جایی مؤثر بود که خود عمران به مبلغ [[دین اسلام]] تبدیل شد و بعدها با بزرگان [[ادیان]] مختلف بحث و مناظره میکرد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۳۶۰.</ref>. بیتردید [[مأمون]] [[گمان]] نمیکرد فضای مناظرات این گونه به [[محبوبیت]] امام{{ع}} ختم شود<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۱۱۰.</ref>. | ||
== میراث علمی امام رضا{{ع}} == | == میراث علمی امام رضا{{ع}} == | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
[[فقه الرضا (کتاب)|فقه الرضا]]{{ع}} و [[جوامع الشریعه (کتاب)|جوامع الشریعه]]، دو کتاب مشتمل بر مباحث [[فقهی]] و اخلاقیاند. کتاب نخست در [[زمان]] [[علامه مجلسی]] (م ۱۱۱۱ق) [[شهرت]] یافت و مورد [[تأیید]] ایشان قرار گرفت<ref>برای مشاهده مجموعهای از اخبار در این باره، ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۱۱-۱۲.</ref>؛ اما برخی چون [[شیخ حر عاملی]] (م ۱۱۰۴ق) آن را کتابی مجهول المؤلف خوانده و [[روایات]] آن را مرسل دانستهاند<ref>امین، اعیان الشیعه، ج۶، ص۱۹۴.</ref>. بررسیها نشان میدهند که بیشتر روایات این کتاب، همان اخباری هستند که بدون سند در کتاب [[من لایحضره الفقیه]]، اثر [[شیخ صدوق]] ذکر شدهاند. [[صحیفة الرضا]] اثری دیگر و حاوی [[روایات امام رضا]]{{ع}} از [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[پدران]] ایشان است که به آن حضرت نسبت داده شده است و سلسله سند آن به [[احمد بن عامر طایی]] باز میگردد<ref>نجاشی، رجال، ص۱۰۰.</ref>. | [[فقه الرضا (کتاب)|فقه الرضا]]{{ع}} و [[جوامع الشریعه (کتاب)|جوامع الشریعه]]، دو کتاب مشتمل بر مباحث [[فقهی]] و اخلاقیاند. کتاب نخست در [[زمان]] [[علامه مجلسی]] (م ۱۱۱۱ق) [[شهرت]] یافت و مورد [[تأیید]] ایشان قرار گرفت<ref>برای مشاهده مجموعهای از اخبار در این باره، ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۱۱-۱۲.</ref>؛ اما برخی چون [[شیخ حر عاملی]] (م ۱۱۰۴ق) آن را کتابی مجهول المؤلف خوانده و [[روایات]] آن را مرسل دانستهاند<ref>امین، اعیان الشیعه، ج۶، ص۱۹۴.</ref>. بررسیها نشان میدهند که بیشتر روایات این کتاب، همان اخباری هستند که بدون سند در کتاب [[من لایحضره الفقیه]]، اثر [[شیخ صدوق]] ذکر شدهاند. [[صحیفة الرضا]] اثری دیگر و حاوی [[روایات امام رضا]]{{ع}} از [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[پدران]] ایشان است که به آن حضرت نسبت داده شده است و سلسله سند آن به [[احمد بن عامر طایی]] باز میگردد<ref>نجاشی، رجال، ص۱۰۰.</ref>. | ||
[[طب الرضا (کتاب)|طب الرضا]] یا [[رساله ذهبیه (کتاب)|رساله ذهبیه]] نیز کتابچهای در موضوعات [[پزشکی]] است؛ که گفته میشود به درخواست [[مأمون]] از سوی [[امام]]{{ع}} نگاشته شده است. مأمون بعدها دستور داد تا آن را با آب طلا بنویسند<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۱۱، ۵۹ و ۳۵۶.</ref>. البته مطابق آنچه در این خبر گزارش شده، امام و مأمون هر دو در [[نیشابور]] حضور داشتهاند. این در حالی است که [[امام رضا]]{{ع}} تنها یکبار از نیشابور عبور نمودند و آن هم در هنگام [[مهاجرت]] به سوی مرو بود؛ و | [[طب الرضا (کتاب)|طب الرضا]] یا [[رساله ذهبیه (کتاب)|رساله ذهبیه]] نیز کتابچهای در موضوعات [[پزشکی]] است؛ که گفته میشود به درخواست [[مأمون]] از سوی [[امام]]{{ع}} نگاشته شده است. مأمون بعدها دستور داد تا آن را با آب طلا بنویسند<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۱۱، ۵۹ و ۳۵۶.</ref>. البته مطابق آنچه در این خبر گزارش شده، امام و مأمون هر دو در [[نیشابور]] حضور داشتهاند. این در حالی است که [[امام رضا]]{{ع}} تنها یکبار از نیشابور عبور نمودند و آن هم در هنگام [[مهاجرت]] به سوی مرو بود؛ و منابع تاریخی تصریح نمودند که مأمون در مرو به استقبال امام{{ع}} آمد و یا از همسفران [[امام رضا]]{{ع}} درباره آنچه در مسیر بر ایشان گذشته، [[پرسش]] نمود. | ||
به هر ترتیب، این رساله که هماهنگ با شرایط همان [[زمان]] نگاشته شده به مباحثی چون [[بهداشت]]، [[پیشگیری]] از [[بیماریها]] و راههای علاج آنها میپردازد<ref>طوسی، رجال، ص۲۲۳.</ref>. افزون بر آثار یادشده، برخی اشعار نیز به امام رضا{{ع}} منتسباند که بسیاری از آنها در کتاب [[عیون اخبار الرضا]]{{ع}} آورده شدهاند<ref>برای نمونه، ر.ک: صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۹۰-۱۹۱.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص۱۱۲.</ref> | به هر ترتیب، این رساله که هماهنگ با شرایط همان [[زمان]] نگاشته شده به مباحثی چون [[بهداشت]]، [[پیشگیری]] از [[بیماریها]] و راههای علاج آنها میپردازد<ref>طوسی، رجال، ص۲۲۳.</ref>. افزون بر آثار یادشده، برخی اشعار نیز به امام رضا{{ع}} منتسباند که بسیاری از آنها در کتاب [[عیون اخبار الرضا]]{{ع}} آورده شدهاند<ref>برای نمونه، ر.ک: صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۹۰-۱۹۱.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]]، ص۱۱۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||