←اصل انضباط و جدّیت
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
=== اصل انضباط و جدّیت === | === اصل انضباط و جدّیت === | ||
{{اصلی|نظم و انضباط مدیریتی در معارف و سیره نبوی}} | {{اصلی|نظم و انضباط مدیریتی در معارف و سیره نبوی}} | ||
لازمه گردش درست کارها انضباط و جدّیت در امور است و [[مدیریت]] [[رسول | لازمه گردش درست کارها انضباط و جدّیت در امور است و [[مدیریت]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[مدیریتی]] منضبط و جدّی بود. هیچ [[سازمان]] و جامعهای بدون انضباط و جدّیت به مقصد خود نمیرسد. مراد از انضباط و جدّیت؛ سامانپذیری، [[آراستگی]]، [[نظم]] و ترتیب و سعی و کوشش در کارها<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، چاپ چهارم، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۰ ش. ج۱، صص۳۸۲-۱۲۱۹.</ref> و پرهیز از هرگونه [[سستی]] و بیسامانی در امور است. [[مسئولیت]] [[پیروان]] در برابر [[رهبران]] ایجاب میکند که هماهنگی کامل با آنان را [[حفظ]] کنند و در هیچ کاری و هیچ سخن و برنامهای بر آنان پیشی نگیرند و از نابسامان شدن امور و بینظمی بپرهیزند. | ||
آنچه سیرهنویسان در احوال [[پیامبر]] و برخوردهای آن حضرت نوشتهاند حاکی از این است که آن فرستاده [[حق]]، در همه امور منضبط و جدّی بود و [[مدیریتی]] مبتنی بر انضباط و جدّیت داشت. [[ابوحامد غزالی]] درباره آن حضرت آورده است: «در [[موعظه]] و [[نصیحت]] جدّی بود و هنگام [[خشم]] - که جز برای [[خدا]] خشم نمیگرفت - چیزی تاب [[مقاومت]] خشم آن حضرت را نداشت. خلاصه در تمام کارهایش جدّی بود و چون به مصیبتی گرفتار میشد، امور خویش را به خدا واگذار میکرد و از حول و [[قدرت]] خویش [[برائت]] میجست و از خدا راه چاره طلب میکرد»<ref>{{عربی|فَإِنْ وَعَظَ، وَعَظَ بِجِدٍّ وَ إِنْ غَضِبَ - وَ لَيْسَ يَغْضَبُ إِلَّا لِلَّهِ - لَمْ يَقُمْ لِغَضَبِهِ شَيْءٌ وَ كَذَلِكَ كَانَ فِي أُمُورِهِ كُلِّهَا وَ كَانَ إِذَا نَزَلَ بِهِ الْأَمْرُ فَوَّضَ الْأَمْرَ إِلَى اللَّهِ وَ تَبَرَّأُ مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ وَ اسْتُنْزِلَ الْهُدَى}}؛ احیاءالعلوم، ج۲، ص۳۳۹.</ref>.<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۳ (کتاب)|سیره نبوی ج۳]]، ص۳۴۱ ـ ۳۴۷.</ref> | آنچه سیرهنویسان در احوال [[پیامبر]] و برخوردهای آن حضرت نوشتهاند حاکی از این است که آن فرستاده [[حق]]، در همه امور منضبط و جدّی بود و [[مدیریتی]] مبتنی بر انضباط و جدّیت داشت. [[ابوحامد غزالی]] درباره آن حضرت آورده است: «در [[موعظه]] و [[نصیحت]] جدّی بود و هنگام [[خشم]] - که جز برای [[خدا]] خشم نمیگرفت - چیزی تاب [[مقاومت]] خشم آن حضرت را نداشت. خلاصه در تمام کارهایش جدّی بود و چون به مصیبتی گرفتار میشد، امور خویش را به خدا واگذار میکرد و از حول و [[قدرت]] خویش [[برائت]] میجست و از خدا راه چاره طلب میکرد»<ref>{{عربی|فَإِنْ وَعَظَ، وَعَظَ بِجِدٍّ وَ إِنْ غَضِبَ - وَ لَيْسَ يَغْضَبُ إِلَّا لِلَّهِ - لَمْ يَقُمْ لِغَضَبِهِ شَيْءٌ وَ كَذَلِكَ كَانَ فِي أُمُورِهِ كُلِّهَا وَ كَانَ إِذَا نَزَلَ بِهِ الْأَمْرُ فَوَّضَ الْأَمْرَ إِلَى اللَّهِ وَ تَبَرَّأُ مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ وَ اسْتُنْزِلَ الْهُدَى}}؛ احیاءالعلوم، ج۲، ص۳۳۹.</ref>.<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۳ (کتاب)|سیره نبوی ج۳]]، ص۳۴۱ ـ ۳۴۷.</ref> | ||