اصل دین بودن امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۳ مارس ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - ' وجود امام' به ' وجود امام'
جز (جایگزینی متن - '{{امامت شناسی}} ==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس2}} ' به '==پانویس== {{یادآوری پانویس}} {{پانویس2}} {{امامت شناسی}}')
جز (جایگزینی متن - ' وجود امام' به ' وجود امام')
خط ۱۱: خط ۱۱:
#با [[امامت]]، اساس شریعت، حفظ می‌شود و نظام اجتماعی، قوام می‌یابد.
#با [[امامت]]، اساس شریعت، حفظ می‌شود و نظام اجتماعی، قوام می‌یابد.
#زندگی بدون معرفت، در واقع زندگی جاهلانه است و نه حیات طیبه‌ای که ادیان، ارمغان‌آور آن هستند. [[حضرت رسول]]: {{عربی|"مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ‏ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً"}}<ref>[[اسحاق عارفی|عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۷۷.</ref>.
#زندگی بدون معرفت، در واقع زندگی جاهلانه است و نه حیات طیبه‌ای که ادیان، ارمغان‌آور آن هستند. [[حضرت رسول]]: {{عربی|"مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ‏ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً"}}<ref>[[اسحاق عارفی|عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۷۷.</ref>.
*'''اولین دلیل: [[امام]] و واسطه فیض:'''هدف عالی انسان، نیل به کمالات ماورای طبیعت و اتصال به عالم غیب و تخلق به "اخلاق الله" است. طریق وصول به این کمال، همان "[[صراط مستقیم]]" است. کسی می‌تواند رهبر رهروان طریق مستقیم باشد که خود، این مسیر را پیموده و لازم است همواره در میان انسان‌ها چنین فرد برگزیده‌ای وجود داشته باشد تا واسطه فیض میان عالم ربوبی و نوع انسانی گردد؛ چنین فرد برگزیده‌ای، در اصطلاح شرع، [[امام]] نامیده می‌شود. پس [[امام]]، مجرای فیوض الهی و واسطه بین انسان و [[عالم غیب]] است. فلاسفه بزرگ، همچون [[ابن سینا]]، در الهیات شفا و... خالی نماندن عالم را از وجود [[امام]] که با مضمون احادث و استمرار فیض و قواعد عقلی دیگر، موافق است با صراحت پذیرفته‌اند<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۸۵.</ref>.
*'''اولین دلیل: [[امام]] و واسطه فیض:'''هدف عالی انسان، نیل به کمالات ماورای طبیعت و اتصال به عالم غیب و تخلق به "اخلاق الله" است. طریق وصول به این کمال، همان "[[صراط مستقیم]]" است. کسی می‌تواند رهبر رهروان طریق مستقیم باشد که خود، این مسیر را پیموده و لازم است همواره در میان انسان‌ها چنین فرد برگزیده‌ای وجود داشته باشد تا واسطه فیض میان عالم ربوبی و نوع انسانی گردد؛ چنین فرد برگزیده‌ای، در اصطلاح شرع، [[امام]] نامیده می‌شود. پس [[امام]]، مجرای فیوض الهی و واسطه بین انسان و [[عالم غیب]] است. فلاسفه بزرگ، همچون [[ابن سینا]]، در الهیات شفا و... خالی نماندن عالم را از [[وجود امام]] که با مضمون احادث و استمرار فیض و قواعد عقلی دیگر، موافق است با صراحت پذیرفته‌اند<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۸۵.</ref>.
*'''دومین دلیل: جهان هستی، وابسته به وجود [[امام]]:''' وابستگی هستی و بقای سایر ممکنات به وجود [[امام]] هم از طریق عقل، قابل اثبات است و هم از طریق نقل.
*'''دومین دلیل: جهان هستی، وابسته به [[وجود امام]]:''' وابستگی هستی و بقای سایر ممکنات به [[وجود امام]] هم از طریق عقل، قابل اثبات است و هم از طریق نقل.


*'''دو دلیل عقلی:'''همه ممکنات، این استعداد را ندارند که بدون واسطه، تلقی فیض نمایند، قصور خودشان مانع از رسیدن فیض به طور مستقیم است لذا "[[امام]]" که در جنبه {{عربی|"يلي الربّي و يلي الخلقي"}} کامل است، واسطه ایصال برکات می‌باشد، همان‌طور که [[پیامبر اکرم|نبی اکرم]]{{صل}} در دریافت [[وحی]] واسطه است برای مردم.
*'''دو دلیل عقلی:'''همه ممکنات، این استعداد را ندارند که بدون واسطه، تلقی فیض نمایند، قصور خودشان مانع از رسیدن فیض به طور مستقیم است لذا "[[امام]]" که در جنبه {{عربی|"يلي الربّي و يلي الخلقي"}} کامل است، واسطه ایصال برکات می‌باشد، همان‌طور که [[پیامبر اکرم|نبی اکرم]]{{صل}} در دریافت [[وحی]] واسطه است برای مردم.


*'''ادله نقلی:''' [[ابو حمزه ثمالی]] می‌گوید: " به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: آیا ممکن است زمین، بدون [[امام]] بماند؟ فرمود: اگر زمین، بدون [[امام]] بماند، حتماً فرو می‌ریزد". نسبت به وابستگی جهان هستی به وجود [[امام]]، در زیارت جامعه کبیره چنین آمده:  
*'''ادله نقلی:''' [[ابو حمزه ثمالی]] می‌گوید: " به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: آیا ممکن است زمین، بدون [[امام]] بماند؟ فرمود: اگر زمین، بدون [[امام]] بماند، حتماً فرو می‌ریزد". نسبت به وابستگی جهان هستی به [[وجود امام]]، در زیارت جامعه کبیره چنین آمده:  
*#{{عربی|" بِكُمْ‏ فَتَحَ‏ اللَّهُ‏ وَ بِكُمْ‏ يَخْتِمُ اللَّهُ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛
*#{{عربی|" بِكُمْ‏ فَتَحَ‏ اللَّهُ‏ وَ بِكُمْ‏ يَخْتِمُ اللَّهُ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛
*#{{عربی|" بِكُمْ‏ يُنَزِّلُ‏ الْغَيْثَ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛
*#{{عربی|" بِكُمْ‏ يُنَزِّلُ‏ الْغَيْثَ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛
خط ۲۷: خط ۲۷:
*نظام [[امامت]] و [[ولایت]] باید از جانب خدا شود تا حکومت، شرعی و اطاعت از اوامرش، واجب باشد. در این نظام [[امامت]] است که عقیده توحید، و حکومت واحد جهانی و همیشه نو و مترقیِ اسلام، محقق می‌شود.
*نظام [[امامت]] و [[ولایت]] باید از جانب خدا شود تا حکومت، شرعی و اطاعت از اوامرش، واجب باشد. در این نظام [[امامت]] است که عقیده توحید، و حکومت واحد جهانی و همیشه نو و مترقیِ اسلام، محقق می‌شود.
*نتیجه آنکه [[امامت]] هم مثل [[نبوت]]، به نصب و جعل الهی می‌باشد، در نظام [[امام]] است که عقیده توحید، متجلی و ظاهر می‌شود.
*نتیجه آنکه [[امامت]] هم مثل [[نبوت]]، به نصب و جعل الهی می‌باشد، در نظام [[امام]] است که عقیده توحید، متجلی و ظاهر می‌شود.
*'''پنجمین دلیل: بقای اسلام:''' رسیدن انسان به کمال، اختیاری است پس لازم است که مسیر کمال را بشناسد اما قوای عقل و ادراک او محدود است لذا نیاز به [[وحی]] دارد و این [[وحی]] باید از تحریف، حراست گردد پس وجود [[امام]] برای حراست از [[وحی]] و حفظ اسلام ضروری است.
*'''پنجمین دلیل: بقای اسلام:''' رسیدن انسان به کمال، اختیاری است پس لازم است که مسیر کمال را بشناسد اما قوای عقل و ادراک او محدود است لذا نیاز به [[وحی]] دارد و این [[وحی]] باید از تحریف، حراست گردد پس [[وجود امام]] برای حراست از [[وحی]] و حفظ اسلام ضروری است.
*به عبارت دیگر، به اتفاق جمیع فرق اسلامی، دین اسلام، جاودانی و همگانی است و دینی که دارای چنین ویژگی‌ای باشد، نیازمند حافظی قابل اطمینان است تا آن را بی‌کم و کاست به اعصار بعدی منتقل کند.
*به عبارت دیگر، به اتفاق جمیع فرق اسلامی، دین اسلام، جاودانی و همگانی است و دینی که دارای چنین ویژگی‌ای باشد، نیازمند حافظی قابل اطمینان است تا آن را بی‌کم و کاست به اعصار بعدی منتقل کند.
*حافظ شرع، می‌تواند کتاب، سنت مقطوعه، اجماع، قیاس، خبر واحد و یا معصوم باشد.
*حافظ شرع، می‌تواند کتاب، سنت مقطوعه، اجماع، قیاس، خبر واحد و یا معصوم باشد.
خط ۵۹: خط ۵۹:
*'''جواب:''' اگر فعلی تمام شرایط لطف را دارا باشد صدورش بر خداوند متعال واجب است و اگر برخی از افعال الهی انجام نمی‌گیرد معلوم است که مصداق لطف نیست.
*'''جواب:''' اگر فعلی تمام شرایط لطف را دارا باشد صدورش بر خداوند متعال واجب است و اگر برخی از افعال الهی انجام نمی‌گیرد معلوم است که مصداق لطف نیست.
*'''اشکال پنجم؛''' مصالح مترتب بر [[امامت]]، مصالح دنیوی، همچون عدالت است در حالی که قاعده لطف به مصالح دینی مربوط است.
*'''اشکال پنجم؛''' مصالح مترتب بر [[امامت]]، مصالح دنیوی، همچون عدالت است در حالی که قاعده لطف به مصالح دینی مربوط است.
*'''پاسخ:''' عدالت از مهمترین مصالح دنیوی و اخروی و دینی است که بدون وجود [[امام]] معصوم تحقق پذیر نیست.
*'''پاسخ:''' عدالت از مهمترین مصالح دنیوی و اخروی و دینی است که بدون [[وجود امام]] معصوم تحقق پذیر نیست.
*'''اشکال ششم:''' [[امامت]] برای همه افراد بشر لطف نیست و برخی مکلفان از ترس [[امام]] به تکالیف عمل می‌کنند.
*'''اشکال ششم:''' [[امامت]] برای همه افراد بشر لطف نیست و برخی مکلفان از ترس [[امام]] به تکالیف عمل می‌کنند.
*'''جواب:''' اولاً، این گونه اشکال‌ها بر لطف بودن [[نبوت]] وارد می‌باشد. ثانیاً، [[نبوت]] و [[امامت]]، زمینه‌ساز هدایت برای نوع انسان است. ثانیاً، عمل کرد مکلفان از باب ترس از [[امام]]، منافاتی با آخرت‌گرایی ندارد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۳ - ۳۵۴.</ref>.
*'''جواب:''' اولاً، این گونه اشکال‌ها بر لطف بودن [[نبوت]] وارد می‌باشد. ثانیاً، [[نبوت]] و [[امامت]]، زمینه‌ساز هدایت برای نوع انسان است. ثانیاً، عمل کرد مکلفان از باب ترس از [[امام]]، منافاتی با آخرت‌گرایی ندارد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۳ - ۳۵۴.</ref>.
۲۲۷٬۳۷۱

ویرایش