حق وصایت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۷٬۲۷۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۵ اکتبر ۲۰۲۳
تغییر هدف تغییرمسیر از وصیت در حقوق اسلامی به وصایت در حقوق اسلامی
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
(تغییر هدف تغییرمسیر از وصیت در حقوق اسلامی به وصایت در حقوق اسلامی)
برچسب: تغییر هدف تغییرمسیر
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
#تغییر_مسیر [[وصایت در حقوق اسلامی]]
{{ولایت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[وصایت]]''' و '''[[حق اهل بیت]]''' است. "'''[[حق وصایت]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حق وصایت در قرآن]] | [[حق وصایت در حدیث]] | [[حق وصایت در کلام اسلامی]] | [[حق وصایت در فلسفه اسلامی]] | [[حق وصایت در عرفان اسلامی]] | [[حق وصایت در اخلاق اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[حق وصایت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
 
==مقدمه==
*[[حق]] [[وصایت]] به [[تنهایی]]، از جمله [[حقوق اجتماعی]] نمی‌باشد بلکه از [[حقوق فردی]] است که مربوط به شخص [[امام]] می‌شود یعنی حقی است اختصاصی که فقط [[ائمه]] از آن برخوردارند نه دیگران، اما از آنجا که [[وصایت]] مقدمه است برای تحقق [[حق امامت]] که از جمله مهم‌ترین [[حقوق اجتماعی اهل بیت]] است؛ از این‌رو این [[حق]] را مقدم بر [[حق امامت]] و مقدمه آن بیان می‌کنیم.
*[[وصی]] از [[القاب]] مشهور [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. او در سنین [[کودکی]] [[اسلام]] را پذیرفت و اولین کسی بود که به [[پیامبر]]{{صل}} [[ایمان]] آورد، وی از همان ابتدای [[دعوت]]، در جریان [[انذار]] [[عشیره]] از طرف [[پیامبر]] و به [[فرمان الهی]] به "وصی" ملقب گردید. این [[لقب]] در سراسر [[عمر]] مبارکش به وسیلۀ [[اهل بیت]] و یارانش به ایشان اطلاق می‌گردید.
*از منظر [[شیعه]] [[وصایت]] از جمله [[حقوقی]] است که فقط [[اهل بیت]] از آن برخوردارند. [[اهل سنت]]، [[وصایت]] را قبول ندارند؛ برخی از آنها به خاطر [[کینه]] و [[بغض]] نسبت به [[آل محمد]] و برخی برای [[حفظ]] [[منافع دنیوی]] و برخی به [[دلیل]] [[ترس]] از [[حکومت]] آن را [[انکار]] نموده‌اند<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۴۴.</ref>.
 
==معنای [[وصی]] در لغت==
*'''[[وصیت]]:''' یعنی آن چیزی که تو سفارش کردی و به [[وصیت]]، [[وصیت]] گفته می‌شود به جهت اتصالش به امر میت، به [[حضرت علی]]{{ع}} [[لقب]] [[وصی]] داده شده، بخاطر اینکه [[نسب]]، سبب، جهت، همسویی ایشان با [[نسب]] [[سید]] ما [[رسول الله]] است. [[اصمی]] می‌گوید {{عربی|وَصَى الشيءُ يَصي}} یعنی هنگامی که به آن چیز متصل باشد<ref>{{متن حدیث|وصي: أَوْصى الرجلَ و وَصَّاه: عَهِدَ إِليه؛ و الوَصِيَّةُ: ما أَوْصَيْتَ به، و سميت وَصِيَّةً لاتصالها بأَمر الميت، و قيل لعلي{{ع}}، وصِيٌّ لاتصال نَسَبِه و سَبَبه و سَمْته بنسب سيدنا رسول الله{{صل}}، و سَبَبه و سَمْته... قال الأَصمعي: وَصَى الشيءُ يَصي إِذا اتصل}}. لسان العرب، ج۱۵، ۳۹۴-۳۹۵؛ فیومی، المصباح المنیر، ص۶۲۶؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۴۳۷.</ref>.
*[[وصی]] بر وزن فعیل به معنی مفعول یعنی سفارش شده که جمع آن [[اوصیا]] می‌باشد<ref>فیومی، المصباح المنیر، ص۶۲۶.</ref>.
*[[راغب]] در این باره می‌گوید: "وصیت با [[پند]] و [[موعظه]] بر دیگری تقدم داشتن و سفارش کردن که عمل کند و از عبارت {{عربی|أرضٌ وَاصِيَةٌ}} گرفته شده یعنی زمینی که سراسر پوشیده از گیاه است"<ref>{{متن حدیث|الوصية: التقدم إلى الغير بما يعمل به مقترنا بوعظ، من قولهم أرض واصية متصلة النبات}}؛ المفردات، ص۸۷۳.</ref>.
*[[حسن مصطفوی]] در این باره قائل است: اصل در این ماده [[عهد]] و [[متعهد]] شدن به رساندن امری است و [[وصیت]] کردن به [[مال]] و تملیک بعد از [[مرگ]] و... از مصادیق آن هستند و [[وصی]] متصف به آن [[تعهد]] می‌شود..."<ref>حسن مصطفوی، التحقیق، ج۱۳، ص۱۲۷.</ref>.
*بنابراین در ماده [[وصی]] یک نوع [[ارتباط]] و اتصال وجود دارد و [[وصی]] در آن [[ارتباط]] نوعی سفارش را از طرف وصیت‌ کننده به خودش یا به دیگران می‌رساند<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۴۴- ۱۴۵.</ref>.
 
==[[ادله اثبات وصایت]]==
===[[دلیل عقلی]]===
*در [[زندگی]] عادی [[بشر]] کسانی که [[احساس]] می‌کنند مرگشان نزدیک است نسبت به پس از [[مرگ]]، درباره خودش و نزدیکانش سفارش‌هایی مبنی بر انجام کارهایی دارند و اگر آن شخص دارای [[منصب]] مهم [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] باشد این [[ضرورت]] بیش از پیش خود را نشان می‌دهد مخصوصاً اگر آن مطلب محل [[اختلاف]] باشد و یا [[انگیزه]] برای [[اختلاف]] در آن زمینه وجود داشته باشد. با این [[وصف]] چگونه قابل [[تصور]] است [[پیامبر]] که خود [[عقل]] کل است و کل [[عقل]]، در سخت‌ترین حالات و نسبت به مناقشه برانگیزترین مسائل، [[امت]] را بدون [[وصیت]] رها کرده باشد<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۴۵- ۱۴۶.</ref>.
===[[دلیل نقلی]]===
====[[آیات قرآن]]====
#{{متن قرآن|وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارث‌بری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۵.</ref>. در برخی از [[روایات]] این [[آیه]] را به [[وصایت]] [[تأویل]] نموده‌اند<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۵۰؛ الکافی، ج۱، ص۲۸۷.</ref>.
#{{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُمْ مَعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>.
*[[عبدالرحیم قصیر]] گوید: از [[امام باقر]]{{ع}} راجع به قول [[خدای عزوجل]] {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ}} پرسیدم درباره چه کسی نازل شده است؟ فرمود: "درباره امر [[ولایت]] و [[امامت]] نازل شده است، این [[آیه]] پس از [[حسین]]{{ع}} در میان اولادش جاری شد، پس ما نسبت به [[پیغمبر]] و امر [[امامت]] از [[مؤمنین]] و [[مهاجرین]] و [[انصار]] سزاوارتریم"<ref>الکافی، ج۱، ص۲۸۸، ترجمه سیدجواد مصطفوی، ج۲، ص۴۶.</ref>.
*در [[روایات]]، [[پیامبر]] [[وصایت]] را صریحاً مطرح کردند [[ولی در قرآن]] با کلمه اولوالارحام به این [[حق]] اشاره می‌کند و [[اهل بیت]]{{عم}} و [[علمای شیعه]] با این دو [[آیه]] به [[اثبات وصایت]] [[امام]] استناد می‌کنند، در مقابل، [[عامه]] هیچ اشاره‌ای به امر [[وصایت]] در ذیل این [[آیات]] نکرده‌اند<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۴۶- ۱۴۷.</ref>.
====[[روایات]]====
#[[حدیث یوم الانذار]]:{{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ * وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ * فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده! * و با مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند افتادگی کن * آنگاه اگر با تو نافرمانی کردند بگو من از آنچه انجام می‌دهید بیزارم» سوره شعراء، آیه ۲۱۴-۲۱۶.</ref>.
*[[پیامبر]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} [[دستور]] داد که شخصیت‌های بزرگ [[بنی‌هاشم]] که حدود [[چهل]] نفر می‌شدند را برای [[ضیافت]] ناهار، [[دعوت]] کند و غذایی از گوشت همراه با شیر آماده سازد.
*پس از [[صرف]] [[غذا]]، "[[ابولهب]]" [[عموی پیامبر]] با سخنان سبک خود، جلسه را از [[آمادگی]] برای طرح سخن و تعقیب [[هدف]] انداخت و جلسه بدون اخذ نتیجه به پایان رسید و میهمانان [[خانه رسول خدا]] را ترک گفتند.[[پیامبر]] [[تصمیم]] گرفت فردای آن روز میهمانی دیگری ترتیب دهد و این بار [[ابولهب]] را به [[خانه]] خود [[دعوت]] نکند.
*فردای آن روز [[پیامبر]] فرمود: ای [[علی]]! این مرد در [[کلام]] من پیشی گرفت، به سخنی از خود که شنیدی، بنابراین این [[قوم]] قبل از آنکه من سخن گویم متفرق شدند؛ مانند همان غذایی را که دیروز آماده نمودی امروز تهیه کن، و این [[قوم]] را نزد من گرد آور.
*[[علی]]{{ع}} می‌گوید: من چنان طعامی تهیه نمودم، و سپس آنها را در نزد [[حضرت]] حاضر ساختم. آن [[حضرت]] به من فرمودند: [[غذا]] بیاور! من آوردم و مانند دیروز [[غذا]] را به آنها تقسیم نمود، همه خوردند و نیاز دیگری نداشتند سپس فرمود: آنها را [[سیراب]] کن! من قدح شیر را آوردم همه آشامیدند به طوری که [[سیراب]] شدند، [[رسول خدا]]{{صل}} [[زبان]] به سخن گشود و فرمود: ای پسران [[عبدالمطلب]]! به [[خدا]] [[سوگند]] من یاد ندارم [[جوانی]] از [[عرب]] را که برای [[قوم]] خود هدیه‌ای آورده باشد بهتر از آن چه من برای شما آورده‌ام، من برای شما خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] را آورده، و [[خداوند تعالی]] مرا امر فرموده که شما را به [[پرستش]] او بخوانم.
کدام یک از شما در این امر به معاونت و [[یاری]] من برمی‌خیزد تا آنکه [[برادر]]، [[وصی]] من و [[جانشین]] من در میان شما بوده باشد؟
*[[علی]]{{ع}} می‌گوید: تمام آن جمعیت از پاسخ [[حضرت]] [[خودداری]] کردند، و من که در آن وقت از همه کوچکتر بودم و بی‌سرمایه‌تر و ساده‌تر، گفتم: من، ای [[پیغمبر]] [[خدا]]! [[یار]] و معین تو خواهم بود! [[حضرت]] دست خود را بر گردن من گذارد، و فرمود: "این [[برادر]] من و [[وصی]] من و [[جانشین]] من در میان شماست، پس [[کلام]] او را بشنوید و امر او را [[فرمان]] برید"<ref>{{متن حدیث|إنّ هذا أخي و وصيّي و خليفتي فيكم، فاسمعوا له و أطيعوا!}}</ref>.
*[[علی]]{{ع}} می‌گوید: تمام [[قوم]] برخاستند، و می‌خندیدند و به [[ابوطالب]] می‌گفتند: این مرد تو را امر کرده که [[کلام]] فرزندت را بشنوی و از او [[اطاعت]] کنی<ref>محمد حسین حسینی طهرانی، امام‌شناسی، ج۱، ص۸۴ تا ۸۶؛ شیخ طوسی، الأمالی، ۵۸۲.</ref>.
*اگر بعد از [[نهی]] [[رسول خدا]]{{صل}} از [[شرک]] و انذارش، در جمله مورد بحث، [[عشیره]] اقربین، یعنی [[خویشاوندان]] نزدیک‌تر را اختصاص به ذکر داد، برای افاده و اشاره به این نکته است که در [[دعوت دینی]] استثنا راه ندارد. این [[دعوت]]، [[قوم]] و خویش نمی‌شناسد و فرقی میان [[نزدیکان]] و [[بیگانگان]] نمی‌گذارد و [[مداهنه]] وسهل‌انگاری در آن راه ندارد. چون [[سنن]] و [[قوانین بشری]] نیست که تنها در [[بیگانگان]] و [[ضعفا]] [[اجرا]] شود، بلکه در این [[دعوت]] حتی خود [[رسول خدا]] نیز با امتش فرقی ندارد تا چه رسد به اینکه میان [[خویشاوندان]] [[پیغمبر]] با [[بیگانگان]] فرق بگذارد، بلکه همه را [[بندگان خدا]] و [[خدا]] را مولای همه می‌داند<ref>المیزان، محمد باقر موسوی، ج۱۵، ص۴۶۶.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۲۵- ۲۶.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۴۷- ۱۴۹.</ref>.
 
==اوج [[وصایت]]==
*[[پیامبر خدا]] در [[سال دهم هجرت]] همگی را به [[حج]] [[دعوت]] کرد و این [[دعوت]] به دوردست‌ترین بلاد رسانید، هنگامی که [[رسول خدا]] به [[مکه]] رسید [[علی]]{{ع}} نیز به آن [[حضرت]] پیوست.... چون [[رسول خدا]]{{صل}} [[مناسک]] [[حج]] را به جا آورد [[علی]]{{ع}} را در [[قربانی]] خود شریک ساخت و پس از به جا آوردن [[مناسک]] [[حج]] با مسلمانانی که همراهش آمده بودند به سوی [[مدینه]] حرکت کردند. در روز هیجدهم ذی‌الحجه به [[غدیرخم]] از منطقه [[جحفه]]<ref>در منطقه جحفه راه‌های اهل مدینه و مصر و عراق از همدیگر جدا میشد.</ref> رسیدند؛ اینجا بود که [[جبرئیل امین]] از طرف [[خداوند متعال]] نازل شد و [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ...}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان.».. سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> را بر او [[ابلاغ]] کرد و به او [[فرمان]] داد تا [[علی]]{{ع}} را به [[امامت]] و [[ولایت]] معرفی نماید و به همه [[مسلمانان]] اعلام کند که [[اطاعت]] و [[فرمان‌برداری]] از [[علی]]{{ع}} بر همگان [[واجب]] و [[فریضه]] است.
*ولی در این [[وحی الهی]] زمانی برای این کار [[تعیین]] نشده بود، پس آن [[حضرت]] این کار را به تأخیر انداخت و موکول کرد به وقتی که از [[اختلاف]] و دو دستگی [[مردم]] نسبت به [[علی]]{{ع}} آسوده خاطر باشد. از آنجا که در [[غدیرخم]] راه [[مسلمانان]] از هم جدا می‌شد و هر یک به دیار خود می‌رفتند، [[اراده خداوند]] عزوجل بر آن بود که [[پیامبر]] آنان را در آن نقطه برای شنیدن [[فرمان]] [[جانشینی علی]]{{ع}} گرد آورد و [[حجت]] را بر همگی تمام گرداند؛ پس [[خداوند]] در این [[دستور]] [[واجب]] تأکید فرمود و [[پیامبر]] را از به تأخیر افتادن آن هشدار داد و نگه داشتن از [[مردم]] و [[خودداری]] آنان را از این [[دستور]] ضمانت کرده و به عهده گرفت.
*[[رسول خدا]] [[دستور]] توقف داد و به منادی خویش [[فرمان]] داد تا در میان [[مردم]] فریاد بزند و آنان را گرد آورد، پس همگی گرد آمدند - در آنجا هوا به قدری گرم بود که از شدت [[گرما]] [[مردم]] ردای خود را به زیر پا افکنده بودند - سپس [[مسلمانان]] [[نماز ظهر]] را با [[پیامبر]]{{صل}} ادا کردند و بعد از [[نماز]] [[حضرت]] برآن جهازهای شتران بالا رفت تا به بلندترین نقطه رسید و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را نیز پیش خواند و پس از [[حمد]] وثنای [[خدا]] و [[موعظه]] [[مردم]] فرمود: "من به زودی [[دعوت]] [[خدا]] را [[اجابت]] کرده و از میان شما می‌روم...".
*سپس فرمود: "ای [[مردم]]! آیا من از خود شما نسبت به [[تصرف]] سزاوارتر نیستم"<ref>{{متن حدیث|مَعَاشِرَ النَّاسِ! أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ}}؛ الخصال، ج۱، ص۳۱۱. البته در توحید ص۲۱۲، تعبیر {{متن حدیث|أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْكُمْ بِأَنْفُسِكُمْ}} نیز آمده است. اشاره به آیه قرآن {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}} پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.</ref>. [[مردم]] گفتند: "خدا [[گواه]] است، بلی" <ref>{{متن حدیث|قَالُوا اللَّهُمَّ بَلَى}}.</ref> سپس سر به جانب [[آسمان]] بلند کرده و فرمود و سه مرتبه این جمله را تکرار فرمود: خدایا تو [[شاهد]] باش. پس هرکس را که من مولای او هستم و نسبت به خودش اولی هستم، پس این [[علی]] مولای و اولی به اوست"
<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ قَالَ: أَلَا [فَ] مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ وَ أَوْلَى بِهِ، فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ وَ أَوْلَى بِهِ}}</ref>. "خداوندا [[دوست]] باش با هرکس که با او [[دوست]] است و [[دشمن]] باش با هرکس با او [[دشمن]] است و [[یاری]] کن هرکه را که او را [[یاری]] کند و بر [[زمین]] بزن هرکس را که او را [[ذلیل]] نماید. همانا ای مردمی که حاضر هستید به آنها که در اینجا نیستند برسانید"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ، وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ}}التفسیر الامام العسکری، ص۱۱۲.</ref>
*هنوز متفرق نشده بودند که [[امین]] [[وحی]] آمد و [[آیه]] {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ...}} را بر [[پیغمبر اسلام]] [[ابلاغ]] نمود. در این هنگام [[پیامبر خاتم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى إِكْمَالِ الدِّينِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَةِ وَ رِضَى الرَّبِّ بِرِسَالَتِي وَ وَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ مِنْ بَعْدِي وَ قَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}}<ref>مرآة العقول، ج۳، ص۲۵۷.</ref>. آنگاه شور و غوغایی در میان [[مردم]] افتاد و [[مردم]] شروع به تبریک گفتن به [[علی]]{{ع}} کردند. از جمله کسانی که در [[بشارت]]، [[سخن]] را به درازا کشاند و بیش از دیگران اظهار [[شادمانی]] کرد [[شیخین]] مخصوصاً [[عمر بن خطاب]] بود. از جمله سخنان او این بود که گفت: "تبریک تبریک ای [[علی]]! امروز دیگر تو فرمانروای من و فرمانروای هر مؤمنی شدی"<ref>{{متن حدیث|بَخْ بَخْ لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ، أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ}}؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۰۳.</ref>.
*در این هنگام [[ابن عباس]] گفت: "به [[خدا]] [[قسم]] [[ولایت علی]]{{ع}} برگردن همه [[واجب]] شد" و [[حسان بن ثابت]] نزد [[رسول خدا]] آمد و عرض کرد: "ای [[رسول خدا]] آیا اجازه می‌دهی در این جا شعری بگویم که [[خدا]] را [[خشنود]] سازد؟" [[پیامبر]] فرمود: بگو ای حسان".
*[[حدیث غدیر]] که در بالا شرح آن به [[اجمال]] [[گذشت]] از کتاب گرانسنگ [[الغدیر]]<ref>علامه امینی، الغدیر، ج، ص۲۹ تا ۳۴.</ref> [[نقل]] کردیم و این [[حدیث]] از جمله مشاهیر [[اخبار]] است و آن را جمع کثیری از فضلا و محققین [[اهل سنت]] نیز [[روایت]] کرده‌اند<ref>علی‌اصغر رضوانی، شیعه‌شناسی و پاسخ به شبهات، ج۱، ص۶۶۰.</ref> و [[ابن‌مغازلی]] بعد از آنکه آن را به [[دوازده]] [[سند روایت]] کرده؛ چنین گفته است که: "این خبری است صحیح از [[پیغمبر]]"<ref>ر.ک: ابن مغازلی، مناقب، ص۶۸.</ref>.
*[[زید بن ارقم]] می‌گوید: وقتی [[پیامبر]] آخرین [[حج]] خود را به جا آورد، در [[غدیر خم]] فرود آمد و امر کرد به تجمع در مکانی بزرگ و فرمود: مثل آنکه من برای [[رحلت]] از [[دنیا]] فراخوانده شده‌ام و [[اجابت]] نمودم، [[وصیت]] و [[ما ترک]] من در بین شما دو چیز گران‌بها است که یکی از دیگری بزرگتر است، [[کتاب خدا]] و [[خویشان]] نسبی، یعنی [[اهل بیت]] من در مراعات [[حق]] آن دو بکوشید، آن دو از هم جدا نمی‌شوند تا در [[حوض]] بر من وارد شوند. سپس فرمود: [[خدا]] [[سرپرست]] و مولای من است و من [[سرپرست]] و مولای همه [[مؤمنان]] هستم آنگاه دست [[علی]]{{ع}} را گرفت و فرمود: "هر کس من مولای و [[سرپرست]] او هستم این [[علی]]{{ع}} [[مولی]] و [[سرپرست]] اوست خدایا [[سرپرست]] و مولای هر کسی باش که [[علی]] را [[سرپرست]] و مولای خود گرفت و [[دشمن]] هر کسی باش که با [[علی]] [[دشمنی]] نمود"<ref>سنن نسائی، کتاب المناقب، ج۵، باب ۴، ص۴۵، ح۸۱۴۸/۱۲، و همچنین سنن ابن ماجه، مجلد ۱، باب ۱۱، ح۱۱۶، ص۴۳ فی فضل اصحاب رسول الله{{صل}}.</ref>.
*نکته مهمی که از این [[حدیث]] برداشت می‌شود اینکه رابطه [[قرآن]] و [[اهل بیت]] ناگسستنی است<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۱۴۹- ۱۵۴.</ref>.
 
==منابع==
* [[پرونده:1379781.jpg|22px]] [[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|'''حقوق اهل بیت''']]
 
==[[:رده:آثار اهل بیت|منبع‌شناسی جامع اهل بیت]]==
{{فهرست اثر}}
{{ستون-شروع|3}}
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های اهل بیت|کتاب‌شناسی اهل بیت]]
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های اهل بیت|مقاله‌شناسی اهل بیت]]
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های اهل بیت|پایان‌نامه‌شناسی اهل بیت]]
{{پایان}}
{{پایان}}
 
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}
 
[[رده:مدخل]]
[[رده:حق اهل بیت]]
[[رده:اهل بیت]]
[[رده:حق وصایت]]
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش