←تفویض ولایت تشریعی
جز (جایگزینی متن - 'خارجی' به 'خارجی') |
|||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*خلاصه [[کلام]] این است که: [[ولایت]] [[پیغمبر اکرم]] و [[ائمه اطهار]]{{عم}}، بر [[اموال]] و [[نفوس]] و امور [[مردم]]، و [[ریاست]] آنها بر جمیع [[شئون]] عمومیِ [[دین]] و [[دنیا]] از جانب [[خدا]] مسلّم است و مورد هیچگونه شبههای نیست و از [[آیات]] کریمه [[قرآن]]، مثل [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> استفاده میشود<ref>[[هادی اکبری ملکآبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۱۵۳-۱۵۷.</ref>. | *خلاصه [[کلام]] این است که: [[ولایت]] [[پیغمبر اکرم]] و [[ائمه اطهار]]{{عم}}، بر [[اموال]] و [[نفوس]] و امور [[مردم]]، و [[ریاست]] آنها بر جمیع [[شئون]] عمومیِ [[دین]] و [[دنیا]] از جانب [[خدا]] مسلّم است و مورد هیچگونه شبههای نیست و از [[آیات]] کریمه [[قرآن]]، مثل [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> استفاده میشود<ref>[[هادی اکبری ملکآبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۱۵۳-۱۵۷.</ref>. | ||
==[[تفویض | ==[[تفویض ولایت تشریعی]]== | ||
*آیا در بعضی موارد به [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} و به [[ائمه هدی]]{{عم}}، این [[ولایت]] [[تفویض]] شده و [[مانع]] [[شرعی]] و [[عقلی]] دارد یا نه؟ این مطلبی است که محتاج به [[تأمل]] و [[تحقیق]] است. در [[کتاب | *آیا در بعضی موارد به [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} و به [[ائمه هدی]]{{عم}}، این [[ولایت]] [[تفویض]] شده و [[مانع]] [[شرعی]] و [[عقلی]] دارد یا نه؟ این مطلبی است که محتاج به [[تأمل]] و [[تحقیق]] است. در [[کتاب شریف کافی]]، بابی است به این عنوان {{عربی|بَابُ التَّفْوِيضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ إِلَى الْأَئِمَّةِ{{عم}}}}، که متضمن ده [[روایت]] است<ref>کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۶۵ به بعد.</ref>، در [[بحارالانوار]] نیز در باب {{عربی|نفي الغلو في النبي و الأئمة{{عم}} و بيان معاني التفويض و ما لا ينبغي أن ينسب إليهم منها و ما ينبغي}} فصلی است به عنوان {{عربی|فصل في بيان التفويض و معانيه}}<ref>بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۲۸–۳۵۰.</ref> و در کتابهای دیگر [[حدیثی]]، مثلِ [[بصائر الدرجات]]<ref>ابنفروخ صفّار، بصائر الدّرجات (یک جلدی)، ص۳۷۸ به بعد.</ref> و وافی<ref>فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۱.</ref> نیز این [[اخبار]] وارد شده است. [[علامه مجلسی]] در مرآة العقول و [[بحارالانوار]] مینویسد: "[[تفویض]] امر [[دین]] دو احتمال دارد: یکی اینکه [[خدا]] به [[پیغمبر]]{{صل}}، و [[ائمه]]{{عم}}، عُموماً امر [[دین]] را [[تفویض]] کرده باشد، که هر چه را بخواهند، بدون [[وحی]] و [[الهام]]، [[حلال]]، و هرچه را بخواهند [[حرام]] کنند و آنچه را بخواهند [[تغییر]] دهند. سپس میفرماید: این [[باطل]] است و هیچ عاقلی آن را نمیگوید. دوم اینکه، [[خداوند متعال]] [[تعیین]] بعضی از امور را به [[پیغمبر]] [[تفویض]] فرموده که اصل [[تعیین]] به [[وحی]]، و [[اختیار]] به [[الهام]] باشد، و با وجود این، [[اختیار]] [[پیغمبر]] به [[وسیله]] [[وحی]] تأکید شود، و این نحو [[تفویض]] مدلول [[نصوص]] مُستفیضه است؛ و ظاهر بیان مرحوم [[کلینی]] و اکثر [[محدثین]]، [[اختیار]] این قول است و عقلاً هم مانعی ندارد<ref>فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۱؛ ر.ک: محمدباقر مجلسی، مرآة العقول.</ref>. | ||
*و [[تحقیق]] این است که [[تفویض مطلق]]، به [[نبی]] یا [[وصی]]، در امر تحلیل و [[تحریم]] و [[جعل]] و [[تشریع احکام]] و تغییرِ {{عربی|مَا أَنْزَلَ اللَّهُ}} [[باطل]] است، و احتمالِ آن مُلغی است<ref>آیت الله جوادی آملی برای استحاله تفویض کار به اولیای الهی دو برهان ارائه دادهاند: برهان اوّل آن است که چون ربوبیت خدا نامحدود است، امکان ندارد بتوان آن را تقطیع نمود. بهطوری که در گوشهای از جهان - خواه امور تشریعی و یا تکوینی - کار به دیگری واگذار شده باشد و ربّ مطلق نقشی در اصل حدوث یا مرحله بقای آن نداشته باشد. پس تفویض کار خدا در تکوین و تشریع به فرشتگان یا انبیا و اولیا مستحیل است... برهان دوم آن است که فقر، مقوّم ذات موجودات امکانی است و چیزی که ذاتاً فقیر است نه میتوان او را به حال خودش رها کرد، چرا که در این صورت معدوم صِرف میشود و نه میتوان کارهای دیگری را به او ارجاع نمود، چه اینکه او در کارهای خود نیاز به قیّم دارد، چه رسد به کارهای دیگران. پس حدّ وسط برهان دوم فقر ذاتی موجودات امکانی است. ولایت در قرآن، ص۲۰۲.</ref>. و [[زندگی]] [[پیغمبران]] و [[تاریخ]] [[حیات]] [[پیغمبر]] گرامی [[اسلام]]{{صل}} مملو است از [[دلایل]] و شواهدی که آن را رد میکند، و [[آیات شریفه قرآن]]، و [[احادیث متواتر]] نیز بطلان این احتمال را ثابت مینماید و بالجمله بطلان آن از [[ضروریات دین]] است <ref>لطفالله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی.</ref>. | *و [[تحقیق]] این است که [[تفویض مطلق]]، به [[نبی]] یا [[وصی]]، در امر تحلیل و [[تحریم]] و [[جعل]] و [[تشریع احکام]] و تغییرِ {{عربی|مَا أَنْزَلَ اللَّهُ}} [[باطل]] است، و احتمالِ آن مُلغی است<ref>آیت الله جوادی آملی برای استحاله تفویض کار به اولیای الهی دو برهان ارائه دادهاند: برهان اوّل آن است که چون ربوبیت خدا نامحدود است، امکان ندارد بتوان آن را تقطیع نمود. بهطوری که در گوشهای از جهان - خواه امور تشریعی و یا تکوینی - کار به دیگری واگذار شده باشد و ربّ مطلق نقشی در اصل حدوث یا مرحله بقای آن نداشته باشد. پس تفویض کار خدا در تکوین و تشریع به فرشتگان یا انبیا و اولیا مستحیل است... برهان دوم آن است که فقر، مقوّم ذات موجودات امکانی است و چیزی که ذاتاً فقیر است نه میتوان او را به حال خودش رها کرد، چرا که در این صورت معدوم صِرف میشود و نه میتوان کارهای دیگری را به او ارجاع نمود، چه اینکه او در کارهای خود نیاز به قیّم دارد، چه رسد به کارهای دیگران. پس حدّ وسط برهان دوم فقر ذاتی موجودات امکانی است. ولایت در قرآن، ص۲۰۲.</ref>. و [[زندگی]] [[پیغمبران]] و [[تاریخ]] [[حیات]] [[پیغمبر]] گرامی [[اسلام]]{{صل}} مملو است از [[دلایل]] و شواهدی که آن را رد میکند، و [[آیات شریفه قرآن]]، و [[احادیث متواتر]] نیز بطلان این احتمال را ثابت مینماید و بالجمله بطلان آن از [[ضروریات دین]] است <ref>لطفالله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی.</ref>. | ||
*و اما [[ولایت تشریعی]] به احتمال دوم [[علامه مجلسی]] در معنای [[تفویض]] در امر [[دین]] نسبت به [[پیغمبر]]{{صل}} قابل قبول است و [[احادیث]] مستفیضه به اطلاق یا به صراحت، و بلکه [[قرآن مجید]] نیز، بر آن دلالت دارند. مع ذلک، چون مورد از مواردی است که [[خبر واحد]] در آن [[حجت]] نیست، اگر برای کسی از جهت دلالت [[آیه]]، و یا [[سند]] و [[دلالت احادیث]]، [[قطع]] حاصل نشود و [[احادیث]] را در معانی دیگر ظاهر بداند، در [[اجتهاد]] خود [[آزاد]] است، زیرا [[گمان]] نمیرود این مسئله از [[ضروریات دین]] یا [[مذهب]] باشد. و اما نسبت به [[امام]]{{ع}} از جهت محذوراتی<ref>نسبت به امام{{ع}} اگرچه مقام عصمت و طهارت قلبی و قدس ذاتی پیغمبر را دارا است، این تفویض مشکل و به فرمایش علامه مجلسی – در شرح حدیث هشتم این باب در مرآة العقول – محتاج به تکلف است؛ زیرا با ضرورت خاتمیت دین اسلام و اکمال دین و پایان قانونگذاری و تغییر نیافتن احکام تا روز قیامت که: {{متن حدیث|حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}؛ باید توجیه قول به اینگونه تفویض به امام، در هر حدّی فرض شود، به نحوی که با این معانی منافی نباشد، ممکن باشد. از این جهت میتوان گفت: اگر اخباری مُشعِر یا ظاهر در این نوع مقام ولایت تشریعی برای ائمه اطهار{{عم}}، باشد، محمول بر تفویض اظهار بعضی از احکام مخزونه نزد ایشان است، و یا مراد واگذاری تشخیص مصادیق و تبیین جهات و حدود احکام به ذهن ثاقب و ملهَم، و ضمیر مؤید و روشن و صاف امام{{ع}} است، که بسا با استنباط افرادی عادی درک نمیشود، و در موارد بسیار، در فقه و تفسیر و مسائل مشکلی که جلو آمد، درک عالی و ضمیر روشن و مؤید آنها حلّال مشکلات شد؛ به نقل از: لطفالله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی.</ref>، توجیه قول به آن مشکل است و اخباری را که در مورد [[تفویض]] امر [[دین]] به [[ائمه]]{{عم}} رسیده است، با فرض صحت [[سند]]، میتوان با [[اعتماد]] بر قرینه عقلیه، محمول بر یکی از مطالب ذیل دانست<ref>لطفالله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی.</ref>: | *و اما [[ولایت تشریعی]] به احتمال دوم [[علامه مجلسی]] در معنای [[تفویض]] در امر [[دین]] نسبت به [[پیغمبر]]{{صل}} قابل قبول است و [[احادیث]] مستفیضه به اطلاق یا به صراحت، و بلکه [[قرآن مجید]] نیز، بر آن دلالت دارند. مع ذلک، چون مورد از مواردی است که [[خبر واحد]] در آن [[حجت]] نیست، اگر برای کسی از جهت دلالت [[آیه]]، و یا [[سند]] و [[دلالت احادیث]]، [[قطع]] حاصل نشود و [[احادیث]] را در معانی دیگر ظاهر بداند، در [[اجتهاد]] خود [[آزاد]] است، زیرا [[گمان]] نمیرود این مسئله از [[ضروریات دین]] یا [[مذهب]] باشد. و اما نسبت به [[امام]]{{ع}} از جهت محذوراتی<ref>نسبت به امام{{ع}} اگرچه مقام عصمت و طهارت قلبی و قدس ذاتی پیغمبر را دارا است، این تفویض مشکل و به فرمایش علامه مجلسی – در شرح حدیث هشتم این باب در مرآة العقول – محتاج به تکلف است؛ زیرا با ضرورت خاتمیت دین اسلام و اکمال دین و پایان قانونگذاری و تغییر نیافتن احکام تا روز قیامت که: {{متن حدیث|حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}؛ باید توجیه قول به اینگونه تفویض به امام، در هر حدّی فرض شود، به نحوی که با این معانی منافی نباشد، ممکن باشد. از این جهت میتوان گفت: اگر اخباری مُشعِر یا ظاهر در این نوع مقام ولایت تشریعی برای ائمه اطهار{{عم}}، باشد، محمول بر تفویض اظهار بعضی از احکام مخزونه نزد ایشان است، و یا مراد واگذاری تشخیص مصادیق و تبیین جهات و حدود احکام به ذهن ثاقب و ملهَم، و ضمیر مؤید و روشن و صاف امام{{ع}} است، که بسا با استنباط افرادی عادی درک نمیشود، و در موارد بسیار، در فقه و تفسیر و مسائل مشکلی که جلو آمد، درک عالی و ضمیر روشن و مؤید آنها حلّال مشکلات شد؛ به نقل از: لطفالله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی.</ref>، توجیه قول به آن مشکل است و اخباری را که در مورد [[تفویض]] امر [[دین]] به [[ائمه]]{{عم}} رسیده است، با فرض صحت [[سند]]، میتوان با [[اعتماد]] بر قرینه عقلیه، محمول بر یکی از مطالب ذیل دانست<ref>لطفالله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی.</ref>: | ||