فلسفه دین در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{خرد}} +))
 
(۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = فلسفه دین
| عنوان مدخل  = فلسفه دین
| مداخل مرتبط = [[فلسفه دین در کلام اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =
}}


{{نبوت}}
== مقدمه ==
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
میل به [[دین]] در [[سرشت]] [[انسان]] نهفته است<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. تنها از گذر [[دین]] است که پرسش‌های بنیادی [[انسان]] درباره هستی پاسخ می‌گیرند. بسیاری از دانشمندان بر این باورند که [[انسان]] از آغاز پیدایی‌اش، همواره دیندار بوده است<ref>تاریخ تمدن‌، ۱/ ۷۰.</ref>. احساس نیاز انسان به [[دین]]، هیچ‌گاه با تحول [[زندگی]] او از میان نرفته است. از این رو، بسیاری از [[جوامع انسانی]] به [[دلیل]] راه نیافتن به [[دین الهی]]، به [[خطا]] رفته‌اند و به دین‌سازی دست زده‌اند. دین‌پژوهی راهی است برای بازشناختن [[دین راستین الهی]]؛ [[دینی]] که ریشه در [[غیب]] دارد و بر آموزه‌های آسمانی بنا شده است<ref>فلسفه دین‌، ۱۱۷- ۱۲۶.</ref>. این [[دانش]] شاخه‌های متعددی دارد که یکی از آنها "[[فلسفه]] [[دین]]" است<ref>دین‌پژوهی‌، ۱/ ۹۱، ۹۲ و ۲۳۳.</ref>. [[فلسفه]] [[دین]] برآیند میل فطری [[انسان]] به [[تفکر]] جدی درباره موضوعات مهم [[دینی]] است و خداباوری و مسائل گوناگون درباره [[خدا]] را طرح و بررسی می‌کند. قلمرو [[فلسفه]] [[دین]] بسیار گسترده است و مسائل مختلفی را دربرمی‌گیرد. مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از چیستی [[دین]] و [[دینداری]]، [[جاودانگی]] [[انسان]] و بررسی و [[تفسیر]] کتب [[پیامبران الهی]]<ref>دین‌شناسی، ۲۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۳-۳۶۴.</ref>
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[فلسفه دین]]''' است. "'''[[فلسفه دین]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فلسفه دین در قرآن]] | [[فلسفه دین در حدیث]] | [[فلسفه دین در نهج البلاغه]] | [[فلسفه دین در کلام اسلامی]] | [[فلسفه دین در عرفان اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فلسفه دین (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== فلسفه دین ==
*میل به [[دین]] در [[سرشت]] [[انسان]] نهفته است<ref>{{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ }}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. تنها از گذر [[دین]] است که پرسش‌های بنیادی [[انسان]] درباره هستی پاسخ می‌گیرند. بسیاری از [[دانشمندان]] بر این باورند که [[انسان]] از آغاز پیدایی‌اش، همواره دیندار بوده است<ref>تاریخ تمدن‌، ۱/ ۷۰.</ref>. احساس [[نیاز انسان]] به [[دین]]، هیچ‌گاه با تحول [[زندگی]] او از میان نرفته است. از این رو، بسیاری از [[جوامع انسانی]] به [[دلیل]] راه نیافتن به [[دین الهی]]، به [[خطا]] رفته‌اند و به دین‌سازی دست زده‌اند. دین‌پژوهی راهی است برای بازشناختن [[دین راستین الهی]]؛ [[دینی]] که ریشه در [[غیب]] دارد و بر آموزه‌های آسمانی بنا شده است<ref>فلسفه دین‌، ۱۱۷- ۱۲۶.</ref>. این [[دانش]] شاخه‌های متعددی دارد که یکی از آنها "[[فلسفه]] [[دین]]" است<ref>دین‌پژوهی‌، ۱/ ۹۱، ۹۲ و ۲۳۳.</ref>. [[فلسفه]] [[دین]] برآیند میل فطری [[انسان]] به [[تفکر]] جدی درباره موضوعات مهم [[دینی]] است و خداباوری و مسائل گوناگون درباره [[خدا]] را طرح و بررسی می‌کند. قلمرو [[فلسفه]] [[دین]] بسیار گسترده است و مسائل مختلفی را دربرمی‌گیرد. مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از چیستی [[دین]] و [[دینداری]]، [[جاودانگی]] [[انسان]] و بررسی و [[تفسیر]] کتب [[پیامبران الهی]]<ref>دین‌شناسی، ۲۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 363-364.</ref>.
فلسفه دین از رشته‌های [[دین‌پژوهی]] است که فرد در آن نگاهی [[آزاد]] و [[فلسفی]] به [[دین]] دارد. البته تعریف فلسفه دین کار مشکلی است؛ زیرا فهم مفهوم آن مبتنی بر [[شناخت]] اجزای این [[علم]] یعنی [[فلسفه]] و دین است.
==چیستی [[دین]]==
*در تعریف [[دین]] آمده است که مجموعه‌ای وحیانی و [[عقلانی]] است از [[عقاید]]، [[اخلاق]] و مقررات که نظر به [[اداره]] [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] دارند<ref>آموزش دین‌، ۹- ۶.</ref>. [[آموزه‌های دینی]] در بخش [[اعتقادی]]، مسائل مربوط به [[صفات خدا]]، [[توحید]]، [[نبوت]]، [[وحی]] و [[معاد]] را می‌کاود. در بخش [[اخلاق]]، تعالیمی را برمی‌رسد که در پی کسب [[فضائل]] و رفع رذائل اخلاقی‌اند، و سرانجام، واپسین بخش آن، ویژه مناسک و [[اعمال]] و [[احکام]] است؛ یعنی مقررات [[دینی]] که [[رفتار]] [[انسان]] با خود، [[خدا]] و اجتماع را به بررسی می‌گذارد<ref>آشنایی با علوم اسلامی‌، ۲۸۷ و ۲۸۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 364.</ref>.
==[[هدف]] [[دین]]==
*بنابر [[فلسفه]] [[دین]]، هر [[دین]] آسمانی دو [[هدف]] دارد: یکی [[هدف]] "میانی" که همان برقرار ساختن [[قسط]] و [[عدل]] در [[جامعه انسانی]] است و در سایه این [[هدف]]، [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] برآورده می‌شود<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ }}؛ سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. [[هدف]] دیگر، "نهایی" است که عبارت از راه نمودن [[انسان]] از [[تاریکی]] به [[روشنایی]] است<ref>{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}؛سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref>. چون [[هدف]] نهایی [[دین]] برآید، [[انسان]] به [[کشف]] و [[شهود]] [[باطنی]] می‌رسد و به [[مقام]] "[[نفس]] مطمئنه" نیل می‌یابد<ref>{{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ }}؛ سوره فجر، آیه ۲۷.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 364.</ref>.
==[[منشأ دین]] (مبدأ فاعلی)==
*سرچشمه [[دین]] را منشأ آن گویند که براساس [[جهان‌بینی الهی]]، [[خدا]] است. به عبارتی دیگر، مبدأ فاعلی [[دین]]، [[خداوند]] است. بنابر [[جهان‌بینی الهی]]، [[خداوند]] [[دین]] خود را از گذر [[وحی]] در دسترس [[انسان]] نهاده است<ref>کشف المراد، ۳۴۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 364.</ref>.
==[[علت]] گرایش [[انسان]] به [[دین]]==
*از مسائل مهم [[فلسفه]] [[دین]] این است که چرا [[انسان]] همواره در پی [[دین]] است. [[فیلسوفان]] [[دین]]، مهم‌ترین [[علت]] آن را [[عقل]] و [[سرشت]] انسانی می‌دانند. بنابر [[روایات شیعه]]، [[پیامبران الهی]] برای آن برانگیخته شده‌اند تا گنجینه [[سرشت]] انسانی را ظاهر سازند و [[عقل]] [[آدمی]] را به [[شکوفایی]] رسانند<ref>نهج‌البلاغه‌، خطبه ۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 364.</ref>.
==[[قوانین]] [[دین]]==
*[[فیلسوفان]] [[دین]] بیان می‌کنند که [[دین]] دارای دو گونه قانون‌ است:
#[[قوانین]] ثابت که به نیازهای ماندگار [[انسان]] نظر دارند و جز هنگام [[اضطرار]] و به اقتضای زمانه و تبدل موضوع تغییر نمی‌پذیرند؛ مانند [[حرمت]] [[قتل]] [[نفس]] محترم<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 364.</ref>.
#[[قوانین]] متغیر که برای ضرورت‌های [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] برنهاده شده‌اند و مبتنی بر [[علل]] و انگیزه‌های ثانوی‌اند؛ مانند [[قوانین]] مربوط به [[خوراک]] و پوشاک، تجهیز [[سپاه اسلام]] و [[آموزش]] و تحصیل [[علم]]. چون ضرورت‌ها از میان می‌روند، [[قوانین]] متغیر نیز از اعتبار می‌افتند<ref>عقاید الشیعة الامامیة، ۵۶۸- ۵۶۴.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 364.</ref>.
==[[گوهر دین]]==
*[[فیلسوفان]] [[دین]] معتقدند که [[گوهر دین]] یکی است و آن، [[اسلام]]، به معنای [[تسلیم]] در برابر [[خداوند]] است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> و چنین نیست که هر یک از [[پیامبران]]، با [[ابلاغ]] [[دین]] خود، [[دین]] پیشین را به کمال رسانده باشند؛ زیرا [[خداوند]] [[دین ناقص]] به [[بشر]] نمی‌دهد. آنچه به کمال می‌رسد، ظهورات [[دین]] است. [[دین]]، یگانه و جاودانه است و برمبنای [[توحید]]؛ اما [[شریعت]] و منهاج [[دین]] است که تغییر می‌پذیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 365.</ref>.
==زبان [[دین]]==
*همه [[آدمیان]] زبان [[دین]] را می‌فهمند و هر [[پیامبری]] به زبان [[مردم]] خویش سخن گفته است<ref>{{متن قرآن| وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ }}؛ سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref>. [[فرمان‌های الهی]] در هر روزگاری به گونه روشن و صریح و بی ابهام به گوش [[مردم]] رسیده‌اند و کسی نمی‌تواند مدعی شود که زبان [[دین]] را نفهمیده است<ref>ده‌گفتار، ۲۰۱ و ۲۰۲؛ روش دعوت محمد، ۴۶- ۴۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 365.</ref>.


==منابع==
برای فلسفه از حیث روش، غایت و موضوع؛ تعاریف مختلف و گوناگونی شده، ولی معنای عامی که تمامی مکاتب فلسفی را در بر بگیرد و همگان بر آن توافق داشته باشند، این است که بگوییم: فلسفه فعالیت [[عقلانی]] است<ref>محمدرضایی، محمد، چیستی فلسفه دین و مسائل آن، ص۳۶.</ref>. بعضی دیگر نیز فلسفه را بر اساس ویژگی‌هایش تعریف کرده‌اند؛ بر این اساس، فلسفه، [[علمی]] است که فرد در آن، [[گرایش]] به وضوح دارد، از رویکرد [[انتقادی]] بهره می‌برد، علم او مبتنی بر [[برهان]] است و همچنین او می‌تواند بر اساس یک ساختار جامع پیشنهاد دهد<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۴-۲۵؛ فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۵-۷۶.</ref>.
* [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]


==جستارهای وابسته==
در [[تعریف دین]] نیز این مشکل و تعاریف بسیار مختلف بیان شده که هرکدام ناظر به جنبه‌ای از دین است، رسیدن به معنی واحد را مشکل کنند و بیان تعاریف کارکردگرا (در حوزه روان‌شناسی یا [[جامعه‌شناسی]])، غایت‌گرا و اخلاق‌گرا را با همین دلیل می‌توان توجیه کرد<ref>ر.ک: جعفری، محمدتقی، فلسفه دین، ص۳۱.</ref>.


==پانویس==
نکته مهم این است که مراد از دین در این علم، دین نفس‌الامری واقعی است که نازل شده است و نه تدین و [[رفتار]] [[دین‌داران]]؛ زیرا در این صورت موضوع فلسفه دین، دین و مسائل آن نخواهد شد، بلکه علل و لوازم [[اعتقاد]] به دین موضوع فلسفه دین خواهد بود؛ چنان‌که بسیاری از [[فیلسوفان]] دین به چنین خطایی دچار شده‌اند<ref>رشاد، علی اکبر، فلسفه دین، ص۲۱.</ref>.
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس2}}


[[رده:مدخل]]
بنابراین، تعریف دین در این علم باید تعریف درباره ماهیت و [[حقیقت]] آن باشد. با همین [[هدف]]، بعضی دین را چنین تعریف کرده‌اند: «[[دین]]، متشکل از مجموعه‌ای [[اعتقادات]]، [[اعمال]] و [[احساسات]] (فردی و جمعی) است که حول مفهوم [[حقیقت]] غایی سامان یافته است»<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۰.</ref>. مزیت چنین تعریفی آن است که تمامی پدیده‌های [[فرهنگی]] که [[دین]] نامیده می‌شوند، در قالب چنین تعریفی می‌گنجند.
[[رده:فلسفه دین]]
 
پس از [[تعریف دین]] و [[فلسفه]]، تا حدودی تعریف [[فلسفه دین]] نیز مشخص می‌شود. فلسفه دین در دایرة‌المعارف فلسفه راتلج چنین تعریف شده است: «فلسفه دین شامل هرگونه بحث [[فلسفی]] درباره پرسش‌هایی است که از دین برمی‌خیزد» فلسفه دین، اگر [[دفاع عقلانی از دین]] تعریف شود، با [[الهیات]] فلسفی هم‌معنا می‌شود و اگر به معنای مطلق [[تفکر]] فلسفی درباره دین دانسته شود، آن را باید [[علمی]] متفاوت از الهیات فلسفی دانست<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۵.</ref>. معنای اصطلاحی فلسفه دین معنای دوم است؛ فلسفه دین کوششی برای تحلیل و بررسی [[انتقادی]] [[اعتقادات دینی]] است<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۷.</ref>.<ref>[[محمد کاشی‌زاده|کاشی‌زاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۳.</ref>
 
== قلمرو فلسفه دین ==
برخی قلمرو فلسفه دین را در دو حوزه زیر می‌دانند:
# ارزیابی معقولیت [[عقاید دینی]]، با توجه به انسجام و توان اثباتی [[براهین]] این حوزه؛
# تحلیل توصیفی و توضیح زبان، [[باور]] و [[اعمال]] [[دینی]] با توجه خاص به قواعد [[حاکم]]، معنا و مضمون آنها در [[زندگی]] دینی<ref>همتی، همایون، دین‌شناسی تطبیقی و عرفان، ص۹.</ref>.
 
البته حوزه اخیر که در آن، وظیفه‌ای غیر از [[وظیفه]] پیشین (نگاه [[عقلانی]] به دین) بر دوش [[فیلسوف]] دین نهاده می‌شود، ناشی از [[اعتقاد]] به تابع‌نبودن معیارهای عقلانی و توجیهی سایر رشته‌های علمی در آموزه‌ها و عقاید دینی است. بر اساس این نگاه، اعمال و عقاید دینی به هیچ‌گونه توجیهی خارج از [[حیات دینی]] نیاز ندارد و وظیفه فیلسوف دین فهم این [[عقاید]] و اعمال است، نه محکوم و محدودکردن آنها در چارچوب معیارهای ناهمگون<ref>همتی، همایون، دین‌شناسی تطبیقی و عرفان، ص۱۶-۱۷.</ref>.
 
پس، وظیفه این [[علم]] [[دفاع]] از [[آموزه‌های دینی]] نیست و در آن فقط سعی می‌شود با [[خرد]] بشری به نقد و بررسی آموزه‌های دینی پرداخته شود، همچنین [[فلسفه دین]]، ابزاری برای [[آموزش دین]] محسوب نمی‌شود<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۵.</ref> و کار فلسفه دین نگاه فیلسوفانه به بخش [[اعتقادی]] [[دین]] است؛ یعنی تنها آموزه‌هایی در فلسفه دین بررسی می‌شوند که [[صدق]] و [[کذب]] بردارند<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۱.</ref>. بنابراین، فلسفه دین، یکی از گونه‌های [[فلسفه]] مضاف است و در آن، دین به آن دلیل که یکی از [[حقایق]] است، بررسی می‌شود به همین خاطر، فلسفه دین [[دانش]] درجه اول به حساب می‌آید<ref>فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۳-۷۴.</ref>. همچنین، در فلسفه دین تنها از روش [[عقلی]] استفاده می‌کند و به همین خاطر از [[علوم]] تک‌روشی محسوب می‌شود<ref>فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۸.</ref>.<ref>[[محمد کاشی‌زاده|کاشی‌زاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۴.</ref>
 
== تاریخچه فلسفه دین ==
گفته شده است، [[تاریخ]] کاربرد فلسفه دین به قرن پنجم قبل از میلاد برمی‌گردد و ژرف‌اندیشی بعضی از یونانیان درباره [[دینی]] که به آنها رسیده بود، مقدمه پیدایش چنین [[علمی]] شد و در تاریخ [[مسیحیت]] نیز ریشه فلسفه دین را در دوره آبای کلیسا جستجو می‌کنند<ref>پلانتینگا، الوین، فلسفه دین، ترجمه محمد سعیدی‌مهر، ص۲۹.</ref>. طبق دیدگاه دیگر، گرچه قدمت تأملات [[فلسفی]] درباره موضوعات دینی به قدمت خود فلسفه است، ولی اصطلاح فلسفه دین، اصطلاحی نسبتاً جدید بوده، از اواخر [[قرن]] هجدهم با کاربرد هگل رواج یافت و او در سامان‌دادن به فلسفه‌های مضاف، مثل فلسفه دین، تاریخ، هنر و ذهن سهم عمده‌ای داشت<ref>آلستون، ویلیام، پی، تاریخ فلسفه دین، (درباره دین)، ترجمه محمدمنصور هاشمی، ص۸.</ref>.
 
فلسفه دین در قرن بیستم به مرحله جدیدی وارد شد و در سال‌های آغازین قرن بیستم، زمانی که نظام‌سازی فلسفی رایج بود، [[فلاسفه]] دین می‌کوشیدند ادعاهای مذهبی را در چارچوبی فراطبیعی بگنجانند. اما در اواسط این [[قرن]]، تمامی سعی [[فیلسوفان]] [[دین]]، بر این [[استوار]] شد تا به یورش‌های منطقی پورتیویست‌ها به امور فراطبیعی و دین پاسخ دهند. در پایان [[قرن]] بیستم دو [[گرایش]] در [[فلسفه دین]] شکل گرفت: در یک گرایش، فرد سعی داشت با کمک‌گرفتن از مکاتب مختلف [[فلسفی]] به بسط قلمرو فلسفه دین بپردازد و چشم‌اندازی خداباورانه داشت. گرایش دوم، برای کسانی بود که بحث‌های فلسفه دین را که تا آن [[زمان]] بیشتر درباره مسائل [[خداشناسی]] بود، به موضوعات صریحاً [[کلامی]] نیز پیوند دادند<ref>ویرنگا، ادوارد، فلسفه دین، ترجمه علی حقی، اندیشه حوزه، ص۱۰۳.</ref>.
 
به هر حال، فعالیت فلسفه دین از نیمه دوم قرن بیستم به صورت جدی‌تری پیگیری شد و دامنه موضوعات دلخواه [[فلاسفه]] نیز گسترش یافت<ref>استامپ، [[النور]]، و دیگران، جستارهایی در فلسفه دین، [[ترجمه]] [[مرتضی]] فتحی‌زاده، ص۹؛ ویرنگا، ادوارد، فلسفه دین، ترجمه [[علی حقی]]، [[اندیشه]] حوزه، ص۹۵.</ref>. استقبال به فلسفه دین در قرن بیستم چنان فزاینده بود که این رشته را می‌توان از خلاق‌ترین و پویاترین رشته‌های [[فلسفه]] دانست و [[فیلسوفان]] معاصر به کمتر رشته‌ای از رشته‌های فلسفه تا بدین حد توجه کرده‌اند<ref>فرو، چارلز تالیا، فلسفه دین در قرن بیستم، ترجمه ان‌شاء‌الله رحمتی، ص۱۱.</ref>.<ref>[[محمد کاشی‌زاده|کاشی‌زاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۵.</ref>
 
== جایگاه فلسفه دین در عرصه دین‌پژوهی ==
حوزه گسترده دین‌پژوهی دو عرصه متفاوت دارد: گستره نخست، شامل علومی می‌شود که ناظر به [[صدق]] و [[کذب]] گزاره‌های مختلف [[ادیان]] نیستند و در آنها از حیث دیگری دین بررسی می‌شود. نگاه این [[علوم]] یا ناظر به کارکرد دین است؛ مثل [[روان‌شناسی دین]]، [[جامعه‌شناسی دین]] و غیره و یا اینکه در آنها دین با روش دیگری مانند روش تاریخی و یا پدیدارشناسی، مورد بررسی قرار می‌دهند؛ مثل [[تاریخ]] ادیان و یا مطالعه تطبیقی ادیان و پدیدارشناسی دین.
 
اما در سوی دیگر، علومی هستند که نگاهشان به دین ناظر به حیث صدق و کذب گزاره‌ها و [[آموزه‌های دینی]] است و فلسفه دین از این گروه به حساب می‌آید<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۱۹.</ref>. اهمیت فلسفه دین را از همین جا می‌توان دریافت؛ زیرا تمامی [[مناسک]] و [[اعمال]] [[دینی]]، زمانی معنی دارند که مبتنی بر مجموعه‌ای از [[اعتقادات]] و [[آموزه‌های دینی]] باشند. در نتیجه، پایه‌ای‌ترین بخش [[دین]] اعتقادات است که در [[فلسفه دین]] تحلیل و بررسی [[انتقادی]] آنها صورت می‌گیرد<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۷.</ref>.<ref>[[محمد کاشی‌زاده|کاشی‌زاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۶.</ref>
 
== مسائل فلسفه دین ==
در فلسفه دین درباره دو گونه مسائل برون‌دینی و درون‌دینی بحث می‌شود؛ دسته اول مسائل پیش‌فرض دین بوده، پرداختن به [[دین‌شناسی]] به آنها وابسته است؛ مسائلی مانند: «[[انتظار]] [[بشر]] از دین»، «[[قلمرو دین]]»، «[[منشأ دین]]»، «[[زبان دین]]» و «نسبت [[علم و دین]]» از این دسته هستند که مبتنی بر پذیرش دین نیستند و قبل از پذیرش دین باید درباره آنها موضع‌گیری کرد.
 
دسته دوم، مسائل مستند به [[متون دینی]] و از [[معتقدات]] [[دین‌داران]] است. این مسائل، خود نیز به دو گروه تقسیم می‌شوند؛ گروه اول، مسائلی که تقریباً در [[ادیان]] مختلف مشترک هستند؛ مثل «[[خدا]]»، «[[اندیشه]] [[رستگاری]]»، «[[نظام اخلاقی]] [[جهان]]»، «[[جاودانگی]] [[روح]]» و غیره. گروه دیگر، مسائل مربوط به [[دین]] خاصی است.
 
به [[عقیده]] بعضی، در [[فلسفه دین]] تنها به تحقیق درباره مسائل گروه اول، مسائل مشترک میان ادیان مختلف پرداخته می‌شود<ref>فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۸-۷۹.</ref>. بعضی نیز معتقدند، در فلسفه دین می‌توان از مسائل خاص یک دین بحث کرد و در این صورت [[فلسفه]] یک دین خاص می‌شود؛ مثل فلسفه [[دین اسلام]]، [[مسیحیت]] و یا [[یهودیت]]. البته در این صورت خود فلسفه به دین خاصی مقید نمی‌شود، بلکه متعلَق فلسفه که دین است، این قید را می‌پذیرد<ref>ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر فلسفه دین، ص۷۵.</ref>.
 
همچنین مسائل درون دینیِ قابل بحث در فلسفه دین، یا از سنخ دعاوی هستند؛ مثل اینکه، [[خداوند]] وجود دارد، که می‌توان پرسید. آیا چنین گزاره‌ای معقول است؟ یا از سنخ مفاهیم؛ مثل [[صفات خداوند]]، که می‌توان پرسید: [[صفات خدا]] چگونه تحلیل می‌شوند و آیا آنها با یکدیگر سازگار هستند؟ و یا از سنخ [[اعمال]] [[دینی]] است، مثل [[نماز]]، که می‌توان پرسید برای چه باید نماز خواند؟<ref>ویرنگا، ادوارد، فلسفه دین، ترجمه علی حقی، اندیشه حوزه، ص۸۴.</ref>.<ref>[[محمد کاشی‌زاده|کاشی‌زاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۸.</ref>
 
== مباحث خداشناسی در فلسفه دین ==
چون خدا و مباحث مربوط به آن در جایگاه گوهر ادیان [[توحیدی]] مهم‌ترین و عمده‌ترین بخش دین را تشکیل می‌دهند، به صورت اجمالی خداشناسی در فلسفه دین را بررسی می‌کنیم.
 
سه دین بزرگ [[اسلام]] و یهودیت و مسیحیت با وجود تفاوت‌هایی آنها با هم در اینکه خدا موجودی غیرمادی، قادر، عالم مطلق و خیر محض است، با یکدیگر شریک‌اند<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۹.</ref> و منکران و لاادریون و [[معتقدان]] به [[وجود خداوند]]، با تکیه بر مبانی [[فلسفی]] و رویکرد فلسفی خاص خود به نقد و بررسی راهین [[خداشناسی]] و [[توانایی]] این [[براهین]] در [[اثبات وجود خدا]] و دیگر مسائل [[خداشناسی]] می‌پردازند. اهمیت مباحث خداشناسی در [[فلسفه دین]] به اندازه‌ای است که در بعضی ادوار فلسفه دین، مانند اوایل دوارن [[فلسفه]] تحلیلی، پرداختن به مسئله‌ای غیر از مباحث خداشناسی خارج از حیطه این [[علم]] دانسته می‌شد و آن را به حوزه [[الهیات]] مرتبط می‌دانستند<ref>استامپ، النور، فلسفه دین، (درباره دین)، ترجمه مالک حسینی، ص۱.</ref>.
 
کانت در تقسیم‌بندی دیگری، براهین اثبات وجود خدا را به براهین [[هستی‌شناختی]]، [[جهان‌شناختی]] و غایت‌شناختی تقسیم کرد. این تقسیم‌بندی گرچه اتفاق همگانی را به دنبال نداشت، ولی به رسمیت شناخته شد و از آن پس براهین اثبات وجود خدا در این محور نقد و بررسی شد<ref>همتی، همایون، دین‌شناسی تطبیقی و عرفان، ص۱۰.</ref>.
 
مباحث خداشناسی در یک [[قرن]] گذشته مراحل مختلفی داشته است؛ مثلاً در دهه ۱۹۲۰ وایتهد مفهوم رسمی و شناخته‌شده درباره [[خدا]] را در جایگاه موجودی ثابت، تغییرناپذیر، [[ازلی]]، مطلق، قادر و غیره رد کرد و بعضی از [[فیلسوفان]] [[دین]] در آن [[زمان]] به این دیدگاه توجه کردند. از سوی دیگر، تا سال ۱۹۵۰ پوزیتویسم منطقی با به چالش‌کشیدن گزاره‌های متافیزیکی بر بحث‌های خداشناسی [[سایه]] افکند. همچنین، در سال ۱۹۵۵ م با مطرح‌شدن مسئله [[شر]] بر ضد [[وجود خداوند]]، مباحث فلسفه دین بیشتر مطرح شدند و این رویکرد تقابلیِ براهین به سود یا [[ضرر]] [[خداوند]]، قسمت مهمی از فلسفه دین شمرده<ref>ویرنگا، ادوارد، فلسفه دین، ترجمه علی حقی، اندیشه حوزه، ص۸۸-۹۴.</ref>.<ref>[[محمد کاشی‌زاده|کاشی‌زاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۸.</ref>
 
== [[هدف]] [[دین]] ==
بنابر [[فلسفه]] [[دین]]، هر [[دین]] آسمانی دو [[هدف]] دارد: یکی [[هدف]] "میانی" که همان برقرار ساختن [[قسط]] و [[عدل]] در [[جامعه انسانی]] است و در سایه این [[هدف]]، [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] برآورده می‌شود<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ }}؛ سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>. [[هدف]] دیگر، "نهایی" است که عبارت از راه نمودن [[انسان]] از [[تاریکی]] به [[روشنایی]] است<ref>{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}؛سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref>. چون [[هدف]] نهایی [[دین]] برآید، [[انسان]] به [[کشف]] و [[شهود]] [[باطنی]] می‌رسد و به [[مقام]] "[[نفس]] مطمئنه" نیل می‌یابد<ref>{{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ }}؛ سوره فجر، آیه ۲۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۴.</ref>
 
== منشأ دین (مبدأ فاعلی) ==
سرچشمه [[دین]] را منشأ آن گویند که براساس [[جهان‌بینی الهی]]، [[خدا]] است. به عبارتی دیگر، مبدأ فاعلی [[دین]]، [[خداوند]] است. بنابر [[جهان‌بینی الهی]]، [[خداوند]] [[دین]] خود را از گذر [[وحی]] در دسترس [[انسان]] نهاده است<ref>کشف المراد، ۳۴۶.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۴.</ref>
 
== علت گرایش [[انسان]] به [[دین]] ==
از مسائل مهم [[فلسفه]] [[دین]] این است که چرا [[انسان]] همواره در پی [[دین]] است. [[فیلسوفان]] [[دین]]، مهم‌ترین علت آن را [[عقل]] و [[سرشت]] انسانی می‌دانند. بنابر روایات شیعه، [[پیامبران الهی]] برای آن برانگیخته شده‌اند تا گنجینه [[سرشت]] انسانی را ظاهر سازند و [[عقل]] [[آدمی]] را به شکوفایی رسانند<ref>نهج‌البلاغه‌، خطبه ۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۴.</ref>
 
== [[قوانین]] [[دین]] ==
[[فیلسوفان]] [[دین]] بیان می‌کنند که [[دین]] دارای دو گونه قانون‌ است:
# [[قوانین]] ثابت که به نیازهای ماندگار [[انسان]] نظر دارند و جز هنگام [[اضطرار]] و به اقتضای زمانه و تبدل موضوع تغییر نمی‌پذیرند؛ مانند [[حرمت]] [[قتل]] [[نفس]] محترم.
# [[قوانین]] متغیر که برای ضرورت‌های [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] برنهاده شده‌اند و مبتنی بر علل و انگیزه‌های ثانوی‌اند؛ مانند [[قوانین]] مربوط به خوراک و پوشاک، تجهیز سپاه اسلام و [[آموزش]] و تحصیل [[علم]]. چون ضرورت‌ها از میان می‌روند، [[قوانین]] متغیر نیز از اعتبار می‌افتند<ref>عقاید الشیعة الامامیة، ۵۶۸- ۵۶۴.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۴.</ref>
 
== گوهر دین ==
[[فیلسوفان]] [[دین]] معتقدند که گوهر دین یکی است و آن، [[اسلام]]، به معنای [[تسلیم]] در برابر [[خداوند]] است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> و چنین نیست که هر یک از [[پیامبران]]، با [[ابلاغ]] [[دین]] خود، [[دین]] پیشین را به کمال رسانده باشند؛ زیرا [[خداوند]] دین ناقص به [[بشر]] نمی‌دهد. آنچه به کمال می‌رسد، ظهورات دین است. دین، یگانه و جاودانه است و برمبنای [[توحید]]؛ اما [[شریعت]] و منهاج دین است که تغییر می‌پذیرد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۵.</ref>.
 
== زبان [[دین]] ==
همه [[آدمیان]] زبان دین را می‌فهمند و هر [[پیامبری]] به زبان [[مردم]] خویش سخن گفته است<ref>{{متن قرآن| وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ }}؛ سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref>. [[فرمان‌های الهی]] در هر روزگاری به گونه روشن و صریح و بی ابهام به گوش [[مردم]] رسیده‌اند و کسی نمی‌تواند مدعی شود که زبان [[دین]] را نفهمیده است<ref>ده‌گفتار، ۲۰۱ و ۲۰۲؛ روش دعوت محمد، ۴۶- ۴۳.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۶۵.</ref>
 
== رابطه فلسفه دین و علوم دیگر ==
رابطه با علوم کارکردگرا: تمایز فلسفه دین و علومی از قبیل [[روان‌شناسی دین]] و [[جامعه‌شناسی دین]]، که ناظر به کارکرد دین هستند، در موضوع این علوم است. در فلسفه دین، به دین از آن دیدگاه که یک مجموعه [[اعتقادی]] به هم پیوسته است، توجه می‌شود؛ در نتیجه، موضوع فلسفه دین، خود دین است، ولی در علوم کارکردگرا از دیدگاه خاصی به دین توجه می‌شود و در این‌گونه علوم [[دین‌پژوهی]]، منظور از دین، تدین یا [[رفتار]] [[دین‌داران]] است؛ مثلاً، در جامعه‌شناسی دین، دین فقط از آن نظر که اثر [[اجتماعی]] خاصی در دین‌داران دارد، بررسی می‌شود<ref>فرو، چارلز تالیا، فلسفه دین در [[قرن]] بیستم، [[ترجمه]] ان‌شاء‌الله رحمتی، ص۲۱.</ref>.
 
رابطه با [[معرفت‌شناسی دینی]]: همچنین تفاوت فلسفه دین و معرفت‌شناسی دینی که هر دو از سنخ علوم ناظر به [[صدق]] و [[کذب]] [[گزاره‌های دینی]] هستند، در این است که فلسفه دین از علوم درجه اول و معرفت‌شناسی دینی از سنخ علوم درجه دوم است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص۱۹.</ref>.
 
رابطه با [[کلام]]: فلسفه دین و کلام، مسائل مشترک زیادی دارند و به همین خاطر دو [[علم]] نزدیک به هم حساب می‌شوند و این شباهت‌ها به حدی است که بعضی این دو علم را یک علم دانسته‌اند<ref>ر.ک: محمدرضایی، محمد، چیستی فلسفه دین و مسائل آن، ص۴۴.</ref>. بسیاری از مسائل کلام خصوصاً [[کلام جدید]] با فلسفه دین مشترک است، ولی باید توجه داشت که این دو علم تفاوت‌های اساسی با یکدیگر دارند و تفاوت‌های فلسفه دین و کلام جدید را می‌توان در محورهای زیر دید:
# از نظر روش: در فلسفه دین فقط از روش [[عقلی]] استفاده می‌شود، ولی در [[کلام]] تنها به روش [[عقلی]] تکیه نمی‌شود، بلکه فرد هر روشی را که بتوان با آن به [[دفاع از دین]] پرداخت، به کار می‌گیرد. در نتیجه، [[فلسفه دین]] را می‌توان [[علم]] «تک‌روشی» و [[کلام جدید]] را علم «چندروشی» دانست<ref>فنایی، ابوالقاسم، درآمدی بر فلسفه دین و کلام جدید، ص۷۸.</ref>.
# از نظر غایت: [[هدف]] فرد در [[علم کلام]] نظام‌مندکردن [[اصول اعتقادی]] و [[دفاع از دین]] است، ولی فرد در فلسفه دین با نگاهی [[آزاد]] در پی کسب [[حقیقت]] است<ref>ر.ک: پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۸.</ref>.
# از نظر محتوا: در فلسفه دین نگاهی عام به [[ادیان]] هست و فرد در آن نقاط مشترک میان ادیان را بررسی می‌کند و حتی نگاه فلسفه دین فراتر از [[ادیان توحیدی]] و [[الحادی]] است؛ ولی علم کلام ویژه به یک [[دین]] و حتی یک [[مذهب]] خاص است<ref>ر.ک: پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۸؛ جبرئیلی، محمدصفر، فلسفه دین و کلام جدید، (درآمدی به فلسفه دین)، ص۱۸.</ref>.
# از نظر تقید و تعلق: [[فیلسوف]] دین خود را به دین خاصی ملتزم نمی‌داند، و سعی دارد بدون در نظر داشتن [[تعهد]] خویش به دین خاصی، دین را از نظر [[عقلانی]] تحلیل کند. چنین رویکردی در فلسفه دین سبب شده است تا کسانی که حتی منکر دین هستند و کسانی که خود را لاادریون می‌نامند، به فلسفه دین روی آورند<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ص۱۶.</ref>. در صورتی که متکلم، مباحث [[الهیات]] و [[کلام]] را با هدف تبیین، [[اثبات]] و [[دفاع]] از [[عقاید]] خود سامان می‌دهد<ref>ر.ک: پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی: درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۲۸؛ رشاد، علی‌اکبر، فلسفه دین، ص۲۳؛ فنایی، ابوالقاسم، فلسفه دین و کلام جدید، ص۱۹.</ref>.<ref>[[محمد کاشی‌زاده|کاشی‌زاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۱۸.</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[محمد کاشی‌زاده|کاشی‌زاده، محمد]]، [[فلسفه دین (مقاله)|مقاله «فلسفه دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:دین]]
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]]
[[رده:مفاهیم در کلام اسلامی]]
۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش