جز
جایگزینی متن - 'راه' به 'راه'
جز (جایگزینی متن - 'برده' به 'برده') |
جز (جایگزینی متن - 'راه' به 'راه') |
||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
این قول از نظر [[سند]]، بر اساس مبانی [[اهل سنت]] در [[علم رجال]] و [[حدیث]]، جای [[تأمل]] و تردید ندارد، ولی از نظر دلالت با [[مشکلات]] جدی روبهرو است: | این قول از نظر [[سند]]، بر اساس مبانی [[اهل سنت]] در [[علم رجال]] و [[حدیث]]، جای [[تأمل]] و تردید ندارد، ولی از نظر دلالت با [[مشکلات]] جدی روبهرو است: | ||
#درخواست [[اجر]] در ازای ایفای [[رسالت الهی]]، از کسانی که به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[ایمان]] نیاورده بودند، بلکه با او به شدت [[مخالفت]] میکردند، معقول نیست. درخواست اجر، در جایی معقول است که کسی کاری را انجام داده که برای دیگران سودمند است، و آنان به سودمندی آن کار معتقدند، و از آن [[رضایت]] دارند، اما در مورد کاری که کسی انجام میدهد که از نظر دیگران نه تنها مفید نیست، بلکه زیانبار میباشد، و آنان آن کار را [[نادرست]] دانسته و با فاعلش به مخالفت برمیخیزند، نامعقول است، و پیامبر اکرم{{صل}} هرگز چنین درخواست غیر معقولی را مطرح نکرده است<ref>الصراط المستقیم، ج۱، ص۱۸۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۱۲۳؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۴۳.</ref>. | #درخواست [[اجر]] در ازای ایفای [[رسالت الهی]]، از کسانی که به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[ایمان]] نیاورده بودند، بلکه با او به شدت [[مخالفت]] میکردند، معقول نیست. درخواست اجر، در جایی معقول است که کسی کاری را انجام داده که برای دیگران سودمند است، و آنان به سودمندی آن کار معتقدند، و از آن [[رضایت]] دارند، اما در مورد کاری که کسی انجام میدهد که از نظر دیگران نه تنها مفید نیست، بلکه زیانبار میباشد، و آنان آن کار را [[نادرست]] دانسته و با فاعلش به مخالفت برمیخیزند، نامعقول است، و پیامبر اکرم{{صل}} هرگز چنین درخواست غیر معقولی را مطرح نکرده است<ref>الصراط المستقیم، ج۱، ص۱۸۹؛ دلائل الصدق، ج۲، ص۱۲۳؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۴۳.</ref>. | ||
#از [[آیات]] مربوط به این که [[پیامبران]] خطاب به اقوامشان میگفتند: {{متن قرآن|لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا}} از شما اجر و مزد نمیخواهم، به دست میآید که هدفشان این بود که [[حجت]] را بر آنان تمام کنند، و هرگونه | #از [[آیات]] مربوط به این که [[پیامبران]] خطاب به اقوامشان میگفتند: {{متن قرآن|لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا}} از شما اجر و مزد نمیخواهم، به دست میآید که هدفشان این بود که [[حجت]] را بر آنان تمام کنند، و هرگونه راه عذر و بهانهای، از جمله درخواست اجر و مزد در برابر [[پیامبری]] و [[هدایت]] آنان را بر آنان ببندند، ولی مطابق این دیدگاه، [[پیامبر]]{{صل}} این سخن را وقتی به آنان گفته است که عدم ایمان آنان [[محرز]] بوده و بلکه با پیامبر به شدت مخالفت میکردند، پس نه ایمان آورده بودند، و نه [[امید]] به ایمانشان بود، تا طرح عدم سؤال اجر از آنان وجه معقولی داشته باشد. | ||
#این که گفته شده مراد این است که شما اگر بر اساس ایمان به نبوتم مرا [[یاری]] نمیکنید لااقل بر اساس [[تعصب قومی]] و فامیلی [[پشتیبان]] من باشید، درست نیست؛ زیرا این مطلب در صورتی صحیح میبود که پیامبر با [[دشمن]] دیگری مواجه بود، و از آنان میخواست که در برابر دشمنش او را یاری دهند، ولی در این جا آنان خود، [[دشمنان پیامبر]] بودند. | #این که گفته شده مراد این است که شما اگر بر اساس ایمان به نبوتم مرا [[یاری]] نمیکنید لااقل بر اساس [[تعصب قومی]] و فامیلی [[پشتیبان]] من باشید، درست نیست؛ زیرا این مطلب در صورتی صحیح میبود که پیامبر با [[دشمن]] دیگری مواجه بود، و از آنان میخواست که در برابر دشمنش او را یاری دهند، ولی در این جا آنان خود، [[دشمنان پیامبر]] بودند. | ||
#این که گفته شده مراد از [[مودت]]، ترک [[اذیت]] و [[کارشکنی]] و [[خصومت]] است، درست نیست؛ زیرا [[مشرکان قریش]] کار [[پیامبر]] را ناصواب و [[خروج از دین]] و [[آیین]] نیاکانشان میدانستند و آن را یک هنجارشکنی غیر قابل اغماض میشمردند، روشن است که در چنین موردی، رابطه [[خویشاوندی]] کارساز نیست، چنان که [[قرآن کریم]] نیز از [[مؤمنان]] میخواهد که پیوند [[ایمان]] را بر پیوند خویشاوندی ترجیح دهند: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>. | #این که گفته شده مراد از [[مودت]]، ترک [[اذیت]] و [[کارشکنی]] و [[خصومت]] است، درست نیست؛ زیرا [[مشرکان قریش]] کار [[پیامبر]] را ناصواب و [[خروج از دین]] و [[آیین]] نیاکانشان میدانستند و آن را یک هنجارشکنی غیر قابل اغماض میشمردند، روشن است که در چنین موردی، رابطه [[خویشاوندی]] کارساز نیست، چنان که [[قرآن کریم]] نیز از [[مؤمنان]] میخواهد که پیوند [[ایمان]] را بر پیوند خویشاوندی ترجیح دهند: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>. | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۱: | ||
##در [[تقرب به خداوند]] از طریق [[طاعت]] و [[عمل صالح]]، [[خدا]] و رسولش را دوست بدارید. اگر چه [[بیضاوی]]، آشکارا وجه خاصی را برنگزیده است، ولی با توجه به این که برای وجه اول و سوم هیچ [[دلیل]] و شاهدی نیاورده است، اما برای وجه دوم، [[روایت]] [[ابن عباس]] را [[شاهد]] آورده است، و نیز {{متن قرآن|حَسَنَةً}} در {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً}}<ref>«و هر کس کاری نیک انجام دهد» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> را به [[طاعت الهی]] به ویژه [[محبت]] [[خاندان پیامبر]]{{صل}} [[تفسیر]] کرده است، میتوان گفت: مختار او همان وجه دوم بوده است<ref>تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۹۰-۹۱.</ref>. | ##در [[تقرب به خداوند]] از طریق [[طاعت]] و [[عمل صالح]]، [[خدا]] و رسولش را دوست بدارید. اگر چه [[بیضاوی]]، آشکارا وجه خاصی را برنگزیده است، ولی با توجه به این که برای وجه اول و سوم هیچ [[دلیل]] و شاهدی نیاورده است، اما برای وجه دوم، [[روایت]] [[ابن عباس]] را [[شاهد]] آورده است، و نیز {{متن قرآن|حَسَنَةً}} در {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً}}<ref>«و هر کس کاری نیک انجام دهد» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> را به [[طاعت الهی]] به ویژه [[محبت]] [[خاندان پیامبر]]{{صل}} [[تفسیر]] کرده است، میتوان گفت: مختار او همان وجه دوم بوده است<ref>تفسیر بیضاوی، ج۴، ص۹۰-۹۱.</ref>. | ||
# [[محمد بن طلحه شافعی]] (م /۶۵۲ ه): وی درباره “ذوی القربی” بودن [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} گفته است: “ناقلان [[اخبار]] مقبوله، تصریح کرده و حاملان آثار منقول با سندهای صحیح از [[سعید بن جبیر]] از ابن عباس [[نقل]] کردهاند که وقتی [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}<ref>«بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمیخواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> نازل شد، گفتند: ای [[رسول خدا]] این کسانی که مودتشان بر ما [[واجب]] شده، کیستند؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[علی]]، [[فاطمه]] و دو پسر آنان”<ref>مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ص۵۲.</ref>. | # [[محمد بن طلحه شافعی]] (م /۶۵۲ ه): وی درباره “ذوی القربی” بودن [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} گفته است: “ناقلان [[اخبار]] مقبوله، تصریح کرده و حاملان آثار منقول با سندهای صحیح از [[سعید بن جبیر]] از ابن عباس [[نقل]] کردهاند که وقتی [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}<ref>«بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمیخواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> نازل شد، گفتند: ای [[رسول خدا]] این کسانی که مودتشان بر ما [[واجب]] شده، کیستند؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[علی]]، [[فاطمه]] و دو پسر آنان”<ref>مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ص۵۲.</ref>. | ||
# [[محی الدین عربی]] (م / ۶۳۸ ه): وی در [[تفسیر آیه]] گفته است: استثناء در آیه منقطع است، و {{متن قرآن|فِي الْقُرْبَى}} متعلق به مقدر است، یعنی [[مودت]] محقق در [[قربی]]، و معنای آن [[نفی]] [[اجر]] است؛ زیرا ثمره مودت [[اهل]] [[قرابت]] پیامبر به خود [[مسلمانان]] باز میگردد، چون سبب [[نجات]] آنان است، به دلیل این که مودت، مقتضی مناسبت [[روحانی]] و مستلزم [[اجتماع]] آنان در [[قیامت]] است، چنان که پیامبر{{صل}} فرموده است: {{متن حدیث|المرء یحشر مع من أحب}}: [[انسان]] با کسی که دوستش دارد، [[محشور]] خواهد شد، بنابراین، مودت، اجر برای پیامبر نخواهد بود... و آنان همان کسانی هستند که در [[حدیثی]] که [[روایت]] شده، آمدهاند که عبارتند از [[علی]]، [[فاطمه]] و دو پسر آن دو. با این که [[رسول خدا]]{{صل}} [[فرزندان]] و [[خویشاوندان]] دیگری نیز داشت، ولی آنان را ذکر نکرده، و [[امت]] را بر [[محبت]] آنان- آن گونه که بر محبت این چهار نفر [[تشویق]] کرده - تشویق نکرده است. از آنجا که [[قرابت]] نَسَبی مقتضی مناسبت مزاجی است که آن، مجانست [[روحانی]] را اقتضا میکند، فرزندان آنان که [[پیروان]] آنان میباشند، در [[حکم]] آناناند، بدین جهت بر [[احسان]] و محبت به آنان [[ترغیب]] نموده و از [[ظلم]] و [[ایذاء]] به آنان [[نهی]] کرده است، [[پیامبر]]{{صل}} فرموده است: “بهشت بر کسی که به [[اهل بیت]] من ظلم کند و عترتم را [[اذیت]] کند [[حرام]] شده است و هر کس به یکی از [[فرزندان عبدالمطلب]] خدمتی بکند و [[پاداش]] او را ندهد، من در [[قیامت]] به او پاداش خواهم داد”، نیز فرموده است: “کسی که بر [[حب]] [[آل محمد]]{{صل}} از [[دنیا]] برود، آمرزیده از دنیا رفته است”. وی، در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}<ref>«و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> گفته است: “هر کس با محبت ورزیدن به آل محمد حسنهای را انجام دهد، به خاطر [[پیروی]] از | # [[محی الدین عربی]] (م / ۶۳۸ ه): وی در [[تفسیر آیه]] گفته است: استثناء در آیه منقطع است، و {{متن قرآن|فِي الْقُرْبَى}} متعلق به مقدر است، یعنی [[مودت]] محقق در [[قربی]]، و معنای آن [[نفی]] [[اجر]] است؛ زیرا ثمره مودت [[اهل]] [[قرابت]] پیامبر به خود [[مسلمانان]] باز میگردد، چون سبب [[نجات]] آنان است، به دلیل این که مودت، مقتضی مناسبت [[روحانی]] و مستلزم [[اجتماع]] آنان در [[قیامت]] است، چنان که پیامبر{{صل}} فرموده است: {{متن حدیث|المرء یحشر مع من أحب}}: [[انسان]] با کسی که دوستش دارد، [[محشور]] خواهد شد، بنابراین، مودت، اجر برای پیامبر نخواهد بود... و آنان همان کسانی هستند که در [[حدیثی]] که [[روایت]] شده، آمدهاند که عبارتند از [[علی]]، [[فاطمه]] و دو پسر آن دو. با این که [[رسول خدا]]{{صل}} [[فرزندان]] و [[خویشاوندان]] دیگری نیز داشت، ولی آنان را ذکر نکرده، و [[امت]] را بر [[محبت]] آنان- آن گونه که بر محبت این چهار نفر [[تشویق]] کرده - تشویق نکرده است. از آنجا که [[قرابت]] نَسَبی مقتضی مناسبت مزاجی است که آن، مجانست [[روحانی]] را اقتضا میکند، فرزندان آنان که [[پیروان]] آنان میباشند، در [[حکم]] آناناند، بدین جهت بر [[احسان]] و محبت به آنان [[ترغیب]] نموده و از [[ظلم]] و [[ایذاء]] به آنان [[نهی]] کرده است، [[پیامبر]]{{صل}} فرموده است: “بهشت بر کسی که به [[اهل بیت]] من ظلم کند و عترتم را [[اذیت]] کند [[حرام]] شده است و هر کس به یکی از [[فرزندان عبدالمطلب]] خدمتی بکند و [[پاداش]] او را ندهد، من در [[قیامت]] به او پاداش خواهم داد”، نیز فرموده است: “کسی که بر [[حب]] [[آل محمد]]{{صل}} از [[دنیا]] برود، آمرزیده از دنیا رفته است”. وی، در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}<ref>«و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> گفته است: “هر کس با محبت ورزیدن به آل محمد حسنهای را انجام دهد، به خاطر [[پیروی]] از راه و روش آنان، بر حسنهاش میافزاییم؛ زیرا محبت مزبور جز با صفای [[استعداد]] و بقای [[فطرت]] حاصل نمیشود، و این محبت سبب [[توفیق]] در پیروی و [[پذیرش]] [[هدایت]] و دستیابی به [[مقام]] [[مشاهده]] میگردد، و صاحب آن از [[اهل ولایت]] میشود و در قیامت با آنان [[محشور]] میگردد”<ref>تفسیر ابن عربی، ج۲، ص۲۳۱-۲۳۲.</ref>. | ||
# [[ابن صباغ مالکی]] (م / ۸۵۵ ه): وی، نخست روایت [[ابن عباس]] را درباره این که مقصود از [[قربی]] در [[آیه]] {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} علی، فاطمه، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} است، [[نقل]] کرده و پس از آن، روایت دیگر ابن عباس را در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}<ref>«و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> [[نقل]] کرده که {{متن قرآن|حَسَنَةً}} را به [[مودت اهل بیت]]{{عم}} تفسیر نموده است. آن گاه گفته است: “اینان همان [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} هستند که به خاطر [[تطهیر]] [[الهی]] به قله کمال دست یافته و سزاوار مراتب توقیر، [[تعظیم]] و اجلال میباشند”<ref>الفصول المهمة، ص۲۹.</ref>. | # [[ابن صباغ مالکی]] (م / ۸۵۵ ه): وی، نخست روایت [[ابن عباس]] را درباره این که مقصود از [[قربی]] در [[آیه]] {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} علی، فاطمه، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} است، [[نقل]] کرده و پس از آن، روایت دیگر ابن عباس را در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}<ref>«و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref> [[نقل]] کرده که {{متن قرآن|حَسَنَةً}} را به [[مودت اهل بیت]]{{عم}} تفسیر نموده است. آن گاه گفته است: “اینان همان [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} هستند که به خاطر [[تطهیر]] [[الهی]] به قله کمال دست یافته و سزاوار مراتب توقیر، [[تعظیم]] و اجلال میباشند”<ref>الفصول المهمة، ص۲۹.</ref>. | ||
# [[حافظ ابراهیم جوینی خراسانی]] ([[قرن هفتم]] و هشتم [[هجری]]): وی، در مقدمه کتاب “فرائد السمطین” گفته است: “سمط<ref>نخی است که دانههای تسبیح یا مروارید و مانند آن را به آن میکشند، وقتی که آن دانهها در آن باشد.</ref> دیگر، مشتمل بر اخباری است که از [[رسول اکرم]]{{صل}} درباره [[فضائل]] [[آل]] و [[عترت]] او وارد شده است، کسانی که [[خداوند]] آنان را [[برگزیده]] و [[محبت]] به آنان را مایه [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] قرار داده و [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} را در [[شأن]] آنان نازل کرده است”<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۲۰.</ref>. | # [[حافظ ابراهیم جوینی خراسانی]] ([[قرن هفتم]] و هشتم [[هجری]]): وی، در مقدمه کتاب “فرائد السمطین” گفته است: “سمط<ref>نخی است که دانههای تسبیح یا مروارید و مانند آن را به آن میکشند، وقتی که آن دانهها در آن باشد.</ref> دیگر، مشتمل بر اخباری است که از [[رسول اکرم]]{{صل}} درباره [[فضائل]] [[آل]] و [[عترت]] او وارد شده است، کسانی که [[خداوند]] آنان را [[برگزیده]] و [[محبت]] به آنان را مایه [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] قرار داده و [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} را در [[شأن]] آنان نازل کرده است”<ref>فرائد السمطین، ج۱، ص۲۰.</ref>. | ||
| خط ۱۳۵: | خط ۱۳۵: | ||
در [[منابع اهل سنت]] روایات متعددی [[نقل]] شده که بیانگر آن است که [[آیه]] {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} مربوط به [[اهل بیت]] خاص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است: | در [[منابع اهل سنت]] روایات متعددی [[نقل]] شده که بیانگر آن است که [[آیه]] {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} مربوط به [[اهل بیت]] خاص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است: | ||
# [[احمد بن حنبل]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که وقتی آیه {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} نازل شد، (برخی از [[اصحاب]]) گفتند: ای [[رسول خدا]]! این [[خویشاوندان]] شما که [[مودت]] آنان بر ما [[واجب]] شده است، چه کسانیاند؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[علی]]، [[فاطمه]] و دو پسر آنان میباشند<ref>فضائل الصحابة، ج۱، ص۱۸۷، ح۲۶۳؛ ج۲، ص۶۹۹، ح۱۱۴۱، محدثان و مفسران این حدیت را از احمد بن حنبل نقل کردهاند. ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۶. احادیث ۸۸۲-۸۲۸؛ مجمع الزوائد، ج۷، ص۱۰۳ و ج۹، ص۱۳۴ و ۱۶۸؛ الصواعق المحرقة، ص۲۱۱؛ ذخائر العقبی، ج۱، ص۱۲۶.</ref>. | # [[احمد بن حنبل]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که وقتی آیه {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} نازل شد، (برخی از [[اصحاب]]) گفتند: ای [[رسول خدا]]! این [[خویشاوندان]] شما که [[مودت]] آنان بر ما [[واجب]] شده است، چه کسانیاند؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: [[علی]]، [[فاطمه]] و دو پسر آنان میباشند<ref>فضائل الصحابة، ج۱، ص۱۸۷، ح۲۶۳؛ ج۲، ص۶۹۹، ح۱۱۴۱، محدثان و مفسران این حدیت را از احمد بن حنبل نقل کردهاند. ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۶. احادیث ۸۸۲-۸۲۸؛ مجمع الزوائد، ج۷، ص۱۰۳ و ج۹، ص۱۳۴ و ۱۶۸؛ الصواعق المحرقة، ص۲۱۱؛ ذخائر العقبی، ج۱، ص۱۲۶.</ref>. | ||
# [[حاکم نیشابوری]]، در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} نخست روایتی را از ابن عباس نقل کرده که در آن، {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}، به مودت [[خدا]] و [[تقرب]] به سوی او از | # [[حاکم نیشابوری]]، در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} نخست روایتی را از ابن عباس نقل کرده که در آن، {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}، به مودت [[خدا]] و [[تقرب]] به سوی او از راه [[اطاعت خداوند]] [[تفسیر]] شده است<ref>{{متن حدیث|لا أسألكم على ما آتيتكم من البينات و الهدى أجرا إلا أن توادوا الله و أن تقربوا إليه بطاعته}}.</ref>، سپس گفته است: این [[حدیث]] از نظر [[سند صحیح]] است ولی [[بخاری]] و مسلم آن را روایت نکردهاند، آنان در تفسیر آیه بر حدیث [[عبدالملک]] بن [[میسره]] زراد از طاووس از ابن عباس که آن را به قُربای [[آل محمد]]{{صل}} تفسیر کرده است، [[اتفاق نظر]] دارند<ref>{{عربی|هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه، إنما اتفقا في تفسير هذه الآية على حديث عبدالملك بن ميسرة الزراد عن طاوس عن ابن عباس (رضي الله عنهما) أنه في قربى آل محمد{{صل}}}}، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۴۸۲، ح۳۶۵۹.</ref>. | ||
# حاکم نیشابوری، هم چنین روایت کرده است که [[حسن بن علی]]{{ع}} [[پس از شهادت علی]] بن [[ابی طالب]]{{ع}} خطبهای ایراد کرد و خود را به [[مردم]] معرفی کرد، از آن جمله فرمود: من از [[اهل]] بیتی هستم که [[خدای تبارک و تعالی]] به پیامبرش فرمود: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}} اقتراف [[حسنه]]، [[مودت]] ما [[اهل بیت]] است<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۸-۱۸۹، ح۴۸۰۲.</ref>. [[ابن حجر]] مکی، [[خطبه امام]] [[حسن]]{{ع}} را از بزار و [[طبرانی]] [[نقل]] کرده و برخی از طرق آن را [[حسان]] (مورد قبول) دانسته است<ref>{{عربی|اخرج البزار و الطبراني عن الحسن (رض) من طرق بعضها حسان أنه خطب خطبة من جملتها: من عرفني فقد عرفني...}}؛ الصواعق المحرقة، ص۲۱۱، نیز ر.ک: مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۴۶؛ ینابیع المودة، ص۳۱۸.</ref>. | # حاکم نیشابوری، هم چنین روایت کرده است که [[حسن بن علی]]{{ع}} [[پس از شهادت علی]] بن [[ابی طالب]]{{ع}} خطبهای ایراد کرد و خود را به [[مردم]] معرفی کرد، از آن جمله فرمود: من از [[اهل]] بیتی هستم که [[خدای تبارک و تعالی]] به پیامبرش فرمود: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}} اقتراف [[حسنه]]، [[مودت]] ما [[اهل بیت]] است<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۸-۱۸۹، ح۴۸۰۲.</ref>. [[ابن حجر]] مکی، [[خطبه امام]] [[حسن]]{{ع}} را از بزار و [[طبرانی]] [[نقل]] کرده و برخی از طرق آن را [[حسان]] (مورد قبول) دانسته است<ref>{{عربی|اخرج البزار و الطبراني عن الحسن (رض) من طرق بعضها حسان أنه خطب خطبة من جملتها: من عرفني فقد عرفني...}}؛ الصواعق المحرقة، ص۲۱۱، نیز ر.ک: مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۴۶؛ ینابیع المودة، ص۳۱۸.</ref>. | ||
# [[ابو نعیم اصفهانی]] با [[سند]] خود از [[زاذان]] و او از [[علی]]{{ع}} [[روایت]] کرده که گفت: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|یا علی! فینا آل حم انه لایحفظ مودتنا الا کل مؤمن}}، ثم قرأ {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}: درباره ما [[آل]] حم (این مطلب است که) مودت ما را جز [[انسان]] با [[ایمان]] رعایت نمیکند، سپس [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} را [[تلاوت]] کرد<ref>تاریخ اصفهان، ج۲، ص۱۶۵. سمهودی آن را از ابی الشیخ بن حبان از زاذان از علی{{ع}}، ینابیع المودة، ص۳۱۷-۳۱۸ و ابن حجر مکی آن را از ابی الشیخ و دیگران از علی{{ع}} نقل کردهاند، ص۲۱۱.</ref>. | # [[ابو نعیم اصفهانی]] با [[سند]] خود از [[زاذان]] و او از [[علی]]{{ع}} [[روایت]] کرده که گفت: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|یا علی! فینا آل حم انه لایحفظ مودتنا الا کل مؤمن}}، ثم قرأ {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}: درباره ما [[آل]] حم (این مطلب است که) مودت ما را جز [[انسان]] با [[ایمان]] رعایت نمیکند، سپس [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} را [[تلاوت]] کرد<ref>تاریخ اصفهان، ج۲، ص۱۶۵. سمهودی آن را از ابی الشیخ بن حبان از زاذان از علی{{ع}}، ینابیع المودة، ص۳۱۷-۳۱۸ و ابن حجر مکی آن را از ابی الشیخ و دیگران از علی{{ع}} نقل کردهاند، ص۲۱۱.</ref>. | ||
| خط ۱۵۷: | خط ۱۵۷: | ||
#در [[حدیثی]] دیگر، [[جابر]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] کرده که درباره [[کلام خدا]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}} فرمود: کسی که [[ولایت]] [[اوصیاء]] از [[آل محمد]]{{صل}} را برگزیند و از آثار آنان [[پیروی]] کند، [[خداوند]]، [[ولایت پیامبران]] و [[مؤمنان]] پیشین تا [[آدم]]{{ع}} را به ولایت او میافزاید (او در [[پاداش]] ولایت آنان سهیم است)<ref>روضه کافی، ص۳۷۹، ح۵۷۴؛ نور الثقلین، ج۴، ص۵۷۶.</ref>. | #در [[حدیثی]] دیگر، [[جابر]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] کرده که درباره [[کلام خدا]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}} فرمود: کسی که [[ولایت]] [[اوصیاء]] از [[آل محمد]]{{صل}} را برگزیند و از آثار آنان [[پیروی]] کند، [[خداوند]]، [[ولایت پیامبران]] و [[مؤمنان]] پیشین تا [[آدم]]{{ع}} را به ولایت او میافزاید (او در [[پاداش]] ولایت آنان سهیم است)<ref>روضه کافی، ص۳۷۹، ح۵۷۴؛ نور الثقلین، ج۴، ص۵۷۶.</ref>. | ||
#در [[حدیث]] دیگری که عبدالحمید بن أبی الدیلم از [[امام صادق]]{{ع}} روایت کرده آمده است که هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} از [[سفر]] [[حجهالوداع]] به [[مدینه]] بازگشتند، [[انصار]] نزد آن [[حضرت]] آمدند و گفتند: ای رسول خدا، [[خدای بزرگ]]، به واسطه شما به ما [[احسان]] کرد و [[شرافت]] داد، دوستانمان را شادمان و دشمنانمان را منکوب ساخت، اکنون جمیعتها و گروههایی نزد شما میآیند و شما از نظر [[مالی]] نمیتوانی از آنان [[پذیرایی]] کنی و [[دشمنان]] شما را بر این امر [[سرزنش]] میکنند، ما [[دوست]] داریم که شما ثلث [[اموال]] ما را قبول کنی تا از عهده این کار برآیی، پیامبر{{صل}} به آنان پاسخی نداد و [[منتظر]] آمدن [[وحی]] از جانب خداوند بود، پس [[جبرئیل]]{{ع}} نازل شد و آیه {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} را آورد، و پیامبر{{صل}} درخواست انصار را نپذیرفت. [[منافقان]] گفتند: [[خدا]] چیزی بر [[محمد]]{{صل}} نازل نکرده و او با این سخن میخواهد [[پسر عمو]] و اهل بیتش را بر ما مسلط سازد، دیروز (در [[غدیر خم]]) گفت: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} و امروز میگوید: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۳۴، باب الاشارة و النص علی امیرالمؤمنین{{ع}}، روایت ۳، تفسیر فرات، ج۲، ص۳۹۱؛ نورالثقلین، ج۴ ص۵۷۳؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۴۲.</ref>. | #در [[حدیث]] دیگری که عبدالحمید بن أبی الدیلم از [[امام صادق]]{{ع}} روایت کرده آمده است که هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} از [[سفر]] [[حجهالوداع]] به [[مدینه]] بازگشتند، [[انصار]] نزد آن [[حضرت]] آمدند و گفتند: ای رسول خدا، [[خدای بزرگ]]، به واسطه شما به ما [[احسان]] کرد و [[شرافت]] داد، دوستانمان را شادمان و دشمنانمان را منکوب ساخت، اکنون جمیعتها و گروههایی نزد شما میآیند و شما از نظر [[مالی]] نمیتوانی از آنان [[پذیرایی]] کنی و [[دشمنان]] شما را بر این امر [[سرزنش]] میکنند، ما [[دوست]] داریم که شما ثلث [[اموال]] ما را قبول کنی تا از عهده این کار برآیی، پیامبر{{صل}} به آنان پاسخی نداد و [[منتظر]] آمدن [[وحی]] از جانب خداوند بود، پس [[جبرئیل]]{{ع}} نازل شد و آیه {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} را آورد، و پیامبر{{صل}} درخواست انصار را نپذیرفت. [[منافقان]] گفتند: [[خدا]] چیزی بر [[محمد]]{{صل}} نازل نکرده و او با این سخن میخواهد [[پسر عمو]] و اهل بیتش را بر ما مسلط سازد، دیروز (در [[غدیر خم]]) گفت: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ}} و امروز میگوید: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}}<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۳۴، باب الاشارة و النص علی امیرالمؤمنین{{ع}}، روایت ۳، تفسیر فرات، ج۲، ص۳۹۱؛ نورالثقلین، ج۴ ص۵۷۳؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۴۲.</ref>. | ||
#در روایتی طولانی که [[شیخ صدوق]] درباره مجلس [[امام رضا]]{{ع}} به [[مأمون]] (و عدهای از [[عالمان]]) در مورد فرق بین [[عترت]] و [[امت]]، گزارش نموده، آمده است که [[علما]] به امام رضا{{ع}} گفتند: آیا [[خداوند]] در [[قرآن]]، [[اصطفاء]] را بیان کرده است، [[امام]]{{ع}} فرمود: در [[دوازده]] مورد از [[ظاهر قرآن]]، اصطفاء بیان شده است. ششمین آیهای که امام{{ع}} در این باره به آن [[استشهاد]] کرد [[آیه]] {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} است. این مطلب به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[اهل بیت]] او اختصاص دارد، ([[مودت]] اقربای هیچ [[پیامبری]]، غیر از پیامبر اکرم{{صل}} [[اجر رسالت]] او قرار داده نشده است) و خداوند مودت آنان را [[واجب]] نکرده است مگر این که میدانست که آنان هرگز | #در روایتی طولانی که [[شیخ صدوق]] درباره مجلس [[امام رضا]]{{ع}} به [[مأمون]] (و عدهای از [[عالمان]]) در مورد فرق بین [[عترت]] و [[امت]]، گزارش نموده، آمده است که [[علما]] به امام رضا{{ع}} گفتند: آیا [[خداوند]] در [[قرآن]]، [[اصطفاء]] را بیان کرده است، [[امام]]{{ع}} فرمود: در [[دوازده]] مورد از [[ظاهر قرآن]]، اصطفاء بیان شده است. ششمین آیهای که امام{{ع}} در این باره به آن [[استشهاد]] کرد [[آیه]] {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} است. این مطلب به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[اهل بیت]] او اختصاص دارد، ([[مودت]] اقربای هیچ [[پیامبری]]، غیر از پیامبر اکرم{{صل}} [[اجر رسالت]] او قرار داده نشده است) و خداوند مودت آنان را [[واجب]] نکرده است مگر این که میدانست که آنان هرگز راه [[ارتداد]] را برنگزیده و به [[ضلالت]] روی نمیآورند، کدام [[شرافت]] بر آن تقدم دارد یا نزدیک آن میباشد”<ref>عیون اخبارالرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۳۳، ح۱؛ الأمالی، ص۶۱۹، مجلس ۷۹، ح۱.</ref>. | ||
# شیخ صدوق از [[عبدالله بن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} برای ما [[سخنرانی]] کرد و در آخر آن فرمود: “ما کسانی هستیم که [[خدا]] مودت ما را واحب کرده است؛ غیر از [[حق]]، جز ضلالت نخواهد بود، پس به کجا روی میآورید؟<ref>نور الثقلین، ج۴، ص۵۷۶.</ref>. | # شیخ صدوق از [[عبدالله بن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} برای ما [[سخنرانی]] کرد و در آخر آن فرمود: “ما کسانی هستیم که [[خدا]] مودت ما را واحب کرده است؛ غیر از [[حق]]، جز ضلالت نخواهد بود، پس به کجا روی میآورید؟<ref>نور الثقلین، ج۴، ص۵۷۶.</ref>. | ||
#از [[امام حسین]]{{ع}} روایت شده که درباره “قربی” در آیه {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} فرموده است: “قرابتی که خداوند به [[صله]] آن امر کرده و حق آن را [[عظیم]] شمرده و خیر را در آن قرار داده است، [[قرابت]] ما اهل بیت است، خداوند حق ما را بر هر [[مسلمانی]] واجب کرده است”<ref>تأویل الآیات الظاهرة، ج۲، ص۵۴۵؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۵۱.</ref>. | #از [[امام حسین]]{{ع}} روایت شده که درباره “قربی” در آیه {{متن قرآن|الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}} فرموده است: “قرابتی که خداوند به [[صله]] آن امر کرده و حق آن را [[عظیم]] شمرده و خیر را در آن قرار داده است، [[قرابت]] ما اهل بیت است، خداوند حق ما را بر هر [[مسلمانی]] واجب کرده است”<ref>تأویل الآیات الظاهرة، ج۲، ص۵۴۵؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۵۱.</ref>. | ||