←پرسشهای وابسته
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
#[[حدیث]] [[منصور بن حازم]]: {{متن حدیث|عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قُلْتُ إِنَّ النَّاسَ يَذْكُرُونَ أَنَ عِنْدَكُمْ صَحِيفَةً طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِيهَا مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ النَّاسُ وَ أَنَّ هَذَا هُوَ الْعِلْمُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}لَيْسَ هَذَا هُوَ الْعِلْمُ إِنَّمَا هُوَ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي يَحْدُثُ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۹.</ref>. [[منصور]] گفت: [[خدمت]] امام صادق{{ع}} عرضه داشتم: [[مردم]] میگویند نزد شما [[کتابی]] است که اندازه آن نزدیک به [[چهل]] متر است و در آن هرچیزی که مردم بدان نیاز دارند، وجود دارد و علم [امام] همین است. حضرت بدون درنگ فرمودند: این علم [امام] نیست. این تنها یک نشانه از [[رسول الله]]{{صل}} است. بیشک علم [امام] آن چیزی است که در هر روز و شبی حادث میشود. از چهار حدیث گذشته که تنها بخشی از [[احادیث]] این گروه بود، به خوبی روشن میشود که علومی نزد امام هست که از [[سلسله]] حجج گذشته از طریق [[ارث]]، در [[اختیار]] [[امام]] قرار گرفته است. این [[علوم]] بسیار بسیار گسترده و ژرف است. از اینرو [[اصحاب]] با شنیدن اوصاف هر یک از آنها، از گستردگی و عمق آن به شگفت آمده و بر [[علم]] بودن آن تاکید میکردند؛ چه رسد به اینکه این علوم، همگی یکجا در اختیار امام است. علوم یادشده غالباً نوشتاری و به صورت کتاب هستند و برای استفاده از آن، کافی است مطالعه کننده، با خط و زبان آن آشنایی داشته باشد. روش استفاده از برخی نیز منحصراً در اختیار امام است. برخی از این علوم نیز، مانند علم “الف باب”، سینه به سینه به امام به ارث میرسد. [[علمی]] دیگر اما برای امام هست که لحظه به لحظه از سوی [[خدای متعال]] به امام میرسد. | #[[حدیث]] [[منصور بن حازم]]: {{متن حدیث|عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قُلْتُ إِنَّ النَّاسَ يَذْكُرُونَ أَنَ عِنْدَكُمْ صَحِيفَةً طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِيهَا مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ النَّاسُ وَ أَنَّ هَذَا هُوَ الْعِلْمُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}لَيْسَ هَذَا هُوَ الْعِلْمُ إِنَّمَا هُوَ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي يَحْدُثُ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۹.</ref>. [[منصور]] گفت: [[خدمت]] امام صادق{{ع}} عرضه داشتم: [[مردم]] میگویند نزد شما [[کتابی]] است که اندازه آن نزدیک به [[چهل]] متر است و در آن هرچیزی که مردم بدان نیاز دارند، وجود دارد و علم [امام] همین است. حضرت بدون درنگ فرمودند: این علم [امام] نیست. این تنها یک نشانه از [[رسول الله]]{{صل}} است. بیشک علم [امام] آن چیزی است که در هر روز و شبی حادث میشود. از چهار حدیث گذشته که تنها بخشی از [[احادیث]] این گروه بود، به خوبی روشن میشود که علومی نزد امام هست که از [[سلسله]] حجج گذشته از طریق [[ارث]]، در [[اختیار]] [[امام]] قرار گرفته است. این [[علوم]] بسیار بسیار گسترده و ژرف است. از اینرو [[اصحاب]] با شنیدن اوصاف هر یک از آنها، از گستردگی و عمق آن به شگفت آمده و بر [[علم]] بودن آن تاکید میکردند؛ چه رسد به اینکه این علوم، همگی یکجا در اختیار امام است. علوم یادشده غالباً نوشتاری و به صورت کتاب هستند و برای استفاده از آن، کافی است مطالعه کننده، با خط و زبان آن آشنایی داشته باشد. روش استفاده از برخی نیز منحصراً در اختیار امام است. برخی از این علوم نیز، مانند علم “الف باب”، سینه به سینه به امام به ارث میرسد. [[علمی]] دیگر اما برای امام هست که لحظه به لحظه از سوی [[خدای متعال]] به امام میرسد. | ||
همانطور که [[مشاهده]] شد، از مقایسه این دو علم، به دو ویژگی دست مییابیم: یکی آنکه، این علم از لحاظ گستره و عمق، قابل مقایسه با [[علوم وراثتی]] نیست و علم افزون بسیار فراتر از علوم وراثتی است. دوم اینکه، هرچند علوم وراثتی علم هستند، ولی اساساً [[ائمه اطهار]]{{عم}} این علوم را علم اصلی و [[حقیقی]] خود نمیدانند و تنها بر علم افزون تکیه و تأکید دارند و آن را به عنوان علم اصلی امام معرفی میکنند.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۴۱.</ref>. | همانطور که [[مشاهده]] شد، از مقایسه این دو علم، به دو ویژگی دست مییابیم: یکی آنکه، این علم از لحاظ گستره و عمق، قابل مقایسه با [[علوم وراثتی]] نیست و علم افزون بسیار فراتر از علوم وراثتی است. دوم اینکه، هرچند علوم وراثتی علم هستند، ولی اساساً [[ائمه اطهار]]{{عم}} این علوم را علم اصلی و [[حقیقی]] خود نمیدانند و تنها بر علم افزون تکیه و تأکید دارند و آن را به عنوان علم اصلی امام معرفی میکنند.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۴۱.</ref>. | ||
===[[احادیث]] [[نیازمندی]] امام به [[علم حادث]] در وقایع مستحدثه=== | |||
مدلول این مجموعه [[حدیثی]] آن است که گاهی امام در گستره وسیع [[امامت]] و ولایتش، [[نیازمند]] علم از طرف [[خدای سبحان]] میشود. حتی در برخی از این احادیث، دامنه آن تا [[احکام]] نیز کشیده شده است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۳۴، باب ۹.</ref>. در مباحث پیشین برخی از این احادیث مطرح شد<ref>ر.ک: صفحه ۵۱ تا ۵۶ از همین نوشتار.</ref>. به این دو [[حدیث]] هم بنگرید: | |||
#{{متن حدیث|عَنْ جُعَيْدٍ الْهَمْدَانِيِّ مِمَّنْ خَرَجَ مَعَ الْحُسَيْنِ{{ع}} بِكَرْبَلَاءَ قَالَ: فَقُلْتُ لِلْحُسَيْنِ{{ع}}: جُعِلْتُ فِدَاكَ بِأَيِّ شَيْءٍ تَحْكُمُونَ قَالَ يَا جُعَيْدُ نَحْكُمَ بِحُكْمِ آلِ دَاوُدَ فَإِذَا عَيِينَا عَنْ شَيْءٍ تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ}}<ref>«جُعَید گفته: به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم، [هنگام [[قضاوت]]] به چه چیزی [[حکم]] میکنید؟ فرمود: ای جُعَید، ما به حکم [[آل داود]] حکم میکنیم. پس چنان چه چیزی را نمیدانستیم، [[روح القدس]] آن را به ما [[القا]] میکند.» صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۵۲.</ref>. | |||
#{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ{{ع}} يَعْمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ شَيْءٌ حَادِثٌ وَ الَّذِي لَيْسَ فِي الْكِتَابِ وَ لَا فِي السُّنَّةِ أَلْهَمَهُ اللَّهُ الْحَقَّ إِلْهَاماً وَ ذَلِكَ وَ اللَّهِ مِنَ الْمُعْضِلَاتِ}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۳۵.</ref>. [[محمد بن مسلم]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: [[حضرت علی]]{{ع}} به [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} عمل میکرد. پس هنگامی که بر او مسئله جدیدی وارد میشد که در [[کتاب و سنت]] نبود، [[خداوند متعال]] [[حقیقت]] را به او [[الهام]] میکرد؛ و به [[خدا]] قسم این از امور پیچیده است. ناگفته نماند، این [[احادیث]] لزوماً فقدان [[علم]] برای [[امام]] در آن مسئله را [[اثبات]] نمیکند، بلکه اعم است؛ بدین معنا که چه بسا علم در [[خزانه]] [[علم امام]] موجود باشد، اما به هر دلیل امام نباید یا نخواهد از آن استفاده کند، یا امام تفصیل و [[تفسیر]] علم موجود را اخذ کند. در این صورت امام [[منتظر]] علم افزون میماند<ref>منظور از انتظار، انتظار زمان خاصی نیست؛ چراکه ممکن است در کمتر از آنی، امام عالم به آن علم گردد یا در شب جمعه اخیر یا شب قدر، عالم به آن شده باشد.</ref> و با یکی از انواع تلقّی علم افزون، از آن مطلع میشود.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۴۸.</ref>. | |||
===احادیث بسط و قبض علم برای امام=== | |||
[[علم غیب]]، [[علمی]] مخصوص به [[خدای متعال]] است و امام هرچند عالم به [[مغیبات]] است، اما علم غیب مخصوص به خدا را ندارد. هرگاه خدای متعال [[اراده]] کند، به هر اندازه بخواهد، امام را از علم غیب خود [[آگاه]] میسازد. در این گونه [[حدیثی]]، این چنین به این [[حقیقت]] اشاره شده است؛ دقت کنید: {{متن حدیث|عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ{{ع}} رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ فَارِسَ فَقَالَ لَهُ أَ تَعْلَمُونَ الْغَيْبَ- فَقَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} يُبْسَطُ لَنَا الْعِلْمُ فَنَعْلَمُ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلَا نَعْلَمُ}}<ref>«[[معمر]] نقل کرده که یکی از اهالی [[فارس]] از [[امام رضا]]{{ع}} سؤال کرد: آیا شما [[علم غیب]] را میدانید؟ [[امام]] در پاسخ فرمودند که [[حضرت باقر]]{{ع}} فرمودهاند: [[علم]] برای ما بسط داده میشود، در نتیجه میدانیم و از ما قبض میگردد، در نتیجه نمیدانیم.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۵۶.</ref>. | |||
از این [[پرسش و پاسخ]]، نتیجه میگیریم که هرگاه [[علم مطلق]] یا خصوص علم غیب برای امام بسط و گسترش داده شود و ایشان بر آن اطلاع یابد، [[علم امام]] بسط و افزایش پیدا میکند.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۴۹.</ref>. | |||
===[[احادیث]] [[زمان]] [[افزایش علم امام]]=== | |||
در این گونه حدیثی، زمان افزایش علم امام هر سال، هر ماه، [[شب قدر]] هر سال، هر هفته در شبهای [[جمعه]]، شبانه [[روز]]، و هر [[ساعت]] بیان شده است. در برخی از آنها بر [[افزایش علم]] تصریح شده، و در پارهای، اصل [[ازدیاد علم]] امری مسلم دانسته شده و تنها از زمان آن سخن به میان آمده است. این دو، بر [[ازدیاد علم امام]] دلالت دارد. در دو نمونه از احادیث یادشده، این چنین به زمان افزایش علم امام اشاره شده است: | |||
#{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كُلُّ مَا كَانَ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَدْ أَعْطَاهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بَعْدَهُ ثُمَّ الْحَسَنَ بَعْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} ثُمَّ الْحُسَيْنَ ثُمَّ كُلَّ إِمَامٍ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ نَعَمْ مَعَ الزِّيَادَةِ الَّتِي تَحْدُثُ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ فِي كُلِّ شَهْرٍ إِي وَ اللَّهِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ}}<ref>«[[ابوحمزه]] گفته که از [[امام سجاد]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، آیا [[رسول الله]]{{صل}} هرچه [علم] داشتند پس از خود به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اعطا کردند، آنگاه پس از [[امیرالمؤمنین]] به [[حسن]] و سپس به [[حسین]]{{عم}}، آنگاه به هر امامی تا آنکه [[قیامت]] برپا شود؟ [[حضرت]] فرمودند: بله، البته با افزونهای که در هر سال و در هر ماه حادث میشود. بله به [[خدا]] قسم! و در هر لحظهای [این [[علم حادث]] میگردد].» صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۹۵.</ref>. | |||
#{{متن حدیث|عَنْ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا مِنْ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَّا وَ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ فِيهَا سُرُورٌ قُلْتُ كَيْفَ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ{{عم}} وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي}}<ref>«[[مفضل]] گزارش میدهد که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: هیچ شب جمعهای نیست مگر آنکه اولیای [[خداوند]] در آن [[سروری]] دارند. پرسیدم: فدایت شوم، چگونه این اتفاق میافتد؟ حضرت فرمودند: هنگامی که [[شب جمعه]] فرا میرسد، [[رسول الله]]{{صل}} به [[عرش الهی]] میرود؛ [[امامان]]{{ع}} نیز به [[عرش]] میروند؛ من نیز همراه با آنان به عرش میروم. پس باز نمیگردم مگر همراه با [[علمی]] جدید و اگر این رخداد اتفاق نیفتد، هر آن چه دارم از دست خواهم داد.» کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۲۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۰.</ref>. | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||