جز
جایگزینی متن - 'روز جزا' به 'روز جزا'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}})) |
|||
| خط ۱۷۲: | خط ۱۷۲: | ||
یکی از موضوعاتی که در [[تاریخ]] [[زندگی]] ابن عباس درباره آن گفتگوی فراوانی شده، این است که میگویند، هنگامی که علی{{ع}} او را [[حاکم بصره]] قرار داد، او آنچه را در [[بیت المال]] بود، برداشت و به جانب [[مکه]] رهسپار شد و دست از علی{{ع}} کشید و آن [[اموال]] در حدود دو میلیون [[درهم]] بوده است. و وقتی که این خبر به امام رسید، گریان شد و فرمود: وقتی که [[پسر عموی پیامبر]] با آن [[مقام علمی]] چنین کند، از دیگران چه انتظاری است. خدایا! از اینها رنجور شدهام، [[مرگ]] مرا برسان و مرا به سوی خود ببر. | یکی از موضوعاتی که در [[تاریخ]] [[زندگی]] ابن عباس درباره آن گفتگوی فراوانی شده، این است که میگویند، هنگامی که علی{{ع}} او را [[حاکم بصره]] قرار داد، او آنچه را در [[بیت المال]] بود، برداشت و به جانب [[مکه]] رهسپار شد و دست از علی{{ع}} کشید و آن [[اموال]] در حدود دو میلیون [[درهم]] بوده است. و وقتی که این خبر به امام رسید، گریان شد و فرمود: وقتی که [[پسر عموی پیامبر]] با آن [[مقام علمی]] چنین کند، از دیگران چه انتظاری است. خدایا! از اینها رنجور شدهام، [[مرگ]] مرا برسان و مرا به سوی خود ببر. | ||
سپس از شخص نامعلومی از [[اهل]] یمامه [[نقل]] میکنند که امام نامهای به این مضمون به ابن عباس نوشت: نامهای است از [[بنده]] [[خدا]] [[علی بن ابیطالب]] به [[عبدالله بن عباس]]؛ همانا تو را در [[امانت]] خود [[شریک]] گردانیدیم و به هیچ یک از خاندانم به اندازه تو [[اطمینان]] نداشتیم ولی هنگامی که دیدی [[روزگار]] بر پسر عمویت [[خشم]] و [[دشمن]] بر او سخت گرفته و [[مردم]] با وی [[بدرفتاری]] و به وی خیانت میکنند، تو هم از من برگشته، با [[مخالفان]] من همدست شدی و مرا به بدترین [[خواری]] سپردی! گویا در کوششهای خود [[خدا]] را در نظر نداشتی و در [[امور دینی]] روشن نبودی که با [[امت پیامبر]]{{صل}} [[راه]] [[مکر]] پیمودی و مانند گرگی زخم خورده در اولین [[فرصت]] هر چه به چنگ آوردی، ربودی. شگفتا! مگر به [[قیامت]] [[ایمان]] نداری و از حساب [[روز | سپس از شخص نامعلومی از [[اهل]] یمامه [[نقل]] میکنند که امام نامهای به این مضمون به ابن عباس نوشت: نامهای است از [[بنده]] [[خدا]] [[علی بن ابیطالب]] به [[عبدالله بن عباس]]؛ همانا تو را در [[امانت]] خود [[شریک]] گردانیدیم و به هیچ یک از خاندانم به اندازه تو [[اطمینان]] نداشتیم ولی هنگامی که دیدی [[روزگار]] بر پسر عمویت [[خشم]] و [[دشمن]] بر او سخت گرفته و [[مردم]] با وی [[بدرفتاری]] و به وی خیانت میکنند، تو هم از من برگشته، با [[مخالفان]] من همدست شدی و مرا به بدترین [[خواری]] سپردی! گویا در کوششهای خود [[خدا]] را در نظر نداشتی و در [[امور دینی]] روشن نبودی که با [[امت پیامبر]]{{صل}} [[راه]] [[مکر]] پیمودی و مانند گرگی زخم خورده در اولین [[فرصت]] هر چه به چنگ آوردی، ربودی. شگفتا! مگر به [[قیامت]] [[ایمان]] نداری و از حساب [[روز جزا]] نمیترسی؟! | ||
چگونه بر تو گران نیامد که با [[اموال]] [[یتیمان]] و [[بیوه]] [[زنان]] کنیزکانی بخری و با آنها همبستر شوی؟ اموال این [[مردم]] را به خودشان برگردان! به خدا قسم، اگر برنگردانی و خدا مرا بر تو مسلط کند، خود را در آنچه دربارهات انجام دهم، معذور میدانم. به خدا قسم، اگر [[حسن]] و [[حسین]] چنین میکردند؛ از ایشان طرفداری نمیکردم تا [[حق]] را بگیرم و [[ستم]] را از [[ستمدیدگان]] برطرف سازم؛ والسلام. | چگونه بر تو گران نیامد که با [[اموال]] [[یتیمان]] و [[بیوه]] [[زنان]] کنیزکانی بخری و با آنها همبستر شوی؟ اموال این [[مردم]] را به خودشان برگردان! به خدا قسم، اگر برنگردانی و خدا مرا بر تو مسلط کند، خود را در آنچه دربارهات انجام دهم، معذور میدانم. به خدا قسم، اگر [[حسن]] و [[حسین]] چنین میکردند؛ از ایشان طرفداری نمیکردم تا [[حق]] را بگیرم و [[ستم]] را از [[ستمدیدگان]] برطرف سازم؛ والسلام. | ||