←ساختار
(←ساختار) |
|||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
در [[الدر المنثور (کتاب)|الدر المنثور]] آمده که... [[ولید بن مغیره]] و [[عاصی بن وائل]] و [[اسود بن مطلب]] و [[امیه بن خلف]]، [[رسول خدا]]{{صل}} را دیدند و گفتند: ای [[محمد]] بیا خدایانمان را روی هم بریزیم، ما خدای تو را بپرستیم و تو [[خدایان]] ما را. در نتیجه غائله و کدورت بین ما بر طرف شود، همه در پرستش معبودها مشترک باشیم و بالاخره یا [[معبود]] ما [[حق]] است و یا معبود تو، اگر معبود ما حق و صحیحتر بود سر تو بیکلاه نمانده و از [[عبادت]] آنها حظی بردهای و اگر معبود تو حق و صحیحتر از معبود ما باشد سر ما بیکلاه نمانده، از پرستش او بهرهمند شدهایم. در پاسخ این پیشنهاد، [[خدای تعالی]] این سوره را نازل کرد که بگو: هان ای [[کفار]]! من هرگز نمیپرستم آنچه را که شما میپرستید، تا آخر سوره. شیخ در امالی به [[سند]] خود از میناء از عدهای از [[اصحاب]] [[امامیه]] [[قریب]] به این معنا را [[روایت]] کرده است<ref>الدر المنثور، المیزان.</ref>. | در [[الدر المنثور (کتاب)|الدر المنثور]] آمده که... [[ولید بن مغیره]] و [[عاصی بن وائل]] و [[اسود بن مطلب]] و [[امیه بن خلف]]، [[رسول خدا]]{{صل}} را دیدند و گفتند: ای [[محمد]] بیا خدایانمان را روی هم بریزیم، ما خدای تو را بپرستیم و تو [[خدایان]] ما را. در نتیجه غائله و کدورت بین ما بر طرف شود، همه در پرستش معبودها مشترک باشیم و بالاخره یا [[معبود]] ما [[حق]] است و یا معبود تو، اگر معبود ما حق و صحیحتر بود سر تو بیکلاه نمانده و از [[عبادت]] آنها حظی بردهای و اگر معبود تو حق و صحیحتر از معبود ما باشد سر ما بیکلاه نمانده، از پرستش او بهرهمند شدهایم. در پاسخ این پیشنهاد، [[خدای تعالی]] این سوره را نازل کرد که بگو: هان ای [[کفار]]! من هرگز نمیپرستم آنچه را که شما میپرستید، تا آخر سوره. شیخ در امالی به [[سند]] خود از میناء از عدهای از [[اصحاب]] [[امامیه]] [[قریب]] به این معنا را [[روایت]] کرده است<ref>الدر المنثور، المیزان.</ref>. | ||
==[[آیات نامدار]] و مشهور== | ==[[آیات نامدار]] و مشهور== | ||
#{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ}}<ref>«بگو: ای کافران!» سوره کافرون، آیه ۱.</ref>؛ | #{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ}}<ref>«بگو: ای کافران!» سوره کافرون، آیه ۱.</ref>؛ | ||