بحث:ام‌الکتاب: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۰۸۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ نوامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==علی رضا فخاری==
'''[[ام الکتاب]]'''، یعنی [[مادر]] [[کتاب ]] ([[قرآن]])، کتابِ [[مادر]]. در اصطلاح [[دینی]]، نوشته و [[سند]] اصلی که همه امور عالم از آغاز تا پایان، حتی [[قرآن]] آسمانی در آن [[ثبت]] شده و نزد [[خداوند]] است، "[[ام الکتاب]]" یا [[لوح محفوظ]] نام دارد. به [[علم الهی]] هم گفته می‌شود. در [[قرآن]] به بخشی از [[آیات قرآن]] که از محکمات‌اند، [[ام الکتاب]] گفته شده است<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ...}} «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)‌اند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)‌اند»... سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>. به [[سوره]] [[حمد]] هم [[ام الکتاب]] گویند، چون اصول و پایه‌های [[دین]] و [[توحید]] در آن به طور فشرده و [[اجمال]] آمده است. "اُمّ" یعنی [[مادر]] و چون [[مادر]]، اصل و ریشه [[فرزند]] است، به هر چه که اساس و ریشه چیزی باشد، امّ گفته می‌شود. پس [[مادر]] [[کتاب آسمانی]] و ریشه آن به [[علم]] [[خدا]] و [[لوح محفوظ]] برمی‌گردد. از این رو به آن [[ام الکتاب]] گویند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۲۵.</ref>. در مجموع، [[ام الکتاب]] یا به معناى کتابى است که اصل و اساس همه کتاب‌هاى آسمانى است و یا همان لوحى است که نزد [[خداوند]] از هرگونه [[تغییر]] و تبدیل و تحریفى محفوظ است؛ یعنی همان [[کتاب]] [[علم]] [[پروردگار]] است که همه حقایق عالم و [[حوادث آینده]] و گذشته و همه کتاب‌هاى آسمانى در آن درج شده است.
==ام الکتاب در قرآن==
عبارت «اُمّ‌الکتاب» به‌صورت یک ترکیب اضافی سه بار در‌ آیات قرآن به‌کار رفته‌ است‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ }}﴾}}<ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات استواراند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر آیات چند رویه‌اند؛ سوره آل عمران، آیه ۷</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ }}﴾}}<ref> خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک می‌کند و یا در آن می‌نویسد و لوح محفوظ نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۹.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ }}﴾}}<ref> و بی‌گمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است؛ سوره زخرف، آیه ۴.</ref>. ذیل این اصطلاح نظرهایی مختلف از سوی مفسران ارائه‌ شده که با تأمل در آنها می‌توان گفت که اتفاق‌ نظر چشمگیری در میان این آراء دیده نمی‌شود. عده‌ای ضمن‌ یکی‌ انگاری هر سه موردِ مذکور، این اصطلاح را از حیث دلالت مصداقی منطبق بر [[لوح محفوظ]] دانسته‌اند. از فحوای سخنِ برخی نیز چنین برمی‌آید که کاربرد آن در آیه‌ ۷ سوره‌ی آل‌عمران‌ را‌ متفاوت از دو استعمال دیگر دانسته‌اند، لکن خیلی گذرا از آن رد شده و فقط آن را به «اصل کتاب» معنی کرده‌اند. در یک نظر کلی می‌توان گفت عموم مفسران هر یک‌ از‌ این سه کاربرد را به‌ صورت مستقل تفسیر کرده‌اند، بدون آنکه اشاره‌ای به ارتباط‌ داشتن یا نداشتن آنها با یکدیگر داشته باشند. حتی کسانی که با روش قرآن به قرآن به‌ تفسیر‌ روی آورده‌اند نیز از این مسأله مستثنا نبوده‌اند.
 
با توجه به اینکه استعمال یک واژه یا عبارت در مواضع مختلفِ یک متن، این سؤال را به ذهن متبادر می‌سازد‌ که‌ آیا‌ آن واژه یا عبارت در‌ تمام‌ مواضع‌ به یک معنی آمده است یا اینکه بنا بر جایگاه خود، معانی متفاوت از آن اصطلاح اراده شده است، لازم است‌ امعان‌ نظر‌ ویژه‌ای بر چنین مواردی صورت گیرد. این توجه‌ در‌ متنی وحیانی و مقدس همچون قرآن کریم اهمیت فرا حدی را به خود اختصاص می‌دهد. مثال ساده‌ای که در این‌ باره‌ می‌شود‌ ارایه داد، اصطلاحِ «بزرگ خاندان» است که در محاورات ما‌ کاربرد فراوانی دارد، ولی آنچه در این‌باره غیر قابل انکار است، مصادیق بی‌شماری است که صلاحیت اطلاق این‌ عنوان‌ را‌ بر خود دارند. این درحالی است که هیچ‌ یک از این مصادیق‌، کم‌ترین‌ انطباقی بر هم ندارند. به دیگر سخن، اولین سؤالی که از رویارویی با این عبارت از‌ حیث‌ تطبیق‌ و دلالت بر مصداق خاص، به ذهن خطور می‌کند این است که «بزرگِ‌ کدام‌ خاندان‌» مراد گوینده بوده است. عبارتِ «اُمّ‌القری» نیز مثال دیگری است و به‌طوری که در کلام‌ برخی‌ از‌ لغویان آمده است، می‌تواند بر مصادیق بس بی‌شماری دلالت نماید.
 
در رابطه با أمّ‌الکتاب‌ نیز‌ این سؤال قابل طرح است که مراد «اُمِّ کدامین کتاب» است. به‌ویژه آنکه‌ آیات‌ قرآنی‌ بیان از آن دارد که واژه‌ کتاب بنا بر جایگاه خود، معانی محتمل و متعددی‌ را‌ برمی‌تابد، لذا لازم است این اصطلاح در هریک از سه موضع خود بررسی‌ شده‌ تا‌ وجود یا نبودِ رابطه و تطابق میان آنها روشن گردد. روشی که در این گفتار به‌ کار‌ رفته‌ است، مبتنی بر تحلیل متنی از آیات قرآنی است که قبل از‌ ورود‌ به‌ آن لازم است اقوال اهل لغت و آرای مفسّران نیز مطالعه شود. در ذیل به پاره‌ای‌ از‌ آنها‌ اشاره می‌گردد.


==واژه‌شناسی ام الکتاب==
==واژه‌شناسی ام الکتاب==
خط ۱۳: خط ۷:
===برود به پانویس===
===برود به پانویس===
* از کلام‌ [[خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدی]] چنین برمی‌آید که به‌ هر چیزی‌ که نقش محوری و مرجعی نسبت به عناصر وابسته به خود داشته باشد، اُم‌ گویند‌. عبارت عربی خلیل گویاتر از‌ ترجمه‌ آن به‌ فارسی‌ است‌، آنجا که می‌گوید: «اِعلم أنّ کلَّ‌ شیء‌ یضمّ إلیه سائر ما یلیه فإنّ العرب تسمّی ذلک الشیء اُمّاً» <ref>کتاب‌ العین‌، ج ۱، ص ۱۰۴.</ref>. وی همچنین به‌ معنای «قصد» ذیل‌ کلمه‌ أَم «به فتح‌ الف‌» در دو حالت اسمی و فعلی‌ اشاره‌ کرده است<ref>کتاب‌ العین‌، ج ۱، ص ۱۰۸.</ref>.
* از کلام‌ [[خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدی]] چنین برمی‌آید که به‌ هر چیزی‌ که نقش محوری و مرجعی نسبت به عناصر وابسته به خود داشته باشد، اُم‌ گویند‌. عبارت عربی خلیل گویاتر از‌ ترجمه‌ آن به‌ فارسی‌ است‌، آنجا که می‌گوید: «اِعلم أنّ کلَّ‌ شیء‌ یضمّ إلیه سائر ما یلیه فإنّ العرب تسمّی ذلک الشیء اُمّاً» <ref>کتاب‌ العین‌، ج ۱، ص ۱۰۴.</ref>. وی همچنین به‌ معنای «قصد» ذیل‌ کلمه‌ أَم «به فتح‌ الف‌» در دو حالت اسمی و فعلی‌ اشاره‌ کرده است<ref>کتاب‌ العین‌، ج ۱، ص ۱۰۸.</ref>.
* [[ابن‌ سکّیت اهوازی]] مادّه‌ی «امم» را به‌ معنای «قصد» گرفته‌ است‌، به‌ طوری که اُمّ به‌عنوان یک‌ فعل‌ به‌ معنی‌ «قَصَدَ» است <ref>ابن‌سکّیت‌، ۵۹.</ref>.
* [[ابن‌ سکّیت اهوازی]] ماده‌ «امم» را به‌ معنای «قصد» گرفته‌ است‌، به‌ طوری که اُمّ به‌عنوان یک‌ فعل‌ به‌ معنی‌ «قَصَدَ» است <ref>ابن‌سکّیت‌، ۵۹.</ref>.
* [[ابن‌ دُرید]] نیز‌ سخن‌ [[ابن‌ سکّیت]] را به‌عنوان اولین معنی باز گفته است <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص: ۷۸.</ref>. از سخن وی‌ چنین‌ برمی‌آید که معنای «ابتدائیت و رأست» را‌ نیز‌ برای این‌ ماده‌ جاری‌ می‌داند <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص:۷۸ - ۷۹.</ref>. او همچنین از قول اخفش نقل می‌کند هرچیزی که به چیزی دیگر منضمّ شود، بِدان‌ «اُم‌» اطلاق می‌گردد، لذا وجه تسمیه‌ «رئیس‌ قوم‌» به‌ «اُم‌» را‌ در همین نکته‌ می‌داند‌ <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص: ۷۹.</ref>. معنای منتسب به اخفش «انضمام چیزی به چیزی دیگر» همان معنایی است که فراهیدی‌ نیز‌ بدان‌ تصریح کرده است. اگر مراد از این‌ اخفش‌ همانی‌ باشد‌ که‌ شاگرد‌ خلیل بوده، این احتمال وجود دارد که منبع قول اخفش، خلیل بن احمد باشد.
* [[ابن‌ دُرید]] نیز‌ سخن‌ [[ابن‌ سکیت]] را به‌عنوان اولین معنی باز گفته است <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص۷۸.</ref>. از سخن وی‌ چنین‌ برمی‌آید که معنای «ابتدائیت و رأست» را‌ نیز‌ برای این‌ ماده‌ جاری‌ می‌داند <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص۷۸ - ۷۹.</ref>. او همچنین از قول اخفش نقل می‌کند هرچیزی که به چیزی دیگر منضمّ شود، بِدان‌ «اُم‌» اطلاق می‌گردد، لذا وجه تسمیه‌ «رئیس‌ قوم‌» به‌ «اُم‌» را‌ در همین نکته‌ می‌داند‌ <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص۷۹.</ref>. معنای منتسب به اخفش «انضمام چیزی به چیزی دیگر» همان معنایی است که فراهیدی‌ نیز‌ بدان‌ تصریح کرده است. اگر مراد از این‌ اخفش‌ همانی‌ باشد‌ که‌ شاگرد‌ خلیل بوده، این احتمال وجود دارد که منبع قول اخفش، خلیل بن احمد باشد.
* اَزهری «اُمّ» را به مادر معنی کرده، ضمن آنکه به‌ معنی «اصل» نیز‌ اشاره‌ای داشته است <ref>ازهری، ج ۱، ص: ۲۰۱ - ۲۰۲.</ref>.
* اَزهری «اُمّ» را به مادر معنی کرده، ضمن آنکه به‌ معنی «اصل» نیز‌ اشاره‌ای داشته است <ref>ازهری، ج ۱، ص۲۰۱ - ۲۰۲.</ref>.
* جوهری اُم هر چیزی را به‌معنای اصل آن چیز می‌داند<ref>جوهری، ج ۵، ص: ۱۸۶۳.</ref>. وی همچنین این کلمه را به‌ معنای مادر گرفته و از‌ پرچم‌ سپاه که در جنگ‌ها پیشاپیش جنگجویان حمل می‌شود به أمّ تعبیر کرده است<ref>جوهری، ج ۵، ص: ۱۸۶۳.</ref>. از این بیرق در دیگر معاجم به أمّ‌الحرب یاد شده است <ref>ابن‌ منظور، ذیل مادّه‌ «امم».</ref>. جوهری همانگونه که [[ابن‌ دُرید]] بیان کرده است از رئیس یک قوم و قبیله به أم تعبیر کرده است <ref>جوهری، ج ۵، ص: ۱۸۶۳.</ref>. قابل‌ ذکر‌ است که دو واژه‌ی اِمام‌ و اَمام‌ بی‌ارتباط با این معانی نیست.
* جوهری اُم هر چیزی را به‌معنای اصل آن چیز می‌داند<ref>جوهری، ج ۵، ص۱۸۶۳.</ref>. وی همچنین این کلمه را به‌ معنای مادر گرفته و از‌ پرچم‌ سپاه که در جنگ‌ها پیشاپیش جنگجویان حمل می‌شود به أمّ تعبیر کرده است<ref>جوهری، ج ۵، ص۱۸۶۳.</ref>. از این بیرق در دیگر معاجم به أمّ‌الحرب یاد شده است <ref>ابن‌ منظور، ذیل مادّه‌ «امم».</ref>. جوهری همانگونه که [[ابن‌ دُرید]] بیان کرده است از رئیس یک قوم و قبیله به أم تعبیر کرده است <ref>جوهری، ج ۵، ص۱۸۶۳.</ref>. قابل‌ ذکر‌ است که دو واژه‌ی اِمام‌ و اَمام‌ بی‌ارتباط با این معانی نیست.
* [[ابن‌ فارس]] چهار معنیِ «اصل، مرجع، جماعت و دین» را برای این مادّه بیان می‌کند، ضمن آنکه معانی «مردم، زمان‌ و قصد‌» را نیز متذکّر شده‌ است‌ <ref>ابن‌ فارس، ج ۱، ص: ۲۱.</ref>. باید گفت معانیی چون «جماعت، مردم، دین و زمان» برای کلمه‌ «امّت» قابل تطبیق است همانگونه که لغویونِ قبل از ابن فارس نیز بر این بوده‌اند <ref>ابن‌ سکّیت اهوازی‌، ص: ۵۹؛ جوهری، ج ۵، ص: ۱۸۶۳ - ۱۸۶۴.</ref>. و مترادف‌ دانستن این معانی با واژه‌ أم مقبول نمی‌نماید. با توجّه به زمان حیات [[ابن‌ فارس]] و فاصله‌اش با عصر نزول قرآن شاید مسامحتاً بتوان گفت که این‌ معانی‌ بَعدها در‌ فرآیند توسعه‌ معنایی به‌ معنای اصلی اضافه شده‌اند.
* [[ابن‌ فارس]] چهار معنیِ «اصل، مرجع، جماعت و دین» را برای این مادّه بیان می‌کند، ضمن آنکه معانی «مردم، زمان‌ و قصد‌» را نیز متذکّر شده‌ است‌ <ref>ابن‌ فارس، ج ۱، ص۲۱.</ref>. باید گفت معانیی چون «جماعت، مردم، دین و زمان» برای کلمه‌ «امّت» قابل تطبیق است همانگونه که لغویونِ قبل از ابن فارس نیز بر این بوده‌اند <ref>ابن‌ سکّیت اهوازی‌، ص۵۹؛ جوهری، ج ۵، ص۱۸۶۳ - ۱۸۶۴.</ref>. و مترادف‌ دانستن این معانی با واژه‌ أم مقبول نمی‌نماید. با توجّه به زمان حیات [[ابن‌ فارس]] و فاصله‌اش با عصر نزول قرآن شاید مسامحتاً بتوان گفت که این‌ معانی‌ بَعدها در‌ فرآیند توسعه‌ معنایی به‌ معنای اصلی اضافه شده‌اند.
* مؤلّفِ مفردات علاوه بر آنکه أم را در مقابل «اَب‌» قرار داده، همچنین هر چیزی را که اصل و عامل چیزی در ایجاد‌، تربیت‌ و اصلاح‌ آن باشد، به أم تعبیر نموده است و می‌گوید: «و یقال لکلّ ما کان أصلاً لِوجودِ شیءٍ أو تربیته ‌‌أو‌ إصلاحه أو مبدئه اُمّ» <ref>راغب اصفهانی، ص: ۸۵.</ref>. به‌ نظر می‌رسد که از نظر‌ وی‌، هرچیزی‌ که مولِد و موجِد باشد، اطلاق أم بر آن جایز است، زیرا وجه تسمیه‌ أمّ‌الکتاب را‌ در این می‌داند که تمام علوم منسوب به آن است و از آن متولّد‌ شده‌اند، یا اینکه از‌ آن‌ روی به شهر مکّه «اُمّ‌القری» گفته می‌شود که بر اساس روایت {{عربی|اندازه=150%|«أَنَّ الدُّنْيَا دُحِيَتِ مِنْ تَحْتِهَا»}}<ref>دنیا از زیر آن، بسط و تکوین یافته گسترده شده است؛ راغب اصفهانی، ص: ۸۵.</ref>.
* مؤلّفِ مفردات علاوه بر آنکه أم را در مقابل «اَب‌» قرار داده، همچنین هر چیزی را که اصل و عامل چیزی در ایجاد‌، تربیت‌ و اصلاح‌ آن باشد، به أم تعبیر نموده است و می‌گوید: «و یقال لکلّ ما کان أصلاً لِوجودِ شیءٍ أو تربیته ‌‌أو‌ إصلاحه أو مبدئه اُمّ» <ref>راغب اصفهانی، ص۸۵.</ref>. به‌ نظر می‌رسد که از نظر‌ وی‌، هرچیزی‌ که مولِد و موجِد باشد، اطلاق أم بر آن جایز است، زیرا وجه تسمیه‌ أمّ‌الکتاب را‌ در این می‌داند که تمام علوم منسوب به آن است و از آن متولّد‌ شده‌اند، یا اینکه از‌ آن‌ روی به شهر مکّه «اُمّ‌القری» گفته می‌شود که بر اساس روایت {{عربی|اندازه=150%|«أَنَّ الدُّنْيَا دُحِيَتِ مِنْ تَحْتِهَا»}}<ref>دنیا از زیر آن، بسط و تکوین یافته گسترده شده است؛ راغب اصفهانی، ص۸۵.</ref>.
* مصطفوی معنای اصلی این‌ مادّه را «قصد» توأم با توجّه خاصّ دانسته است که در همه‌ مشتقّات آن، این معنی جاری است <ref>مصطفوی، ج ۱، ص: ۱۳۵.</ref>. پیش‌تر گفته شد که [[ابن‌ سکّیت اهوازی]] و [[ابن‌ دُرید]] نیز یا تنها‌ همین‌ معنی را متذکر شده‌اند، یا گرایش به این معنی داشته‌اند <ref>ابن‌سکّیت، ص: ۵۹.</ref>. صاحب تفسیر روض‌الجنان و روح‌الجنان نیز بر این رأی است <ref>ابوالفتوح رازی، ج ۴، ص: ۱۷۵.</ref>. بر این اساس، اُمّ‌ بر‌ وزن صُلب و یکی از اوزان صفت مشبهه که از فعل لازم گرفته شده به‌ معنی کسی است که مورد قصد و توجه قرار می‌گیرد، سپس این کلمه بر «مادر، اصل، مبدأ‌ و مرجع‌ هر چیزی» اطلاق می‌گردد<ref>مصطفوی، ج ۱، ص: ۱۳۵.</ref>.
* مصطفوی معنای اصلی این‌ مادّه را «قصد» توأم با توجّه خاصّ دانسته است که در همه‌ مشتقّات آن، این معنی جاری است <ref>مصطفوی، ج ۱، ص۱۳۵.</ref>. پیش‌تر گفته شد که [[ابن‌ سکّیت اهوازی]] و [[ابن‌ دُرید]] نیز یا تنها‌ همین‌ معنی را متذکر شده‌اند، یا گرایش به این معنی داشته‌اند <ref>ابن‌سکّیت، ص۵۹.</ref>. صاحب تفسیر روض‌الجنان و روح‌الجنان نیز بر این رأی است <ref>ابوالفتوح رازی، ج ۴، ص۱۷۵.</ref>. بر این اساس، اُمّ‌ بر‌ وزن صُلب و یکی از اوزان صفت مشبهه که از فعل لازم گرفته شده به‌ معنی کسی است که مورد قصد و توجه قرار می‌گیرد، سپس این کلمه بر «مادر، اصل، مبدأ‌ و مرجع‌ هر چیزی» اطلاق می‌گردد<ref>مصطفوی، ج ۱، ص۱۳۵.</ref>.
 
==کاربرد واژه‌ی «اُمّ» در آیات‌ قرآن‌==
واژه‌ أم علاوه بر سه آیه‌ یاد شده، در آیات دیگری نیز به‌ کار رفته‌ است‌ و شاید‌ بتوان گفت یکی از شایع‌ترین معانیِ آن، معنیِ «مادر» است که برای نمونه می‌توان‌ به‌ آیات زیر استناد کرد:
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ }}﴾}} <ref> (و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟؛ سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>.
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ}}﴾}} <ref> و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده؛ سوره قصص، آیه ۷.</ref>.
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلا بِرَأْسِي}}﴾}} <ref> هارون گفت: ای پسر مادرم! موی ریش و سرم را مگیر؛ سوره طه، آیه ۹۴.</ref>.
* جمع‌ این‌ واژه « اُمهات» نیز در آیات قرآن استعمال شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلاَّ الَّلائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ }}﴾}} <ref> ((کسانی از شما که زنان خود را ظهار می‌کنند، آن زنان، مادران آنان نیستند، مادرانشان جز کسانی که آنان را زاده‌اند نمی‌باشند و اینان بی‌گمان سخنی ناپسند و نادرست می‌گویند و باری، خداوند به یقین در گذرنده‌ای آمرزنده است؛ سوره مجادله، آیه ۲.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ }}﴾}}<ref> و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی‌دانستید و برای شما گوش و چشم و دل  نهاد باشد که سپاس گزارید؛ سوره نحل، آیه ۷۸.</ref>.
 
از دیگر کاربردهای‌ این‌ واژه، ترکیبِ اضافیِ آن با دیگر کلمات‌ است‌ که‌ علاوه بر أمّ‌الکتاب از تعبیر أم‌القُری نیز‌ می‌توان‌ یاد کرد که دو بار در آیات قرآن به‌کار رفته است:
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ }}﴾}} <ref> و این کتاب خجسته‌ای است که آن را فرو فرستاده‌ایم، آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و تا مردم «مادر شهر» مکّه و مردم پیرامون آن را بیم‌دهی و مؤمنان به جهان واپسین، بدان ایمان می‌آورند و بر نماز خویش، نگهداشت دارند؛ سوره انعام، آیه ۹۲.</ref>.
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}﴾}} <ref> و بدین‌گونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و نیز از روز گرد آمدن همگان در رستخیز که تردیدی در آن نیست بیم دهی؛ سوره شوری، آیه ۷.</ref>.
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ}}﴾}} <ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات محکماند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر آیات متشابه‌اند؛ سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>.
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} <ref> خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک می‌کند و یا در آن می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۹.</ref>.
*{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ }}﴾}} <ref> و بی‌گمان آن نزد ما در اصل «3» کتاب، فرازمندی فرزانه است؛ سوره زخرف، آیه ۴.</ref>.
 
به‌ نظر می‌رسد تعبیر أم‌القری در آیات بالا‌ دلالت‌ بر مرکزیت و محوریّت مکان خاص برای‌ منطقه‌ای‌ وسیع باشد‌ که‌ به‌ عنوان مرجع و محل توجه‌ نواحی اطراف خود تلقی می‌گردد. آیه‌ زیر می‌تواند دلیلی بر این مدعا باشد، زیرا بر اساس‌ این‌ آیه، میان هلاکت شهرها و روستاها با‌ برانگیخته‌ شدن‌ رسولان‌ الهی‌ در‌ أمّ‌القُرایِ آن شهرها‌ و روستاها‌ رابطه‌ای دو سویه وجود دارد. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلاَّ وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ}}﴾}} <ref> و پروردگارت شهرها را نابود نمی‌کند تا آن (گاه) که در دل آنها پیامبری برانگیزد که بر مردم  آیات ما را بخواند و ما نابودکننده شهرها نیستیم مگر آنکه مردم آنها ستمگر باشند؛ سوره قصص، آیه ۵۹.</ref>


==آرای مفسّران درباره‌ی «اُم‌الکتاب»==
==آرای مفسّران درباره‌ی «اُم‌الکتاب»==
خط ۴۴: خط ۲۲:
قرآن‌ مجید‌ = الکتاب المبین و [[لوح محفوظ]] = اُمّ‌الکتاب.
قرآن‌ مجید‌ = الکتاب المبین و [[لوح محفوظ]] = اُمّ‌الکتاب.


ذیل آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ }}﴾}}<ref> خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک می‌کند و یا در آن می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۹.</ref> برخی از مفسران تصریح و تأکید دارند که مراد از أمّ‌الکتاب‌ همان [[لوح محفوظ]] است‌ <ref>مقاتل‌ بن سلیمان، ج ۲: ۳۸۳؛ میبدی، ج ۵: ۲۱۱؛ زمخشری،  ج ۲: ۵۳۴؛ طبرسی، ج ۲: ۲۳۵.</ref> و عده‌ای دیگر از آن فقط به «اصل کتاب» تعبیر نموده‌اند<ref>ابن‌ قتیبه، ص: ۱۹۶؛ طوسی، ج ۶: ۲۶۳؛ طبرسی، ج ۶: ۴۵۸؛ فخر رازی، ج ۱۹: ۵۲.</ref> بعضی نیز به علم الهی تفسیر کرده‌اند <ref> فخر رازی، ج ۱۹: ۵۲؛ ابن‌عاشور، ج ۱۲: ۲۰۴.</ref>
ذیل آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ }}﴾}}<ref> خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک می‌کند و یا در آن می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۹.</ref> برخی از مفسران تصریح و تأکید دارند که مراد از أمّ‌الکتاب‌ همان [[لوح محفوظ]] است‌ <ref>مقاتل‌ بن سلیمان، ج ۲: ۳۸۳؛ میبدی، ج ۵: ۲۱۱؛ زمخشری،  ج ۲: ۵۳۴؛ طبرسی، ج ۲: ۲۳۵.</ref> و عده‌ای دیگر از آن فقط به «اصل کتاب» تعبیر نموده‌اند<ref>ابن‌ قتیبه، ص۱۹۶؛ طوسی، ج ۶: ۲۶۳؛ طبرسی، ج ۶: ۴۵۸؛ فخر رازی، ج ۱۹: ۵۲.</ref> بعضی نیز به علم الهی تفسیر کرده‌اند <ref> فخر رازی، ج ۱۹: ۵۲؛ ابن‌عاشور، ج ۱۲: ۲۰۴.</ref>


درباره‌ آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ }}﴾}}<ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات استواراند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر آیات چند رویه‌اند؛ سوره آل عمران، آیه ۷</ref> [[مُقاتل بن سلیمان]] و برخی دیگر، اُمّ‌الکتاب را در این آیه به [[لوح محفوظ]] حمل نموده است <ref>مقاتل بن سلیمان، ج ۱: ۲۶۴-۲۶۳؛ ابن‌هائم، ص: ۱۱۹‌</ref>. از فحوای کلام [[سورآبادی]] نیز چنین برمی‌آید <ref>ج ۱: ۲۵</ref>. گاه نیز مراد از أمّ‌الکتاب، آیات تورات و انجیل و قرآن تلقّی شده است </ref>ثعلبی نیشابوری، ج ۳: ۹.</ref>. همچنین مراد از أمّ‌الکتاب در این‌ آیه‌ چنین تفسیر شده که قرآن اصل همه‌ کتاب‌های مُنزَل است که باید به آن عمل شود </ref>حسنی، ص: ۳؛ میبدی، ج ۲: ۱۷.</ref>. البته باید گفت این آراء ذیل این‌ آیه‌، صحیح‌ نمی‌نماید.
درباره‌ آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ }}﴾}}<ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات استواراند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر آیات چند رویه‌اند؛ سوره آل عمران، آیه ۷</ref> [[مُقاتل بن سلیمان]] و برخی دیگر، اُمّ‌الکتاب را در این آیه به [[لوح محفوظ]] حمل نموده است <ref>مقاتل بن سلیمان، ج ۱: ۲۶۴-۲۶۳؛ ابن‌هائم، ص۱۱۹‌</ref>. از فحوای کلام [[سورآبادی]] نیز چنین برمی‌آید <ref>ج ۱: ۲۵</ref>. گاه نیز مراد از أمّ‌الکتاب، آیات تورات و انجیل و قرآن تلقّی شده است </ref>ثعلبی نیشابوری، ج ۳: ۹.</ref>. همچنین مراد از أمّ‌الکتاب در این‌ آیه‌ چنین تفسیر شده که قرآن اصل همه‌ کتاب‌های مُنزَل است که باید به آن عمل شود </ref>حسنی، ص۳؛ میبدی، ج ۲: ۱۷.</ref>. البته باید گفت این آراء ذیل این‌ آیه‌، صحیح‌ نمی‌نماید.


ولی غالب مفسّران، آن‌ را‌ به‌ اصل کتاب و مرجع آیات متشابه تفسیر کرده‌اند. [[علامه طباطبایی]] نوع ترکیب اضافی در أمّ‌الکتاب را از نوع بیانیّه دانسته است مانند‌ نساء‌ القوم‌ یا قدماء الفقها نه از نوع لامیه همچون‌ ترکیب‌ أمّ الاطفال<ref>[[علامه طباطبایی]]، ج ۳: ۲۰.</ref>.
ولی غالب مفسّران، آن‌ را‌ به‌ اصل کتاب و مرجع آیات متشابه تفسیر کرده‌اند. [[علامه طباطبایی]] نوع ترکیب اضافی در أمّ‌الکتاب را از نوع بیانیّه دانسته است مانند‌ نساء‌ القوم‌ یا قدماء الفقها نه از نوع لامیه همچون‌ ترکیب‌ أمّ الاطفال<ref>[[علامه طباطبایی]]، ج ۳: ۲۰.</ref>.
خط ۶۳: خط ۴۱:
آیات این سوره حکایت از آن دارد که حقانیّت رسالت [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، نزول وحی بر ایشان و به‌ طور کلّی آموزه‌های وحیانی مورد تردید و انکار قرار گرفته و فرازهای مختلف سوره‌ در‌ جهت زدودن این اوهام می‌باشد. سخن از اهل کتاب، نزول وحی بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، ارسال رسولان الهی قبل از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و عرضه‌ آیات الهی با اذن خدا، همگی حکایت‌ از‌ آن دارد که مراد از کتاب در این آیه، کتاب وحیانی است که بر حسب شرایط زمانیِ هر دوره، کتاب دیگری جایگزین کتاب‌ قبلی‌ می‌گردد. بنابراین، هر دوره و زمانی‌ را‌ کتاب خاصی است که مرجع و مصدر همه‌ آنها، اُمّ‌الکتاب است. لذا بنا به اقتضای شرایط، کُتُب وحیانی در ادوار مختلف بر رسولان الهی نازل‌ می‌شود‌ تا آموزه‌های خاصّ آن‌ دوره‌ را بر مردم آن عرضه نمایند، همانگونه که در آیه‌ای دیگر به این مطلب اشاره شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}﴾}} <ref> ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند؛ سوره مائده، آیه ۴۸.</ref> براساس این دیدگاه، پیام دیگری که می‌توان از آیه برداشت کرد، این‌ است‌ که همه‌ این کُتُب وحیانی از منشأ الهی برخوردارند و اگر تفاوتی با همدیگر داشته باشند، برحسب شرایط و مقتضیّات خاصّ خود می‌باشد و از رهگذر همین شرایط زمان و مکانی است که مسأله‌ی‌ نسخ‌ شرایع‌ مطرح می‌گردد همانگونه که از آیات فوق نیز مستفاد است.
آیات این سوره حکایت از آن دارد که حقانیّت رسالت [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، نزول وحی بر ایشان و به‌ طور کلّی آموزه‌های وحیانی مورد تردید و انکار قرار گرفته و فرازهای مختلف سوره‌ در‌ جهت زدودن این اوهام می‌باشد. سخن از اهل کتاب، نزول وحی بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، ارسال رسولان الهی قبل از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و عرضه‌ آیات الهی با اذن خدا، همگی حکایت‌ از‌ آن دارد که مراد از کتاب در این آیه، کتاب وحیانی است که بر حسب شرایط زمانیِ هر دوره، کتاب دیگری جایگزین کتاب‌ قبلی‌ می‌گردد. بنابراین، هر دوره و زمانی‌ را‌ کتاب خاصی است که مرجع و مصدر همه‌ آنها، اُمّ‌الکتاب است. لذا بنا به اقتضای شرایط، کُتُب وحیانی در ادوار مختلف بر رسولان الهی نازل‌ می‌شود‌ تا آموزه‌های خاصّ آن‌ دوره‌ را بر مردم آن عرضه نمایند، همانگونه که در آیه‌ای دیگر به این مطلب اشاره شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}﴾}} <ref> ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند؛ سوره مائده، آیه ۴۸.</ref> براساس این دیدگاه، پیام دیگری که می‌توان از آیه برداشت کرد، این‌ است‌ که همه‌ این کُتُب وحیانی از منشأ الهی برخوردارند و اگر تفاوتی با همدیگر داشته باشند، برحسب شرایط و مقتضیّات خاصّ خود می‌باشد و از رهگذر همین شرایط زمان و مکانی است که مسأله‌ی‌ نسخ‌ شرایع‌ مطرح می‌گردد همانگونه که از آیات فوق نیز مستفاد است.


احتمال دیگری که می‌تواند در آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} <ref> و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزه‌ای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد  خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۸ - ۳۹.</ref> با عنایت به آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ}}﴾}} <ref> و ما هیچ شهری را نابود نکردیم مگر که سرنوشتی معیّن داشت. هیچ امّتی از زمانه خود نه پیش و نه واپس می‌افتد؛ سوره حجر، آیه ۴ - ۵.</ref> به ذهن متبادر‌ شود، این است که مراد از کتاب در آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}﴾}}، کتاب وحیانیِ‌ نازل‌ شده نباشد، بلکه مراد کتابی باشد که سرنوشت انسان و جوامع در آن مکتوب و مضبوط است، همانگونه که در آیه‌ ۴ سوره‌ حجر، کتاب بدین‌ معناست <ref>ابن‌ قتیبه، ص: ۲۰۱؛ طوسی، ج ۶: ۳۱۸؛ سورآبادی، ج ۲: ۱۲۵۰؛ زمخشری، ج ۲: ۵۷۱-۵۷۰؛ طبرسی، ج ۶: ۵۰۵؛ ابن‌ عاشور، ج ۱۳: ۱۳؛ طباطبایی، ج ۱۲: ۹۸-۹۷.</ref>
احتمال دیگری که می‌تواند در آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} <ref> و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزه‌ای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد  خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۸ - ۳۹.</ref> با عنایت به آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ}}﴾}} <ref> و ما هیچ شهری را نابود نکردیم مگر که سرنوشتی معیّن داشت. هیچ امّتی از زمانه خود نه پیش و نه واپس می‌افتد؛ سوره حجر، آیه ۴ - ۵.</ref> به ذهن متبادر‌ شود، این است که مراد از کتاب در آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}﴾}}، کتاب وحیانیِ‌ نازل‌ شده نباشد، بلکه مراد کتابی باشد که سرنوشت انسان و جوامع در آن مکتوب و مضبوط است، همانگونه که در آیه‌ ۴ سوره‌ حجر، کتاب بدین‌ معناست <ref>ابن‌ قتیبه، ص۲۰۱؛ طوسی، ج ۶: ۳۱۸؛ سورآبادی، ج ۲: ۱۲۵۰؛ زمخشری، ج ۲: ۵۷۱-۵۷۰؛ طبرسی، ج ۶: ۵۰۵؛ ابن‌ عاشور، ج ۱۳: ۱۳؛ طباطبایی، ج ۱۲: ۹۸-۹۷.</ref>


{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}﴾}} لِکلّ قریة کتاب «= کتابٌ معلوم»؛ کتاب = اجل، سرنوشت
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}﴾}} لِکلّ قریة کتاب «= کتابٌ معلوم»؛ کتاب = اجل، سرنوشت
خط ۱۱۰: خط ۸۸:


== محمد تقی شاکر (ارشد) ==
== محمد تقی شاکر (ارشد) ==
 
بدون شک [[علم پیامبر]]{{صل}} و همچنین [[علم ائمه]]{{عم}} علمی حقیقی و علمی خدایی و از جانب خدا می‏‌باشد، این معنا در روایات مختلف با بیانات مختلفی به لفظ کشیده شده است از جمله روایاتی که [[علم ائمه]]{{عم}} و [[پیامبر]]{{صل}} را مستند به [[علم کتاب]] یا [[کتاب مبین]] و یا [[ام الکتاب]] می‏‌نمایند در واقع این روایات ریشه و اساس علم را در [[علم خدا]] می‌دانند که [[ائمه]]{{عم}} به حسب وظایفی که بر عهدهٔ شان گذاشته شده از آن برخوردار شده‌اند. اصل اثبات این برخورداری و بیان تفاوت و گسترهٔ آن نسبت به دانش و علوم دیگران علت و سبب بیان روایاتی از جمله روایات مزبور می‏باشد. اما مبادی و مجاری این اتصال در [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} با تفاوتهایی نه در اصل و کمیت یا کیفیت علم، بلکه در گونهٔ ارتباط و اتصال مواجه است. به عبارتی [[ختمیت]] [[رسالت]] و [[پیامبری]]، مقتضی آن است که علم مربوط به [[رسالت]] و [[نبوت]] که به تعبیری همان [[هدایت]] عام می‌‏باشد با [[خاتمیت]] به اتمام رسیده باشد پس آگاهی‌های از دین و شریعت در هر سطح آن تنها از راه [[خاتم المرسلین]] محقق می‏‌تواند باشد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)  منابع علم امام در قرآن و روایات، ص۱۳۱.]</ref>. این امر اقتضا دارد مبادی و مجاری [[امام]]{{ع}} در کیفیت آگاهی از علم به [[کتاب مبین]] یا همان [[لوح محفوظ]] دو گونه تصویر شود. لذا می‏‌توان از جانب وحیثی تمام علوم [[امام]]{{ع}} را علمی خدایی و به تعبیر برخی روایات عالم بودن به تمامی [[کتاب مبین]] و [[ام الکتاب]] و [[علم الکتاب]] بیان داشت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)  منابع علم امام در قرآن و روایات، ص۱۳۱.]</ref>. [[امام کاظم]] {{ع}} در پاسخ به سؤالی که در آن از مقایسهٔ [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} با [[پیامبر خاتم]]{{صل}} و شأن و مقام [[حضرت رسول]]{{صل}} پرسیده شده بود، با برتر دانستن علم و توانایی‌های [[حضرت رسول]]{{صل}} از سایر [[انبیاء]]{{عم}} با استناد به آیات قرآن، آگاهی از [[ام الکتاب]] و [[کتاب مبین]] را سبب و علت این برتری معرفی می‌نمایند و می‌افزایند: این علم الهی را خداوند طبق آیهٔ بیست و نه سورهٔ مبارک سبأ به برگزیدگان خود که [[ائمه اطهار]]{{عم}}باشند عطا نموده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)  منابع علم امام در قرآن و روایات، ص۱۳۱.]</ref>. از روایات این نکته نیز استفاده می‌‏شود که علم، امر ذو مراتب و مراحل است حتی نسبت به یک مسئله، به تعبیر روایات علمِ به آنچه در [[ام الکتاب]] است با علم به آنچه از [[ام الکتاب]] صادر و خارج شده و به مرحلهٔ نفوذ رسیده دو علم است: {{عربی|اندازه=150%|«أَمَّا الْمَكْفُوفُ فَهُوَ الَّذِي عِنْدَهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ إِذَا خَرَجَ نَفَذ»}}<ref>بصائرالدرجات ص: ۱۰۹ ح ۳ و ص۱۱۲ ح ۱۸ .</ref> و شاید به همین جهت روایات به مسئله [[تحدیث]] روزانه که نشانگر خروجی‌ها و امور نافذ شده الهی از ام الکتاب‌اند اهمیت فوق العاده‌ای داده‌اند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)  منابع علم امام در قرآن و روایات، ص۱۳۱.]</ref>
بدون شک [[علم پیامبر]]{{صل}} و همچنین [[علم ائمه]]{{عم}} علمی حقیقی و علمی خدایی و از جانب خدا می‏‌باشد، این معنا در روایات مختلف با بیانات مختلفی به لفظ کشیده شده است از جمله روایاتی که [[علم ائمه]]{{عم}} و [[پیامبر]]{{صل}} را مستند به [[علم کتاب]] یا [[کتاب مبین]] و یا [[ام الکتاب]] می‏‌نمایند در واقع این روایات ریشه و اساس علم را در [[علم خدا]] می‌دانند که [[ائمه]]{{عم}} به حسب وظایفی که بر عهدهٔ شان گذاشته شده از آن برخوردار شده‌اند. اصل اثبات این برخورداری و بیان تفاوت و گسترهٔ آن نسبت به دانش و علوم دیگران علت و سبب بیان روایاتی از جمله روایات مزبور می‏باشد. اما مبادی و مجاری این اتصال در [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} با تفاوتهایی نه در اصل و کمیت یا کیفیت علم، بلکه در گونهٔ ارتباط و اتصال مواجه است. به عبارتی [[ختمیت]] [[رسالت]] و [[پیامبری]]، مقتضی آن است که علم مربوط به [[رسالت]] و [[نبوت]] که به تعبیری همان [[هدایت]] عام می‌‏باشد با [[خاتمیت]] به اتمام رسیده باشد پس آگاهی‌های از دین و شریعت در هر سطح آن تنها از راه [[خاتم المرسلین]] محقق می‏‌تواند باشد<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)  منابع علم امام در قرآن و روایات، ص:۱۳۱.]</ref>.
 
این امر اقتضا دارد مبادی و مجاری [[امام]]{{ع}} در کیفیت آگاهی از علم به [[کتاب مبین]] یا همان [[لوح محفوظ]] دو گونه تصویر شود. لذا می‏‌توان از جانب وحیثی تمام علوم [[امام]]{{ع}} را علمی خدایی و به تعبیر برخی روایات عالم بودن به تمامی [[کتاب مبین]] و [[ام الکتاب]] و [[علم الکتاب]] بیان داشت<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)  منابع علم امام در قرآن و روایات، ص:۱۳۱.]</ref>.
 
[[امام کاظم]] {{ع}} در پاسخ به سؤالی که در آن از مقایسهٔ [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} با [[پیامبر خاتم]]{{صل}} و شأن و مقام [[حضرت رسول]]{{صل}} پرسیده شده بود، با برتر دانستن علم و توانایی‌های [[حضرت رسول]]{{صل}} از سایر [[انبیاء]]{{عم}} با استناد به آیات قرآن، آگاهی از [[ام الکتاب]] و [[کتاب مبین]] را سبب و علت این برتری معرفی می‌نمایند و می‌افزایند: این علم الهی را خداوند طبق آیهٔ بیست و نه سورهٔ مبارک سبأ به برگزیدگان خود که [[ائمه اطهار]]{{عم}}باشند عطا نموده است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)  منابع علم امام در قرآن و روایات، ص:۱۳۱.]</ref>.
 
از روایات این نکته نیز استفاده می‌‏شود که علم، امر ذو مراتب و مراحل است حتی نسبت به یک مسئله، به تعبیر روایات علمِ به آنچه در [[ام الکتاب]] است با علم به آنچه از [[ام الکتاب]] صادر و خارج شده و به مرحلهٔ نفوذ رسیده دو علم است: {{عربی|اندازه=150%|«أَمَّا الْمَكْفُوفُ فَهُوَ الَّذِي عِنْدَهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ إِذَا خَرَجَ نَفَذ»}}<ref>بصائرالدرجات ص: ۱۰۹ ح ۳ و ص۱۱۲ ح ۱۸ .</ref> و شاید به همین جهت روایات به مسئله [[تحدیث]] روزانه که نشانگر خروجی‌ها و امور نافذ شده الهی از ام الکتاب‌اند اهمیت فوق العاده‌ای داده‌اند<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9_%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA_(%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)  منابع علم امام در قرآن و روایات، ص:۱۳۱.]</ref>


== سید علی هاشمی (ارشد) ==
== سید علی هاشمی (ارشد) ==
در قرآن کریم بر این نکته تأکید شده است که هیچ امری در عالم وجود ندارد و محقق نمی‌شود، مگر آن که در «کتاب مبین» ثبت شده است. در مواردی نیز قرآن از «[[کتاب مکنون]]»، «أم الکتاب»، «[[لوح محفوظ]]» و «[[إمام مبین]]» سخن گفته که به نظر می‌رسد نام‌های متعدد برای همان «[[کتاب مبین]]» است. این کتاب از دسترس انسان‌های عادی خارج است و بنابر برخی تفاسیر تنها برخی از اولیای خداوند به تناسب جایگاه و منزلت خود می‌توانند به آن دسترسی داشته و به علومی ویژه دست یابند که افراد عادی از آن بی‌بهره‌‌اند. بنابراین تفسیر، مقصود آیه یاد شده از این که جناب آصف را دارای علم به بخشی از «الکتاب» معرفی کرده، آن است که او به بخشی از دانش «کتاب مبین» دست یافته بود. (منبع؟؟)
در قرآن کریم بر این نکته تأکید شده است که هیچ امری در عالم وجود ندارد و محقق نمی‌شود، مگر آن که در «کتاب مبین» ثبت شده است. در مواردی نیز قرآن از «[[کتاب مکنون]]»، «أم الکتاب»، «[[لوح محفوظ]]» و «[[امام مبین]]» سخن گفته که به نظر می‌رسد نام‌های متعدد برای همان «[[کتاب مبین]]» است. این کتاب از دسترس انسان‌های عادی خارج است و بنابر برخی تفاسیر تنها برخی از اولیای خداوند به تناسب جایگاه و منزلت خود می‌توانند به آن دسترسی داشته و به علومی ویژه دست یابند که افراد عادی از آن بی‌بهره‌‌اند. بنابراین تفسیر، مقصود آیه یاد شده از این که جناب آصف را دارای علم به بخشی از «الکتاب» معرفی کرده، آن است که او به بخشی از دانش «کتاب مبین» دست یافته بود. (منبع؟؟)


== علی رضا کمره ای==
== علی رضا کمره ای==
خط ۱۶۹: خط ۱۴۰:
در تفاسیر شیعی‌، در‌ شرح آیات فوق و پیرامون ام‌ الکتاب‌ و لوح محفوظ می‌خوانیم که واژه «امّ» در لغت به معنی اصل و اساس هرچیزی است و ام الکتاب، به معنی کتابی است که اصل و اساس همه کتاب‌های‌ آسمانی است. همان لوحی‌ است‌ که نزد خداوند از هرگونه تغییر و تبدیل و تحریفی محفوظ است. این همان کتاب علم پروردگار است که نزد او بوده و همه حقایق عالم و همه حوادث آینده و گذشته، و حقایق کتاب‌های آسمانی‌ در‌ آن درج است. هیچ‌کس به آن راه ندارد و جز آنچه که خدا بخواهد، از آن افشا نمی‌شود. این توصیف بزرگی است برای قرآن‌که از علم بی‌پایان حق سرچشمه گرفته و اصل‌ و اساسش‌ نزد اوست‌. به همین دلیل، در توصیف بعدی می‌گوید این کتابی است والامقام «لعلیّ» و در توصیف دیگری می‌فرماید حکمت‌آموز‌، مستحکم، متین و حساب‌ شده «حکیم»است<ref>[http://www.ensani.ir/storage/Files/20101201141035-112.pdf وحی؛ ص۵.]</ref>
در تفاسیر شیعی‌، در‌ شرح آیات فوق و پیرامون ام‌ الکتاب‌ و لوح محفوظ می‌خوانیم که واژه «امّ» در لغت به معنی اصل و اساس هرچیزی است و ام الکتاب، به معنی کتابی است که اصل و اساس همه کتاب‌های‌ آسمانی است. همان لوحی‌ است‌ که نزد خداوند از هرگونه تغییر و تبدیل و تحریفی محفوظ است. این همان کتاب علم پروردگار است که نزد او بوده و همه حقایق عالم و همه حوادث آینده و گذشته، و حقایق کتاب‌های آسمانی‌ در‌ آن درج است. هیچ‌کس به آن راه ندارد و جز آنچه که خدا بخواهد، از آن افشا نمی‌شود. این توصیف بزرگی است برای قرآن‌که از علم بی‌پایان حق سرچشمه گرفته و اصل‌ و اساسش‌ نزد اوست‌. به همین دلیل، در توصیف بعدی می‌گوید این کتابی است والامقام «لعلیّ» و در توصیف دیگری می‌فرماید حکمت‌آموز‌، مستحکم، متین و حساب‌ شده «حکیم»است<ref>[http://www.ensani.ir/storage/Files/20101201141035-112.pdf وحی؛ ص۵.]</ref>


از این آیات روشن می‌شود که‌ حقیقت‌ قرآن‌ مجید مافوق تعقل عقول است و مراد از ام الکتاب، [[لوح محفوظ]] است و اگر لوح محفوظ را ام ‌‌الکتاب‌‌ <ref> در قرآن مجید، واژه «ام الکتاب» یک بار در سوره آل عمران، آیه۷ به عنوان مخزن آیات محکم و یک بار نیز در سوره رعد، آیه ۳۹ در بحث پیرامون اقسام سرنوشت‌ها آمده که سرنوشت‌های تثبیت شده و غیر قابل محو شدن، به ام الکتاب نسبت داده شده‌اند.</ref> نامیده‌اند، بدین دلیل است که این لوح ریشهء تمامی کتاب‌های آسمانی است و همهء‌ کتاب‌های‌ آسمانی‌ از آن استنتاج می‌شوند.برای فهم و درک عقول، قرآن کریم درخور درک بشری و به زبان‌ عربی نازل شده است.
از این آیات روشن می‌شود که‌ حقیقت‌ قرآن‌ مجید مافوق تعقل عقول است و مراد از ام الکتاب، [[لوح محفوظ]] است و اگر [[لوح محفوظ]] را ام ‌‌الکتاب‌‌ <ref> در قرآن مجید، واژه «ام الکتاب» یک بار در سوره آل عمران، آیه ۷ به عنوان مخزن آیات محکم و یک بار نیز در سوره رعد، آیه ۳۹ در بحث پیرامون اقسام سرنوشت‌ها آمده که سرنوشت‌های تثبیت شده و غیر قابل محو شدن، به ام الکتاب نسبت داده شده‌اند.</ref> نامیده‌اند، بدین دلیل است که این لوح ریشهء تمامی کتاب‌های آسمانی است و همهء‌ کتاب‌های‌ آسمانی‌ از آن استنتاج می‌شوند.برای فهم و درک عقول، قرآن کریم درخور درک بشری و به زبان‌ عربی نازل شده است.
<ref>[http://www.ensani.ir/storage/Files/20101201141035-112.pdf وحی؛ ص۵.]</ref>
 
منبع: '''[[وحی ۱ (مقاله)]]'''
 
ص 5
 
==ادامه==
شرح مدخل اصلی '''ام‌الکتاب''' هنوز آماده انتشار نیست.
 
این مدخل از چند منظر متفاوت، مورد بررسی و تحقیق قرار خواهد گرفت:
 
# [[ام‌الکتاب در قرآن]]؛
# [[ام‌الکتاب در حدیث]]؛
# [[ام‌الکتاب در کلام اسلامی]]؛
# [[ام‌الکتاب در حکمت اسلامی]]؛
# [[ام‌الکتاب در عرفان اسلامی]].
 
=='''[[:رده:آثار ام‌الکتاب|منبع‌شناسی جامع ام‌الکتاب]]'''==
* [[:رده:امام‌شناسی امام‌های ام‌الکتاب|امام‌شناسی ام‌الکتاب]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های ام‌الکتاب|مقاله‌شناسی ام‌الکتاب]]؛
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های ام‌الکتاب|پایان‌نامه‌شناسی ام‌الکتاب]].  


[[رده:مدخل‌های اصلی دانشنامه]]
==پانویس==
[[رده:مجاری علم لدنی امام]]
{{پانویس}}
[[رده:ام‌الکتاب]]
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش