ضرورت حکومت اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۷ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۰۸
، ۷ مهٔ ۲۰۲۲جایگزینی متن - 'حضرت آیتالله خامنهای' به 'حضرت آیتالله خامنهای'
(←پانویس) |
جز (جایگزینی متن - 'حضرت آیتالله خامنهای' به 'حضرت آیتالله خامنهای') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
[[حضرت]] [[آیتالله العظمی خامنهای]] حکومت را در جایگاه قلب و مغز نسبت به [[بدن انسان]] قرار میدهد که نقش حیاتی و [[رهبری]] را در مجموعه اندامها بر عهده دارد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، در این تشبیه میفرمایند: «در نظام اسلامی حکومت ستون فقرات و قلب و مغز و اداره کننده اندامها و فرمان دهنده به سلسله اعصاب است». حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۰/۱۱/۱۳۶۴.</ref>. مهمترین و حساسترین و تعیین کنندهترین مسأله هر ملتی، همین مسأله حکومت و [[ولایت]] و [[مدیریت]] و [[حاکمیت]] والای بر آن [[جامعه]] است. بسیاری از متفکرین [[اسلامی]]، [[فطری]] بودن [[زندگی اجتماعی]] را برای [[انسان]] دلیل بر [[ضرورت]] [[تعاون]] و [[تشکیل حکومت]] و [[پیروی]] از یک مرکزیت [[سیاسی]] میدانند. [[ضرورت تشکیل حکومت]] برای ایجاد [[نظام]] [[عدالت]]، [[امنیت]] و ارتقای [[زندگی]] [[انسانی]] با دید [[عقلی]] و نیز از دیدگاه [[شرع]] و [[اسلام]] از قضایایی است که [[تصور]] دقیق آن ما را از [[توسل]] به [[استدلال]] [[بینیاز]] میسازد؛ زیرا [[تشکیل دولت اسلامی]] از ضروریات [[فلسفه]] [[اجتماعی]] اسلام است؛ بنابراین، اگر چه [[جامعه اسلامی]]، در این زمینه با [[جوامع]] دیگر فرقی ندارد، مع الوصف چون اسلام در [[قیاس]] با سایر [[ادیان]]، بیشترین حجم آموزههای فردی و اجتماعی را دارد، برای ایجاد، تنظیم و [[حفظ]] مقررات اجتماعی و [[روابط]] و مناسبات داخلی و خارجی خود، احتیاج به [[احکام اجتماعی]] دارد. وجود مسائلی مثل [[وجوب جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[همکاری]] در اقامه [[تقوا]] در جامعه، [[فتوا]] دادن، [[قضاوت]] و [[داوری]] عادلانه بین [[مردم]]، اجرای [[حدود و تعزیرات]] و [[وجوب اطاعت از ولی امر]]، [[وجوب]] [[اجرای حدود]]، [[وجوب دفاع]] و [[تجهیز]] و [[تدارک]] [[قوای نظامی]] برای [[جنگ با دشمنان]] [[خدا]] و همچنین [[احکام]] مربوط به رعایت [[حقوق]] افراد و سایر سیاستهای [[دینی]] از ضروریات [[شریعت]] و از بزرگترین و مهمترین اهدافی است که [[خداوند]] به سبب آن، [[پیامبران]] را [[مبعوث]] کرده است، و چون [[احکام اسلامی]] اعم از [[قوانین]] [[اقتصادی]]، سیاسی و [[حقوقی]] تا [[روز قیامت]] باقی و لازم الاجرا است، این بقا و دوام همیشگی احکام، نظامی را ایجاب میکند که اعتبار و [[سیادت]] این احکام را تضمین کرده، عهدهدار اجرای آنها شود؛ چه [[اجرای احکام الهی]] جز از رهگذر [[برپایی حکومت اسلامی]] امکانپذیر نیست. در غیر این صورت، جامعه مسلماً به سوی [[هرج و مرج]] رفته، اختلال و [[بینظمی]] بر همه امور آن مستولی خواهد شد<ref>امام خمینی، کتاب البیع، ج۲، ص۴۶۱.</ref>. به تعبیر [[امام خمینی]]؛ هر کس [[ضرورت]] [[تشکیل حکومت اسلامی]] را [[انکار]] کند، منکر ضرورت [[اجرای احکام اسلامی]] شده و [[جامعیت]] و [[جاودانگی]] [[دین مبین اسلام]] را انکار کرده است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳۱.</ref>. | [[حضرت]] [[آیتالله العظمی خامنهای]] حکومت را در جایگاه قلب و مغز نسبت به [[بدن انسان]] قرار میدهد که نقش حیاتی و [[رهبری]] را در مجموعه اندامها بر عهده دارد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، در این تشبیه میفرمایند: «در نظام اسلامی حکومت ستون فقرات و قلب و مغز و اداره کننده اندامها و فرمان دهنده به سلسله اعصاب است». حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۰/۱۱/۱۳۶۴.</ref>. مهمترین و حساسترین و تعیین کنندهترین مسأله هر ملتی، همین مسأله حکومت و [[ولایت]] و [[مدیریت]] و [[حاکمیت]] والای بر آن [[جامعه]] است. بسیاری از متفکرین [[اسلامی]]، [[فطری]] بودن [[زندگی اجتماعی]] را برای [[انسان]] دلیل بر [[ضرورت]] [[تعاون]] و [[تشکیل حکومت]] و [[پیروی]] از یک مرکزیت [[سیاسی]] میدانند. [[ضرورت تشکیل حکومت]] برای ایجاد [[نظام]] [[عدالت]]، [[امنیت]] و ارتقای [[زندگی]] [[انسانی]] با دید [[عقلی]] و نیز از دیدگاه [[شرع]] و [[اسلام]] از قضایایی است که [[تصور]] دقیق آن ما را از [[توسل]] به [[استدلال]] [[بینیاز]] میسازد؛ زیرا [[تشکیل دولت اسلامی]] از ضروریات [[فلسفه]] [[اجتماعی]] اسلام است؛ بنابراین، اگر چه [[جامعه اسلامی]]، در این زمینه با [[جوامع]] دیگر فرقی ندارد، مع الوصف چون اسلام در [[قیاس]] با سایر [[ادیان]]، بیشترین حجم آموزههای فردی و اجتماعی را دارد، برای ایجاد، تنظیم و [[حفظ]] مقررات اجتماعی و [[روابط]] و مناسبات داخلی و خارجی خود، احتیاج به [[احکام اجتماعی]] دارد. وجود مسائلی مثل [[وجوب جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[همکاری]] در اقامه [[تقوا]] در جامعه، [[فتوا]] دادن، [[قضاوت]] و [[داوری]] عادلانه بین [[مردم]]، اجرای [[حدود و تعزیرات]] و [[وجوب اطاعت از ولی امر]]، [[وجوب]] [[اجرای حدود]]، [[وجوب دفاع]] و [[تجهیز]] و [[تدارک]] [[قوای نظامی]] برای [[جنگ با دشمنان]] [[خدا]] و همچنین [[احکام]] مربوط به رعایت [[حقوق]] افراد و سایر سیاستهای [[دینی]] از ضروریات [[شریعت]] و از بزرگترین و مهمترین اهدافی است که [[خداوند]] به سبب آن، [[پیامبران]] را [[مبعوث]] کرده است، و چون [[احکام اسلامی]] اعم از [[قوانین]] [[اقتصادی]]، سیاسی و [[حقوقی]] تا [[روز قیامت]] باقی و لازم الاجرا است، این بقا و دوام همیشگی احکام، نظامی را ایجاب میکند که اعتبار و [[سیادت]] این احکام را تضمین کرده، عهدهدار اجرای آنها شود؛ چه [[اجرای احکام الهی]] جز از رهگذر [[برپایی حکومت اسلامی]] امکانپذیر نیست. در غیر این صورت، جامعه مسلماً به سوی [[هرج و مرج]] رفته، اختلال و [[بینظمی]] بر همه امور آن مستولی خواهد شد<ref>امام خمینی، کتاب البیع، ج۲، ص۴۶۱.</ref>. به تعبیر [[امام خمینی]]؛ هر کس [[ضرورت]] [[تشکیل حکومت اسلامی]] را [[انکار]] کند، منکر ضرورت [[اجرای احکام اسلامی]] شده و [[جامعیت]] و [[جاودانگی]] [[دین مبین اسلام]] را انکار کرده است<ref>امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳۱.</ref>. | ||
[[حضرت | [[حضرت آیتالله خامنهای]] در [[فلسفه سیاسی]]، از دو طریق بر ضرورت [[حکومت اسلامی]] [[استدلال]] نمودهاند: | ||
===[[ضرورت عقلی]] [[نظم]] [[سیاسی]]=== | ===[[ضرورت عقلی]] [[نظم]] [[سیاسی]]=== | ||