جز
جایگزینی متن - 'خانه پیامبر' به 'خانه پیامبر'
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == منابع ==' به '== منابع ==') |
جز (جایگزینی متن - 'خانه پیامبر' به 'خانه پیامبر') |
||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
==[[اطاعت]] اویس از [[مادر]]== | ==[[اطاعت]] اویس از [[مادر]]== | ||
اویس زمانی که در [[یمن]] به سر میبرد، از [[راه]] شتربانی امرار معاش میکرد. در یکی از روزها دلش هوای [[پیامبر خدا]]{{صل}} را کرد، لذا [[تصمیم]] گرفت به [[مدینه]] برود و [[رسول خدا]]{{صل}} را [[زیارت]] کند. آن گاه از مادرش اجازه خواست تا برای [[دیدار]] با [[پیامبر]] روانه [[سرزمین]] [[حجاز]] شود، مادرش ضمن اجازه یاد آور شد که: هر گاه به [[مدینه]] رسیدی، بیشتر از نصف روز توقف نکن و بیدرنگ به [[وطن]] خود برگرد. وی پس از طی مسافت بسیار طولانی میان [[یمن]] و [[حجاز]] سرانجام به [[مدینه]] رسید و به [[خانه]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} وارد شد؛ از [[قضا]] در آن روز [[رسول خدا]]{{صل}} در [[مدینه]] تشریف نداشت. اویس با وجود خستگی [[راه]] و نبود [[پیامبر]]{{صل}} [[دستور]] مادرش را فراموش نکرد و به [[اهل]] [[خانه | اویس زمانی که در [[یمن]] به سر میبرد، از [[راه]] شتربانی امرار معاش میکرد. در یکی از روزها دلش هوای [[پیامبر خدا]]{{صل}} را کرد، لذا [[تصمیم]] گرفت به [[مدینه]] برود و [[رسول خدا]]{{صل}} را [[زیارت]] کند. آن گاه از مادرش اجازه خواست تا برای [[دیدار]] با [[پیامبر]] روانه [[سرزمین]] [[حجاز]] شود، مادرش ضمن اجازه یاد آور شد که: هر گاه به [[مدینه]] رسیدی، بیشتر از نصف روز توقف نکن و بیدرنگ به [[وطن]] خود برگرد. وی پس از طی مسافت بسیار طولانی میان [[یمن]] و [[حجاز]] سرانجام به [[مدینه]] رسید و به [[خانه]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} وارد شد؛ از [[قضا]] در آن روز [[رسول خدا]]{{صل}} در [[مدینه]] تشریف نداشت. اویس با وجود خستگی [[راه]] و نبود [[پیامبر]]{{صل}} [[دستور]] مادرش را فراموش نکرد و به [[اهل]] [[خانه پیامبر]]{{صل}} چنین گفت: [[سلام]] مرا به [[رسول خدا]]{{صل}} برسانید و بگویید مردی از [[یمن]]، برای [[زیارت]] شما آمده بود؛ اما از مادرش اجازه توقف، بیش از نصف روز را نداشت لذا نتواست بماند. اویس این را گفت و رهسپار دیار خود شد. | ||
وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} به منزل بازگشت، فرمود: "آیا کسی به [[خانه]] ما آمده بود؟" گفتند: آری، شتربانی از [[یمن]] به نام "[[اویس قرنی]]" آمده بود. بر شما [[سلام]] و [[درود]] فراوان فرستاد و به [[سرزمین]] خود بازگشت. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "آری، این [[نور]] اویس است<ref>مقصود نور معنوی است که رسول خدا و آن را مشاهده کردند.</ref> که اکنون در [[خانه]] به یادگار مانده است"<ref>ناسخ التواریخ، امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۱۷۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۲۱۷-۲۱۸.</ref> | وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} به منزل بازگشت، فرمود: "آیا کسی به [[خانه]] ما آمده بود؟" گفتند: آری، شتربانی از [[یمن]] به نام "[[اویس قرنی]]" آمده بود. بر شما [[سلام]] و [[درود]] فراوان فرستاد و به [[سرزمین]] خود بازگشت. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "آری، این [[نور]] اویس است<ref>مقصود نور معنوی است که رسول خدا و آن را مشاهده کردند.</ref> که اکنون در [[خانه]] به یادگار مانده است"<ref>ناسخ التواریخ، امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۱۷۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۲۱۷-۲۱۸.</ref> | ||