جز
جایگزینی متن - 'اول' به 'اول'
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ') |
جز (جایگزینی متن - 'اول' به 'اول') |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
در سبب نزول [[آیات]] نخستین این سوره آمده است که [[پیامبر]] هر [[روز]] پس از [[نماز صبح]] به [[خانه]] همسرانش سر میزد. <ref>روض الجنان، ج۱۹، ص۲۸۷. </ref> در چند نوبت وقتی به خانه [[زینب]] میآمد او شربتی از عسل به آن [[حضرت]] مینوشانید، از اینرو درنگ آن حضرت نزد وی بیشتر میشد. [[عایشه]] از این رخداد ناراحت بود و چون از علت آن باخبر شد با [[حفصه]] قرار گذاشت هرگاه [[رسولخدا]]{{صل}} بر هریک از آنها وارد شود به او بگویند که از وی بوی مغافیر (درختی بدبو) به مشام میرسد و چنین کردند. آن حضرت به آنها فرمود: من شربت عسل نوشیدهام. آنها گفتند: حتماً زنبور آن از درخت مغافیر [[تغذیه]] کرده است. [[رسول خدا]]{{صل}} که به بوی بد حساس بود [[سوگند]] یاد کرد که دیگر از آن عسل ننوشد و از آنها خواست این داستان را باز نگویند. در پی این ماجرا این [[آیات]] نازل شد. <ref>صحیح البخاری، ج۶، ص۸۰ ـ ۸۱؛ جامعالبیان، ج۲۸، ص۲۰۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۴۱۳. </ref> | در سبب نزول [[آیات]] نخستین این سوره آمده است که [[پیامبر]] هر [[روز]] پس از [[نماز صبح]] به [[خانه]] همسرانش سر میزد. <ref>روض الجنان، ج۱۹، ص۲۸۷. </ref> در چند نوبت وقتی به خانه [[زینب]] میآمد او شربتی از عسل به آن [[حضرت]] مینوشانید، از اینرو درنگ آن حضرت نزد وی بیشتر میشد. [[عایشه]] از این رخداد ناراحت بود و چون از علت آن باخبر شد با [[حفصه]] قرار گذاشت هرگاه [[رسولخدا]]{{صل}} بر هریک از آنها وارد شود به او بگویند که از وی بوی مغافیر (درختی بدبو) به مشام میرسد و چنین کردند. آن حضرت به آنها فرمود: من شربت عسل نوشیدهام. آنها گفتند: حتماً زنبور آن از درخت مغافیر [[تغذیه]] کرده است. [[رسول خدا]]{{صل}} که به بوی بد حساس بود [[سوگند]] یاد کرد که دیگر از آن عسل ننوشد و از آنها خواست این داستان را باز نگویند. در پی این ماجرا این [[آیات]] نازل شد. <ref>صحیح البخاری، ج۶، ص۸۰ ـ ۸۱؛ جامعالبیان، ج۲۸، ص۲۰۲؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۴۱۳. </ref> | ||
برخی [[روایات]] نام برخی دیگر از [[همسران]] [[رسولالله]]{{صل}} را در این ماجرا [[ذکر]] کردهاند؛<ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۴۷۱؛ اسباب النزول، ص۳۷۳ ـ ۳۷۶؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۲۲۱. </ref> [[ولی]] [[روایت]] | برخی [[روایات]] نام برخی دیگر از [[همسران]] [[رسولالله]]{{صل}} را در این ماجرا [[ذکر]] کردهاند؛<ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۴۷۱؛ اسباب النزول، ص۳۷۳ ـ ۳۷۶؛ الدرالمنثور، ج۸، ص۲۲۱. </ref> [[ولی]] [[روایت]] اول درست به نظر میرسد،<ref> روحالمعانی، ج۲۸، ص۲۲۴؛ اسبابالنزول، ص۳۷۳ ـ ۳۷۶. </ref> زیرا [[روایات معتبر]] مقصود از [[ضمیر]] تثنیه در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ}}<ref>«اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید (بسی شایسته است) چرا که به راستی دلتان برگشته است و اگر از هم در برابر پیامبر پشتیبانی کنید بیگمان خداوند و جبرئیل و (آن) مؤمن شایسته ، یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان ویاند» سوره تحریم، آیه ۴.</ref> را حفصه و عایشه دانستهاند. [[عمر]] نیز با [[اکراه]] در [[پاسخ]] [[سؤال]] [[ابنعباس]] از این آیه به این امر اعتراف کرده است. <ref>صحیح مسلم، ج۴، ص۱۹۲؛ مسند احمد، ج۱، ص۳۳؛ مجمعالبیان، ج۱۰، ص۴۷۱ ـ ۴۷۲. </ref> | ||
برخی نیز در [[سبب نزول]] این آیات گفتهاند: حفصه از آن حضرت اجازه خواست تابه [[خانه]] پدرش برود. آن حضرت در غیاب او در خانه وی با کنیزش [[ماریه]] [[دیدار]] کرد و پس از [[آگاهی]] حفصه از این ماجرا به شدّت ناراحت شده، به [[پیامبر]]{{صل}} [[اعتراض]] کرد. آن گرامی برای [[خشنودی]] وی سوگند یاد کرد ماریه را بر خود [[حرام]] کند و از حفصه خواست تا این داستان را [[نهان]] نگه دارد؛ ولی وی آن را برای عایشه افشا کرد و در پی آن، این [[آیات]] نازل شد <ref> روح المعانی، ج۲۸، ص۲۱۸. </ref> [[نووی]] و [[خفاجی]] با رد این [[روایت]]، [[نوشیدن]] عسل نزد [[زینب]] را درست دانستهاند و طیّبی گفته است که [[قصه]] [[ماریه]] در کتابهای مشهور نیامده است<ref>روح المعانی، ج۲۸، ص۲۱۸. </ref>.<ref>[[سید عبدالرسول حسینیزاده|حسینیزاده، سید عبدالرسول]]، [[سوره تحریم - حسینیزاده (مقاله)| مقاله «سوره تحریم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | برخی نیز در [[سبب نزول]] این آیات گفتهاند: حفصه از آن حضرت اجازه خواست تابه [[خانه]] پدرش برود. آن حضرت در غیاب او در خانه وی با کنیزش [[ماریه]] [[دیدار]] کرد و پس از [[آگاهی]] حفصه از این ماجرا به شدّت ناراحت شده، به [[پیامبر]]{{صل}} [[اعتراض]] کرد. آن گرامی برای [[خشنودی]] وی سوگند یاد کرد ماریه را بر خود [[حرام]] کند و از حفصه خواست تا این داستان را [[نهان]] نگه دارد؛ ولی وی آن را برای عایشه افشا کرد و در پی آن، این [[آیات]] نازل شد <ref> روح المعانی، ج۲۸، ص۲۱۸. </ref> [[نووی]] و [[خفاجی]] با رد این [[روایت]]، [[نوشیدن]] عسل نزد [[زینب]] را درست دانستهاند و طیّبی گفته است که [[قصه]] [[ماریه]] در کتابهای مشهور نیامده است<ref>روح المعانی، ج۲۸، ص۲۱۸. </ref>.<ref>[[سید عبدالرسول حسینیزاده|حسینیزاده، سید عبدالرسول]]، [[سوره تحریم - حسینیزاده (مقاله)| مقاله «سوره تحریم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷.</ref> | ||