اعجاز بیانی قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Wasity (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۰۸:۴۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل اعجاز بیانی قرآن (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

اعجاز قرآن به معنای خارق العاده بودن قرآن و ناتوانی دیگران از آوردن مثل آن[۱].

واژه‌شناسی لغوی

  • اعجاز مصدر باب افعال از ریشه "ع‌ ـ‌ ج‌ ـ‌ ز" به معنای ناتوان ساختن یا ناتوان یافتن کسی یا چیزی به‌کار رفته [۲] و در قرآن کریم به معنای نخست آمده است:﴿﴿ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ [۳][۴].

مقدمه

دلایل اثبات اعجاز بیانی قرآن

  • دلیل اوّل: بهترین شاهد اعجاز بیانی قرآن، عدم توانایی مخالفان از آوردن مثل برای قرآن آن هم بعد از تحدی از سوی خداوند متعال، می‌باشد. قرآن کریم همواره از مدعیان و کسانی که در معجزه بودن قرآن شک دارند خواسته که مانند و شبیه آن را بیاورند[۵] اگر نتوانستند ده سوره مانند آن بیاورند[۶] و باز اگر نتوانستند حداقل یک سوره شبیه آن بیاورند [۷] با این همه شواهد تاریخی نشان می‌دهد که هیچ کس تاکنون نتوانسته به این مبارزه طلبی قرآن جواب مثبت دهد. البته افرادی با انگیزه‌های گوناگون دست به معادل‌سازی با قرآن زده‌اند که تنها موجب سرشکستگی آنها شده است [۸][۹].
  • دلیل دوم: دلیل دیگر بر اعجاز ادبی قرآن اعتراف شعرا و فصحای بزرگ عرب اعم از مخالف و موافق است به عنوان مثال لبید بن مغیره مخزومی‌ که در میان مشرکان به امیر سخن معروف بود بعد از شنیدن آیات قرآن گفت: به خدا قسم این سخنان نه شعر و سحر است ونه هذیان گویی دیوانگان بلکه این گفته‌ها از کلام الهی است[۱۰] هم چنین در این مورد می‌توان به اعترافات عتبة بن ربیعه از بزرگان قریش [۱۱] و نصر بن حارث کلده از سران عرب [۱۲] و دیگر بزرگان عرب و هم چنین دانشمندان غیر عرب که با زبان عربی آشنایی دارند، اشاره کرد [۱۳][۱۴].
  • دلیل سوم: دلیل دیگر عدم جای گزینی کلمات و واژه‌های قرآنی است. انتخاب کلمات به کار رفته در جمله‌های قرآن، کاملاً حساب شده است به گونه‌ای که نمی‌توان کلمه‌ای را جا به جا کرد یا واژه‌ای را جای گزین واژه‌ای نمود که تمام ویژگی‌های واژه اصلی را ایفا کند [۱۵][۱۶].
  • برخی اشکال کرده‌اند: درک معجزه بودن قرآن به دلیل فصاحت و بلاغت مختص گروه خاصی مانند ادبای عرب می‌باشد در حالی که از شرایط اثبات اعجاز این است که جمیع افراد بشر آن را درک و از آوردن آن عاجز باشند. در جواب گفته شده برای اثبات معجزه بودن چیزی، درک همه افراد در تمام زمان ها و مکان ها شرط نیست و الاّ هیچ معجزه ای از انبیای گذشته ثابت نمی‌شد؛ علاوه بر آن، اذعان به فصاحت و بلاغت و نظم و اسلوب جدید قرآن هم به نقل متواتر و هم به نص قطعی از طرف ادیبان و سخن دانان مشهور عرب حتی معاندین، ثابت شده است و همین اذعان ها معجزه بودن قرآن را ثابت می‌کند و دیگران نیز از دو راه می‌توانند به معجزه ادبی بودن قرآن پی ببرند: اوّل این که با تلاش و کسب علم معانی و بیان لغت عرب، راه شناخت کلام فصیح و بلیغ را به دست آورند یا راه دوم را در پیش گرفته به متخصص رجوع کرده و به اذعان آنان درباره معجزه ادبی بودن قرآن اعتماد کنند[۱۷][۱۸].
  • برخی دیگر گفته‌اند: هر کس که به لغت عرب آگاهی داشته باشد، می‌تواند کلماتی هم چون کلمات قرآن بیاورد با میسر شدن این امر، آوردن مثل قرآن نیز ممکن خواهد بود و وقتی بتوان سوره کوچکی هم چون کوثر آورد، معجزه بودن قرآن از لحاظ فصاحت و بلاغت از بین می‌رود[۱۹].
  • پاسخ این است که هیچ ملازمه ای بین امکان بیان یک واژه و آوردن یک سوره وجود ندارد، هم چنان که بیان یک واژه مستلزم این نیست که شخص توانایی سرودن شعر را دارد این مطلب شبیه آن است که گفته شود چون شخصی توانایی کار گذاشتن یک آجر را دارد، می‌تواند ساختمانی بلند و مستحکم بسازد [۲۰] در ضمن اگر چنین امکانی بود تا حال سوره‌ای و لو شبیه سوره کوثر، آورده می‌شد[۲۱].
  • برخی اشکال کرده‌اند که احتمالاً عرب‌های عصر پیامبر(ص) با قرآن معارضه کرده و مثل آن را آورده‌اند، اما در طول زمان از بین رفته و به دست ما نرسیده است. پاسخ این است اگر چنین اتفاقی افتاده بود مخالفین اسلام و قرآن آن را مطرح و نقل می‌کردند کسانی که جنگ‌های بزرگ علیه اسلام به راه انداختند، توانایی حفظ و معرفی چنین آثاری را نیز دارا بودند، پس نبود چنین اثری نشان می‌دهد که کسی توانایی معارضه با قرآن را نداشته است[۲۲][۲۳].

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. بهدار، محمد رضا، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۵۴.
  2. مفردات، ص‌۵۴۷؛ لسان العرب، ج‌۹، ص‌۵۸، «عجز».
  3. و شما به ستوه آورنده‌ی خداوند نیستید؛ سوره انعام، آیه:۱۳۴.
  4. دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۳، ص: ۵۵۸
  5. سوره طور، آیه:۳۲و ۳۴.
  6. سوره هود، آیه:۱۳.
  7. سوره یونس، آیه:۳۸، سوره بقره، آیه:۲۳- ۲۴.
  8. سیره ابن هشام، ج۴، ص ۲۴۷و ۲۲۳، تاریخ طبری، ج۲، ص ۵۰۸ و ۵۰۴ و ۴۹۶ و ۴۸۶ و ۴۶۳ و اعجاز القرآن، ص ۱۷۵.
  9. بهدار، محمد رضا، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۵۴.
  10. سوره تفسیر طبری، ج۲، ص ۹۸، تفسیر المنار، ج۱، ص ۱۹۹.
  11. سیره ابن هشام، ج۱، ص ۳۱۴ و ۳۱۳.
  12. الدر المنثور، ج۳، ص ۱۸۰.
  13. تفسیر نمونه، ج۱، ص ۱۳۷.
  14. بهدار، محمد رضا، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۵۴.
  15. مقدمة تفسیر المحرر الوجیز، ج۱، ص ۳۸ و ۳۹، دلائل الاعجاز، ص ۵۰ و ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن، ص ۲۹.
  16. بهدار، محمد رضا، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۵۴.
  17. البیان، ص ۸۲ و المیزان، ج۱، ص ۶۱.
  18. بهدار، محمد رضا، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۵۴.
  19. بهدار، محمد رضا، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۵۴.
  20. باقلانی، التمهید، ص ۱۷۷و الطراز، ج۳، ص ۴۱۱ و ۴۱۲.
  21. بهدار، محمد رضا، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۵۴.
  22. الاقتصاد الهادی إلی طریق الرشاد، ص ۱۶۸، الخرائج والجرائح، ص ۹۷۳ و ۹۷۴، شرح الاصول الخمسة، ص ۵۸۷ و ۵۸۸ و شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۷ و ۲۸.
  23. بهدار، محمد رضا، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۵۴.