خبیب بن اساف خزرجی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید، نسخهٔ فعلی این صفحه است که توسط Ali (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۵ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۰۱ ویرایش شده است. آدرس فعلی این صفحه، پیوند دائمی این نسخه را نشان می‌دهد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

آشنایی اجمالی

وی از تیره جشم بن حارث بن خزرج، از انصار بود[۱]. نام پدرش را یساف[۲]، یسلف[۳]، یسار[۴] و یساب[۵] و نام جدش را غنیمه[۶]، عتبه[۷] و عنب[۸] نیز آورده‌اند که قطعاً در برخی موارد تصحیف است.

او از صحابه ساکن مدینه بود[۹] و بنا برنقلی، ابوبکر پس از هجرت به مدینه در سنح[۱۰] نزد خبیب رفت[۱۱]. گفته‌اند طلحة بن عبیدالله و صهیب بن سنان[۱۲] و بنا بر نقلی ابوحذیفة بن عتبه و سالم مولی ابی‌حذیفه نیز پس از هجرت در سنح نزد خبیب رفتند[۱۳]. گفته‌اند «خبیب» مردی شجاع و اهل دادرسی بود[۱۴] و از اینکه اسلام بیاورد ابا داشت[۱۵] اما سرانجام به هنگام عزیمت رسول خدا(ص) برای جنگ بدر اسلام آورد به همین سبب گفته‌اند اسلام آوردن او با تأخیر انجام شده است[۱۶]. خبیب بن عبدالرحمن بن خبیب از جدش، خبیب، نقل کرده است که گفت: هنگامی که رسول خدا(ص) رهسپار نبرد بود من و یکی از خاندانم خدمت ایشان رسیدیم در حالی که مسلمان نشده بودیم و گفتیم: حیا می‌کنیم که خاندان ما در جنگی وارد شوند و ما با آنان نباشیم. آن حضرت پرسید: آیا شما مسلمان شده‌اید؟ گفتیم: نه؛ فرمود: ما از مشرکان بر ضد مشرکان کمک نمی‌گیریم. پس ما اسلام آوردیم و با آن حضرت در جنگ شرکت کردیم[۱۷]. ابن ابی‌عاصم[۱۸]، نیز به این خبر اشاره کرده، اما نسبت وی را «جهنی» آورده است که به نظر می‌رسد اشتباه است؛ نسبت وی را «جهنی» نیز آورده‌اند.

خبیب در بدر مجروح شد و چون خدمت رسول خدا(ص) آمد آن حضرت بر جراحت او آب دهان گذاشت و او بهبود یافت و برگشت و کسی که او را مجروح کرده بود به قتل رساند[۱۹]. وی در جنگ بدر «امیة بن خلف جمحی»[۲۰] را به قتل رساند یا در قتل او شرکت داشت[۲۱] و شتر امیه که از بهترین شتران بنی‌قشیر بود و به سیصد درهم خریده بودند به غنیمت خبیب درآمد[۲۲]. بنا بر نقلی وی حارث بن عامر بن نوفل را نیز که مشرکان به اجبار به بدر آورده بودند و رسول خدا(ص) فرموده بود او را نکشند؛ بدان سبب که او را نمی‌شناخت به قتل رساند[۲۳]. کشته شدن «حارث» را به «خبیب بن عدی» نیز نسبت داده‌اند[۲۴]. صفوان بن امیه در جنگ احد به دنبال کشتن خبیب بن اساف بود، اما او را نمی‌یافت[۲۵].

در جنگ احد، هنگامی که حارث بن سوید، مجذر بن ذیاد را به تلافی کشته شدن پدرش به قتل رساند، خبیب، رسول خدا(ص) را از کشته شدن مجذر باخبر ساخت[۲۶]. پس از جنگ احد چون رسول خدا(ص) فرموده بود تا حارث را به سبب آنکه مجذر را کشته بود گردن زنند، خبیب دید که حارث را گردن زدند و آن حضرت را باخبر کرد[۲۷]. بدان سبب که خبیب در بدر و احد و خندق حضور یافت او را با نسبت «بدری»، «احدی» و «خندقی» معرفی کرده‌اند[۲۸].

وی در همه غزوات پس از خندق نیز حضور داشت[۲۹]. خبیب پس از آنکه ابوبکر درگذشت با همسر او، حبیبة بنت خارجة بن زید، ازدواج کرد[۳۰]. گفته‌اند وی عامل عمر بر برخی نواحی بود[۳۱]. نام شمشیر وی را «ذائد» آورده‌اند[۳۲]. مرگ او را به زمان خلافت عمر[۳۳] در نبرد یمامه (سال ۱۲)[۳۴] و خلافت عثمان[۳۵] گفته‌اند. به ظاهر تنها خبر یاد شده از او همان داستان اسلام آوردن او باشد که بغوی[۳۶] هم گفته است جز این خبر از او روایتی نمی‌شناسد.[۳۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۲، ص۷۲؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۶۱.
  2. ابن اثیر، اسدالغابة، ج۲، ص۱۵۲.
  3. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۲۵.
  4. بیهقی، دلائل النبوه، ج۶، ص۱۷۸.
  5. ذهبی، تجرید اسماء الصحابه، ج۱، ص۱۵۶.
  6. خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۷۹.
  7. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۴۹؛ ابو نعیم، معرفة الصحابة، ج۲، ص۹۸۸.
  8. ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۵۹.
  9. بغوی، معجم الصحابة، ج۲، ص۲۶۳؛ ابونعیم، معرفة الصحابة، ج۲، ص۹۸۸.
  10. از محله‌های اطراف مدینه که تا منزل رسول خدا(ص) یک میل فاصله داشت؛ ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۶۵.
  11. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۱۳۸؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱۰، ص۶۲؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۸۲.
  12. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۱۲۱؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۱، ص۱۳۲.
  13. ابن کثیر، البدایة والنهایة، ج۱، ص۱۷۴.
  14. شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۴، ص۲۳.
  15. واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۷.
  16. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج۲، ص۱۵۲.
  17. ابونعیم، معرفة الصحابة، ج۲، ص۹۸۹؛ ابن اثیر، اسدالغابة، ج۲، ص۱۵۲؛ ابن حجر، الاصابة، ج۲، ص۲۲۵؛ و با اندکی تغییر، واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۷.
  18. ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۵، ص۲۳۳.
  19. بیهقی، دلائل النبوه، ج۶، ص۱۷۸.
  20. از دشمنان سرسخت پیامبر(ص).
  21. واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۵۱؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱، ص۱۵۶.
  22. واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۶.
  23. واقدی، المغازی، ج۱، ص۸۱.
  24. ابونعیم، معرفة الصحابة، ج۲، ص۹۸۶.
  25. واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۵۸
  26. بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱، ص۴۰۵.
  27. واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۰۵.
  28. ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۳۶۱.
  29. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۲۵؛ ابن حجر، الاصابة، ج۲، ص۲۲۴.
  30. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۹؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۲۵؛ ابن اثیر، اسدالغابة، ج۲، ص۱۵۳.
  31. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۰۸؛ ابن حجر، الاصابة، ج۲، ص۲۲۴.
  32. فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۲۹۳؛ زبیدی، تاج العروس، ج۴، ص۴۴۴.
  33. ابن حجر، الاصابة، ج۲، ص۲۲۴.
  34. ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۰۳.
  35. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۲۵.
  36. بغوی، معجم الصحابة، ج۲، ص۲۶۴.
  37. خانجانی، قاسم، مقاله «خبیب بن اساف خزرجی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۲۰-۲۲۱.