وساطت
موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد
مقدمه
وساطت از ماده «وسط» به معنای مابین دو طرف واقع شدن آمده است[۱]. ماده وسط گاه به معنای وصفی لحاظ میشود و گاه اسمی. وسط وقتی به صورت وصفی لحاظ شود به معنای اعتدال و فضل است، مانند آیه شریفه ﴿جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا﴾[۲]، و حدیث «خَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا»[۳]. همچنین وقتی به معنای غیر وصفی لحاظ میشود به دو صورت مکانی و زمانی به کار برده میشود؛ یعنی وسط مکانی خاص یا زمانی خاص. ماده «وسط» به معنای زمانی و مکانی خود به دو نوع متساوی الطرفین و غیر متساوی الطرفین تقسیم میشود. برخی مانند صاحب المفردات و صاحب العین معتقدند که تساوی طرفین در اطلاق این کلمه موضوعیت دارد: وَسَطُ الشَّيْءِ: مَا لَهُ طَرَفَانِ مُتَسَاوِيَا الْقَدْر[۴]؛ اسْمًا لِمَا بَيْنَ طَرَفَيْ كُلِّ شَيْءٍ[۵].
وساطت به دو قسم سببی و غیر سببی تقسیم میشود. در وساطت سببی، نوعی علیت وجود دارد؛ مانند معمار که در فرایند ساخت بنا دخالت دارد و آن را میسازد. اما در وساطت غیر سببی، صرف وساطت و قرار گرفتن در یک فرایند موضوعیت دارد و از لحاظ تأثیرگذاری، ناتمام است؛ مانند واسطه شدن ظهر میان صبح و شب. وساطت علّی را نیز میتوان به دو قسم ایجادی و غیر ایجادی تقسیم کرد. وساطت استدعایی نمونه بارز وساطت علّی غیر ایجادی است؛ به گونهای که شخص دعا و درخواستی دارد و خداوند خواسته او را اجابت میکند. در اینجا اگرچه دعا و طلب شخص داعی سبب انجام کار شده، خود آن شخص، ایجاد و خلقی انجام نداده است. پرواضح است که منظور ما از وساطت در این کتاب، صرف وسط قرار گرفتن میان امور نیست؛ بلکه وساطت سببی و علّی مراد است. با توجه به تقسیم ارسطوییِ علل به چهار قسم صوری، فاعلی، مادی و غایی، میتوان وساطت را نیز به چهار قسم وساطت صوری، وساطت فاعلی، وساطت مادی و وساطت غایی تقسیم کرد که از این میان، دو گزینه وساطت فاعلی و غایی توضیح داده خواهد شد.[۶]
منابع
پانویس
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۷، ص۴٢٨.
- ↑ «بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۴٠، ح١٨.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص٨۶٩.
- ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۷، ص۲۷۹.
- ↑ صالح، سید محمد حسن، ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات، ص ؟؟؟.