وحی به معصوم در حدیث
وحی و الهام منبع علم امام از دیدگاه روایات
- روایاتی که در این زمینه وجود دارد برخی به صورت تصریح و برخی دیگر به صورت تلویحی دربارۀ الهام سخن گفته اند،[۱] مرحوم صفّار در بصائر الدرجات در بیش از ۱۰ باب و حدود ۱۵۰ روایت به این موضوع پرداخته است.[۲] برخی از این روایات عبارتند از:
- امام صادق(علیه السلام) در این زمینه می فرمایند:[۳] «همانا علم ما يا مربوط به گذشته است و يا نوشتهشده و يا وارد شدن در دل و يا تأثير در گوش. سپس فرمود: اما گذشته، علم به امور پيشين است و اما نوشته شده مربوط به امور آينده است و امّا وارد شده به دل الهام است و اما تأثير در گوش امر فرشته است.»[۴] علومی که مربوط به گذشته است ماضی نام دارد که تفسیر و توضیح و تبیینش به وسیلۀ پیامبر(صلی الله علیه و آله) انجام گرفته، و به امام رسیده است، مانند علوم و معارف قرآنی، سنت نبوی و کتابهای آسمانی به یادگار مانده از گذشتگان. علومی که مربوط به آینده است غابر نام دارد که آنها هم توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله) به صورت شفاهی و کتبی در اختیار امام قرار گرفته است و از امامی به امام دیگر منتقل شده است. در واقع همان علوم موروثی است که در روایت از آنها یاد شده و ائمه(علیهم السلام) از این علوم برای وقایع آینده استفاده میکنند. قسم سوم علومی است که به وسیلۀ الهام در اختیار امام قرار میگیرد و متفاوت با دیگر علوم حصولی است که حادث نامند، روایات این نوع علم را چنین توصیف میکنند: این علم یا با انداختن به قلوب، یا با گفتن در گوش حاصل میشود.[۵]
- همچنین ابوبصیر می گوید امام صادق(علیه السلام) دربارۀ آیۀ: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي» می فرماید:[۶] «خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ لَمْ يَكُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَى غَيْرِ مُحَمَّدٍ(صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ يُسَدِّدُهُمْ وَ لَيْسَ كُلَّمَا طُلِبَ وُجِد»[۷]
- امام صادق(علیه السلام) در پاسخ از سؤال عمار ساباطی که پرسید اگر شما به حکومت رسیدید، چگونه حکم میکنید؟ فرمود:[۸] «به حکم خدا و حکم داود و چنانچه موضوعی پیش بیاید که حکم آن نزد ما حاضر نباشد، روح القدس آن را به ما القا میکند.»[۹]
- رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند:[۱۰] «أَعْطَانِی الْوَحْیَ وَأَعْطَی عَلِیّاً الْإِلْهَام»[۱۱]
- در روایتی دیگر، از آن حضرت نقل شده است:[۱۲] «همانا بعد از من در مقابل هر بدعتی که در برابر ایمان قرار میگیرد، ولیّای از اهلبیت من خواهد بود که عهدهدار آن (ایمان) است و از آن دفاع میکند. با الهام از خداوند سخن میگوید و حق را آشکار و روشن میسازد و کید مکاران را رد میکند.»[۱۳]
- امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «برخی از ما علم در گوششان قرار میگیرد، برخی در خواب میبینند و برخی از ما صدایی میشنویم و برای بعضی از ما، فرشتهای بزرگتر از جبرئیل و میکائیل میآید و برخی از امامان(علیهم السلام) فرشتهها را با چشم میبینند.»[۱۴]
- امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «علی(علیه السلام) به کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله) عمل میکرد، هنگامی که با مسئلۀ جدیدی روبهرو میشد که نه در کتاب خدا بود و نه در سنت پیامبر خداوند به او الهام میکرد.»[۱۵]
- حارث بن مغیره میگوید:[۱۶] به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: "علم عالمان شما امامان چگونه است؟ آیا در قلبش القاء میشود یا با گوش می شنود؟" امام(علیه السلام) فرمودند: «وحی است از نوع وحی به مادر موسی.»[۱۷]
- علی بن یقطین میگوید:[۱۸] "به امام کاظم(علیه السلام) عرض کردم: علم عالمان شما از طریق سماع و شنیدن است یا الهام؟" حضرت فرمودند: «گاهی به صورت شنیدنی است و گاهی الهامی و گاهی به دو صورت تحقق پیدا میکند.»[۱۹]
- امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «امام علی(علیه السلام) بر طبق قرآن و سنت پیامبر عمل میکرد، و هر گاه چیز جدیدی حکم آن در کتاب و سنت نبود، خداوند در آن مورد حق را به او الهام میکرد.»[۲۰]
- امام کاظم(علیه السلام) فرمودند:[۲۱] «دانش ما از سه وجه است: گذشته، آینده و آنچه باید میشود؛ اما گذشته برای ما تفسیر شده و آینده نوشته شده است و هر آنچه حادث میگردد گاهی در دل افتد و گاهی در گوش اثر کند.»[۲۲]
- از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد:[۲۳] "وقتی امام مورد سؤال قرار میگیرد چگونه به سرعت جواب آنرا میدهد؟" حضرت فرمودند: «به قلب او انداخته میشود یا به گوش او خوانده میشود و در برخی موارد هر دو جمع میشود.»[۲۴]
- امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرمایند:[۲۵] «أَلْهَمَنِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَ مَا فِيهِ؛ خداوند از راه الهام مرا از آنچه در لوح محفوظ است، آگاه ساخته است.»[۲۶]
- امام رضا(علیه السلام) در حدیث مفصلی درباره فضایل امام فرموده است:[۲۷] «همانا چون خدای عزوجل بندهای را برای اصلاح امور بندگانش انتخاب فرماید سینهاش را برای آن کار گشوده کند و چشمههای حکمت در دلش گذارد و علمی به او الهام کند که از آن پس از پاسخی در نماند و از درستی منحرف نشود. پس چنین فردی معصوم بوده و از قوت و توفیق و استواری برخوردار است و از هر گونه خطا و لغزشی در امان است.»[۲۸]
- ابوالخیر می گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: من از عبد اللّه بن حسن سؤال کردم، او گمان میکند امام، در بین شما اهل بیت(علیهم السلام) نیست. امام فرمودند:[۲۹] «قسم به خدا ای پسر نجاشی! به درستی که از ماست آن که علم به قلب او انداخته میشود و به گوش او خوانده میشود و ملائکه با او مصافحه میکنند.»[۳۰]
- رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند:[۳۱] «از فرزندان من دوازده تن پیشوای اصیل و نیک نژاد و محدث و مفهّم است و آخرین آنها کسی است که به حق قیام کرده و زمین را پر از عدالت کند چنان که از ستم پر شده باشد.»[۳۲]
- امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «وقتی خدا بخواهد کسی را برای امور بندگانش انتخاب کند سعۀ صدری به وی عطا میکند، چشمههای حکمت را در قلبش ودیعه میگذارد و علم و دانش را همواره به او الهام میکند، بعد از آن از پاسخ هیچ مشکلی عاجز نیست و در پیدا کردن راه راست سرگردان نمیشود. پس او معصوم است، و از جانب خدا مؤیّد و موفّق و مسدّد میباشد. از خطا و لغزش مصونیت دارد.»[۳۳]
- ضریس کناسی میگوید نزد امام صادق(علیه السلام) بودم، ابوبصیر نیز حاضر بود پس امام صادق(علیه السلام) فرمود: «داود علوم انبیا را ارث برد، و سلیمان علم داود را ارث برد، و محمد از سلیمان ارث برد، و ما از محمد(صلی الله علیه و آله) ارث بردیم. صحف ابراهیم و الواح موسی نزد ماست.» ابوبصیر عرض کرد: "علم زیادی است!" فرمود: «ای ابا محمد! این علم چندان مهم نیست، علم مهم علمی است که شب و روز، و ساعت به ساعت به ما الهام میشود.»[۳۴]
- ابوبصیر میگوید از امام صادق(علیه السلام) شنیدم فرمود: «شبانه روز بر علم ما افزوده میشود، اگر غیر از این بود علوم ما تمام میشد.»[۳۵] ابوبصیر عرض کرد: "فدایت شوم چه شخصی بر شما نازل میشود؟" فرمود: «بعضی از ما فرشته را مشاهده میکند، بعضی از ما مطالب در قلبش الهام میشود، بعضی هم با گوش صدای فرشته را مانند صدای طشت میشنود.» ابوبصیر گفت: "فدایت شوم چه کسی مطالب را برای شما میآورد؟" فرمود: «یکی از مخلوقات خدا که از جبرئیل و میکائیل بزرگتر است.»[۳۶]
- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ:[۳۷] «إِنَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ يُكْتَبُ مَا يَكُونُ مِنْهَا فِي السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ أَوْ مَوْتٍ أَوْ حَيَاةٍ أَوْ مَطَرٍ وَ يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ الْحَاجِّ ثُمَّ يقضى يُفْضَى ذَلِكَ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ فَقُلْتُ إِلَى مَنْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ فَقَالَ إِلَى مَنْ تَرَى»[۳۸]
- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ(علیه السلام) يَقُولُ:[۳۹] «الْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُون»[۴۰]
پانویس
- ↑ ر.ک. نیرومند، رضا، مرتضوی، سید محمد، محمدزاده نقاشان، الهام، رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه، ص 57
- ↑ ر.ک. افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص 50 ـ 52
- ↑ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 318
- ↑ ر.ک. مصباح یزدی، محمد تقی، یاد او، ص 88؛ بیابانی اسکویی، محمد، امامت، صفحه؟؟؟؛ نیرومند، رضا، مرتضوی، سید محمد، محمدزاده نقاشان، الهام، رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه، ص 57؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا، ص 58 ـ 60
- ↑ نادم، محمد حسن، علم غیب از نگاه عقل و وحی، ص ۳۳۰
- ↑ مجلسی، محمد تقی، مرأة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج ۳، ص ۱۷۰
- ↑ ر.ک. مصطفوی، سید حسن، مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، شماره؟؟؟، ص 28
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱۰، ص ۲۷۳
- ↑ ر.ک. مصطفوی، سید حسن، مروی، احمد، دلایل عقلی و نقلی علم غیب امامان معصوم، فصلنامه قبسات، شماره؟؟؟، ص 28
- ↑ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۱۸۹؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ۱، ص ۳۹۰؛ دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلی الصواب، ج ۲، ص ۲۵۴
- ↑ ر.ک. هاشمی، سیدعلی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی، ص 254؛ نادم، محمد حسن، افتخاری، سیدابراهیم، منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد، ص 59 و 69
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۱۳۶ ـ ۱۳۷
- ↑ ر.ک. هاشمی، سیدعلی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی، ص 254
- ↑ ر.ک. نادم، محمد حسن، افتخاری، سیدابراهیم، منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد، ص 59 و 69
- ↑ ر.ک. نادم، محمد حسن، افتخاری، سیدابراهیم، منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد، ص 59 و 69
- ↑ مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص ۲۸۶
- ↑ مشکی، محمد، بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید، فصلنامه فلسفی کلامی، ش 45، ص 305
- ↑ مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص ۲۸۶
- ↑ مشکی، محمد، بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید، فصلنامه فلسفی کلامی، ش 45، ص 305؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 185
- ↑ مشکی، محمد، بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید، فصلنامه فلسفی کلامی، ش 45، ص 305
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 264
- ↑ ر.ک. باقری، سید محمد فائز، بررسی علم اولیای الهی، ص 114؛ نیرومند، رضا، مرتضوی، سید محمد، محمدزاده نقاشان، الهام، رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه، ص 57؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۱۹
- ↑ ر.ک. بیابانی اسکویی، محمد، امامت، صفحه؟؟؟؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا، ص 58 ـ 60
- ↑ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۴
- ↑ ر.ک. امام خان، عسکری، منشأ و قلمرو علم امام، فصل پنجم، صفحه؟؟؟
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص ۲۹۰
- ↑ ر.ک. نیرومند، رضا، مرتضوی، سید محمد، محمدزاده نقاشان، الهام، رابطه الهام و تحدیث در علم امامان شیعه، ص 57؛ ر.ک. عظیمی، محمدصادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص 176؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 70
- ↑ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ج 1، ص 318
- ↑ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، صفحه؟؟؟
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 534
- ↑ ر.ک. عظیمی، محمدصادق، سیر تطور گستره علم امام در کلام اسلامی، ص 176
- ↑ ر.ک. امینی، ابراهیم، بررسی مسائل کلی امامت، ص 247 ـ 255
- ↑ ر.ک. امینی، ابراهیم، بررسی مسائل کلی امامت، ص 247 ـ 255
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۵۴.
- ↑ ر.ک. امینی، ابراهیم، بررسی مسائل کلی امامت، ص 247 ـ 255؛ افتخاری، سید ابراهیم، بررسی مقایسهای شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 74 و 76
- ↑ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج 1، ص ۲۲۰
- ↑ ر.ک. افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص 50 ـ 52
- ↑ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ج 1، ص 319
- ↑ ر.ک. افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائر الدرجات، ص 50 ـ 52