بحث:دلیل حدیثی علم تام امامان چیست؟ (پرسش)
حدیثه عسگری
در مقاله: بررسی علم ائمه معصومین(علیهمالسلام) از دیدگاه قرآن
از راه نقل، روایات متواترهای است که در جوامع حدیث شیعه مانند کتاب کافی و بصائر و کتب صدوق و کتاب بحار و غیر آنها جمعآوری شده. به موجب این روایات که به حد و حصر نمیآید امام(علیهالسلام) از راه موهبت الهی نه از راه اکتساب به همه چیز واقف و از همه چیز آگاه است و هر چه را بخواهد به اذن خدا، به ادنی توجهی میداند.
البته در قرآن کریم آیاتی داریم که علم غیب را مخصوص ذات خدای متعال و منحصر در ساحت مقدس او قرار میدهد ولی استثنایی که در آیه کریمه: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً* إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ» وجود دارد، نشان میدهد که اختصاص علم غیب به خدای متعال به این معنی است که غیب را مستقلا و از پیش خود (بالذات) کسی جز خدای نداند ولی ممکن است پیغمبران پسندیده، به تعلیم خدایی بدانند و ممکن است پسندیدگان دیگر نیز به تعلیم پیغمبران، آن را بدانند چنانکه در بسیاری از این روایات وارد است که پیغمبر و نیز هر امامی در آخرین لحظات زندگی خود علم امامت را به امام پس از خود میسپارد.
گلافشان پارسانسب
در پایان نامه: پژوهشی در مقام علمی و مقام تحدیث حضرت فاطمه زهرا
روایات دال بر علم اهل بیت(ع): 3-5-2-2- ائمه و اهل بیت معصوم خزانه داران علم الهی و معدن علم نبوت: احادیث زیادی در کافی و بقیه کتب روایی موجود است مبنی بر اینکه ائمه خزانه داران علم خدا و حجت بالغه خدا در زمین و معدن علم نبوت و شجره درخت نبوتند. احادیثی از امام صادق (ع) و امام باقر(ع) نقل شده است که خود را ترجمان وحی و حجج خداوند بر بندگان معرفی نمودهاند که رسول خدا بوسیله جبرئیل از اسماء ائمه با خبر شده بود و ولایت ائمه قبل و بعد از آنها سنت بوده و هست و خواهد بود. (کلینی، کافی، پیشین، ج 1، ص 192.) و نیز در احادیثی اهل بیت (ع) شجره و درخت نبوت و بیت الرحمه و مفاتیح الحکمة و موضع رسالت و معدن علم و مختلف الملائکه و موضع سرالله و ودیعه خدا و عهد خدا معرفی شدهاند.(همان، ج 1، ص 221.)
3-5-2-2-2- ائمه و وارثان علم الهی: روایاتی دلالت دارند بر اینکه چراغ علم الهی هیچ گاه خاموش نمیشود و اینکه علمی که از زمان حضرت آدم(ع) با او بوده هیچگاه از بین نرفت و بعد از او به دیگران به ارث رسید تا رسید به علی بن ابیطالب (ع) و او دانشمند این امت است و از امام صادق (ع) آوردهاند که فرمود در نزدک علی(ع) سنت هزار پیامبر از پیامبران وجود دارد. و البته بعد از او امامان دیگر انتقال یافت و نیز در این روایات تأکید شده است که علم علی (ع) از علم پیامبران پیشین بیشتر بوده است چرا که خداوند علم تمام پیامبران را برای پیامبر خاتم(ص) جمع کرده و به او داد پیامبر اکرم نیز تمام آن علوم را نزد علی (ع) جمع نمود(همان، ج 1، ص 223 و 224.) و احادیث فراوانی نقل شده است مبنی بر اینکه علی (ع) شریک در علم پیامبر بوده است و باب شهر علمش و....
3-5-2-2-3- ائمه عالم به علم ما کان و یکون: از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود من علم دارم به آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمین است. و آنچه در بهشت است و آنچه در آتش است و علم به آنچه بوده است (گذشته) و به آنچه هست و خواهد بود دارم.(همان، ج 1، ص 260 و 261.)
3-5-2-2-4- پیامبر (ص) و بقیه معصومین اهل ذکر: در تفسیر آیه فسئلو اهل الذکر.... احادیث و روایاتی متعدد در منابع دارد که مقصود پیامبران و ائمه اهل بیت هستند(همان، ج 1، ص 210 و 212.)
3-5-2-2-5- ائمه موصوف به عالمان به قرآن از سوی خدا و در قرآ و اولوالالباب شیعیان آنها: احادیثی ذکر شده از قول ائمه که فرمودهاند: «ائمه تفسیر الذین یعلمون در قرآن هستند و مقصود از او الوالالباب شیعیان ایشان» (همان، ج 1، ص 212.)
3-5-2-2-6- ائمه راسخین در علم در قرآن: در تفسیر آیه: «و ما یعلم تأویلَهُ الا لله و الراسخون فی العلم» از امام صادق و امام باقر نقل شده است که فرمودهاند: مقصود از راسخون در علم ما هستیم، امیرالمؤمنین (ع) و بقیه ائمه (ع) و اینکه ائمه جمیع علومی را که نزد ملائکه خدا و انبیاء و رسولان الهی بوده است را میدانند. (همان، ج 1، ص 255.)
3-5-2-2-7- ائمه وارثان کتاب خدا: دستهای از احادیث نیز دلالت دارند بر اینکه ائمه برگزیده و وارث کتاب خدایند. و علم جمیع کتبی که خداوند نازل کرده نزد آنهاست و آنها همه زبانها را میدانند.(همان، ج 1، ص 227.)
3-5-2-2-8- ائمه عالم به علم غیبند هرگاه بخواهند: احادیث متعددی وارد است که ائمه و اهل بیت(ع) علم غیب و پنهان و آشکار را میدانند و احادیث زیادی دال بر اینند که امام هرگاه بخواهد آگاه میشود و اموری را میداند.(همان، ج 1، ص 258.)
ص49و50
سید امین موسوی
در کتاب: گستره علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی
دلالت حدیث ثقلین بر علم غیب فعلی ائمه معصومین(ع) این است که آنها در این حدیث همتا و قرین قرآن قرار گرفتهاند که در آن «تِبْيَاناً لِکُلِّ شَيْءٍ.» ( نحل، آیه 89.) «وَ لاَ رَطْبٍ وَ لاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي کِتَابٍ مُبِينٍ.»( انعام، آیه 59.) است و به مفاد جمله «لن یفترقا» در حدیث هر آن چه در قران کریم است نزد ائمه ثابت میباشد. چون اگر در هر موردی ولو در مورد جزئی عدم علم و آگاهی آنها ثابت شود، عدل قرآن معنی و مفهومی نخواهد داشت. توضیح مطلب: برای قرآن کریم مراتب متعددی است؛ از جمله مرتبه غیب و شهادت. مرحله شهادت «إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً.» است، اما مرتبه غیب «وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْکِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَکِيمٌ.»( زخرف، آیه4.) است. این اشاره است که برای قرآن ظاهری و باطنی است، برای او غیب و شهادتی است و بر او ملک و ملکوتی است و از آنجا که تقسیم قاطع برای شرکت است، برای هر یک از دو مقام اهلی و عارفی است.
ص267
روایات متواترهای است که هیچ خبری از اخبار زمین و آسمان و بهشت و جهنم از پیامبر(ص) و ائمه هدی(ع) پوشیده نیست و آنها به آن چه در جهان شده و اکنون هست و میشود، تا روز قیامت همه را میدانند. همچنین این روایات دلالت دارند، بر این که پنهان کردن علم زمین و آسمان از امام مستلزم نسبت دادن امری به خداوند است که با کرم و جلالت او منافات دارد، بلکه اگر آن علم را از آنان مخفی دارد وجوب اطاعت از ایشان روا نخواهد بود، و چگونه باید از آنها فرمان برد در حالی که پاسخ سؤالات را نمیدانند؟! اینک نمونهای از این روایات:
روايت اول: «سُئِلَ عَلِيٌّ(ع) عَنْ عِلْمِ اَلنَّبِيِّ(ص) فَقَالَ عَلِمَ اَلنَّبِيُّ عِلْمَ جَمِيعِ اَلنَّبِيِّينَ وَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ عِلْمَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى قِيَامِ اَلسَّاعَةِ ثُمَّ قَالَ وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنِّي لَأَعْلَمُ عِلْمَ اَلنَّبِيِّ(ص) وَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ قِيَامِ اَلسَّاعَةِ.» (بصائرالدرجات، ص127، ح1.)
«ابوبصیر از حضرت باقر(ع) نقل کرد که از علی(ع) از علم پیامبر(ص) پرسیدند. فرمود: علم تمام انبیا است، و علم گذشته و علم آن چه تا روز قیامت بیاید سپس فرمود: قسم به آن کسی که جانم در دست اوست من دارای علم پیامبر و علم گذشته و علم آینده تا فاصله بین من و قیامت هستم!»
روایت دوم: عبیدة بن بشیر گفت: حضرت صادق(ع) ابتدا به من فرمود: به خدا قسم من دارای علم آن چه در آسمانها و زمین و بهشت و جهنم و آن چه بوده و آن چه خواهد بود تا روز قیامت هستم. سپس فرمود: من این اطلاعات را از کتاب خدا به دست آوردم، به آن چنین نگاه میکنم - در آن موقع دستهای خود را گشود - سپس فرمود: خداوند میفرماید: «وَأَنزَلْنَا عَلَيْکَ الْکِتَابَ تِبْيَاناً لِکُلِّ شَيْءٍ.» ( همان، ح2. در قرآن و نزلنا علیک تبیانا لکل شیء است، شاید نقل به معنی شده است.)
روایت سوم: جماعة بن سعد خثعمی گوید: مفضل خدمت امام صادق(ع) بود. آن حضرت عرض کرد، فدایت شوم، آیا خداوند فرمانبرداری شخص را بر بندگان خود واجب میکند، با این که او را از اخبار آسمانها بیاطلاع میگذارد؟ فرمود: خداوند کریمتر و مهربانتر و مهرورزتر است نسبت به بندگان خود که اطاعت شخصی را بر آنها واجب نماید و او را از اخبار آسمان در صبح و شب بیاطلاع گذارد. ( کافی، ج1، ص261، ح3.)
روایت چهارم: امام صادق(ع) در مناجات خود به پروردگار عرضه داشت: اى خدايى که ما را وصی پیغمبر خود قرار دادی و علم گذشته و آینده را به ما عطا فرمودی و دلهای مردم را به سوی ما مایل نمودی.( بصائرالدرجات، ص129، ح2؛ کافی، ج4، ص582، ح11.)
ص272
مصطفی سلطانی
در کتاب: امامت از دیدگاه امامیه و زیدیه
دلائل نقلی علم امام؛ 1. قرآن در سوره زمر آیه 9 میفرماید هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون آیا آنانکه میدانند با آنانکه نمیدانند برابرند؟ این آیه دلالت میکند که عالم، افضل از جاهل است. از آنجا که افضل بودن در امامت شرط است، پس این آیه بر اعلم بودن امام دلالت دارد. المسلک فی اصول الدین، ص205. 2. قرآن در سوره بقره آیه124 میفرماید: واذابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه میفرماید: از آیه استفاده میشود که امام باید انسانی صاحب یقین باشد و باطن عالم برای او مکشوف باشد. پس امام علم حضوری به اعمال عباد و راههای سعادت و شقاوت آنها دارد. به این معنا که به حقیقت عمل، علم دارد. المیزان، ج1 3. قرآن در آیه 49 سوره عنبوت میفرماید: .. بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتوالعلم. علوم ائمه نظری و لدنی است. وقتی خداوند را برگزید و چشمههای حکمت را در قلب او قرار داد، علوم را به او الهام میکند. نظریة الامامیة لدی الشیعه الاثنا عشریه، ص46. بر اساسا سخن فوق، امامیان – باتوجه به نص – براین باورند که ائمه از جمله برگزیدگان الاهی و بهرهمندان از حکمت هستند؛ از این رو خداوند علم را به آنها الهام کرده است. روایات نیز مؤید مطالب فوق هستند. در روایتی ابی بصیر میگوید: از امام صادق (ع) شنیدم که وقتی آیه بل هو آیات بینات فس صدورالذین اوتوالعلم را تلاوت میفرمود با دست به سینه خود اشاره میکرد؛ یعنی ما کسانی هستیم که به ما علم عطا شده است. و تعبیر دسته ای دیگر از روایت این است گه مراد از آیه فقط ائمه(ع) هستند. الکافی، الاصول و اروضه، ج5، ص328-329. علاوه بر روایت ارائه شده دستهای از روایات به نحو مستقل بر علم امام دلالت دارد که به تعدادی از آنها اشاره میکنیم: 1. امام صادق(ع) میفرماید: قسم به خدا علم اولین و آخرین به من داده شده است. فردی از اصحاب حضرت از او پرسید، آیا شما از علم غیب بهرهمندید؟ حضرت فرمود: وای بر تو! ما به آنچه در اصلاب مردان و ارحام زنان است، علم داریم. بحارالنوار، ج26، ص26. 2. در روایت دیگر آمده است که امام صادق فرمود: " ما اهل بیت(ع) هستیم. مخازن علم در نزد ماست. علم به کتاب و حکم بین مردم نزد ما میباشد". همان 3. از امام سجاد(ع) سؤال شد: " آیا ائمه(ع) به باطن امور علم دارند؟ حضرت فرمود: قسم به خدا ائمه به آنچه انبیا و رسل علم دارند، عالم هستند"همان 4. در روایتی از امام صادق(ع) میفرماید: " ما به آنچه در شب و روز واقع میشود علم داریم". همان 5. امام رضا (ع) در وصف ائمه(ع) میفرماید: "ائمه عالم، صبور و صادق و ... هستند. همان خلاصه سخن آنکه آیات و روایات ذکر شده در مجامع روایی دلالت دارند که ائمه هدا از علم غیب بهرهمندند.
ص70و71
محسن غرویان و محمد حسین میر باقری
در کتاب : بحثی مبسوط در آموزش عقاید
از دیدگاه تشیع امام معدن علم الهی و دارای علم غیب است و در این زمینه اضافه بر شواهد تاریخی غیر قابل انکار روایات معتبر بسیاری تصریح دارند. امام باقر به دو تن از اصحاب خویش فرمود به شرق یا غرب عالم بروید هرگز به علم صحیحی دست نخواهید یافت مگر آنکه اصل و ریشه آن از ما اهل بیت خواهد بود.(بصائر الدرجات جزء اول ص10)
امام صادق میفرماید: رسول اکرم فرمودند بدرستی که اهل بیت من پیشوایان و هدایتگران پس از من خواهند بود خداوند فهم و دانش مرا به آنان عطا فرموده است و ایشان از تربت من آفریده شده اند. پس وای بر کسانی که پس از من حق ایشان را انکار کرده و رابطه مرا با آنان نادیده بگیرند. خداوند شفاعت مرا نصیب آنان نفرماید.(بصائر الدرجات جزء اول ص49) رسول خدا فرمودند همانا ما اهل بیت خانواده رحمت درخت نبوت محل رسالت الهی جایگاه رفت و آمد فرشتگان و معدن علم و دانشیم. امام صادق با اشاره به آیه 7 سوره آل عمران فرمود: ما هستیم ثابت قدمان در علم و دانش و مائیم که از تأویل قرآن کریم آگاهیم. .(کافی ج1 ص213)
امام صادق درباره آیه : ......49 سوره عنکبوت فرمود: کسانی که علم به آنان افاضه شده فقط ائمه هستند.(کافی ج1 ص214) بازهم از امام صادق نقل شده که آن حضرت با اشاره به آیه 40سوره نمل بین دو انگشت خود را باز نمود آنها را روی سینه خویش قرا دادند و فرمودند به خدا سوگند همه علم کتاب نزد ماست.(
از امام باقر منقول است که آن حضرت فرمود علم خداوند عزوجل بر دو قسم است 1 علمی که مختص به خداوند بوده و هیچکس را به آن دسترسی نیست. 2 علمی که خداوند آنرا به فرشتگان و پیامبران خود آموخته است . آنگاه فرمود آنچه را خداوند به فرشتگان و پیامبران آموخته است ، ما نیز میدانیم.(کافی ج1 ص256)
امام حسن در این زمینه میفرماید: پیشوایان از ما خواهند بود و خلافت برای کسی غیر از ما سزاوار نیست. خداوند در کتاب و سنت مارا اهل خلافت قرار داد و ما اهل علم هستیم. همه علم نزد ما گرد آمده است هیچ چیز تا قیامت پدید نخواهد آمد حتی دیه یک جراحت کوچک مگر آنکه علم آن باملاء رسول خدا و خط علی نزد ما حاضر است.(احتجاج طبرسی ج2 ص6) حضرت علی در توصیف ائمه میفرماید: آنان حیات علم و دانش و مرگ و نابودی جهلند، صبر و بردباری آنان نشانگر علمشان، ظاهرشان نماینگر باطن آنان است و سکوت پرمعنایشان بر حکمت گفتارشان دلالت دارد.(نهج البلاغه خطبه 39) امام هشتم نیز ضمن حدیث طولانی در وصف ائمه میفرماید: همانا خداوند پیامبران و ائمه را موفق داشته و از گنجینه علم و حکمت خود آنچه را که به هیچکس نداده به آنان افاضه فرموده است به همین جهت علم و دانش آنان همواره از علم و دانش مردم زمان خود افزونتر است چنانکه خداوند میفرماید : آیه 35 سوره یونس.
همچنین از امام صادق نقل شده است که فرموده اند تحقیقا من آنچه در آسمان و زمین در بهشت و دو زخ و آنچه هست و خواهد بود، میدانم و این آگاهی را از کتاب خداوند به دست آورده ام مگر نه آنکه خداوند فرموده است در این کتاب همه چیز بیان شده است.(بصائر الدرجات جزء 3 ص128)
ص337 و 338
مجید معارف
در مقاله: نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن
سه نوع دلیل نقلی در اثبات علم غیب جانشینان پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) وجود دارد. اول، نقل هایی در تصریح اصحاب بر تعلیم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به حضرت علی(علیه السلام). دوم، روایاتی مبنی بر تصریح ائمه اطهار(علیهم السلام) بر علمِ تعلیمی خویش و سوم، نقل هایی در تحقق پیشگویی های اولین جانشین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله).
1. تصریح اصحاب بر تعلیم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)به امام علی(علیه السلام)
روایات بسیاری از تعلیم پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به اولین جانشین برحقش، علی بن ابیطالب(علیه السلام)، حکایت دارد، نظیر:
ـ بریده از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل کرد که فرمود:
ای علی! خداوند به من دستور داده که تو را به خود نزدیک کنم، علوم خویش را بیاموزم تا آنها را نگهداری نمایی. پس این آیه نازل شد: «وَ تَعِیَهَا أ ذُنٌ وَاعِیَه». (حاقه / 12) (طبری، 1412: 29 / 36)
ـ یحیی بن سالم از امام صادق(علیه السلام) روایت می کند که آن حضرت فرمود:
همگامی که آیه «وَ تَعِیَهَا أ ذُنٌ وَاعِیَه» نازل شد، رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «آن گوش، گوش تو است، ای علی!» (کلینی، 1363: 1 / 423)
ـ ابن عباس از پیامبر(صلی الله علیه و آله) روایت کرده که آن حضرت فرمود:
... هنگامی که به معراج رفتم و با پروردگارم سخن گفتم، چیزی نیاموختم جز آنکه به علی(علیه السلام) تعلیم دادم. پس او درب شهر علم من است. ای علی! صلح با تو صلح با من و جنگ با تو جنگ با من است. پس از من، تو پرچم میان من و امتم هستی. (ابن بطریق، 1407: 281)
ـ أصبغ بن نباته از حضرت علی(علیه السلام) شنید که فرمود:
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هزار در از درهای علم به حلال و حرام و گذشته و آینده تا روز قیامت را بر من گشود که از هر دری هزار در باز می شود، چنان که از مرگ ها و پیشامدها و طریق قضاوت باخبرم. (صفار، 1404: 325؛ صدوق، 1417: 425؛ حاکم نیشابوری، 1406: 3 / 126 و 127؛ ابن عبدالبرّ، 1412: 3 / 1102؛ ابن ابی الحدید، 1378: 7 / 219)
و بالاخره علم و دانش علی(علیه السلام) به مرتبه ای رسید که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) مقام او را ستود و بدان گواهی داد:
علم و دانش گوارایت باد ای ابوالحسن، علم را همچون آب نوشیدی! (ابن سلیمان کوفی، 1412: 2 / 573)
2. تصریح ائمه اطهار(علیهم السلام) بر دریافت علم از پیامبر(صلی الله علیه و آله)
امامان معصوم(علیهم السلام) بارها بر این مطلب تصریح نمودند که علوم خویش را از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) اخذ کرده اند. ایشان هیچگاه اجازه نمی دادند مردم و یارانشان، جایگاهی بیش از حقیقت، برای آنها قائل شوند. چنان که وقتی فردی با شنیدن خبرهای امیرمؤمنان علی(صلی الله علیه و آله) از آینده، نسبت علم غیب به آن حضرت(علیه السلام) داد، ایشان فرمود:
اینها علم غیب نیست؛ بلکه یادگیری از صاحب علم است. همانا علم غیب، دانستن زمان قیامت و آنچه خداوند در آیه 34 لقمان برشمرده، می باشد. علمی که خدا به پیامبرش تعلیم داد، او به من آموخت و برایم دعا فرمود که سینه ام آن را حفظ کند و جوارحم آن را در بر گیرد. ( نهج البلاغه، خطبه 128)
امام کاظم(علیه السلام) به یحیی بن عبدالله بن حسن درباره پندارهای مردم راجع به علم غیب امام فرمود:
سبحان الله! دستت را روی سرم قرار بده. قسم به خدا که همه موهای سر و بدنم راست شده است. سوگند به خداوند که من جز ارثی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هیچ ندارم. (مفید، 1414: 23)
3. تحقق پیشگویی های ائمه اطهار(علیهم السلام) از آینده
مستندات روایی حکایت از علم غیب جانشینان آخرین پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) دارد. نمونه آن در مورد نخستین جانشین ایشان، امیرمؤمنان علی(علیه السلام) بسیار است؛ نظیر بیان جزئیات آغاز آفرینش ( نهج البلاغه، خطبه های 1 و 91)، شکست سپاهیان خویش در جنگ (همان، خطبه 123)، فرارسیدن فتنه هایی همچون زمان بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله) (همان، خطبه 16)، انقراض بنی امیه (همان، خطبه های 87 ، 93، 105، 158، 166)، حمله صاحب زنج و ترکان مغول به بصره (همان، خطبه 128)، ظهور منجی عالم# از فرزندان خویش. (همان، خطبه های 138، 150، 182، حکمت 209؛ برای موارد دیگر ر.ک: ابن ابی الحدید، 1378: 10 / باب «من اخبار علی بالأمور الغیبیه»)
مواردی از اخبار غیبی سایر ائمه(علیهم السلام) بدین ترتیب اند: امام حسن مجتبی(علیه السلام) از شهادت و مسمومیت خویش به دست همسر خود خبر داد و به امام حسین(علیه السلام) فرمود:
سی هزار تن از مردمی که ادعا می کنند از امت اسلامند، برای کشتن تو و اسیر کردن فرزندان و خانواده ات، همدست می شوند. (صدوق، 1417: 177)
امام سجاد(علیه السلام) به فرزندش امام باقر(علیه السلام) فرمود:
پس از من، برادرت عبدالله ادعای امامت می کند و مردم را به سوی خود دعوت می کند اما عمر او کوتاه است.
و چنان شد که آن حضرت(علیه السلام) فرموده بود. (حرعاملی، 1425: 4 / 73) سلیمان بن حفص از یاران امام هفتم نقل کرد که بر حضرت کاظم(علیه السلام) وارد شد و قصد داشت درباره امام بعد بپرسد. پیش از سخن گفتن، آن حضرت(علیه السلام) فرمود: ای سلیمان! پس از من فرزندم علی، وصی و جانشین من و حجت خدا بر مردم است. (همان، 5 / 508؛ برای موارد متعدد درباره هر یک از ائمه(علیهم السلام) ر.ک به: همان)
ص41 تا 44
محمد رضا بهدار
در مقاله گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه
ادله نقلي و روايي بر كسي پوشيده نيست كه در مقام تحقيق و داوري درباره حقيقت و گستره علم امامان معصوم ،پس از آيات الهي، يكي از بهترين منابع، سخنان حكيمانه خود معصومانDاست.
درباره گستره علم امام، فقط به ابوابي در اين مورد كه خود متضمن روايات فراواني اند، اشاره ميشود:
1 .ائمه اطهارD ،وارثان علم آدم و علوم جميع انبياياند ( فروخ صفار، 1404ق، 2 : 114).
2 .امامان، نگهبانان و خزينه داران علم خدا در آسمان و زمين اند ( مجلسي 1404ق، 26 :105).
3 .خداوند به آنان ملكوت آسمان و زمين را نشان ميدهد، چنانكه حضرت ابراهيم، ملكوت و مافوق عرش و پايين آن را مشاهده كرد ( فروخ صفار، 1404ق، 2 : 106).
4 .آنها معدن علم خداوند، موضع ودايع رسالت، درخت نبوت و محل رفت وآمد فرشتگانند .(221 :1 ،1365 ،كليني ؛56 : 2 ،ق1404 ،صفار فروخ).
5 .اين بزرگواران زمان فرا رسيدن مرگ و رويدادهاي ناخوشآيند « علم منايا و بلايا» را ميدانند و به اصل و نسب آدميان و چگونگي داوري بين آنها آگاهي دارند ( نك : كليني، 196 :1365،1).
6 .ائمه اطهار به حوادثي كه در گذشته اتفاق افتاده و پيش آمدها و اتفاقاتي كه در آينده تا روز قيامت به وقوع مي پيوندد، آگاهي دارند « علم ما كان و ما يكون الي يوم القيامة»؛ حتي به آنچه در آسمان و زمين است و به آنچه در بهشت و جهنم است، علم دارند ( كليني، 129 ،127 : 2 ،ق1404 ،صفار فروخ ؛160 :1 ،1365).
7 .به ايشان علم الكتاب و تفسير و تأويل قرآن عطا شده است ( حر عاملي، 1409ق، 27 :181) . با توجه به اين ابوابِ روايي و امثال آن كه هر كدام متضمن دهها روايتاند، پذيرفتن حتي يكي از آنها براي ما كافي است كه ترديدي در گستره علم امامان نداشته باشيم و آگاهيِ سرشار آنها را از نهان و آشكار وقايع عالم، بپذيريم و اعتراف كنيم.
ص55
قاسم علی شیخزاده
در پایان نامه رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا
بايد گفت عمده ترين دليل علم غـيب معصـومين روايـات اسـت كـه بصـورت زير تقسيم مي نمائيم.
الف)رواياتي كه بصورت تفسير روائي قرآن است.
ب)به صورت مستقل است نه روايات تفسيري .
ج)واژه غيب در آنها به كار رفته.
د)واژه غيب ندارد اما مطابق تعريف علم غيب است يعني تعريف علم غيب شامل آن مي گردد مانند رواياتي كه مي گويند ائمه دانش «ماكان ومايكون»دارند كه واژه غيـب در آن وجـود ندارد امـا تـعريفـي كه در گذشته از علم غيب نموديم شامل آن مي گردد.
هـ)دلالت اين اخبار بر علم غيب يا مطابقي يا تضمني يا التزامي است.
و)اين روايات يا خبر واحد است يا متواتر است كه هر چند بسياري از دانشمندان شيعه خبر واحد را در مسائل اعتقادي حجت نمي دانند ولي هستند در ميان آنان كسانيكه در مسائل اعتقادي نيز حجت مي دانند تحت شرائطي زيرا دليل حجيت خبر واحد سيـرة عـقلا واخبـار متـواتـر معنوي است و عقلا همانطور كه در امور عملي و فرعي به خبر ثقه عمل مي كنند در امور اعتقادي نيز چنين مي كنند
صفحه 51
رواياتي كه ميگويند امامي كه از سرنوشت خويش بي خبرباشد و نداند برسرش چه مي آيد حجت خدا بر خلق نيست دو دليل فوق آگاهي تمام معصومين رابر سرنوشت خويش بيان مي كرد و ازين به بعد به دلائلي اشاره مي شود كه آگاهي هر يك از معصومين را به گونه خصوصي به سرنوشت خويش بيان مي كند.
الف)پيامبر اكرم فرمود:نزديك است كه خوانده شوم و دعوت حق را اجابت كنم
توجه به يك نكته مهم:پيامبر گرامي اسلام در ميان معصومين بيشترين آمار اخبار غيبي را به خود اختصاص داده اند كه در كتاب احاديث الغيبه425حديث و اخبار غيبي از آنحضرت ثبت شده در حاليكه از علي(ع)123گزارش غيبي ثبت شده بنابراين اگر دراين نوشتار گزارشات غيبي رسول خدا كمتر است بدليل آنست كه در مورد آنحضرت بين مسلمين راجع به علم غيب او و...بحثي نيست بلكه مسلّم است از باب آفتاب آمد دليل آفتاب است.
چنانكه ابن منظور گفته:اَنت نبيّ تعلم الغيابا*لاقائلاً اِفكاً ولامرتاباً.
ب)خبردادن از شهادت فاطمة زهراء:دختر گرامي پيامبر اسلام فرمود پدرم خبر داد به من كه من اولين كسي هستم كه به او ملحق مي شوم لذا خوشحال شدم.
ج)خبردادن از شهادت اميرالمؤمنين:علي(ع)به معاويه فرمود:اي معاويه رسول خدا به من خبر داد كه امت او بزودي محاسنم را از خون سرم رنگين مي كنند و من شهيد مي شوم و تو بعد از من بر امت اسلام حاكم شده و فرزندم حسن را بوسيله سم مي كشي...
د)گزارش امام حسن(ع)از شهادت خويش:آنحضرت فرمود من بوسيلة سم و زهر از دنيا مي روم همانطوري رسول خدا چنين شد پرسيدند چه كسي اين كار را با تو مي كند فرمود همسرم جعده دختر اشعث بن قيس بدستور معاويه.
هـ)امام باقر فرمود:از عمر من بيش از پنج سال باقي نمانده است و هميطور شد.
و)امام صادق(ع)فرمود:زيدبن علي عموي آنحضرت دروغ مي گويد او قائم اين امت نبوده اگر خروج كند كشته خواهد شد
ي)گـزارش امـام هـفتـم(ع)ازشـهادت امـام رضـا بـازهر ودفن اودركنارهـارون درطوس درمنابع
زيرآمده .
ز)امام رضا(ع)در مدينه اهل و عيالش را جمع نموده دستور داد برايش بگريند تابشنود زيرا او ديگر بر نمي گردد
ح)امام جواد(ع)فرمود:من امشب از دنيا مي روم.
ط)امام هادي(ع)فرمود:پدرم همين الآن از دنيا رفت.
ی)حجاج عبدي،به امام يازدهم نامه نوشت كه دعا كند تا فرزندش شفا يابد امام در جوابش نگاشتند خداوند پسرت را رحمت كند كه با ايمان بود آن شخص مي گويد برايم بعداً معلوم شد كه در همان روزي كه حضرت نامه نوشته بودند فرزندم از دنيا رفته بوده.
صفحه 138 تا 140