اسماعیل بن جابر بن یزید جعفی

(تغییرمسیر از اسماعیل جعفی)

آشنایی اجمالی

اسماعیل بن جابر جعفی یا خثعمی کوفی[۱] از راویان مشهور امامی است که از اصحاب امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) به شمار می‌رود[۲] و از آن سه بزرگوار روایت کرده است[۳]. بر اساس تحقیقات رجالی، وی در طبقه چهارم راویان جای دارد[۴]. اسماعیل بن جابر افزون بر امامان معصوم، از محدثانی همچون ابوخالد کابلی، یونس بن ظبیان و عبدالحمید خادم اسماعیل بن جعفر[۵] حدیث آموخته و روایت کرده است. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان محمد بن سنان، جمیل بن دراج و عثمان بن عیسی[۶] می‌باشند.

درباره شخصیت اسماعیل بن جابر، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: بر اساس روایتی، برخی وی را به ریاست‌طلبی در دین متهم کرده و مدعی شده‌اند که او شایسته اعتماد نیست و سرانجامش هلاکت است[۷]؛ هرچند این روایت به دلیل ضعف سند[۸] و احتمال صدور از روی تقیه رد شده است[۹]. در مقابل، بزرگانی چون شیخ طوسی و علامه حلی بر وثاقت وی تأکید کرده‌اندـ شیخ طوسی او را موثق و ممدوح دانسته[۱۰] و علامه حلی نوشته است: اسماعیل بن جابر الجعفی الکوفی ثقه و ممدوح است و به حدیث او اعتماد می‌شود[۱۱]. طبق روایتی که عثمان بن عیسی نقل می‌کند، گویا اسماعیل بن جابر به بیماری فلج صورت مبتلا شده و پس از دیدار با امام صادق(ع)، حضرت به وی دستور دادند تا در کنار قبر پیامبر(ص) نماز بگزارد و دعا بخواند که این امر به بهبودی او انجامیده است[۱۲].

از تاریخ وفات وی گزارشی ثبت نشده، اما کتاب و اصولی که صفوان بن یحیی آنها را روایت کرده از آثار اوست[۱۳].[۱۴]

منابع

پانویس

  1. ر.ک: أ. منابع شیعی: رجال البرقی، ص۱۲، ۱۸ و ۲۸؛ معالم العلماء، ص۴۶، ش۴۲؛ رجال النجاشی، ص۳۲، ش۷۱؛ رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۱۹۹، ش۳۴۹؛ رجال الطوسی، ص۱۲۴، ش۱۲۴۶، ص۱۶۰، ش۱۷۸۹، ص۳۳۱، ش۴۹۳۴؛ الرجال (ابن داود)، ص۵۵، ش۱۷۶؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۸، ش۲؛ التحریر الطاووسی، ص۳۰، ش۱۶؛ نقد الرجال، ج۱، ص۲۱۲، ش۴۸۰، جامع الرواة، ج۱، ص۹۳، ش۶۳۷؛ الوجیزة فی الرجال، ص۳۰، ش۱۹۴؛ حاوی الأقوال، ج۱، ص۱۴۴، ش۲۹؛ تعلیقة علی منهج المقال، ص۸۹؛ منتهی المقال فی احوال الرجال، ج۲، ص۴۹، ش۳۳۷؛ طرائف المقال، ج۱، ص۴۰۷، ش۳۲۵۹، ج۲، ص۹، ش۶۵۸۲؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۳۲، ش۷۸۹؛ تنقیح المقال، ج۱۰، ص۲۷، ش۲۲۳۱؛ طبقات رجال الکافی، ص۶۸؛ شعب المقال فی درجات الرجال، ص۵۳، ش۹۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۳۱، ش۱۳۱۰؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۶۲۵، ح۲۰۲۱.
    ب. منابع سنی: لسان المیزان، ج۱، ص۳۹۷، ش۱۲۵۶.
    جعفی از تیره‌های قبیله مَذْحِج است که در یمن می‌زیستند. نام این تیره برگرفته از نام جعفی بن سَعد العشیرة بن مالک است. قبیله جعفی، همراه دیگر قبایل مذحج، در نبرد قادسیه (سال ۱۴ هجری قمری) شرکت داشتند و از آنها به یمنی‌های قدیم یاد شده است. از دوره امام باقر(ع) شمار جعفیان در میان شیعیان رو به افزایش گذاشت و در زمان امام صادق(ع) به اوج رسید. اسماعیل بن جابر جعفی یکی از مشهورترین اشخاص این خاندان در میان اصحاب امام محمد باقر و امام جعفر صادق(ع) است.
    منسوب به خثعم بر وزن جعفر است و مقصود از خثعم، خثعم بن أنمار بن أراش بن عمرو بن غوث بن نبت بن مالک بن زید بن کهلان بن سبأ است که پدر و رئیس قبیله به شمار میآمده است.
  2. ر.ک: رجال الطوسی، ص۱۲۴، ش۱۲۴۶؛ ص۱۶۰، ش۱۷۸۹؛ ص۳۳۱، ش۴۹۳۴؛ رجال البرقی، ص۱۲؛ رجال البرقی، ص۱۸ و ۲۸.
  3. «أَیُّوبُ بْنُ نُوحٍ، عَنْ صَالِحِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ، عَنْ أَبِی الْحَسَنِ اْلَأَوَّلِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ:: ابْتَدَأَنِی فَقَالَ: مَاءُ الْحَمَّامِ لَا یُنَجِّسُهُ شَیْءٌ»؛ قرب الاسناد، ص۳۰۹، ح۱۲۰۵.
  4. ر.ک: طبقات رجال الکافی، ص۶۸.
  5. ر.ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۲، ص۱۹۱، ج۳، ص۶۰ و ۵۲۵.
  6. ر.ک: تفسیر کنز الدقائق، ج۱، ص۲۱۵، ج۲، ص۱۹۱، ج۳، ص۵۲۵، ج۴، ص۴۱، ج۷، ص۲۵۵، ج۱۳، ص۴۴۰.
  7. رجال الکشی، اختیار معرفة الرجال، ص۱۹۹، ش۳۵۰ (فی إسماعیل بن جابر الجعفی).
  8. جبرئیل بن أحمد الفاریابی مراد است که شیخ طوسی نام وی را در کتاب الرجال و در باب من لم یرو عن واحد من الائمه(ع) عنوان کرده و چنین نوشته است: یکنی أبا محمد، کان مقیما بکش، کثیر الروایة عن العلماء بالعراق، و قم، و خراسان. رجال الطوسی، ص۴۱۸، ش۶۰۴۲.
    درباره جبرئیل بن احمد دو دیدگاه هست:
    أ. بعضی به جهت کثرت روایت وی و اعتماد کشی به روایت او وی را ثقه یا ممدوح دانسته اند:
    - کثیر الروایة عن العلماء بالعراق و قم و خراسان؛ منتهی المقال فی احوال الرجال، ج۲، ص۲۲۱، ش۵۱۹.
    - و أیضاً هو معتمد کش حتی أنه یعتمد علی ما وجد من خطه و فیه إشعار بجلالته بل بوثاقته أیضاً فتأمل. تعلیقة علی منهج المقال، ص۱۰۴.
    ب. برخی کثرت روایت و اعتماد کشی را کافی ندانسته و او را تضعیف کرده‌اند:
    - جبرئیل بن أحمد و هو و إن کان کثیر الروایة، إلا أنه لم یرد فیه توثیق و لا مدح. معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۹۸.
    والکشی یروی عنه کثیراً و یعتمد علیه و یروی ما وجده بخطه؛ ولکنک عرفت غیر مرة، أن اعتماد القدماء علی رجل، لا یدل علی وثاقته ولا علی حسنه، لاحتمال أن یکون ذلک من جهة بنائهم علی أصالة العدالة. معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۳۵۳.
  9. ر.ک: نقد الرجال، ج۱، ص۲۱۳؛ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۳۳، ج۱۸، ص۲۶۹.
  10. ر.ک: رجال الطوسی، ص۱۲۴، ش۱۲۴۶.
  11. ر.ک: خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۸، ش۲.
  12. «الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ وَ کَانَتْ عَرَضَتْ لَهُ رِیحٌ فِی وَجْهِهِ مِنْ عِلَّةٍ أَصَابَتْهُ وَ هُوَ مُحْرِمٌ قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع): إِنَّ الطَّبِیبَ الَّذِی یُعَالِجُنِی وَصَفَ لِی سَعُوطاً فِیهِ مِسْکٌ فَقَالَ اسْتَعِطْ بِهِ»؛ تھذیب الأحکام، ج۵، ص۲۹۸، ح۱۰.
  13. "روی عن أبی جعفر و أبی عبدالله(ع) وهو الذی روی حدیث الأذان له کتاب ذکره محمد بن الحسن بن الولید فی فهرسته، أخبرنا أبوالحسین علی بن أحمد قال: حدثنا محمد بن الحسن، قال: حدثنا محمد بن الحسن، عن محمد بن عیسی، عن صفوان بن یحیی عنه" رجال النجاشی، ص۳۳، ش۷۱؛ طوسی، الفهرست، ص۳۷، ش۴۹؛ رجال الطوسی، ص۱۲۴، ش۱۲۴۶.
  14. جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۴، ص۹۴-۱۱۳.