بحث:الهام در قرآن
الهام در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم
مراد از کلمه «الهام» که مصدر «اَلهَم» است، به معنای آن است که تصمیم و آگهی و علمی از خبری در دل آدمی بیفتد، و این خود مرتبهای از دریافتهای باطنی انسان و افاضهای است الهی، که به وسیله آن صورت علمیهای تصوری و یا تصدیقی برای انسان حاصل میگیرد و در مرتبهای پایین از وحی و بسا تجربهای باطنی برای عموم است که خدای تعالی به دل هر کس که بخواهد میاندازد. در این مدخل که در آیات فراوان با واژه تعلیم و علم لدنی یاد شده، اشاره به این حقیقت دارد. ﴿وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا﴾[۱]
نکته: در این آیه بر الهام معارف و علوم دست نایافتنی پیامبر از سوی خداوند تأکید شده و یکی از دلائل عصمت و صیانت پیامبر شمرده شده است[۲].
الهام
مقصود از الهام، تفهیم پیام، مطلب و حکمی از سوی خداوند در دل انسانها به نحو عموم و در بعض موارد به نحو خاص است. این تفهیم میتواند به صورت تکوینی و دائمی همراه خلقت انسان یا در موارد و رخدادهای خاصی باشد. از اولی میتوان به فطرت نیز تعبیر کرد یا حداقل به آن نزدیک است؛ همچنین بر آن میتوان هدایت تکوینی اطلاق کرد. آیه زیر از الهامی خبر میدهد که خداوند قوه و قدرت درک باید و نبایدها را به نفس انسان اعطا و الهام کرده است: ﴿وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾[۳].
چنین هدایت و الهامی دائمی است اما به شرط اینکه انسان به ندای غیبی گوش جان بسپارد. الهام به نفس از ناحیه او نیز دائمی است، ولی شنونده این صدا کم است؛ زیرا ما از خودمان آن قدر صدا به گوش جانمان میرسانیم که صدای حق شنیده نمیشود، وگرنه او همواره با جان ما سخن میگوید[۴].
اما الهام خاص بالاتر از فطرت و هدایت تکوینی است، چنانکه از اسمش مشخص است در موارد خاص از طرف خدا در حق بنده خاص صورت میگیرد که شامل انسان کامل مثل امامان و اولیاء میشود: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ﴾[۵].
در اصطلاح از این الهام به «وحی تسدیدی و تأییدی» تعبیر میشود، مرتبه پایینتر از آن به انسانهای وارسته اما غیر پیشوا مربوط میشود؛ مانند مادر حضرت موسی و حواری که از آن به «الهام نفسی» یاد میشود[۶]: ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ﴾[۷].
مورد دیگر الهام بر حواری حضرت عیسی است: ﴿وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي﴾[۸].[۹]
پانویس
- ↑ «و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص ۱۶۳.
- ↑ «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۷-۸.
- ↑ عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی، مراحل اخلاق در قرآن، ج۱۱، ص۱۵۹.
- ↑ «و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.
- ↑ ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۴، ص۳۳۴ و ج۶، ص۲۶۱؛ عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی، ج۷، ص۱۴۹؛ محمدهادی معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۷.
- ↑ «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن» سوره قصص، آیه ۷.
- ↑ «و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستادهام ایمان آورید» سوره مائده، آیه ۱۱۱.
- ↑ قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص۹۰.