بحث:تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)

درباره کتاب المبتدأ و المبعث و المغازی

کتاب المبتدأ و المبعث و المغازی، اثر محمد بن اسحاق بن یسار مطلبی (۸۱ یا ۸۵-۱۵۰ یا ۱۵۱)[۱] این کتاب که به «سیره ابن اسحاق» شهرت یافته، از نخستین آثار جامع در تاریخ اسلام و سیره رسول خدا(ص) است که در میانه‌های قرن دوم نگاشته شده است[۲]. ابن اسحاق گزارش‌های این کتاب را در موطن اصلی خود، مدینه و از زبان اشخاص آگاه به سیره که شمار آنان بیش از صد نفر است، به گوش خود شنیده و آنها را گرد آورده و در سفرهایی که به مصر، کوفه، جزیره، ری و بغداد داشته، آنها را به شاگردان خود املاء کرده است[۳]. کتاب سیره ابن اسحاق شامل سه قسمت بوده است؛ قسمت اول: «کتاب المبتدأ» یا تاریخ عصر جاهلیت، که خود چهار فصل داشته است؛ فصل اول، درباره آغاز خلقت از آفرینش جهان تا دوران حضرت عیسی(ع). این فصل بیش از همه با بی‌توجهی ابن هشام[۴] مواجه شده است و او اخبار مربوط به تاریخ انبیاء را از سیره ابن هشام حذف کرده است. فصل دوم شامل تاریخ یمن در عصر جاهلی است. درباره فصل دوم مطالبی در تاریخ طبری آمده است که اطلاعات مربوط به تاریخ یمن را تکمیل می‌کند. فصل سوم به قبائل عرب و آیین‌های آنان اختصاص داشته است. فصل چهارم ویژه نیاکان بلافصل رسول خدا(ص) و دیانت‌های مکه بوده است. در سیره ابن هشام از کتاب المبتدأ به جز فصل اخیر، قسمت‌های دیگر نیامده‌اند.

قسمت دوم، «کتاب المبعث» است که شامل زندگی پیامبر اسلام(ص) در مکه تا هجرت به مدینه است. قسمت سوم «کتاب المغازی» است که مهم‌ترین و مستند‌ترین بخش موجود سیره است. در این قسمت گزارش مفصل جنگ‌ها تا برپایی سقیفه بنی ساعده آمده است. مطالب قسمت‌های مختلف سیره ابن اسحاق از نظر اعتبار یکسان نیستند، قست اول کتاب مشحون از اسرائیلیات[۵] است و اسناد مطالب آن یا مجهول‌اند یا از یهودیانی هستند که ابن اسحاق از آن‌ها به بَعْضُ أَهْلِ الْعِلْمِ تعبیر کرده است. ابن ندیم او را در نوشته‌هایش متهم به تأثیرپذیری از یهود کرده[۶] و برخی نیز به همین دلیل او را طعن کرده‌اند[۷]. روش ابن اسحاق: بنای اصلی کتاب وی، بر نقل سند هنگام روایت است. استناد ابن اسحاق در نقل گزارش‌ها بیشتر به استادان برجسته مدنی‌اش، چون زُهری، عاصم بن عمر و عبدالله بن ابی بکر است[۸]. افزون بر اینکه در روایات این‌ها، مؤلف از همه صاحبان اطلاع و از فرزندان و نزدیکان کسانی که در حوادث دوران رسالت حضور داشته‌اند کسب خبر کرده است، چنان که از امام باقر(ع) حدیث شنیده است.

ابن اسحاق کتاب خود را به خواهش منصور عباسی نوشته است[۹]، اما پس از تألیف کتاب، خلیفه آن را طولانی دانسته و از مؤلف خواسته تا آن را مختصر سازد. ابن اسحاق کتاب بزرگ خود را در خزانه خلیفه عباسی نهاد و نسخه‌ای از آن را برای تلخیص به شاگردش سلمة بن فضل سپرد[۱۰]. اصل کتاب ابن اسحاق به صورتی که خود تدوین کرده بود، امروزه در دست نیست، اما روایت‌های کامل و ناقصی از آن موجودند که مفصل‌ترین آنها سیره ابن هشام است. ابن هشام از طریق زیاد بن عبدالله بکانی (م ۱۸۳) آن کتاب را روایت و تهذیب و تلخیص کرده است. روایت دیگر از سیره ابن اسحاق در تاریخ طبری است. طبری در تاریخ خود روایات ابن اسحاق درباره آغاز آفرینش و وقایع تاریخی تا سال ۵۴ ق، را نقل و از آن‌ها استفاده کرده است[۱۱]. وی در گزارش‌های خود از طریق محمد بن حمید رازی (م۲۴۸) به راوی بلافصل ابن اسحاق، یعنی سلمة بن فضل ابرش که از همتایان بکّائی است، استناد می‌کند.

درباره کتاب السیرة النبویة

کتاب السیرة النبویة، تألیف عبدالملک بن هشام مَعافری مصری (م ۲۱۳ یا ۲۱۸)[۱۲]

این کتاب که به «سیره ابن هشام» شهرت یافته[۱۳]، یکی از دو منبعی است که در سیره و مغازی رسول خدا(ص) دارای اعتبار و شهرت بسیاری است. سیره ابن هشام، در واقع همان سیره ابن اسحاق است که ابن هشام آن را تهذیب و تلخیص و به عبارتی بازنویسی کرده است[۱۴]. ابن هشام، بنابر آنچه در مقدمه کتاب خود[۱۵] گفته مطالبی را که ویرایش، یا حذف کرده است عبارت‌اند از: - حذف «کتاب المبتدأ» در تاریخ انبیا و اختصار مباحث مربوط به آباء و اجداد پیامبر(ص) و اخبار جاهلیت؛ - حذف آنچه در آن یادی از پیامبر خدا(ص) نشده و چیزی از قرآن درباره آن نازل نشده و ارتباط و تأثیری در مطالب کتاب سیره ندارد؛ - اشعاری که ابن اسحاق آورده و آشنایان و عالمان به شعر آنها را درست نمی‌دانند؛ - مطالبی که نقل آنها شنیع است و خاطر برخی را می‌آزارد؛ - چیزهایی که زیاد بن عبدالله بکائی (م ۱۸۳) برای ابن هشام روایت نکرده است (بکائی همه سیره را دو بار نزد ابن اسحاق خوانده است). از نکات یاد شده، نکته سوم و چهارم تا حدی مهم است. در نکته سوم، ابن هشام به یک سانسوری دست زده که باید دید اخبار ناخوشایند به مزاق چه کسی خوش نیامده است؟ درباره نکته چهارم نیز بکائی ممکن است روایتی از سیره را از خود ابن اسحاق شنیده باشد که ابن اسحاق به دلایلی آن را در سیره نیاورده است. به علاوه، ممکن است بکائی به دلائلی از نقل برخی اخبار سر باز زده باشد. بنابراین، هر دو می‌تواند عاملی در حذف برخی نقل‌ها باشد که طبعاً ارتباطی به ابن هشام ندارد. بخش عمده حذف‌های صورت گرفته از سوی ابن هشام، از کتاب «المبتدأ» بوده که بسیاری از آن را طبری در تاریخ انبیا آورده است و بخش مهمی از آنها را که مربوط به اخبار مکه قدیم بوده، ازرقی در کتابش نقل کرده است. در بخش سیره رسول خدا(ص) مطالب حذف شده، اندک‌اند و مواردی چون اسارت عباس بن عبدالمطلب در جنگ بدر که برای حاکمان عباسی نگران کننده بوده مورد توجه ابن اسحاق نیز قرار نگرفته است؛ گرچه این مطلب در تاریخ طبری[۱۶] آمده است. ابن هشام مطالبی از سیره را حذف کرده، ولی مطالب دیگری بر آن افزوده است، مواردی که ابن هشام اضافه کرده با نام او قید شده‌اند و به خوبی از مطالب ابن اسحاق تفکیک پذیرند. شرح‌ها و ترجمه‌هایی بر کتاب سیره ابن هشام نوشته شده‌اند که مهم‌ترین آنها کتاب «الروض الاُنُف» از عبدالرحمن بن عبدالله سهیلی اندلسی (۵۰۸-۵۸۱) است. هدف این شرح مبسوط بر سیره ابن هشام، شرح لغات نامأنوس، جملات دشوار، شرح نسب‌های مشکل و کامل کردن مواردی است که ناقص مانده‌اند[۱۷]. همچنین ابوذر مصعب بن محمد خُشنی (۵۳۳-۶۰۴) نیز شرحی در یک مجلد بر سیره ابن هشام با نام «الإملاء» نوشته و به توضیح اشعار و لغات آن پرداخته است. برهان الدین ابراهیم بن محمد شافعی در سال ۶۱۱ق، سیره ابن هشام را مختصر کرده و آن را «الذخیرة فی مختصر السیره» نامیده است. ابومحمد عبدالعزیز دِمیَری (م ۶۹۴) نیز سیره ابن هشام را به نظم در آورد. رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی (م ۶۲۳) نیز آن را به فارسی برگردانید و شرف الدین محمد بن عبدالله بن عمر، آن ترجمه را خلاصه کرد. این ترجمه با مقدمه مفصل اصغر مهدوی چاپ شده است. چاپ تحقیق شده سیره ابن هشام از سوی سه نفر - السقا، الابیاری و شلبی- در چهار جلد به سال ۱۹۵۵م، در قاهره منتشر شد[۱۸].

درباره کتاب

درباره کتاب

درباره کتاب

درباره کتاب

درباره کتاب

درباره کتاب

درباره کتاب

پانویس

  1. شیخ طوسی، ابن اسحاق را تضعیف کرده است. ر.ک: طوسی، رجال، ص۳۴۴.
  2. ابن حبان، الثقات، ج۷، ص۳۸۳.
  3. مهدوی، اصغر، مقدمه خلاصه سیرت رسول الله، تلخیص و انشای محمد بن عبدالله بن عمر، ج۱، ص۶-۸.
  4. درباره ابن هشام و کتاب او در ادامه همین نوشتار مطالبی ارائه خواهد شد.
  5. به مجموعه مطالبی گفته می‌شود که منشأ آن‌ها برگرفته از داده‌ها و اعتقادات یهودیان و مسیحیان تازه مسلمان بوده است.
  6. ابن ندیم، الفهرست، ص۱۰۲.
  7. ابن حبان، ثقات، ج۷، ص۳۸۲-۳۸۳؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۴.
  8. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۴.
  9. ابن هشام، السیرة النبویة، مقدمه، ج۱، ص۱۴؛ بغدادی ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب، ج۱، ص۱۹.
  10. بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۲۱.
  11. ر.ک: آل داوود، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۳، مدخل «ابن اسحاق».
  12. برای ملاحظه شرح حال ابن هشام ر.ک: سهیلی، الروض الانف، ج۱، ص۳۳-۴۳؛ قفطی، انباه الرواة، ج۲، ص۲۱۲، حاشیه ۶.
  13. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۱۷۷.
  14. جاودان، «ابن هشام و سیره او»، آینه پژوهش، شماره ۱۱، ص۱۱.
  15. ابن هشام می‌گوید: ... و ما يعرض من حديثهم... و أشياء بعضها يشنع الحديث به، و بعض يسوء بعض الناس ذكره؛ (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴).
  16. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۴۶۳.
  17. برای اطلاع بیشتر ر.ک: مهدوی، مقدمه سیرت رسول الله، ص۷۰.
  18. عمده مطالب مربوط به سیره ابن اسحاق و سیره ابن هشام از بخش معرفی نسخه، برنامه الکترونیکی نورالسیره نوشته شده است.
بازگشت به صفحهٔ «تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)».