بحث:صابر مولای بسام
آشنایی اجمالی
صابر از موالی (وابستگان یا بردگان آزاد شده) بصام بن عبدالله صیرفی بود.[۱] وی از راویان امام صادق(ع) به شمار میرفت و روایاتی از آن حضرت نقل کرده است.[۲] نجاشی (از علمای رجال شیعه) در کتاب فهرست خود از صابر نام برده و کتابی به او نسبت داده است.[۳]
نکته قابل توجه درباره صابر این است که نامش در برخی منابع به صورت «صابر مولی بصام» و در برخی دیگر به شکلهای متفاوتی مانند «صبار مولی ابی عبدالله» یا «صابر بن عبدالله بن بصام» آمده است.[۴] این تفاوتها به دلیل شیوه نگارش قدیمی و احتمال اشتباه در نسخهبرداری بوده است.
مولای صابر
بصام بن عبدالله صیرفی، مولای صابر، خود از اهالی کوفه و از موالی بنی اسد بود (یعنی اصالتاً عرب نبوده و به قبیله بنی اسد وابسته شده بود).[۵] او دارای کنیه ابوعبدالله بود و در منابع شیعه و اهل سنت روایاتی از او نقل شده است.[۶]
روایات و آثار
از صابر روایاتی در کتب حدیثی شیعه مانند کافی و تهذیب نقل شده است.[۷] کتابی نیز به او نسبت داده شده که از طریق ابوالصباح به دست ما رسیده است.[۸]
جایگاه علمی
درباره جایگاه علمی و اعتبار روایات صابر، در منابع رجالی کهن توثیق صریحی وجود ندارد.[۹] از این رو، دانشمندان رجالی معاصر در مورد اعتبار روایات او نظرات متفاوتی دارند.[۱۰]
پانویس
[۱] رجال النجاشی ۱/۴۴۹. [۲] الکافی ۳/۳۱۷. [۳] رجال النجاشی ۱/۴۴۹؛ رجال ابن داوود ۱۸۴. [۴] رجال البرقی ۴۷؛ تهذیب الاحکام ۲/۹۶. [۵] رجال النجاشی ۱/۴۴۹. [۶] جامع الرواة ۱/۴۰۴. [۷] الکافی ۳/۳۱۷؛ تهذیب الاحکام ۲/۹۶. [۸] رجال النجاشی ۱/۴۴۹؛ الذریعه ۶/۳۳۸. [۹] معجم رجال الحدیث ۹/۴۸. [۱۰] منتهی المقال ۴/۵؛ مستدرکات علم رجال الحدیث ۴/۲۲۶.
نسخه رجالی
صابر، مولای (برده آزاد شده یا وابسته) بصام بن عبدالله صیرفی ابوعبدالله بود.[۱] وی در منابع رجالی و حدیثی با عناوین متفاوتی معرفی شده است: نجاشی او را «صابر مولی بصام بن عبدالله صیرفی» نامیده، در کافی و تهذیب به صورت «صابر مولی بصام» ذکر شده، در تهذیب یک مورد «صبّار مولی ابیعبدالله» آمده (که احتمالاً همان صابر است) و در رجال برقی به صورت «صابر بن عبدالله بن بسام» (که این انتساب و بسام با سین صحیح نیست) ثبت شده است.[۲]
صابر از راویان امام صادق(ع) بوده و نجاشی کتابی به او نسبت داده است.[۳] طریق نجاشی به این کتاب، مسیری از مشایخ بغداد به قم و سپس به کوفه را طی میکند و در نهایت به صابر میرسد: «أخبرنا عدة من أصحابنا عن جعفر بن محمد، قال: حدثنا محمد بن الحسن عن محمد بن الحسن الصفار قال: حدثنا محمد بن الحسین بن أبی الخطاب عن صفوان بن یحیی، عن أبی الصباح عن صابر مولی بصام بکتابه».[۴]
مسائل و ابهامات رجالی
۱. تصحیف در نام
تفاوت بین «صابر» و «صبّار» احتمالاً ناشی از خط کوفی است که در آن الف وسط کلمه نوشته نمیشد و «صبر» میتوانست هم به صورت «صابر» و هم «صبّار» خوانده شود.[۵] در مورد «ابی عبدالله» که در عنوان «صبّار مولی ابی عبدالله» آمده، به احتمال قوی اشاره به کنیه بصام (ابوعبدالله) است، نه امام صادق(ع).[۶]
۲. ارتباط با صُبیح ابوالصباح
یکی از ابهامات مهم، رابطه صابر با شخصی به نام «صُبیح ابوالصباح مولی بصام» است که نجاشی برای او نیز مدخلی جداگانه آورده است.[۷] احتمال دارد این دو یک نفر باشند، اما از آنجا که نجاشی هر دو را به طور مستقل ذکر کرده و برای هر یک کتابی جداگانه قائل شده، این احتمال ضعیف مینماید.[۸] مطابق نقل نجاشی، بصام دو مولی داشته است: یکی صابر و دیگری صُبیح ابوالصباح.[۹]
۳. عدم ذکر در فهرست شیخ طوسی
شیخ طوسی با آنکه مشایخش با نجاشی یکی است، صابر را در فهرست خود نیاورده، اما صُبیح را دو بار ذکر کرده است.[۱۰] این امر موجب شده تستری احتمال دهد که شاید شیخ طوسی تصور کرده کتاب متعلق به ابوالصباح (صُبیح) بوده و صابر صرفاً راویای بوده که در آن کتاب از او روایتی نقل شده است.[۱۱] این فرضیه میتواند عدم ذکر صابر در فهرست شیخ را توجیه کند.
۴. مشکل در انتساب نسب
در رجال برقی، صابر به صورت «صابر بن عبدالله بن بصام» معرفی شده که این انتساب با چند اشکال مواجه است: اولاً طبق رسم زمان، برای موالی و بردگان اسم پدر ذکر نمیشد؛ ثانیاً عبدالله، پدر بصام بوده نه پدر صابر.[۱۲] این انتساب احتمالاً ناشی از اشتباه یا تحریف در نسخهها بوده است.
وثاقت و اعتبار
علیرغم ذکر نام صابر توسط نجاشی و نسبت دادن کتاب به او، هیچگونه توثیق یا مدح صریحی در کلام رجالیون متقدم برای وی یافت نشده است.[۱۳] ادعای «حسنه» بودن روایت او به دلیل «امامی ممدوح» بودن، هم از جهت اثبات صغری (ممدوح بودن صابر) و هم از جهت درستی کبری (حسنه بودن روایت هر امامی ممدوح) مورد نقد جدی قرار گرفته است.[۱۴] بنابراین، وثاقت صابر از دیدگاه علم رجال مشکلدار محسوب میشود.
مولای صابر
بصام بن عبدالله صیرفی، ابوعبدالله، مولی بنی اسد بود. مراد از مولی بنی اسد در اینجا ولاء است، نه بردگی، یعنی خود بصام اصالتاً عرب نبوده و خود را به بنی اسد ملحق کرده است.[۱۵] نکته قابل توجه این است که مرحوم نجاشی در بخش رجالی، نسب کامل بصام را آورده (با ذکر مصدر «ذکره ابوالعباس فی کتاب الرجال»)، اما در بخش فهرستی فقط «عن بصام بکتابه» مینویسد.[۱۶]
درباره بصام، ابن سعد از علمای عامه گفته: «لا اعلم له اباً» (پدرش را نمیشناسم)، در حالی که در منابع شیعی او به صورت «بصام بن عبدالله» معرفی شده است.[۱۷] همچنین، در منابع اهل سنت کنیه او را ابوالحسن ذکر کردهاند، اما در منابع شیعه ابوعبدالله آمده است.[۱۸] او در منابع اهل سنت بیش از منابع شیعی روایت دارد، هرچند شیعه بودن او محرز است.[۱۹]
روایات و آثار
از صابر روایاتی در کتب حدیثی شیعه مانند کافی و تهذیب نقل شده است. کتابی نیز به او نسبت داده شده که از طریق ابوالصباح به دست ما رسیده است.[۲۰]
پانویس
[۱] رجال النجاشی ۱/۴۴۹. [۲] رجال البرقی ۴۷؛ الکافی ۳/۳۱۷؛ تهذیب الاحکام ۲/۹۶. [۳] رجال النجاشی ۱/۴۴۹؛ رجال ابن داوود ۱۸۴. [۴] رجال النجاشی ۱/۴۴۹. [۵] معجم رجال الحدیث ۹/۴۸. [۶] معجم رجال الحدیث ۹/۴۸. [۷] رجال النجاشی ۱/۴۴۹. [۸] معجم رجال الحدیث ۹/۱۰۰. [۹] رجال النجاشی ۱/۴۴۹. [۱۰] مستدرکات علم رجال الحدیث ۴/۲۲۶. [۱۱] مستدرکات علم رجال الحدیث ۴/۲۲۶. [۱۲] رجال البرقی ۴۷. [۱۳] معجم رجال الحدیث ۹/۴۸. [۱۴] منتهی المقال ۴/۵. [۱۵] رجال النجاشی ۱/۴۴۹. [۱۶] رجال النجاشی ۱/۴۴۹. [۱۷] جامع الرواة ۱/۴۰۴. [۱۸] جامع الرواة ۱/۴۰۴. [۱۹] جامع الرواة ۱/۴۰۴. [۲۰] الکافی ۳/۳۱۷؛ تهذیب الاحکام ۲/۹۶؛ الذریعه ۶/۳۳۸.