شبهه نیاز به بعثت: گروهی گفتهاند: اگر دستاوردهای انبیا با عقل موافق است پس بیهوده است و یا مخالف با عقل است که قابلپذیرش نمیباشد. پاسخ این است که عقل نسبت به برخی دستورات انبیا نفیاً و اثباتاً ساکت است [۱].
شبهه نفی ضرورت بعثت: فخر رازی با توجه به استدلال ابن سینا میگوید: هیچ ملازمهای بین احتجاج مردم به شارع و ضرورت وجود شارع نیست، زیرا لازم نیست هر چیز اصلی برای این عالم تحقق و تحصل یابد. اگر در پاسخ بگوییم که بین رفع احتجاج مهم و حیاتی انسان و فیض و خیرخواهی و کمالات نامتناهی حقتعالی ضرورت بالقیاس است، صدور کمال، وجوب فلسفی مییابد نه وجوب اخلاقی و اشکال فخر رازی به قاعده لطف و قاعده اصلی نیز رفع میشود [۲].
شبهه نظامهای غیردینی: ابن خلدون میگوید: در عرض نظام اجتماعی اسلام، نظامهای اجتماعی دیگری است که بدون احتیاج به شریعت توانمندند. پاسخ: قانونی سعادت دنیایی بشر را تأمین میکند که به همه ابعاد و جنبههای روحانی و جسمانی، فردی، اجتماعی بشر توجه داشته باشد. ضمانت اجرایی را برای همه مردم تأمین کند. تنظیم و تدوین قوانین دنیایی با این همه ویژگیها به دست انسانهای عادی امکانپذیر نیست لذا بشر هنوز با عقل و احساسات و دهها امر روانی و نفسانی دیگر نتوانسته است در این امور به دیدگاه یگانهای برسد [۳].
شبهه برهان حکمت الهی: ازآنجاکه ابزارهای عادی معرفت بشری "عقل و حس و تجربه" برای رسیدن به کمال، کافی نیست پس محتاج به وحی میباشیم. اما سؤال این است که از کجا معلوم میشود که هدف خداوند حکیم از خلقت انسان، رساندن او به کمال است. پاسخ: خدا، جامع جمیع کمالات است و حکیمی است که حکمتش علاوه بر هدف فاعلی، هدف فعلی هم دارد و مقصود از هدف فعلی برطرف کردن نقص فعل است. زیرا کمال محض، فیاض کمال است نه نقص، پس خداوند حکیم، خواهان کمال مخلوق است. برفرض که هدف خداوند، کمال انسان باشد، آیا کمال و سعادت انسان منحصراً با وحی محقق میشود؟ پاسخ: خدا، ابزارهای عمومی مشخصی همچون حس و عقل و وجدان به انسان داده است، ممکن است دهها ابزار دیگر هم باشد ولی به انسان نداده است. اما ابزارهایی که ما داریم برای هدایت کافی نیست. علاوه بر این انسان، به یک سعادت دنیوی نیازمند است که تأمینکننده سعادت اخروی او باشد و این ابزارهای عادی برای شناخت چنین سعادت جامعی کفایت نمیکند.
شبهه فترت در زمان قبل از پیامبر: در زمان بعثتحضرت محمد (ص) پیامبر دیگری نبوده است و چند نسل باید بگذرد تا پیام او به همه جهانیان برسد؛ پس بخش عظیمی از مردم در این مدت از نیل به سعادت محروم میشوند. اگر بعثت ضرورت دارد، این فترت هدایت چه توجیهی دارد؟ پاسخ: طبق دلایل نقلی – قطعی، خدای سبحان، پیامبران را برای همه اقوام فرستاده است اما گاهی شخص دیگری، مانع هدایت میگردد. اینگونه گمراهی، آسیبی به براهین ضرورت پیامبران نمیرساند و اینکه عدهای به خاطر منع دیگران از رسیدن به درجات عالیتر بازماندند، بر اصل برهان آسیبی نمیرساند. دیگر اینکه: برهان نگفته که لحظهبهلحظه باید پیامبری فرستاده شود بلکه دلیل عقلی اثبات میکند که بعثت انبیا ضرورت دارد؛ حال، اگر پیامبر در زمان یا مکان خاصی فرستاده نشد، باید ببینیم چه دلیلی داشته است. از طرفی دیگر از دعوت پیامبر پیشین و عقل و فطرت بهرهمند بودهاند به همان اندازه، مهتدی و سعادتمند هستند [۴].
پرسش های دیگری
آیا برای ما نیز پیامبری از سوی خدای متعال فرستاده شده یا اینکه خدای حکیم برنامهای برای هدایت ویژه بشر امروز در نظر نگرفته است؟
چرا بسيارى از مردم، از هدايت انبياء محروم مانده اند؟
چرا خداى متعال جلو اختلافات و انحرافات را نگرفته است؟