بحث:عدل در فقه اسلامی
عدالت در اخلاق الهی
واژه عدالت یکی از واژههای پرکاربرد در علم فقه است. در ابواب زیادی از جمله شرایط مفتی، شرایط امام جماعت، شرایط بینه و شاهد، عدالت به کار رفته است. فقها عدالت را به سه صورت تعریف کردهاند. بسیاری از فقها عدالت را به عنوان یک ملکه تعریف کردهاند بدون اینکه افعال خارجی را در تعریف آن دخالت دهند[۱]؛ البته شکی نیست که این ملکه در رفتار و کردار آدمی اثر میگذارد به طوری که گناه کبیره انجام نمیدهد و بر گناه صغیره اصرار نمیورزد. برخی دیگر عدالت را ملکه فعل و ترک میدانند[۲]. در این تعریف هر چند عدالت یک ملکه نفسانی است، ولی با افعال خارجی انسان ارتباط مستقیم دارد و ظاهر کلام برخی از فقهای پیشین این است که عدالت همان کارهای نیکی است که انسان انجام میدهد[۳]. عدالت طبق تعریف اول و دوم، صفت صفت نفسانی است. طبق این مبنا، عادل کسی است که در نفس خود نهادی داشته باشد که او را از اجتناب معاصی و شکستن حدود باز دارد؛ بنابراین، مرزداری عملی بدون استناد به چنین نهادی، عدالت نامیده نمیشود؛ ولی طبق تعریف سوم، صفت فعل انسان است. عادل به این معنی کسی است که خود مرزنگهدار و کارهایش مطابق موازین شرعی باشد، خواه به نهادی نفسانی مستند باشد یا نباشد[۴].
پانویس
- ↑ علامه حلی، ارشاد الاذهان، ج۲، ص۱۵۶؛ فخر المحققین، ایضاح الفوائد، ج۴، ص۳۱۶؛ شهید اول، دروس، ج۲، ص۱۲۵؛ محقق سبزواری، ذخیرة المعاد، ج۱ و ۲، ص۳۰۳.
- ↑ محقق نراقی این قول را از ظاهر کلام فقهای متقدم استفاده کرده است. (ر.ک: مستند الشیعة، ج۱۸، ص۷۰).
- ↑ میرزای قمی، غنائم الایام، ج۲، ص۲۲؛ ر.ک: نراقی، مستند الشیعة، ج۱۸، ص۷۰.
- ↑ تهرانی، مجتبی، اخلاق الهی ج۱۴، ص۵۳ ـ ۵۴.