جعفر بن محمد نوفلی در معارف و سیره رضوی
آشنایی اجمالی
نامی از او در کتب رجال نیست و در منابع در دسترس یادی از وی به میان نیامده است، او در روی پل اربق که دهکدهای بین رامهرمز و بهبهان بوده امام رضا(ع) را ملاقات کرده و از وی روایت میکند، او میگوید: در روی پل اربق امام(ع) را ملاقات کردم و بر او سلام کردم و گفتم:
قربانت گردم گروهی اعتقاد دارند پدرت زنده میباشد! فرمودند: آنها دروغ میگویند، خداوند آنها را لعنت کند، اگر پدرم زنده بود که میراثش تقسیم نمیشد و یا زنانش ازدواج نمیکردند، به خداوند سوگند او مژه مرگ را چشید همان گونه که علی بن ابی طالب(ع) مرگ را چشیدند، گوید: عرض کردم: پس من بعد از این چه کاری انجام دهم و دستور شما در این باره چیست؟
امام(ع) فرمودند: بعد از این به فرزندم محمد مراجعه کنید، و من اکنون در راهی قدم گذاشتهام و به جایی میروم که مراجعتی نخواهد بود، مبارک باد آن قبری که در طوس خواهد بود، و آن دو قبری که در بغداد هستند، گوید: عرض کردم ما یکی را میشناسیم پس دومی کدام است؟ فرمودند: قبر من و هارون این چنین به هم خواهند چسبید و بعد دو انگشت خود را به هم متصل کردند.[۱]