جمیع بن عمیر تیمی

مقدمه

جمیع بن عمیر بن عفاق تیمی (در برخی اسناد حنفی یا لیثی)، با کنیه «ابوالاسود»، کوفی و از بنی‌تیم الله بن ثعلبه است[۱]. نام وی در کتب رجالی شیعه عنوان نشده، اما در اسناد شماری از روایات شیعه و سنی با عناوین مختلفی قرار گرفته است. نام او در سند روایت تفسیر کنز الدقائق به‌اشتباه جمیع بن عمار ثبت شده بود[۲]. ابن حجر وی را از طبقه سوم راویان شمرده است[۳]. جمیع بن عمیر احادیثی را از محدثانی همچون عایشه، عبدالله بن عمر بن الخطاب و أبی بردة بن نیار الأنصاری آموخته و روایت کرده است[۴]. وی دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان سلیمان الأعمش، العوام بن حوشب، کثیر النواء می‌باشند[۵].

درباره شخصیت جمیع بن عمیر، میان علما و رجال‌نویسان اختلاف است: برخی چون ابن حبان، ابن نمیر و بخاری وی را محدثی ضعیف و غیرموثق دانسته و مدعی شده‌اند که او رافضی و از دروغ‌گوترین مردم بوده و اقدام به جعل حدیث می‌کرده است[۶]. این اتهامات بیشتر بر اثر نقل روایاتی است که وی در فضائل امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) روایت کرده است[۷]. در مقابل، بزرگانی چون عجلی[۸]، ابن ابی‌حاتم رازی[۹]، ابن حجر[۱۰] و ذهبی[۱۱] بر وثاقت وی تأکید کرده‌اند. ابوحاتم رازی او را از شیعیان خالص دانسته و از تعابیر رجالیان استظهار می‌شود که وی دارای اعتقادات شیعی بوده است[۱۲].[۱۳]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. تهذیب الکمال، ج۵، ص۱۲۴، ش۹۶۶؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۱۱۵.
  2. ر.ک: أ. منابع شیعی: تنقیح المقال، ج۱۶، ص۱۷۵، ش۴۱۸۲؛ أعیان الشیعه، ج۴، ص۲۲۰؛ الإفصاح عن أحوال رواة الصحاح، ج۱، ص۲۷۳، ش۲۴۰؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۲۳۶، ش۲۹۲۲؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۷۱۲، ش۱۵۷۹.
    ب. منابع سنّی: التاریخ الکبیر، ج۲، ص۲۴۲، ش۲۳۲۸؛ معرفة الثقات، ج۱، ص۱۶۵، (ش ۹۷۰) و ص۲۷۲، (ش ۲۲۹)؛ الجرح والتعدیل، ج۲، ص۵۳۲، ش۲۲۰۸؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۱۱۵؛ المجروحین، ج۱، ص۲۱۸؛ ابن عدی، الکامل، ج۲، ص۱۶۶، ش۳۵۴؛ علل الدار قطنی، ج۶، ص۲۴، ش۹۵۴؛ تهذیب الکمال، ج۵، ص۱۲۴، ش۹۶۶؛ الکاشف، ج۱، ص۲۹۶، ش۸۱۰؛ المغنی فی الضعفاء، ج۱، ص۲۱۵، ش۱۱۷۸؛ میزان الإعتدال، ج۱، ص۴۲۱، ش۱۵۵۲؛ الکشف الحثیث، ص۸۷، ش۲۰۱؛تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۶۵، ش۹۷۰؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۹۶، ش۱۷۷؛ لسان المیزان، ج۷، ص۱۹۰، ش۲۵۳۳؛تنزیه الشریعة المرفوعه، ج۱، ص۴۶، ش۳۷؛ تاریخ الإسلام، ج۷، ص۴۳.
  3. ر.ک: تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۶۵، ش۹۷۰.
  4. التاریخ الکبیر، ج۲، ص۲۴۲، ش۲۳۲۸؛ ج۸، ص۳۵۰، ش۳۲۹۰؛ تهذیب الکمال، ج۵، ص۱۲۵، ش۹۶۶.
  5. التاریخ الکبیر، ج۲، ص۲۴۲، ش۲۳۲۸؛ الجرح والتعدیل، ج۲، ص۵۳۲، ش۲۲۰۸؛ ابن حبان، الثقات، ج۶، ص۴۶۶؛ ابن عدی، الکامل، ج۲، ص۱۶۶، ش۳۵۴؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۲۶۱؛ تهذیب الکمال، ج۵، ص۱۲۵، ش۹۶۶.
  6. التاریخ الکبیر، ج۲، ص۲۴۲، ش۲۳۲۸؛ میزان الاعتدال، ج۱، ص۴۲۱، ش۱۵۵۲؛ تاریخ الإسلام، ج۷، ص۴۴.
  7. ابن عدی، الکامل، ج۲، ص۱۶۶ - ۱۶۷، ش۳۵۴.
  8. جمیع بن عمیر التیمی تابعی ثقة معرفة الثقات، ج۱، ص۲۷۲، ش۲۲۹.
  9. حدثنا عبدالرحمن قال: سألت أبی عنه فقال:... محله الصدق [صالح الحدیث] کوفی من التابعین الجرح و التعدیل، ج۲، ص۵۳۲، ش۲۲۰۸.
  10. صدوق یخطو تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۶۵، ش۹۷۰.
  11. جمیع بن عمیر التیمی الکوفی عن الصحابة روی الناس حدیثه و أحسبه صادقا و قد رماه بعضهم بالکذب فالله - تعالی – أعلم المغنی فی الضعفاء، ج۱، ص۲۱۵، ش۱۱۷۸.
  12. من عتق الشیعة الجرح و التعدیل، ج۲، ص۵۳۲، ش۲۲۰۸.
    یادآوری می‌شود تعبیر من عتق الشیعة را ابو حاتم رازی درباره شماری از راویان به کار برده است. ذهبی آن را با تعبیر جلد یکی دانسته و به معنای رفض و شیعه تندرو. (الکاشف، ج۱، ص۷۲: و أما جلد: فیستعملها غالباً مع الرافضی الشیعی، و هی للدلالة علی تمکنه و تشدده فی مذهبه و فی القاموس: الجلد: الشدة و القوة، و هو جلد، و جلید من أجلاد و جلداء، و جلاد، و جلد. و یستعمل المصنف (یعنی ابو حاتم رازی) بهذا المعنی و السیاق کلمة أخری، لا سیما فی کتاب المیزان فیقول مثلا: فلان من عتق الشیعة، یرید من المتشددین فیهم، لأنّ العتیق هو القدیم، و من قدم فی أمر تمکن فیه و قوی.
  13. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۵، ص۶۰۵-۶۱۳.