حصین بن عبید بن خلف خزاعی

(تغییرمسیر از حصین بن عبید)

آشنایی اجمالی

وی از تیره بنی غاضره از خزاعه[۱] و پدر عمران بن حصین (صحابی مشهور) بود[۲]. با آن‌که برخی منابع با عبارت «أسلم قدیماً»، وی را از پیشگامان در اسلام دانسته‌اند[۳] و بر صحابی بودن و اسلام آوردن او تأکید کرده‌اند[۴]، اما برخی در اسلام آوردن و صحابی بودن وی تردید کرده‌[۵] و نقل کرده‌اند که وی در حالی‌که مشرک بود درگذشت[۶]. ولی درست آن است که او اسلام آورد[۷]. خبرهایی که از وی نقل کرده‌اند نیز بیانگر آن است که او خدمت رسول خدا(ص) رسیده و اسلام آورده است. بر پایه روایتی، قریش از حصین بن عبید - که او را گرامی می‌داشتند - خواستند تا واسطه شود و با رسول خدا(ص) برای جلوگیری از بدگویی به خدایان آنان گفت‌وگو کند،، اما این گفت‌وگو به اسلام آوردن حصین منجر شد[۸]. بر اساس این خبر که با اندکی تفاوت در بیشتر منابع آمده، عمران بن حصین گوید، رسول خدا(ص) از پدرم پرسید: چند خدا را پرستش می‌کنی؟ گفت: هفت خدا؛ یکی در آسمان و شش خدا در زمین[۹]. پس از گفت‌وگویی، رسول خدا(ص) به او فرمود: اگر اسلام بیاوری، دو کلمه به تو می‌آموزم که برایت سود دارد. پس از آن‌که حصین اسلام آورد، از رسول خدا(ص) خواست دو کلمه‌ای که به وی وعده داده بود به او بیاموزد. حضرت فرمود: بگو: خدایا، رشد مرا به من الهام کن و مرا از شرّ نفسم پناه ده[۱۰]. بر اساس خبر دیگری، رسول خدا(ص) به او فرمود: نُه خدای خود در زمین را رها کن[۱۱]. بنا بر نقلی، وی خدمت رسول خدا(ص) رسید و گفت: ای محمد! عبدالمطلب برای قومش بهتر از تو بود. او به آنان جگر اطعام می‌کرد و آب گوارا می‌داد، اما تو آنان را به کشتن می‌دهی؛ رسول خدا(ص) فرمود: آنچه خدا خواهد، می‌گویی؟ گفت: چه بگویم؟ فرمود: بگو خدایا مرا از شرّ نفسم حفظ کن، و مرا بر بهترین کارم مصمم گردان.سپس گفت: اکنون چه بگویم؟ فرمود: بگو آنچه را آشکار و آنچه را پنهان و آنچه را خطا کردم و آنچه را در آن عمد داشتم و آنچه را می‌دانستم یا نمی‌دانستم، بر من ببخش[۱۲]. بنا بر روایتی، حصین خدمت رسول خدا(ص) رسید و پرسید: آیا انسان نیکوکار و مهمان‌نوازی که صله رحم می‌کرده؛ اما در زمان جاهلیت در گذشته است (و اسلام را درک نکرده است)، این کارها برایش سودی دارد؟ ایشان فرمود: نه[۱۳].[۱۴]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۲۳۷.
  2. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۰۸؛ أبو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۳۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۳۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۷۶.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۴۷۱؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۸، ص۱۰۳.
  4. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۸؛ ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۱، ص۲۲۲.
  5. أبو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۳۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۳۴.
  6. ابن حیان، اخبار القضاة، ج۱، ص۲۹۲.
  7. ر.ک: طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۸، ص۱۰۳؛ ابن جوزی، تلقیح فهوم اهل الاثر، ص۱۸۱-۱۸۲.
  8. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۷۶.
  9. یا گفت: ده خدا؛ یکی در آسمان و نه خدا در زمین، ر.ک: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۰۹.
  10. أبو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۳۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۳۵.
  11. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۰۹.
  12. بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۱۶۳؛ أبو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۸۳۷.
  13. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۷۶؛ با اندکی تغییر، ر.ک: ابن حیان، اخبار القضاه، ج۱، ص۲۹۲؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۸، ص۲۲۰.
  14. خانجانی، قاسم، مقاله «حصین بن عبید بن خلف خزاعی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۸۲-۸۳.