خالد بن رباح حبشی

آشنایی اجمالی

وی مکنی به ابورویحه و برادر بلال[۱] بود[۲]. ابن عساکر[۳] گوید: نام او طحیل (طحبل) بود که عمر او را خالد نام نهاد، اما ابن حجر[۴] به اشتباه به نقل از ابن عساکر طحیل را برادر خالد بن رباح دانسته است. روایتی برای او نقل نشده است[۵]. بر اساس روایت ابن عساکر[۶]، او در فتح مکه شرکت داشت و بر سهیل بن عمرو که در شرفیابی به محضر رسول خدا(ص) تأخیر داشت، سخت گرفت و با اعتراض آن حضرت مواجه شد. او همراه بلال در داریا[۷]سکونت کرد[۸].

به نقلی خالد زنی از زنان عرب را خواستگاری کرد، گفتند اگر بلال نیز بیاید، او را به ازدواج شما درمی‌آوریم[۹]. از حصین بن نمیر سکونی نقل شده هنگامی که عمر بلال را به ولایت عمان گماشت[۱۰]، بلال به اردن آمد و دست برادرش را گرفت و گفت: این برادر من است که هر دو برده بودیم، خدا ما را آزاد کرد و فقیر بودیم ما را غنی ساخت و گمراه بودیم، ما را هدایت کرد، اگر ما را زن بدهید، الحمدلله (ستایش خدا را می‌کنیم) و اگر زن ندهید می‌گوییم: لا اله الا الله. حصین گوید او را زنی عربی از قبیله کنده دادند[۱۱].

ابن منده گوید: بلال به عمر می‌گفت: فرمان بده برادرم ابورویحه را که رسول خدا(ص) میان من و او پیمان برادری بست، به شام بیاید. ابن حجر[۱۲] از این جمله ابن منده چنین استفاده کرده است که خالد برادر نسبی بلال نیست، بلکه تنها رسول خدا(ص) میان او و بلال عقد برادری بسته است.

ابوعبید در کتاب مواعظ گوید: شنیدم خالد می‌گفت: مردم سه دسته‌اند: سالم[۱۳]، غانم[۱۴] و شاجب[۱۵]. تاریخ درگذشت او معلوم نیست، اما گفته شده قبر او در حلب است[۱۶].[۱۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. نخستین برده مسلمان و مؤذن رسول خدا(ص).
  2. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۰۴؛ ذهبی، تجرید أسماء الصحابه، ج۱، ص۱۵۰.
  3. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۰، ص۲۳.
  4. ابن حجر، الاصابه، ج۳، ص۴۱۸.
  5. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۹.
  6. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۹، ص۴۴۹.
  7. از قرای دمشق، بنگرید: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۴۳۱.
  8. ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۱۹.
  9. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۹۹.
  10. خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۸۸.
  11. ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۴۲.
  12. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۹۹.
  13. کسانی که گزندشان به دیگران نمی‌رسد.
  14. کسانی که به غنیمت رسیده و امر به خیر و نهی از منکر می‌کنند.
  15. هلاک‌شوندگان به جهت سخنان خود برای از بین بردن ظلم؛ متقی هندی، کنز العمال، ج۱۶، ص۱۲۷.
  16. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۲۴.
  17. محمدی، رمضان، مقاله «خالد بن رباح حبشى»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۸۳-۱۸۴.