آشنایی اجمالی

برخی منابع بدون اشاره به نسب و مشخصاتی از وی، او را از صحابه شمرده و گفته‌اند: وی نزد رسول خدا(ص) رفت و از آن حضرت خواست تا برایش قرآن بخواند، آن حضرت آیات﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَأْمُرُ بِٱلْعَدْلِ وَٱلْإِحْسَـٰنِ وَإِيتَآئِ ذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَيَنْهَىٰ عَنِ ٱلْفَحْشَآءِ وَٱلْمُنكَرِ وَٱلْبَغْىِ...[۱] را برایش خواند. خالد از آن حضرت خواست تا آیات را تکرار کند و چون رسول خدا(ص) آیات را تکرار کرد، وی گفت: «به خدا قسم، این سخن شیرینی و زیبایی دارد، پایین این سخن فراوانی و بالای آن سودرسانی دارد و آن را بشر نگفته است»[۲]. ابن عبدالبر[۳]، پس از اشاره به این خبر گوید: نمی‌دانم وی همان «خالد بن عقبة بن ابی‌معیط» است یا کسی دیگر و به گمانم وی غیر از اوست. ابن اثیر[۴] و ابن حجر[۵] نیز به همین اظهار تردید ابن عبدالبر اشاره کرده‌اند. البته بسیاری از منابع به ویژه منابع تفسیری این خبر را به ولید بن مغیره نسبت داده‌اند[۶] چنان‌که بخش پایانی خبر را به برخی دیگر نیز نسبت داده‌اند[۷].[۸]

منابع

پانویس

  1. «به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز می‌دارد؛ به شما اندرز می‌دهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه 90.
  2. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۶، ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۱۰.
  3. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۷.
  4. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۵.
  5. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۱۰.
  6. بغوی، تفسیر، ج۴، ص۴۱۵؛ سمرقندی، تفسیر، ج۲، ص۲۸۸؛ ثعلبی، تفسیر، ج۶، ص۳۸؛ قاضی عیاض، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۲۶۲.
  7. ر.ک: قرطبی، الجامع لاحکام، ج۱۷، ص۱۵۱.
  8. خانجانی، قاسم، مقاله «خالد بن عقبة»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۱۹۹.