خالد بن نافع خزاعی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از خالد خزاعی)

آشنایی اجمالی

ابونافع خالد را با توجه به نسبتش می‌توان از قبیله خزاعه دانست. وی را با نسبت ازدی نیز معرفی کرده‌اند[۱]. ابن حجر[۲] او را همان خالد خزاعی دانسته و شرح حال وی را به خالد خزاعی ارجاع داده است[۳]. ابن عبدالبر[۴]، میان خالد بن نافع و خالد خزاعی فرق گذاشته است، اما در شرح حال هر دو گفته است: نافع از پدرش خالد روایت دارد و هیچ شاهدی بر دو نفر بودن این دو نام نیاورده است. ابن اثیر[۵] دو نفر دانستن خالد خزاعی و خالد بن نافع خزاعی را از ابن عبدالبر، توهمی بیش ندانسته و بر یکی بودن این دو چنین شاهد آورده است که نام فرزند هر دو نافع است و در شرح حال هر دو گفته شده نافع از پدرش خالد روایت دارد.

از او در شمار بیعت‌کنندگان بیعت رضوان (سال هشتم) یاد شده است[۶]. او بعدها ساکن کوفه شد[۷] و روایت او را کوفیان نقل کرده‌اند[۸]. خالد را در شمار کسانی آورده‌اند که سه حدیث از رسول خدا(ص) نقل کرده است[۹]. وی از رسول خدا(ص) نقل کرده است که فرمود: من از خداوند سه چیز خواستم که دوتای آن را به من عطا فرمود، اما از یکی بازداشت؛ نخست خواستم شما را به عذاب‌های پیشینیان عذاب نکند و دیگر آنکه دشمنی را بر شما مسلط نکند که شما را به تصرف خود درآورد، این دو مستجاب شد، اما خواستم ناراحتی برخی از شما را برای برخی دیگر قرار ندهد که آن را مستجاب نکرد[۱۰]. در برخی منابع تنها بخش نخست این خبر آمده است[۱۱]. خبر یاد شده را معاذ بن جبل و شماری دیگر از صحابه نیز نقل کرده‌اند[۱۲]. در شمار کسانی که خطبه معاویه را پس از قتل عثمان نقل کرده‌اند، نام «خالد خزاعی» آمده است[۱۳]، اما روشن نیست که منظور همین خالد باشد و اگر چنین باشد دست‌کم وی تا زمان جنگ صفین (سال ۳۷) می‌زیسته است. فرزندش نافع راوی حدیث اوست[۱۴].[۱۵]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸؛ ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۰۴.
  2. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۱۴.
  3. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۲۰.
  4. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۸ و ص۲۰.
  5. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۱۸ و ص۱۳۹.
  6. ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۱۰۴؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۴۶.
  7. بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۶۲.
  8. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۲۰.
  9. ابن حزم، اسماء الصحابه، ص۲۸۲؛ ابن جوزی، تلقیح فهوم أهل الأثر، ص۳۷۴.
  10. ابن ابی‌عاصم، الأحاد والمثانی، ج۴، ص۳۰۸؛ طبری، جامع البیان، ج۷، ص۲۹۱؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۳؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۴۷؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۴۷؛ و با اندکی تغییر، ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۳۹؛ و به اختصار، ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۲۱.
  11. ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸؛ بغوی، معجم الصحابة، ج۲، ص۲۳۷؛ ابن حیان، طبقات المحدثین باصبهان، ج۳، ص۴۱۰.
  12. ر.ک: ابن خزیمه، صحیح، ج۲، ص۲۲۵؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۲۰، ص۱۴۸؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۱۴۵.
  13. منقری، وقعة صفین، ص۸۱.
  14. ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۶۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸.
  15. محمدی، رمضان، مقاله «خالد بن نافع خزاعی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۰۴.