خنابة بن کعب عبشمی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

تصحیف شده نام و نسبت او حنابه و عبسمی آمده است[۱]. خنابه به معنای شر و فساد[۲] و عبشمی منسوب به عبدشمس بن عبدمناف است[۳]. ابن ماکولا[۴] اعراب این نام را همان‌گونه که نوشته شده بیان کرده است. خنابه صحابی نیست، بلکه از معمرین و شاعران دوره جاهلیت و اسلام است و با توجه به سیره و سنتی که پیامبر(ص) درباره تغییر نام‌های بد داشته است، چنانچه خنابه دیداری با آن حضرت می‌داشت نامش را تغییر می‌داد. از این رو، ابن حجر نامش را در بخش مخضرمان قرار داده است.

خبر او را ابوحاتم سجستانی در کتاب المعمرین والوصایا[۵] به اختصار چنین آورده است. خنابه در زمانی که موضوع ولایت‌عهدی یزید سامان یافته بود[۶] و ۱۴۰ سال داشت، نزد معاویه رفت و معاویه از حال او پرسید. خنابه هم در ابیاتی (شش بیت) بیان داشت که روزگار تن او را ضعیف کرده و جز زبانی بران برای او باقی نگذاشته است. خنابه ابیاتی نیز در سرزنش دو فرزندش که اموال او را تصاحب کرده بودند سروده است. منابع متأخر مانند ابن ماکولا و ابن عساکر و ابن حجر اطلاعات خود را از ابوحاتم سجستانی گرفته‌اند. علامه امینی[۷] و به تبع او دکتر جواد جعفر الخلیلی[۸] برای رد ادعای مسن بودن ابوبکر از تمام صحابه به افراد مسن‌تر از او استناد کرده و از خنابه نام برده‌اند، اما با توجه به اینکه وی اصلا صحابی نبوده، قرار دادن نام او در فهرست صحابه صحیح نیست.[۹]

منابع

پانویس

  1. بنگرید: ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۷، ص۵۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۰۳.
  2. زبیدی، تاج العروس، ج۱، ص۴۷۴.
  3. سمعانی، الأنساب، ج۴، ص۱۴۲.
  4. ابن ماکولا، الإکمال، ج۲، ص۳۷۳.
  5. ابو حاتم سجستانی، المعمرین والوصایا، ص۱۰۶.
  6. یعنی سال ۵۶، ر.ک: طبری، تاریخ، ج۵، ص۳۰۱.
  7. امینی، الغدیر، ج۷، ص۲۸۲.
  8. جعفر الخلیلی، شرح قصیده الرائیه، ص۸۶.
  9. هدایت‌پناه، محمدرضا، مقاله «خنابة بن كعب عبشمی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۵۵.