خنافر بن توام حمیری

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از خنافر بن توأم حمیری)

آشنایی اجمالی

وی با توجه به نسبتش، به حمیر، از قبایل یمنی نسب می‌برد[۱]. برخی صحابه‌نگاران[۲] بر اساس خبری که در اسنادش خدشه است، نامش را در کتاب‌های خود ذکر کرده و گفته‌اند: وی از کاهنان حمیر بود و به دست معاذ بن جبل در یمن مسلمان شد. خلاصه خبر چنین است که هنگام وفد یمنی‌ها، خنافر شتری از قبیله مراد غصب کرده و با مال و خانواده‌اش خارج شده و در سرزمینی حاصلخیز به جنی برخورد می‌کند، جنی با خنافر درباره پایان زندگی و مرگ سخن گفته و خبر می‌دهد که پیامبری از قبیله مضر ظهور کرده است، اگر به او ایمان آوری پاداش آن به تو داده می‌شود وگرنه به آتش جهنم وارد می‌شوی... . خنافر گوید: با شنیدن این خبر، شتر دزدی را به اهلش دادم سپس به سوی معاذ بن جبل در صنعا رفته و با او بیعت کردم و معاذ سوره‌هایی از قرآن به من آموخت. خنافر در این باره شعری سروده که بیانگر اشتیاق و اعتقاد او به دین اسلام است[۳].

این خبر (بر فرض صحت هم) نمی‌تواند دلیل بر صحابی بودن خنافر، یا ملاقاتش با رسول خدا(ص) باشد[۴]. بنابراین، ابن حجر[۵] شرح حالش را در بخش سوم الاصابه (مخضرمین) آورده است که زمان رسول خدا(ص) را درک کرده، اما آن حضرت را ندیده است. فرزندش خریم مردی فصیح بوده و با معاویة بن ابی‌سفیان گفتگویی داشته است[۶].[۷]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: سمعانی، الأنساب، ج۲، ص۲۷۰.
  2. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۴۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۱۸۸؛ ذهبی، تجرید أسماء الصحابة، ج۱، ص۱۶۲.
  3. شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۲، ص۲۱۰؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۰۴.
  4. مغلطای، الإنابة الی معرفة المختلف فیهم من الصحابة، ج۱، ص۲۰۹.
  5. ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۰۴.
  6. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۳۳۴.
  7. بانشی، رحمت‌الله، مقاله «خنافر بن توأم حمیری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۲۵۵-۲۵۶.