ردیح بن ذؤیب عنبری

آشنایی اجمالی

وی فرزند ذؤیب بن شعثم بن قرط و با توجه به نسبش پیداست که به تیره بنی‌العنبر، از قبیله بنی‌تمیم نسب می‌برد[۱]. پدرش از صحابه و نامش کلاح بود که رسول خدا(ص) آن را به ذویب تغییر داد[۲].

تنها مدرک کسانی که او را در شمار صحابه آورده‌اند، روایتی است که از طریق فرزندان وی نقل شده است. بر اساس این خبر، روزی عایشه به رسول خدا(ص) عرضه داشت: من قصد دارم بنده‌ای از فرزندان اسماعیل(ع) را آزاد کنم، رسول خدا(ص) فرمود: صبر کن تا غنایم قبیله عنبر بیایند، سپس چهار تن از غلامان آنان را برگزین. از این رو، عایشه ردیح، سمره، رخی و زبیب را برگزید، سپس رسول خدا(ص) دست خود را به سر آنان کشید و برای آنان دعای برکت کرد و فرمود: ای عایشه اینان از فرزندان اسماعیل(ع) هستند[۳]. ممکن است خبر یاد شده مربوط به وفد بنی‌عنبر باشد که در سال دهم هجری پس از حمله عیینة بن حصن به سوی بنی‌عنبر رخ داد و به اسارت برخی از آنان انجامید[۴]۰ طبرانی[۵] نقل این روایت را فقط از یک طریق دانسته که قرینه‌ای بر ضعف روایت نزد وی است.

عبدالله فرزند ردیح راوی اوست[۶] و نوادگانش عطاء بن خالد و مسور بن قریط در شمار راویان هستند[۷].[۸]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. بنگرید: ابن سلام، کتاب النسب، ص۲۳۷؛ سمعانی، الانساب، ج۴، ص۲۴۵.
  2. ر.ک: مدخل ذویب بن شعثم.
  3. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۲۳۱؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۲۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۷۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۵۲ و ص۴۰۱.
  4. ر.ک: واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۷۴؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۲۶۹؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۱۵۷.
  5. طبرانی، المعجم الاوسط، ج۸، ص۶۲.
  6. ذهبی، تجرید اسما الصحابه، ج۱، ص۱۸۲.
  7. ابن ابی‌حاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۴۵۰ و ج۶، ص۳۳۱.
  8. بانشی، رحمت‌الله، مقاله «رديح بن ذؤیب عنبری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۴۰.